1395/1/24 ۱۱:۰۱
بیست و پنجم فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری، شاعر و عارف نامی قرن هفتم هجری نام گرفته است. با توجه به اهمیت اندیشههای عطار و نقش مهم وی در شکلدهی جریان عرفان ایرانی و بنمایههای ادبیات عرفانی و همچنین جایگاه ویژه وی در ادبیات ایران وجهان، بحق میتوان این روز را روز بزرگداشت عرفان ایرانی نیز نامید. عطار را آغازگر جریانی در شعر فارسی میدانند که بعدها توسط مولوی به کمال رسید.
به مناسبت ۲۵فروردين روز بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری فائزه نوریان: بیست و پنجم فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری، شاعر و عارف نامی قرن هفتم هجری نام گرفته است. با توجه به اهمیت اندیشههای عطار و نقش مهم وی در شکلدهی جریان عرفان ایرانی و بنمایههای ادبیات عرفانی و همچنین جایگاه ویژه وی در ادبیات ایران وجهان، بحق میتوان این روز را روز بزرگداشت عرفان ایرانی نیز نامید. عطار را آغازگر جریانی در شعر فارسی میدانند که بعدها توسط مولوی به کمال رسید. زندگی عطار شیخ فریدالدین محمدبن ابراهیم عطار نیشابوری، شاعر پارسیگوی قرن ششم هجری است. زادگاه، موطن و مزارش نیشابور است. از جزییات و اتفاقات زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست و آنچه درباره زندگی او گفته میشود و حتی مرگش به دست مغولان، بیشتر به افسانه میماند. این مسئله حتی در باب آثار او نیز صادق است. به گفته ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبیات ایران برخی متقدمان آثار عطار را 114 و به عدد سوره های قرآن کریم گفتهاند که این گزاره صرفنظر از نادرست بودن، بیانگر نگاه قدیسوار به شخصیت عطار است و وجود همین نگاه است که ما را به اهمیت و تاثیرگذاری عطار در گذشته ادبیات ایران رهنمون میشود و همین مسئله موجب شده که طی هفت قرن پس از مرگ عطار اشعار زیادی سروده و به او نسبت داده شود. عطار را نمیتوان تنها با اطلاعات ادبی که او را در زمره بزرگان شعر عرفانی قرار میدهد، شناخت. بیشک او پرورش دهنده جریانی است که از سنایی غزنوی در قرن پنجم آغاز شده و با مولوی در قرن هفتم به اوج رسیدهاست و حافظ آن را در قرن هشتم به گونهای دیگر متجلی ساختهاست. او عرفان را با عشق درآمیخت و غزل عارفانه سرودن که میراث سنایی بود را پرورد و کلام عارفانه را در قالب داستان عاشقانه بیان کرد. شیخ صنعان و دختر ترسا یکی از زیباترین داستانهای عاشقانه ادب فارسی، داستان شیخ صنعان و دختر ترساست که درست در میان یک منظومه نمادین عرفانی نشسته است. شیخ صنعان داستان پیر صاحب کراماتی است که عنان به دست دل و دل به دست دختر ترسایی میسپارد تا اینکه دیده از ایمان و پارسایی میدوزد و جدا مانده از حلقه مریدان، مرید عشق میشود. گذار از عرفان زاهدانه به عرفان عاشقانه که درونمایه این داستان نیز هست غایتی است که ریشه در تمام آثار و اندیشههای عطار دارد. گویی شیخ صنعان و دختر ترسا داستان سرنوشت ادبیات عرفانی ایران است که از بند زهد جنیدیان اهل صَحو به دامان عرفان عاشقانه و تاملات بزرگانی چون بایزید بسطامی میگریزد. این داستان چنان با ظرافتهای زبانی، تصویر پردازیها و بیان خاص عطار پرورش یافته که میتوان بارها آن را جدا از غایت عرفانی و نگاه صوفیانه نظاره کرد و لذت برد بی آنکه به ساختارش خللی وارد شود یا معنایش را از دست بدهد. سیمرغ و سیمرغ توجه عطار به اساطیر و کاربرد نمادهایی که صبغه ایرانی دارند مانند سیمرغ در داستان منطقالطیر و توجه معنیدار عطار به این عناصر به آثار او غنای خاصی بخشیده و از سوی دیگر موجب گسترش قلمرو فکری و زبانی آن شدهاست. این نماد یکی از زیباترین و به تعبیر استاد شفیعی کدکنی، «لطیفترین» بیان ممکن از رابطه حق و خلق و دشواری های راه سلوک است. زیبایی این منظومه که از برجستهترین آثار عرفانی ادبیات جهان است، از بازیهای زبانی با لفظ سیمرغ و سیمرغ آغاز میشود و در تمام داستان ادامه مییابد ضمن اینکه اهمیت این منظومه به اندازهای است که میتوان آن را درسنامه عرفان و تصوف ایرانی نامید. قال و حال عطار در تذکرۀ الاولیاء که یکی از مفصلترین آثار در معرفی عارفان و بیان احوالات آنان است، گاهی هدف متن که همانا تذکره بودن است را به کناری نهاده و چنان با شور از آنان سخن میگوید که دیگر ابدا نمیتوان او را یک راوی دانست و کلام از سیاق تذکره نویسی خارج میشود. شیفتگی و جذبهای در کلام او وجود دارد که بحق گواه همان اتصال درونی مردان خداست. زمانی که از حسین منصور حلاج سخن میگوید که «آن شیر بیشه تحقیق، آن شجاع صفدر صدیق، آن غرقه دریای مواج، حسین منصور حلاج...» به روشنی نثرش به نظم و قال او به حال میگراید و گاه از این مکاشفات، کلامی رخ مینماید که از دایره ارجاعات زبان خارج است اما در حکم روزنی است که حقیقتی را بازنمایی میکند که عموماً زبان از بیان آن ناتوان است؛ آنگاه که از زبان بایزید بسطامی میگوید: «به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو شد». دیگر آثار عطار مصیبت نامه نیز پس از منطقالطیر از مهمترین آثار اوست و در قالب حکایتهایی در بیان موضوعات مختلف عرفانی است که دربردارنده نگاه ویژه عطار به پدیدههایی است که هر یک وسیلهای برای بیان مفاهیم پیچیدهای شدهاند؛ از جمله حکایاتی در باب دیوانگان که گاه در خدمت بیان یک مفهوم عمیق عرفانی در آمدهاند. همچنین «الهی نامه»، «دیوان قصاید و غزلیات» و «مختارنامه» که مجموعه رباعیات اوست. در این میان منظومههایی چون حلاجنامه، بیسرنامه، اشترنامه، مظهرالذات، نزهتنامه و آثار سست دیگری وجود دارند که به عطار نسبت داده شدهاند که هیچ یک از او نیست اما متاسفانه گاه در نوشتههای شرقشناسان و با کمال تاسف در نوشتههای بعضی نویسندگان ایرانی و شرقی خود را نشان میدهند. اندیشههای عطار بی شک اولین بارقههای عرفان ایرانی در شعر و اندیشه عطار تبلور مییابد. همان طور که اشاره شد آمیختن عرفان با قالب غزل را سنایی پایه نهاد اما در آثار او دوگانگیهایی دیده میشود که ناشی از تاثیر عوالمی است که گاه در تضاد با عرفان هستند و از یکپارچگی نگاه عرفانی در متن میکاهند اما شعر عطار و اندیشه او تماماً تحت تاثیر یک جهانبینی است که آن نیز عرفان ایرانی است. تاثیر شگرف اندیشه عطار از عرفای خراسان و سخن بزرگانی چون ابوسعیدابوالخیر یا شطحیات بایزید بسطامی و تصانیف حلاج، عین القضات همدانی و ابوالحسن خرقانی موجب شده که آثار عطار آیینه تمام نمای عرفان ایرانی باشد. البته باید بدانیم که عطار تنها راوی این اندیشهها نیست بلکه به زیباترین شیوه، آن را در دامن شعر و ادبیات پرورده است چنانکه تاثیر او را در شعر مولوی و حتی حافظ میتوان دید.
منبع: قانون
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید