1393/3/24 ۱۳:۱۴
فرهاد دفتری متخصص در تاریخ شیعه اسماعیلی است. او مدخلهایی را در دانشنامه جهان اسلام و ایرانیکا و دانشنامه اسلام نوشتهاست.فرهاد دفتری در سال 1317 در شهر بروکسل در بلژیک متولد شد. پس از یکی، دو سال همراه خانواده به ایران آمد و تحصیلات ابتدایی تا متوسطه (کلاس نهم) را در مدرسه البرز به پایان رساند. حدود 2 سال در ایتالیا و 3 سال در انگلستان بود و در سال 1337 برای 14 سال به آمریکا رفت و بدون وقفه مدارج لیسانس، فوق لیسانس و دکترایش در رشته اقتصاد از دانشگاه برکلی کالیفرنیا اخذ نمود. او تقریباً از سال آخر تحصیلات دکترای اقتصاد به مطالعات اسماعیلی علاقهمند شد. وی سپس به ایران بازگشت و مدتی در سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی ایران به کار پرداخت و در دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) تدریس کرد. او ۱۲ جلد کتاب در زمینه فرقه شیعه اسماعیلیه نوشته است.
ویلفرد فردیناند مادلونگ زاده ۲۶ دسامبر ۱۹۳۰ در اشتوتگارت از اسلامشناسان معاصر است. خانواده او در ۱۹۴۷ (میلادی) به آمریکا مهاجرت کردند. او در سال ۱۹۵۳ مدرک لیسانس را در تاریخ و ادبیات اسلامی از دانشگاه قاهره اخذ کرد و در سال ۱۹۵۷ از دانشگاه هامبورگ درجه دکتری در مطالعات اسلامی دریافت کرد. مادلونگ رساله دکتری خود را تحت نظر اشتروتمان و اشپولر به پایان رساند. مادلونگ از ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۰ وابسته فرهنگی در سفارت آلمان در بغداد بود. او در خلال سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۸ استاد اسلامشناسی در دانشگاه شیکاگو بود. همچنین در سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۸ استاد کرسی Laudian در عربی و مطالعات اسلامی در دانشگاه آکسفورد بود.
تاریخ تطور آثار مرجعی و دانشنامهای درباره اسلام در غرب ارتباط نزدیکی دارد با تصورات اروپاییان از اسلام و تحولات در عرصه مطالعات اسلامی در غرب. ارزیابی مناسب سامانیافتن و سهم دانشنامه اسلامیکا را در چنین بستری بهتر میتوان انجام داد.
دانش اروپاییان از اسلام به مثابه یک دین یا حتی یک تمدن تا اوایل دوره مدرن کموبیش ناقص و محدود مانده بود. این دانش محدود خود مبتنی بر «جهلی خیالآمیخته» بود تا براساس منابع اطلاعاتی دقیقی که اروپاییان اگر میخواستند میتوانستند به آنها دسترسی پیدا کنند و این خود مزید بر علت شده بود. نخستین برداشتها و تصورات غربیان از اسلام که چندین قرن حفظ شدند، کموبیش به طور کامل ریشه در جدلیات دینی داشت چون اروپاییان سدههای میانه قصدشان حفظ مدعیات کلامی مسیحیت و نفی کلام مسلمانان بود. در نتیجه، دیری نپایید که وارد جدلیات کلامی شدند و آگاهانه روایتهای نادرست و گزافی را درباره اسلام و تاریخاش جعل کردند.
وقتی لشکر مسلمانان فتوحات خود را خارج از شبهجزیره عربستان آغاز کردند، اسلام، این جهان «دیگر»، در ذهن جهان غربی مسیحی به مثابه مشکلی دیده شد و این مشکل به مرور زمان ابعاد دینی و عقلانی مهمی در کنار جنبههای سیاسی و نظامی اولیهاش پیدا کرد. و این تصور اساسا منفی از اسلام تقریبا هزارسال حفظ شد تا میانه قرن هفدهم که ترکان عثمانی که چراغ آرزوها و عظمتهای گذشته مسلمانان را در امپراتوری پررونق خود برافروخته بودند، همچنان نماینده یک تهدید نظامی جدی در برابر صلح و ثبات جهان مسیحی و سرزمینهای اروپایی بودند.
در چنین اوضاعی، تصورات اروپاییان از اسلام در اساس ریشه در هراس و بیدانشی آنها داشت که منتهی به تصویری یکسره محرف و از بن عبث از اسلام در ذهن غربیان میشد. مهم است در نظر داشته باشیم که این تصویر عموما در سراسر سدههای میانه و پس از آن نیز حفظ شد، هر چند اروپاییان به تدریج به اطلاعاتی درباره اسلام از منابع مختلف دسترسی پیدا کرده بودند، به ویژه پس از مشارکتشان در حرکت صلیبیان که از اواخر قرن یازدهم میلادی آغاز شد.
رهبران فرنگی نخستین جنگ صلیبی، بلافاصله پس از پیروزیشان بر مسلمانان، چهار دولت کوچک را در سرزمینهای تصرفشده خاور نزدیک برپا کردند. اما صلیبیان علاقهای به گردآوری اطلاعات دقیق درباره مسلمانان و عقاید دینیشان نداشتند. این بیعلاقگی وقتی آشکارتر میشود که به یاد بیاوریم هم صلیبیان و هم برخی از برجستهترین مورخانشان، مثل ویلیام صوری (حدود 1184م)، هر کدام چندین دهه را در مجاورت مسلمانان گذراندند و تماسهای گسترده نظامی، دیپلماتیک، اجتماعی و تجاری با آنها داشتند. در واقع، حاکمان فرنگی و ساکنان صلیبی خاور نزدیک را یک جامعه عربزبان بومی حفظ میکرد که عمدتاً متشکل از مسلمانان سنی و شیعه بود. خلاصه آنکه تماس مستقیم میان فرنگیها و مسلمانان در دوره صلیبیان منجر به هیچ بهبود مهمی در درک غربیان از اسلام، چه در شرق لاتین و چه در اروپا نشد، چون صلیبیان از اساس از تقریبا همه جنبههای اسلام به مثابه یک دین و تمدن همچنان ناآگاه باقی ماندند.
به دنبال آن، شمار اندکی از افرادی در اروپا تلاشهایی پراکنده و نادر برای مطالعه جدیتر اسلام انجام دادند و داستانها را با مشاهده و شواهد متنی تکمیل کردند، هر چند هدف اصلیشان همچنان رد و محکوم کردن بود. به هر حال، تا آخر قرن پانزدهم، درک استاندارد اروپاییان از اسلام که کلیسای کاتولیک نیز آن را تایید میکرد، همچنان نمایانگر تصویری جدلی و فوقالعاده محرف بود که ریشه در جهل و خیالپردازی داشت.
اروپاییان سدههای میانه به طرز حیرتآوری از برخی جنبههای اساسی پیام اسلام بیخبر مانده بودند، ولی بیشک اطلاعات آنها از اختلافات داخلی شیعه- سنی درون اسلام بسی کمتر از آن بود و از ظرافت تعبیرهای متفاوت میان گروههای مختلف اسلامی و عقایدشان نیز بیخبر بودند. در چنین احوالی بود که اروپاییان تقریبا یکسره بیخبر از اسلام شیعی و تفاوتهای آن از اسلام سنی بودند، هر چند از دهه آغازین قرن دوازدهم صلیبیان با جامعههای مختلف شیعی در خاور نزدیک، ابتدا با اسماعیلیان نزاری سوریه و فاطمیان مصر تماس پیدا کرده بودند.
پس از استقرار تشیع دوازدهامامی به عنوان دین رسمی صفویان ایران در سال 907/1501 زمینه برای فراهمشدن بهتر اطلاعات درباره اسلام شیعی برای غربیانی که به دیدن آن کشور میرفتند مهیا شد. اما دانشوران اروپایی که دانشآموخته الهیات و مطالعات لغتشناسی بودند، هنوز به متون اسلامی که منجر به گشایشی در مطالعه آنها از اسلام فارغ از تصورات جدلورزان ضداسلامی نسلهای اولیه شود، دسترسی نیافته بودند. در همینحال، متون عربی روزبهروز با افزایش تماسها با امپراتوری عثمانی در اروپا بیشتر شناخته میشد.
اما تا آغاز قرن هجدهم، یعنی عصر روشنگری که رهیافتهای علمی به مطالعه اسلام بالاخره، هر چند تدریجی آغاز شد، طول کشید تا چارچوب ذهنی تنگنظرانه و به شدت جدلی پژوهشهای اروپاییان سدههای میانه درباره اسلام تغییر کند. پدیدارشدن تمایل عمومی به ترجیح دادن دانش بیطرفانه مبتنی بر شواهد اصیل متنی بر روایتهای جدلی، در کنار فراهم شدن بیش از پیش مجموعههایی غنی از نسخههای خطی اسلامی در کتابخانههای اروپایی، بالاخره زمینه را برای مطالعه علمی اسلام در بستر وسیعتر شرقشناسی در اوایل دوره مدرن فراهم کرد.
تا آغاز قرن نوزدهم که طلیعه شروع شرقشناسی علمی در اروپا بود، شمار شرقشناسان در اروپا به ویژه در فرانسه و آلمان نیز افزایش چشمگیری یافت و کرسیهای زبانهای شرقی نیز در دانشگاههای اروپایی ایجاد شد. دانشوران اروپایی اکنون شروع به تحقیقات درباره اسلام براساس متون عربی که در آن زمان تنها به شکل نسخه خطی موجود بود و خود سنت اسلامی کردند. اما حجم عمده متون اصیلی که در آن زمان در اروپا در دسترس بود توسط نویسندگانی سنی نوشته شده بود که بیانگر دیدگاههای خاص آنها بود، چون متون شیعی اندکی در طول قرن نوزدهم به کتابخانههای اروپایی راه پیدا کرده بود. در نتیجه، شرقشناسان نیز اسلام را عمدتا بر حسب دیدگاههای سنی منابع نسخ خطی موجود مطالعه کردند و ردهبندیهایی را از بسترهای مسیحی خودشان وام گرفته و خود تعبیر سنی از اسلام را به مثابه «راستکیشی» قلمداد کردند و در مقابل تشیع را «دگرآیینی» (بدعت) یا در موارد حاد «الحاد» معرفی کردند.
رهیافت سنیمحور اصلی مطالعه اسلام حتی در مواردی که مبنایی علمی دارد، همچنان به درجات مختلف در پژوهشهای غربی جایگاه خود را حفظ کرده است، چنانکه در مدخلهای ویرایش نخست دانشنامه اسلام که در چهارجلد با یک متمم به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی بین سالهای 1913 تا 1938 منتشر شده است، دیده میشود. این نخستین اثر مرجع غربی مهم درباره اسلام، حاصل همکاری برجستهترین شرقشناسان زمان بود. هیات ویراستاران این اثر در نهایت شامل م. ث. هوتسما، ت. و. آرنولد، ر.هارتمن، ا. ج. ونسیک، ا. لوی- پروونسال و هـ.ا. ر. گیب بود. ویرایش نخست این دانشنامه از حیث دربرگیرندگیاش چندان جامع نبود و دیری نگذشت که با پیشرفتهای حاصل شده در پژوهشها درباره جهان اسلام که تا جنگ جهانی دوم رخ داد، منسوخ شد.
در نتیجه، قرار بر این شد که ویرایشی اصلاح شده (دوم) از دانشنامه اسلام به زبان انگلیسی و فرانسوی تولید شود. انتشار این دانشنامه اصلاحشده، در 11 جلد و یک متمم، بین سالهای 1954 تا 2004 تکمیل شد. در عین بهبودهایی که در مقایسه با ویرایش نخست آن رخ داده بود، ویرایش اصلاح شده دانشنامه اسلام نیز اساسا بازتاب دانشوری سنتی اروپاییان درباره اسلام بود به ویژه با سنیمحوری آن و تاکید بر سرزمینهای مرکزی اسلام، هر چند تا آن زمان متون شیعی متعددی نیز انتشار یافته و پژوهشها درباره اسلام در آفریقا و سایر مناطق نیز پیشرفتهای چشمگیری کرده بود. علاوه بر این، بیشتر ویراستاران و اکثریت نویسندگان ویرایش اصلاحشده دانشنامه اسلام، همچون موارد قبلی، دانشوران اروپایی بودند. مقالاتی به قلم دانشوران سنتی مسلمان در هر دو ویرایش دانشنامه اسلام تقریبا به طور کامل غایب بودند و دیدگاههای شیعی نیز در بیشتر مدخلهای اعتقادی آن دو مرجع یافت نمیشدند. مقالات مربوط به ایران پیش از اسلام و بسیاری از جنبههای فرهنگی سرزمینهای ایرانی و اسلام شیعی نیز در هر دو ویرایش یا وجود ندارد یا انگشتشمار است. این نقصانها دستکم تا حدی در ویرایش سوم این اثر مرجع که از سال 2007 در دست انتشار میباشد، احتمالا جبران خواهد شد. مهمتر از آن، این کمبودها در پدیدآمدن آثار مرجعی دیگری که هدفشان پرداختن مستقیمتر به رفع بعضی از این نقصانها و دیدگاههای عمدتا سنی و عرب دانشنامه اسلام بود، سهم داشتند. در میان این آثار میتوان به دانشنامه ایرانیکا و چندین دانشنامه اسلام به زبان فارسی اشاره کرد که در ایران منتشر میشوند به علاوه چند دانشنامه دیگر به زبانهای ترکی و اردو. در این میان، دانشنامه اسلامیکا نیز پدیدار شد که بازتاب همکاری پژوهشی بدون سابقهای بود.
دانشنامه ایرانیکا حاصل هدف اولیه ترجمهای فارسی از ویرایش دوم دانشنامه اسلام بود که قرار شد شامل مقالات تکمیلی تازهای نیز درباره موضوعات مختلف مربوط به ایران باشد و مشابه Turk Islam Ansiklopedisi باشد که در ترکیه منتشر میشد. انتشار این دانشنامه فارسی، با عنوان دانشنامه ایران و اسلام، در سال 1354 ش/ 1975 آغاز شد و فقط تا سال 1980 ادامه پیدا کرد. در همین حین، تدارکاتی برای تهیه نسخه انگلیسی این دانشنامه دیده شد. اما این اثر جدید که دانشنامه ایرانیکا نامیده شد قرار شد متشکل از مقالاتی کاملا جدید باشد. نخستین بخش از دانشنامه ایرانیکا در سال 1982 با سرویراستاری احسان یارشاطر و به کمک هیات مشاورانی از اساتید ایرانی و خارجی منتشر شد. تاکنون، 15 جلد از این اثر با مقالاتی متعدد در همه زمینههای فرهنگ ایرانی به طور کلی، تا حرف «ک» منتشر شده است.
در همین حال، حوزه نادیده گرفته شده مطالعات شیعی بالاخره در غرب نیز مورد توجه خاص قرار گرفت. در واقع، تا نیمه قرن بیستم، پیشرفت منظم در مطالعات اسلامی منجر به هیچ بهبود مهمی در پژوهشهای علمی درباره اسلام شیعی و شاخههای مختلف آن نشده بود چون آثار متنی شیعی از هر نوعی همچنان دور از دسترس دانشوران غربی بود که اساسا همچنان ناگزیر به تکیه بر منابع سنی بودند. در سراسر قرن نوزدهم، تنها تلاشهایی جستهگریخته برای به دست آوردن نسخههای خطی شیعی برای کتابخانهها و مجموعههای اروپا انجام گرفت و انتشار متون شیعی، از جمله متون شیعیان دوازدهامامی، به دلایل عملی فراوان در میانه مشغلههای شرقشناسان معاصر استثنا بود. در واقع، تشیع حوزه مهم مورد علاقه شرقشناسان نبود. اما استثناهای چندی هم وجود داشت. مستشرق برجسته آلمانی، یولیوس ولهائوزن (1918-1844) گره از بعضی وقایع پیچیده دوره آغازین اسلام و تشیع نخستین گشود و شرقشناس شهیر مجارستانی، ایگناز گلدزیهر (1921-1850) بسیاری از عقاید شیعی را بررسی کرد و همچنین اسطورههای معاصر غربی که برآمدن تشیع را به احساسات ضدعربی ایرانیها نسبت میدادند، رد کرد. اما، گلدزیهر نیز اساسا زیر نفوذ تعصبات ضدشیعی منابع عمدتاً سنی خود قرار داشت.
پس از آن، گروه برگزیدهای از دانشوران غربی در پی صرف توجه جدی به مطالعه اسلام شیعی و شاخههای مختلف آن رفتند. این دانشوران، با رهبری لویی ماسینیون (1883-1962)، شرقشناس فرانسوی، به پژوهش درباره تشیع با ارجاع خاص به ابعاد معنوی، باطنی و عرفانی آن پرداختند و چنانکه ویژه از آثارشان آشکار است، کوششهای خود را عمدتا صرف شناخت سنتهای شیعیان دوازدهامامی و اسماعیلی کردند. رودولف اشتروتمان (1960-1877) از پیشگامان نخستین این شرقشناسان بود که به مطالعه همه شاخههای مهم تشیع پرداخت: یعنی دوازدهامامی، اسماعیلی و زیدی. در همین حین، امکان پژوهشهای تازهای با تاثیر فزاینده مطالعه بسیاری از متون شیعی به ویژه از سنت امامی اثنیعشری آن پدید آمده بود که هم به صورت چاپ سنگی و هم در هیئت چاپی در ایران، عراق، لبنان و هند منتشر شده بود. آثارهانری کربن (1987-1903) که در دانشگاه سوربن پاریس جانشین ماسینیون شده بود، برای درک اندیشه شیعی به طور کلی و جنبههای فلسفی- الهیاتی و مابعدالطبیعی آنکه به ویژه در ایران پدید آمده بود، بسیار گرانبها هستند. آثار کربن که نشاندهنده مزیت همکاری نزدیک او با چندین عالم دینی ممتاز سنتی تشیع دوازدهامامی در ایران نیز هست، بیگمان نمایانگر مهمترین منبع در هر زبان اروپایی درباره بسیاری از جنبههای عقلانی تشیع میباشد.
در همین حال، حوزههای علمیه در ایران، به ویژه در قم، اصفهان و مشهد نیز همچنان مشغول تعلیم و تربیت شمار زیادی از عالمان سنتی تشیع دوازدهامامی بودهاند. اما، گفتوگوی جدی میان عالمان سنتی شیعی و همتایان غربیشان هنوز در مقیاسی معنیدار رخ نداده است. رویهمرفته، مطالعات شیعی در کشورهای مسلمان خارج از ایران و عراق با حوزههای علمیه دینی و سنتهای الاهیاتی شیعی فعالشان و مجموعههای عظیم نسخ خطیشان، به شدت در حاشیه باقی ماندهاند. در خود ایران، مطالعات اسلامی زیر نفوذ مطالعات شیعی و به طور خاص مطالعات شیعی دوازدهامامی است با توجه کامل به حوزههای کلام، فلسفه و فقه و همچنین سهم شیعیان در قرآنپژوهی و حدیث.
انقلاب اسلامی سال 1357، علاقه تازهای را به مطالعه اسلام شیعی در ایران و تا حدودی در جهان برانگیخت. در نتیجه، توجه فزایندهای به سلسلهای از موضوعات پژوهشی تازه شده است از قبیل روابط میان اسلام شیعی و ساختار مرجعیت- قدرت در نظام حکومت. در همین حال، شمار زیادی از منابع اولیه، از جمله متون کلاسیک شیعی دوازدهامامی و آثار دوازدهامامی مربوط به تاریخ، کلام و فقه نیز مرتب تحت هدایت حوزههای علمیه ایران تصحیح و منتشر میشوند. تلاشهای نهادینه دیگری نیز برای مطالعه اسلام شیعی در دهههای اخیر در ایران رخ داده است. در این زمینه باید توجه ویژهای شود به دو سازمان علمی مسوول تولید دانشنامههای مفصل چند جلدی اسلامی از جمله دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه جهان اسلام که مدخلهای مفصلی درباره شخصیتها، عقاید و وقایع شیعی در بر دارند.
در همین احوال، در غرب به گونهای فزاینده دانشورانی مشغول تولید آثاری مهم درباره تشیع و شاخههای اصلی آن، یعنی اثنیعشریه، اسماعیلیه و زیدیه هستند. در این زمینه، موسسه مطالعات اسماعیلی که در سال 1977 در لندن تاسیس شد، نقش مهمی را ایفا میکند. این موسسه سعی بر آن دارد که به عنوان مرکز مهمی درباره مطالعات اسلامی در غرب که وقف مطالعه تنوع تعبیرها و سنتهای مختلف اسلامی است عمل کند. این موسسه با به کار بستن منابع گسترده موسساتی، به مطالعه اسلام شیعی توجه خاصی دارد که به عنوان حوزهای پژوهشی در نهادهای علمی غربی عمدتا مغفول واقع شده است که خود منطق همکاری میان موسسه مطالعات اسماعیلی و مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی را توضیح میدهد که منجر به تولید دانشنامه اسلامیکا شد.
مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی که در سال 1983 در تهران تاسیس شده است، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی را که توسط گروهی برجسته از دانشوران عمدتا ایرانی که مستقر در مرکز هستند، تولید میکند و منابع کتابخانهای گستردهای نیز دارد. این دایرهالمعارف با سرویراستاری کاظم موسویبجنوردی منتشر میشود. از سال 1989 که نخستین جلد این دایرهالمعارف منتشر شده است، تاکنون 20 جلد از این مجموعه کموبیش 40جلدی به چاپ رسیده است. در همین حین، تاکنون 8 جلد از ترجمه کامل عربی آن نیز منتشر شده است. مرکز همچنین به ترجمه انگلیسی این اثر مرجعی راغب شده بود تا آن را در اختیار خوانندگان غربی نیز قرار دهد. در این راستا بود که به موسسه مطالعات اسماعیلی به خاطر معیارهای ممتاز علمیاش، مراجعه شد تا این طرح عظیم ترجمه را به عهده گیرد. از آنجایی که موسسه نیز در این زمینه هدفهای مشترکی با مرکز داشت، توافق نهایی در سال 2005 میان این دو نهاد حاصل شد. نتیجه کار، دانشنامه اسلامیکا بود که جدیدترین اثر در زمینه ارایه دانشنامههای اسلامی در غرب است و مضافا نمایانگر نوع بیسابقهای از همکاری میان دانشوران ایرانی و غربی و روششناسیهای عالمانه در زمینه مطالعات اسلامی است.
دانشنامه اسلامیکا ترجمه خلاصهشده و ویرایشیافتهای از دایرهالمعارف بزرگ اسلامی است. از این ویرایش انگلیسی، تاکنون 4 جلد از سال 2008 منتشر شده است، شامل مدخلهای B-A، تا «بیرجندی». دانشنامه اسلامیکا از 16 جلد و یک نسخه متمم تجاوز نخواهد کرد. در نسخه انگلیسی، بنا به تصمیم مشاوران و ویراستاران ارشد، بعضی از مقالات حذف و بعضی دیگر تلخیص میشوند. اینها مدخلهایی هستند که برای خواننده غربی موضوعیتی ندارند یا علاقه محدودی نسبت به آنها وجود دارد. اما انسجام و یکپارچگی مدخلهای مهمتر و طولانیتر که بیانگر کانونهای توجه این اثر مرجع است، حفظ میشود. بسیاری از مقالات در لندن به روز میشوند و ماخذ تمام مقالاتی که به زبان انگلسی ترجمه میشوند، جدیدترین تحولات در زمینه پژوهشهای مربوط به آن مطالب در غرب را منعکس میکنند. تفاوت در توالی حروف الفبای فارسی و انگلیسی هم مشکلاتی را برای این طرح مشارکتی ایجاد میکند. مثلا، مدخلهایی که با حرف فارسی «عین» آغاز میشوند و هنوز در نسخه فارسی نیامدهاند، ناگزیر ابتدا برای نسخه انگلیسی تالیف شدهاند که تحت حرف a قرار گرفته و هماکنون به چاپ رسیدهاند. همه این نوع مدخلها در آغاز برای دانشنامه اسلامیکا پیش از نشرشان به زبان فارسی در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، سفارش داده خواهند شد.
در موسسه مطالعات اسماعیلی، گروهی زبده از مشاوران، ویراستاران، مترجمان و مدیران در بخش تحقیقات علمی و انتشارات آن موسسه تشکیل شدهاند تا به انجام تکالیف مختلف جهت تدوین دانشنامه اسلامیکا بپردازند. سرویراستاری دانشنامه اسلامیکا به عهده استاد ویلفرد مادلونگ و دکتر فرهاد دفتری است و دکتر رضا شاهکاظمی ویراستار اجرایی آن است. هر مقاله مندرج در این دانشنامه چندین مرحله ترجمه و ویرایش را طی میکند و متن نهایی حاصل تلاشهای جمعی نویسندگان اصلی (که بیشتر در ایران هستند) و گروه مترجمان، ویراستاران و مشاورانی است که مستقر در موسسه هستند. بعضی از مقالات نیز در لندن نوشته میشوند یا به طور گسترده مورد بازنویسی قرار میگیرند. دستگاه انتشارات معتبری مانند بریل که مسوول نشر هر سه ویرایش از دانشنامه اسلام بوده، انتشار دانشنامه اسلامیکا را به خاطر اعتبار علمی موسسه مطالعات اسماعیلی تقبل کرده است.
از جمله ویژگیهای برجسته دانشنامه اسلامیکا، همچون متن اولیه فارسی آن، باید از توجه گسترده به شخصیتها، مضامین، تاریخ و فرهنگ شیعی و به طور کلی زمینههایی یاد کرد که به درجات مختلف در آثار مراجع قبلی درباره اسلام که در غرب منتشر شدهاند، از قلم افتادهاند. نمونه خوبی از این موارد، مدخلی است مشتمل بر 12 قسمت و بالغ بر 100 صفحه درباره حضرت علیبنابیطالب(ع) که در جلد سوم دانشنامه اسلامیکا درج شده است. (صص. 583-477) جامعیت دانشنامه اسلامیکا از جمله نقاط برجسته دیگر آن است، زیرا که به منظور نمایاندن حق ماهیت جهانی تمدن اسلامی، این اثر شامل مناطق و مضامین فراوانی است. پوشش گسترده این دانشنامه شامل حوزههایی چون زندگینامهها، مضامین علمی، هنری، ادبی و فلسفی و نیز حوزههای تاریخ و جغرافی، فقه، مطالعات قرآنی، کلام و فلسفه میشود. به طور کلی این دانشنامه توجه خاصی به دیدگاههای شیعی در چارچوب کلیتر جنبههای تمدنی اسلامی دارد. دانشنامه اسلامیکا به راستی نوید ارایه گستردهترین و همچنین متوازینترین رهیافت به درک اسلام نه تنها به مثابه یک دین با تنوعی از بیانها و تعابیر، بلکه به عنوان یک تمدن جهانی مهم را میدهد.
مجله مهرنامه
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید