1394/12/24 ۰۷:۳۰
«به مناسبت عید نوروز مردم به مدت شش روز در جشن و سرور بسر میبرند و ثروتمندان به فقرا هدیه میدهند و تمام مردم لباس نو میپوشند و در خانههای خود را به روی همه باز میگذارند و دستجمعی به آوای موسیقی به رقص و پایكوبی میپردازند و عدهای نیز به تفرج و گردش خود را سرگرم مینمایند، و حتی ثروتمندان در این جشن مردهها را فراموش نمیكنند و مقداری غذاهای معطر و اشتهاآور روی پشتبامها و یا روی برجهای مرتفع و بلند میگذارند و به گمان خود روح آنها را در این جشن و سرور شركت میدهند
دو روایت از بزرگ ترین آیین و جشن ایرانیان در گذر روزگار
جشن تنگدستان و ثروتمندان ١- «به مناسبت عید نوروز مردم به مدت شش روز در جشن و سرور بسر میبرند و ثروتمندان به فقرا هدیه میدهند و تمام مردم لباس نو میپوشند و در خانههای خود را به روی همه باز میگذارند و دستجمعی به آوای موسیقی به رقص و پایكوبی میپردازند و عدهای نیز به تفرج و گردش خود را سرگرم مینمایند، و حتی ثروتمندان در این جشن مردهها را فراموش نمیكنند و مقداری غذاهای معطر و اشتهاآور روی پشتبامها و یا روی برجهای مرتفع و بلند میگذارند و به گمان خود روح آنها را در این جشن و سرور شركت میدهند ... ایرانیها هم صبح روز عید كه از خواب برمیخیزند وقتی كه به هم میرسند میگویند "عید شما مبارك" و هنوز ثروتمندان هدایا برای مردم فقیر و كمبضاعت میفرستند و تمام لباس نو به تن میكنند و به تفریح و گردش میپردازند». روایتی که از قلم یک جهانگرد اروپایی در کتاب «ده سفرنامه» آمده است، ما را با تصویری کمتر دیده شده از آیین کهن ایرانیان روبهرو میسازد. نوروز، جشن شادی و سرزندگی در جامعه دیرپای ایران به شمار میآید. این آیین دیرزی و کهن، همانگونه که یاکوب پولاک، پزشک دربار ناصرالدین شاه در سفرنامهاش «ایران و ایرانیان» یادآور شده است «در زندگی عمومی و خصوصی ایرانیان امری است بسیار مهم» . مهماننوازی، زیبا شدن زندگی، همراه و همسان شدن با بهار طبیعت، گسترش همنشینی و دید و بازدید خانوادگی، همسان شدن آن با مناسبتهای دینی وکوشش برای شاد شدن در هر شرایط، بخشی از دریافت ما از تاثیر نوروز در زندگی ایرانیان به شمار میآید. درباره هریک از اینها به تفصیل در سفرنامههای جهانگردان و گزارشهای شرقشناسان و نیز منابع تاریخنگاری ایرانی سخن رفته است. آنچه اما در این میانه، جلوهای دیگر مییابد، کوشش ایرانیان برای شاد شدن و شاد بودن همگانی و اجتماعی است. نوروز در اینجا کارکردی دگرگونه در جامعه ایرانی مییابد. ژان شاردن، جهانگرد فرانسوی در عصر صفوی رفتار ایرانیان در زمان نوروز را چنین توصیف میکند «مردم با ذوق به مناسبتهاي متفاوت اسامي ديگر روي روز اوّل سال نهادهاند از جمله آنهاست "عيد جامه نو" زيرا طبق سنتي كه از قديم به جا مانده همه مردمان از دارا و بيچيز روزهاي عيد بايد لباس نو و تميز بر تن داشته باشند». این «باید»ی که شاردن از آن یاد میکند اما گونهای نزدیکی و همبستگی اجتماعی را پدید میآورد که برآیند اخلاق یاریگرانه و جوانمردانه در تاریخ و فرهنگ اجتماعی ایرانیان است. فرارسیدن نوروز در واقع، منش بخشندگی ایرانی را در یک برهه کوتاه زمانی، به عنوان برشی از رفتار همیشگی مردمان این سرزمین در گذر روزگار دیرین به نمایش میگذارد. روایت هانري رونه دالماني در کتاب «سفرنامه از خراسان تا بختياري» به این پدیده اشارهای مصداقی دارد «بهترين موقع گدائي درويشان ايام عيد نوروز است زيرا كه در اين موقع صدقه و احسان مانند سيل جاري ميشود و هر عابري باميد اينكه در سال نو خوشبخت شود چيزي بگدا يا درويش ميدهد». او باز در جایی دیگر تاکید میکند «كوچكتران از بزرگان مبالغي عيدي ميگيرند و فقرا هم بنوائي ميرسند». جملی كارری در سفرنامهاش اشاره میکند «ایرانیان در این روز لباس نو میپوشند، حتی اگر كسی پول هم نداشته باشد مبلغی از دیگران قرض میكند و برای خود و بستگان و خانوادهاش لباس نو تهیه میكند زیرا اینان معتقدند كسی كه سال نو را با لباس كهنه آغاز كند از خوشیهای تازه سال جدید بیبهره خواهد ماند». این توصیف، در خود این واقعیتی را میتواند نهفته باشد که ثروتمندان با فرارسیدن نوروز با گشادهدستی با تنگدستان روبهرو میشدهاند تا آنان بتوانند برای تهیه لباس نو قرض بگیرند. نوروز، جشن دارا و ندار به شمار میآید؛ شاید بتوان راز ماندگاری آن را در همین یک جمله خلاصه کرد. شاردن در سفرنامهاش بر این مساله تاکید میورزد که «همه افراد اعم از خردسال و سالخورد، زن و مرد، دارا و بيچيز، به مناسبت فرا رسيدن نوروز فرخنده و خجسته به شادي و طرب ميپردازند». عامل یا نشانهای از تساهل ایرانی ٢- «در نوروز [اصفهان] شب زود فرا میرسد و ته سیگارهای مشتعل و سرخی آتش قلیان، کلاهفرنگیها[ی پل خواجو] را به غارهای اسرارآمیز مبدل میکند. در این موقع همه به نقال گوش فرامیدهند. باید داستان "رستم و سهراب" و رخش را برای پسران جوان نقل کرد، چه ایرانیان هرگز از شنیدن داستان قهرمانان افسانهای خود ملول نمیشوند. اکنون موقع تماشا کردن ستارهها و شنیدن موسیقی است». علاقهای که ایرانیان به روایت «فرد ریچادز» در سفرنامهاش، به شنیدن نقالیهای رستم و سهراب و دیگر حماسههای کهن نشان دادهاند، از ویژگیهای جداییناپذیر نوروز در روزگار گوناگون تاریخ به شمار میآمده است. ماندگاری نوروز در میان مردم ایران، میتواند برآیند روحیه جاری تساهل و تسامح در جامعه ایرانی باشد. پولاک در سفرنامهاش درباره یک اشتراک نوروزی ایران سخن رانده است «نوروز تنها جشنی است که شیعیان و گبرها (پارسیها)ی ساکن ایران آن را مشترکا برگزار میکنند. ... زردشتیها ... از جشنهای مذهبی، فقط نوروز را با مسلمانان مشترک دارند و بهتر بگوئیم مسلمانان با آنها شریکند، زیرا این جشن را از گبرها بعاریت گرفتهاند». ریچاردز نیز بر همین مساله تاکید میورزد «مسلمانان و زرتشتیان هر دو، نوروز را جشن میگیرند. ... در طی این مدت، دید و بازدیدهای خانوادگی انجام میگیرد و شیرینی و نقل در خانههای ایرانیان فراوان است». این خلق ویژه ایرانی توانسته است از پسِ بسیاری رخدادهای بزرگ همچون جنگها، فتوحات و رفتوآمدهای اقوام و باورهای گوناگون در این سرزمین، او را نیز چون آیینهایش به سلامت از گذر روزگار بگذراند. نوروز هم میتواند نشانهای از این رفتار اجتماعی، هم عاملی برای آن باشد؛ روایتی دیگر از پولاک چنین پدیدهای را توضیح میدهد «همه منحصرا به تفریح میپردازند، از لذایذ خانوادگی برخوردار میشوند یا به دید و بازدید یکدیگر میروند و به هم تبریک میگویند. اما هرگاه نوروز با ماه رمضان مصادف گردد دیگر شبها را به خوشگذرانی صرف میکنند و روز را روزه نگاه میدارند؛ زیرا هرچه در طی این جشنها به تسامح و تساهل گرایش دارند باز روزه داشتن را که از اصول اساسی اسلام است حرمت میگذارند و رعایت میکنند». منبع: شهروند
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید