1393/2/16 ۰۹:۱۱
مرحوم دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی «بزرگ بود/ و از اهالی امروز بود/ و با تمام افقهای باز نسبت داشت/ و لحن آب و زمین را چه خوب میفهمید!»
مرحوم دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی «بزرگ بود/ و از اهالی امروز بود/ و با تمام افقهای باز نسبت داشت/ و لحن آب و زمین را چه خوب میفهمید!»1 او در سوم دیماه 1304 در پاریز پا به جهان گشود. مقدمات علوم را در پاریز نزد پدرش حاجآخوند و هدایتزاده فراگرفت. دو سالی ترک تحصیل کرد و «ندای پاریز» را به صورت دستنویس منتشر کرد و به دست مشترکان خود داد. از «پاریز تا پاریس» رفت. دردسرهای بسیاری را چون «نوح هزار طوفان» از سر گذراند و «زیر این هفت آسمان» در «در شهر نیسواران» از «کوچه هفتپیچ»، «نون جو دوغ گو»خوران گذشت و وقایع را «از سیر تا پیاز» برای «محبوب سیاه و لوطی سبزش» شرح داد و به آنان گوشزد کرد «تن آدمی شریف است» و ندای «تلاش آزادی» سر داد و گفت همه چیز را بر سر «کاسه کوزه تمدن» مشکنید، بلکه ابتدا خود را «خودمشت و مالی» کنید و گله از «ماه و خورشید و فلک»2 را کنار بگذارید. مرحوم باستانی پاریزی کاوشگر نکتهسنج و صیاد لحظههای تاریخ بود که با انتخاب خوش و توانایی فوقالعادهاش در «ورتو هم زدن مطالب»3 شربت تلخ تاریخ را با شهد شیرین طنز به خورد مردم میداد و تا آنها به خود میآمدند، شربتی را سرکشیده بودند به نام تاریخ. مرحوم محمدابراهیم پاریزی استاد در تاریخ مورخی بود متعهد، و فردی معتقد که سنگینی رسالتی را که برعهده داشت، خوب احساس میکرد و گویی به کلام عنصرالمعالی سخت معتقد بود، آنجا که به فرزند خویش توصیه مینمود: «در مدح قوی و دلیر و بلندهمت باش و سزای هر کس بدان و مدحی که گویی، درخور ممدوح گوی و آن کس را که هرگز کارد بر میان نبسته باشند، مگوی که شمشیر تو شیر افکند و به نیزه کوه بیستون برداری و به تیر موی بشکافی و هر آن که هرگز بر خری ننشسته باشد، اسب او را به دُلدل و بُراق و رخش و شبدیز ماننده مکن و بدان هر کسی را چه باید گفت!»4 مرحوم باستانی پاریزی صاحب سبک بود. نوشتههایش ظرافت و حلاوت خاصی داشت که در کمتر نوشتههای تاریخی دیده میشود. نثر قوی و دلنشین او نشان میدهد که مهارت و تسلط در نگارش را به آسانی به دست نیاورده و عمر بر سر آن گذاشته است. تسلطش بر تاریخ، متون فارسی و دواوین شعرا،... وجه ممیزه او با دیگر مورخان است که او را مقبول همگان نموده است. «اگر تاریخ برای عده کثیری از افراد مملکت ما امری ملالانگیز و بیفایده باشد، باستانی پاریزی توانسته است این زنگ ملال را از چهره تاریخ بزداید. خوانندگان آثار او هر چند از تاریخ گریزان باشند، ناخودآگاه به سوی تاریخ کشانده میشوند و ناگهان متوجه میشوند که چگونه این نویسنده بزرگ، با لطایفالحیل و زرنگیهای خاص خود, آنها را در میان معرکه تاریخ رها کرده است و چطور نامهای نامأنوس تاریخی و اسامی دور از ذهن جغرافیای تاریخی، بیآنکه خود خواسته باشد، ناگهان در مغز آنها جای گرفته است.»5 پس اگر بگوییم که مرحوم باستانی پاریزی تاریخ را از دانشگاه، مدارس و سرکلاسها بیرون کشاند و آن را به خانههای مردمی که مایهای از سواد دارند، برد و به تعبیر دیگر تاریخ را مردمی کرد و با نفس مسیحایی نویسندگی خود جان بخشید و جزء مسائل عامالبلوای روزانه کرد، سخنی به گزاف نگفتهایم. سرانجام در 5 فروردین 1393 بانگ برآمد که: «ای دل سر آمد داستان باستانی»6
پینوشتها: 1 ـ سهراب سپهری 2 ـ نام آثار مرحوم محمد ابراهیم باستانی پاریزی است که با علامت مشخص کردهام. 3 ـ اصطلاحی کرمانی است به معنای تو هم حرف زدن. 4 ـ قابوسنامه، ص 139 5 ـ سخنرانی مرحوم دکتر عباس زریاب خویی در هشتمین کنگره تحقیقات ایرانی در مورد دکتر باستانی پاریزی. 6 ـ ماده تاریخ فوت دکتر محمد ابراهیم باستانی است که آقای محمد حسین رجبیان فرزند برومند شادروان حاج یدالله رجبیان بنیانگذار مسجد معروف حضرت امام حسن(ع) در ابتدای جاده قدیم سروده است. ایشان در حال حاضر مسئولیت دفتر مسجد اعظم و مدیریت کتابخانه مدرسه فیضیه و کتابخانه مسجد آیتاللهالعظمی بروجردی را بر عهده دارد. (تاریخ تکایا و عزاداری قم, به انضمام تذکره شعرای مرثیهگوی قم و برگهایی از نسخه خطی انجمن ادبی گلشن شیوا، نوشته مهدی عباسی، ص353) روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید