چاپ مطلب

غدیریه‌نگاری در جهان اسلام / حجت‌الاسلام و المسلمین رسول جعفریان - بخش اول

تاریخ انتشار ۱۳۹۳/۷/۲۰ , ۱۰:۵۳

 

حدیث غدیر یکی از روایات متواتر و قطعی‌الصدور است که رسول‏ خدا(ص) در هجدهم ذی‏حجه سال دهم هجری، در برابر دههاهزار نفر از اصحاب در «جُحفه»، جایی که «غدیر خم» نامیده می‏شد، آن را بیان کرد. این حدیث مهمترین مستند شیعه برای اثبات وجود نص الهی در امامت امام علی(ع) است. به رغم صحت صدور و برخورداری این حدیث از اسناد معتبر، به دلیل ظهور دشواریهای مربوط به امامت و خلافت پس از رحلت رسول ‏خدا(ص) طبیعی بود که مخالفان به این حدیث بی‏مهری و آن را فدای اغراض سیاسی خود کنند. این بی‏مهری سیاسی که عامل غفلت امت اسلامی از این حدیث در دوران 25 ساله خلافت خلفای نخست بود، با طرح آن از سوی علی(ع) در مسجد کوفه، در آغاز ورود به این شهر در سال 36 و پس از پایان جنگ جمل، تا اندازه‏ای جبران شد. امام در این ماجرا که به روایت «مناشده حدیث غدیر» شهرت دارد، در برابر جمع بسیاری از مردم کوفه، گروهی از صحابه را بر درستی این حدیث گواه گرفت. پس از آن، انکار حدیث غدیر، دیگر ناممکن بود.

درستی و تواتر حدیث غدیر به ‏‏خوبی در نقلهای مختلف نمایان شده است.1 پس از این مناشده، حدیث غدیر شهرت یافت و برای اثبات ولایت امیرمؤمنان در اشعار برخی از اصحاب امام، در جنگ نهروان و صفین، به آن توجه شد.2 پس از آن متکلمان و محدثان شیعه، در آثاری که درباره امامت می‏نگاشتند، همیشه به حدیث غدیر توجه داشتند. در این میان، شیعیان بیش از پرداختن به نگارش رساله و کتاب درباره طرق حدیث غدیرـ به لحاظ اطمینان به صحت صدور آن، که اهل ‏سنت نیز آن را می‏پذیرفتندـ به نگارش درباره دلالت و محتوای آن و پاسخ به شبه ‏ات دست زدند.

عنوان این نوشتار اگرچه «غدیریه‏نگاری در جهان اسلام» است و طبعاً باید آثار نگاشته شده از قرن نخست تا عصر حاضر را در بر گیرد، به جهت اهمیت آثار مستقل درباره حدیث غدیر تا قرن هشتم، فقط به آثار نگاشته شده تا این قرن پرداخته می‏شود.

به جز محدثان شیعه، گروه بی‏شماری از محدثان اهل ‏سنت نیز حدیث غدیر را روایت کرده و آن را در منابع مکتوب قرن دوم و سوم آورده‏اند؛ برای مثال حدیث غدیر در «مسند احمد» یا «السنه» نوشته ابن ابی‌عاصم یا آثار ابن ابی‌شیبه و دیگران از طُرُق متعدد نقل شده است.3 با این حال باعث شگفتی است که به رغم آنکه قریب صد تن از رسول ‏خدا(ص) روایت غدیر را نقل کرده و کسانی چون ذهبی و سیوطی به تواتر قطعی آن اقرار دارند، باز هم محدث مشهور اهل‏سنت، بخاری، به نقل آن رضایت نداده است! این در حالی است که بخاری در بسیاری از موارد، روایتی را نقل کرده که راوی آن تنها یک صحابی است. با توجه به اینکه صحیح بخاری، اصلی‏ترین کتاب حدیثی اهل ‏سنت به شمار می‏آید، این رفتار بخاری، به این معناست که دلیل اعتبار این کتاب نزد اهل حدیثِ قرن سوم ـ که بیشترشان حنابله افراطی بودند ـ تنها این بوده است که به حدیث غدیر، یعنی اساس مذهب تشیع، بی‏اعتنایی کرده است.

نگارش آثار حدیثی از قرن دوم آغاز شد و پس از آن مجموعه‏هایی تحت عناوین «مُسْند»، «مصنف»، «سُنَن»، «صحیح»، «جزء» و غیر آنها تألیف شد. درباره برخی از احادیث نیز به ‏‏تدریج تک‏نگاری‏هایی تألیف شد که برای اثبات درستی اسناد آن، طرق مختلف آن روایت، جمع‏آوری می‏شد. یکی از احادیثی که از قرن سوم به بعد درباره آن تک‏نگاری‏هایی شد، حدیث غدیر بود. متأسفانه بسیاری از این تک‏نگاری‏ها از میان رفته و تنها نام آنها یا برخی از روایات نقل شده در آنها در آثار بعدی بر جای مانده است. مرحوم استاد سید عبدالعزیز طباطبایی در اثری گرانبها با عنوان «الغدیر فی‏ التراث ‏الاسلامی» فهرستی از متون تألیف شده درباره غدیر را فراهم آورده‏اند. پس از ایشان نیز سه گام به جلو برداشته شده است: نخست از سوی خود مرحوم طباطبایی که «رساله غدیر ذهبی» را آماده نشر کردند. دوم از سوی نویسنده این سطور که نقلهای بر جای مانده «کتاب غدیر طبری» را فراهم آورد. سوم از سوی استاد عبدالرزاق حِرزالدین که کتاب «الولایه ابن عقده» را بازسازی کرد. کارهای جدیدی نیز برای تدوین طرق پراکنده حدیث غدیر در آثار مختلف قدیمی، صورت گرفته است. ما خلاصه ترجمه‏ای از آنچه را که استاد طباطبایی درباره آثار تدوین شده در هر قرن آورده‏اند، با رعایت ترتیب زمانی، ارائه خواهیم کرد.4

نخستین نگارش مستقل درباره حدیث غدیر، یک «جزء» است که ابوغالب زُراری (م 368) از آن با عنوان «جزء فیه خطبه النبی صلی الله علیه و آله یوم‏الغدیر» از خلیل بن احمد فراهیدی (75 ـ 100) صاحب کتاب العین یاد کرده است.5 قرن سوم، ابوالحسن علی بن حسین طائی معروف به طاهری که فقیه و محدث بوده است، کتابی تحت عنوان «کتاب‏الولایه» نوشته است. نجاشی، شیخ طوسی و ابن شهر آشوب، از این کتاب خبر داده‏اند.6در همین قرن از شخصی با نام ابوجعفر بغدادی، نگارش کتابی در موضوع حدیث غدیر گزارش شده است.7 به جز این سه کتاب، دو اثر مهم دیگر نیز هست که متأسفانه از میان رفته‏اند: «کتاب‏الولایه»، تألیف ابوجعفر طبری وکتابی دیگر به همین نام از ابن عقده که باید به طور مفصل‏تر درباره آن سخن بگوییم.

 

«کتاب ‏الولایه» ابن جریر طبری

محمد بن جریر بن یزید طبری آملی (224 ـ310ق) محدث، مفسر، فقیه و مورخ نامور سنی مذهب قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری است. طبری به رغم آنکه از اهل ‏سنت بود و در بخشی از عقاید خود، مذهب اهل حدیث بغداد را داشت، چون برخی از دیدگاههایش با عقاید رایج اهل حدیث در بغداد سازگار نبود، طرد و حتی به تشیع متهم شد. انگیزه اصلی وی در تألیف اثری درباره بیان طرق حدیث غدیر، اظهار نظری بود که ابوبکر بن ابی داوود سجستانی (م 316ق) درباره عدم صحت حدیث غدیر کرده بود. وی گفته بود که امام علی(ع) در حجه‌الوداع حاضر نبوده است تا غدیری در کار بوده باشد! این سخن، خشم طبری را برانگیخت و او را به نگارش این رساله در اثبات درستی حدیث غدیر واداشت.8چندین عنوان برای کتاب غدیر طبری در منابع ذکر شده است که معروفترین آنها عنوان «کتاب الولایه» است که ابن شهر آشوب آن را آورده است.9 پیش از وی، نجاشی (م450ق) از کتاب وی با عنوان «الرد علی ‏الحرقوصیه ذکر طرق خبر یوم ‏الغدیر» یاد کرده است.10 در تفسیر این نام، نویسندگان قدیم و جدید سخنان بسیاری گفته‏اند.11 برخی نیز عنوان کتاب «المناقب» یا «مناقب اهل‏البیت» را به آن داده‏اند. بر این اساس، وی کتابی مفصل درباره مناقب اهل ‏بیت داشته است که بخشی از آن بیان «طرق حدیث غدیر» بوده و به ‏‏احتمال، به صورت جدا نیز تحت عنوان «رساله فی طرق حدیث غدیر» یا «کتاب‏الولایه» نامگذاری شده است.12 در فهارس موجود نسخه‏های خطی کتابخانه‏های مختلف، تا کنون نسخه‏ای از این اثر، شناخته نشده است؛ اما این کتاب در اختیار چند تن از مؤلفان، مورخان و محدثان بزرگ اسلامی تا قرن نهم هجری بوده است. فهرست اجمالی نام این افراد چنین است:

1. قاضی نعمان اسماعیلی (م363ق) در شرح‏الاخبار بیش از همه از این کتاب نقل کرده است.

2. نجاشی (372 ـ450ق) که نام کتاب را در رجال خود آورده و طریق خود را به آن یادآوری کرده است.

3. شیخ طوسی (م460ق) نیز از آن در الفهرست یاد کرده است.

4. یاقوت حموی (م626ق) گزارشی از چگونگی تألیف آن را در معجم‏الادباء به دست داده است.

5. ابن بطریق (م600ق) به ‏‏صراحت در العمده تعداد طرق نقل حدیث غدیر را به نقل از این کتاب ذکر کرده است.

6. ابن شهرآشوب (م588ق) نیز نام این کتاب را در شرح حال مؤلف آن آورده و در جای دیگر، خبر مربوط به تعداد طرق نقل شده برای حدیث غدیر را در این کتاب آورده و در مناقب، چند بار آن را نقل کرده است.

7. سید ابن طاووس (م664ق) از آن هم نام برده و هم نقل کرده است.

8. شمس‏الدین ذهبی (748ق) آن را دیده و چندین حدیث از آن در رساله غدیر نقل کرده است.

9. ابن کثیر (م774ق) نیز کتاب را دیده و چندین روایت از آن نقل کرده است.

10. ابن حجر (م 852 ق) نیز کتاب را دیده است.

به ‏‏ترتیب، عبارات برخی عالمان را درباره این کتاب طبری نقل می‏کنیم:

یک) ابوالعباس احمد بن علی نجاشی درباره طبری و کتاب غدیر می‏نویسد: «ابوجعفر الطبری عامی، له کتاب الرد علی ‏الحرقوصیه، ذکر طرق خبر یوم الغدیر، أخبرنا القاضی ابواسحاق ابراهیم بن مخلد، قال: حدثنا أبی قال: حدثنا محمد بن جریر بکتابه الرد علی الحرقوصیه.» 13

دو) شیخ طوسی درباره این کتاب نوشته است: «محمد بن جریر الطبری، ابوجعفر، صاحب التاریخ، عامی المذهب. له کتاب خبر غدیر خم، تصنیفه و شرح امره. اخبرنا احمد بن عبدون، عن ابی بکر الدوری، عن ابن کامل، عنه.»14

سه) یحیی بن حسن معروف به ابن بطریق می‏نویسد: «و قد ذکر محمد بن جریر الطبری، صاحب التاریخ خبر یوم‏ الغدیر و طرقه من خمسه و سبعین طریقاً، و افرد له کتاباً سمّاه کتاب الولایه.»15

چهار) ابن شهر آشوب نیز از آن یاد کرده و نوشته است: «ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید الطبری صاحب التاریخ، عامی، له کتاب غدیر خم و شرح أمره، و سماه کتاب الولایه.»16

پنج) شیخ سدیدالدین محمود حمصی رازی از عالمان قرن هفتم هجری، در اثبات تواتر حدیث غدیر به نوشته‏های اصحاب حدیث استناد کرده و از جمله می‏نویسد: «لأن اصحاب الحدیث اوردوه من طرق کثیره، کمحمد بن جریر الطبری فإنه أورده من نیف و سبعین طریقاً فی کتابه‏.»17

شش) احمد بن موسی بن طاووس که از عالمان میانه قرن هفتم هجری است. می‏نویسد: «و ساقه [ای الحدیث الغدیر] ابوجعفر محمد بن جریر الطبری ـ صاحب التفسیر و التاریخ ‏الکبیر ـ من خمسه و سبعین طریقاً.»18

هفت) رضی الدین علی بن طاووس (589ـ 664ق) در مواردی از کتاب مناقب اهل البیت طبری مطالبی نقل کرده،19 و در مواردی نیز کتاب‏الولایه او را یاد کرده است. وی درباره کتاب‏الولایه طبری می‏نویسد: «و من ذلک ما رواه محمد بن جریر الطبری صاحب التاریخ‏الکبیر صنفه و سماه کتاب الرد علی الحرقوصیه، روی فیه حدیث یوم الغدیر و ما نص النبی علی علی(ع) بالولایه و المقام الکبیر، و روی ذلک من خمس و سبعین طریقا».20 همچنین می‏نویسد: «و اما الذی ذکره محمد بن جریر صاحب التاریخ فإنه فی مجلد.»21 در جایی دیگر می‏نویسد: «و قد روی الحدیث فی ذلک محمد بن جریر الطبری صاحب التاریخ من خمس و سبعین طریقاً و أفرد له کتاباً سمّاه حدیث الولایه.»22

هشت) شمس‌الدین ذهبی می‏نویسد: «و لمَا بلغه ان ابن ابی‏داوود تکلم فی حدیث غدیر خم، عمل کتاب الفضائل و تکلم علی تصحیح الحدیث. قلت: رأیت مجلداً من طرق الحدیث لابن جریر فاندهشت له لکثره الطرق.»23

خواهیم دید که شمس‌الدین ذهبی که به ‏‏احتمال، فقط جزء دوم این کتاب را دیده، چندین روایت از آن در رساله طرق حدیث «من کنت مولاه» نقل کرده است. وی در موردی می‏نویسد: «قال محمد بن جریر الطبری فی المجلد الثانی من کتاب غدیر خم له، و أظنه بمثل جمع هذا الکتاب نسبت الی التشیع، فقال:...»24

نُه) ابن کثیر در ضمن شرح حال طبری در ذیل حوادث سال 310 می‏نویسد: «و قد رأیت له کتاباً جمع فیه أحادیث غدیر خم فی مجلدین ضخمین.»25

ده) ابن حجر عسقلانی (773 ـ 852 ق) با ارائه آنچه مزی در تهذیب‏الکمال آورده است، می‏نویسد: «وی چیزی افزون بر آنچه ابن عبدالبر در الاستیعاب دارد، نیاورده؛ جز آنکه حدیث موالات را نقل کرده است»،26 در حالی که طبری در تألیفی، چندین برابر آنچه ابن‏عقده از طرق این روایت جمع کرده، گرد آورده است:27«و قد جمعه ابن جریر الطبری فی مؤلف فیه اضعاف من ذکر و صححه و اعتنی بجمع طرقه ابوالعباس بن عقده، فأخرجه من حدیث سبعین صحابیا او أکثر.»28

یازده) سید صارم‌الدین بن ابراهیم وزیر (م914ق) از عالمان زیدی مذهب یمن نیز از کتاب غدیر طبری یاد کرده است.29

با وجود این همه نقل، این احتمال که از طرف قاضی نورالله شوشتری و برخی دیگر30 مطرح شده است که طبری مورد بحث، طبری سنی نیست، یکسره نادرست است. بر اساس آنچه گذشت، می‏توان گفت بیشتر نقلهایی که از کتاب «مناقب اهل‏البیت» طبری به دست ما رسیده، روایاتی است که قاضی نعمان آنها را در کتاب «شرح‏الاخبار» آورده است. متأسفانه وی در این اثر، فقط با تصریح به روایات طبری، اسناد روایات را در میان طبری و رسول ‏خدا(ص) حذف کرده است؛ به همین دلیل، حدیث غدیر را از طرق مختلفی که طبری روایت کرده بوده، نیاورده و بیشتر، دیگر مناقب امام علی(ع) را از کتاب «مناقب اهل البیت» طبری نقل کرده است. به عبارت دیگر، او به تنوع احادیث توجه داشته است، نه به اسناد آنها. همچنین ذهبی در رساله غدیر خود - که شرح آن خواهد آمد - چندین روایت از کتاب غدیر طبری نقل کرده و طرق آن را بررسی کرده است.31 ابن کثیر نیز در دو مورد به بیان طرق حدیث غدیر پرداخته است.32بیاضی نیز در یک مورد خبر غدیر را به روایت زید بن ارقم به نقل از طبری آورده است.33

مجموعه نقلهایی که در منابع مختلف از کتاب «الولایه» نقل شده، در مجموعه‏ای تحت عنوان «کتاب فضائل علی بن ابی‏طالب(ع) و کتاب الولایه» به کوشش نگارنده فراهم آمده است.34

 

«کتاب الولایه» ابن عقده

نقلهای بر جای‏ مانده از این کتاب، به علاوه شرح حال ابن عقده، تحت عنوان کتاب‏ الولایه به کوشش عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین چاپ شده و گزارش موجود برگرفته از همین اثر و اطلاعات محقق طباطبایی در الغدیر فی ‏التراث الاسلامی است. ابوالعباس احمد بن محمد، معروف به «ابن‏عقده کوفی» (249ـ 333ق)35 از محدثان نامور زیدی‏مذهب کوفه است. او در محافل حدیثی، به قدرت حافظه، کثرت سماع، روایت حدیث و تألیفات، زبانزد بوده است. سنیان به دلیل گرایش مذهبی‏اش، او را متهم می‏کردند، اما در صداقت او تردیدی نداشتند؛ اگر چه افراطی‏ها گاه او را به جعل برخی احادیث مربوط به فضایل اهل‏بیت متهم می‏کردند. ابن عقده علایق شیعی عمیقی داشته و از مخالفان اهل‏بیت(ع) متنفر بوده است؛ اما به عنوان محدث، کاملاً امین است. رجال‏شناسان وی را با تعبیرهایی مانند «مقدماً فی التشیع»، «شیعی متوسط» و «مقت لتشیعه»، یاد کرده و نوشته‏اند که در مسجد براثای بغداد، مثالب خلفا را روایت می‏کرده است.36در منابع شیعیان امامی، وی را زیدی‏مذهب و معتقد به جارودیه ـ که در شمار گرایشهای داخلی زیدیه است ـ برشمرده‏اند.37

ابن عقده در نقل فضایل اهل‏بیت تلاش بسیار کرده، در این باره چندین تک‏نگاری دارد. برخی از آنها عبارت است از: «کتاب حدیث‏الرایه»، «کتاب طرق تفسیر قوله تعالی انما انت منذر و لکل قوم هاد»؛ «طرق حدیث‏النبی انت منی بمنزله هارون من موسی»، عن سعد بن ابی‏وقاص؛ جزء فی فضائل امیرالمؤمنین(ع) و کتاب‏الولایه در طرق حدیث غدیر.

کتاب ابن عقده درباره طرق حدیث غدیر، در شمار آثار مهمی بوده است که مع‏الاسف بر جای نمانده و تنها برخی از نقلهای آن در آثار بعدی آمده است. خطیب بغدادی در شمار نخستین کسانی است که از کتاب ابن عقده تحت عنوان طرق حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» یاد کرده است.38 گنجی شافعی در کفایه‌الطالب،39 ابن تیمیه در منهاج‏السنه40 و مزی در تهذیب‏الکمال41 از این کتاب خبر داده‏اند. ابن عساکر نیز در تاریخ دمشق ضمن شرح حال امام علی(ع)، حدیث غدیر را از طریق ابن عقده نقل کرده است. ذهبی در رساله‏ای در موضوع طرق حدیث غدیر از چندین طریق از ابن عقده حدیث غدیر را نقل کرده است. 42 جمال‏الدین عبدالله بن یوسف زیعلی (م 762) از کتاب غدیر ابن عقده، روایتی را نقل کرده است.43 به نظر می‏رسد ابن عساکر و زیعلی بیش از همه از کتاب‏الولایه ابن عقده نقل کرده‏اند. پس از اینان می‏توان از سخاوی (م902) در استجلاب ارتقاءالغرف،44 سیوطی (م911) در قطف ‏الازهار المتناثره فی ‏الاخبار المتواتره،45 سمهودی (م911) در جواهرالعقدین46 و صالحی شامی (م942) در سبل‏الهدی والرشاد47یاد کرد. بسیاری از اینان، فقط از اصل کتاب خبر داده‏اند، بدون آنکه روشن کنند که کتاب را دیده‏اند یا نه. در عوض، برخی از آنان روایاتی نیز از آن نقل کرده‏اند.

در میان عالمان شیعه نیز نجاشی، شیخ طوسی، ابن شهرآشوب، ابن بطریق، علامه حلی، ابن طاووس و بیاضی از آن خبر داده‏اند.48 دراین میان، ابن طاووس در کتابهای متعدد خود از کتاب الولایه و برخی دیگر از آثار ابن عقده یاد و نقل کرده است؛ از جمله در کتاب فضائل علی(ع)،49 مشایخ‏الشیعه،50 کتاب‏الرجال51و تفسیرالقرآن عن اهل‏بیت رسول‏الله.52 وی از کتاب‏الولایه نیز در آثار متعدد خود مانند الامان، اقبال، طرائف والیقین مطالبی نقل کرده است.53یکی از کارهای جالب وی در طرائف این است که فهرست نام 98 تن از صحابه‏‏ای را که ابن‌عقده حدیث غدیر از آنان نقل کرده، آورده است.54 سید عبدالعزیز طباطبایی ضمن یادکرد کتاب ابن عقده، شرحی از کتابهایی که در آنها مطالبی از آن نقل شده، به دست داده است.55 پس از آن، عبدالرزاق حرزالدین در کتاب خود، روایات غدیر از طریق ابن عقده را جمع‏آوری و بر اساس نام صحابه تنظیم کرده است.

 

پی‌نوشتها:

1. ر.ک: کمال السید، المناشده والاحتجاج بحدیث ‏الغدیرالشریف من کتاب ‏الغدیر للشیخ ‏الامینی.

2. ر.ک: جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام: تاریخ خلفا، ص210 ـ 216.

3. گرچه بی‏توجهی به محتوای آن همچنان ادامه داشت. ابوطالب احمد بن حمید مشکانی می‏گوید: «از احمد بن حنبل درباره این حدیث پیامبر که به علی فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه پرسیدم. احمد بن حنبل گفت: در این باره سخن مگو و حدیث را به همان صورت که نقل شد، رها کن.» (ابن خلال، السنه، ج1، ص346 ـ 348)

4. به ‏‏جز آنچه درباره کتاب غدیر طبری، ابن عقده و ذهبی نوشته‏ایم، عمدتاً از کتاب ارجمند الغدیر فی التراث ‏الاسلامی گرفته شده است.

5. رساله ابن غالب ‏الزراری الی ابنه فی ذکر آل‏اعین، ص180 ـ181. نیز ر.ک: آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف‏الشیعه، ج5، ص101.

6. نجاشی، ابوالعباس، رجال‏النجاشی، ش 667؛ شیخ طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ش392؛ ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ش437.

7. ذهبی، سیر اعلام‏النبلاء، ج14، ص206.

8. قاضی نعمان، شرح‏الاخبار، ج1، ص130ـ132؛ یاقوت حموی، معجم‏الادباء، ج18، ص80 و ص84 - 85؛ ذهبی، شمس‏الدین، تذکره الحفاظ، ج2، ص713؛ همو، تاریخ‏الاسلام، ص310 ـ320 و ص283؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج52، ص198؛ الحلبی، ابوالصلاح، تقریب‏المعارف، ص207 ـ 208.

9. ابن شهر آشوب، معالم‏العلماء، ص106، ش715.نیز ر.ک: ابن بطریق، عمده عیون صحاح‏الاخبار، ص157.

10. نجاشی، ابوالعباس، رجال‏النجاشی، ص322، ش 879.

11. سید ابن طاووس، الطرائف، ص142؛ کلبرگ، اتان، کتابخانه ابن طاووس، ص288.

12. ر.ک: کلبرگ، اتان، کتابخانه ابن طاووس، ص286، ش171 و ص398، ش356.

13. نجاشی، ابوالعباس، رجال‏النجاشی، ص322، ش879.

14. شیخ طوسی در جای دیگری نیز می‏نویسد: کتاب خبر غدیر خم و شرح امره، تصنیفه. (ر.ک: طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، تحقیق السید عبدالعزیز الطباطبایی، ص424، ش655).

15. ابن بطریق، عمده عیون صحاح‏الاخبار، ص157.

16. ابن شهر آشوب، معالم‏العلماء، ص106، ش715.

17. حمصی رازی، سدیدالدین محمود، المنقذ من‏الضلال، ج1، ص334.

18. احمد بن موسی بن طاووس، بناءالمقاله الفاطمیه فی نقض ‏الرساله العثمانیه، ص299 - 300.

19. سید ابن طاووس، رضی الدین، الیقین، ص215.

20ـــ ، الاقبال بالاعمال، ج2، ص30.

21.ـــ ، الاقبال بالاعمال، ج2، ص248.

22. ـــ ، الطرائف، ص142 و ص54.

23. ذهبی شمس‏الدین، تذکره الحفاظ، ج2، ص713.

24. همو، رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه، ص62، ش61.

25. ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج11 ـ 12، ص167، ذیل حوادث سال 310.

26. مزی، ابوالحجاج، یوسف، تهذیب‏الکمال، ج20، ص484.

27. ابن حجر عسقلانی در فتح‏الباری (ج7، ص61) بدون اشاره به کتاب طبری می‏نویسد: و أوعب من جمع مناقبه [یعنی علیاً] من الاحادیث الجیاد النسائی فی کتاب الخصائص؛ و اما حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه، فقد أخرجه الترمذی و النسائی و هو کثیر الطرق جداً، و قد استودعها ابن عقده فی کتاب مفرد؛ و کثیر من أسانیدها صحاح و حسان.

28. ابن حجر عسقلانی، تهذیب‏التهذیب، ج7، ص297. نسخه‏ای از کتاب ابن عقده، تحت عنوان جمع طرق حدیث الغدیر در اختیار ابن حجر بوده است. (ر. ک: به جعفریان، رسول، مقالات تاریخی، دفتر ششم، مقاله منابع تاریخی ابن حجر در الاصابه‏، ص363).

29. سید صارم‌الدین، الفلک‏الدوّار، ص145.

30. شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، ج1، ص98؛ خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، ج7، ص293 ـ 294؛ کرمانشاهی، محمدعلی، مقامع الفضل، ج1، ص464 ـ 465؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج9، ص377 ـ 378.

31. رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه، ص62 و 41 و 29 و 91.

32. ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج5، ص227 - 233 و ج7، ص383 ـ 387.

33. بیاضی عاملی، زین‏العابدین، الصراط‌المستقیم، ج1، ص301. احتمال می‏دهیم خطایی در اینجا صورت گرفته باشد. به نظر می‏رسد بیاضی این حدیث را از منبع دیگری گرفته باشد.

34. قم، نشر دلیل، 1379ش.

35. حرزالدین، تاریخ درگذشت وی را سال 332 نوشته است.

36. ر.ک: ابن عدی، الکامل فی ضعفاءالرجال، ج1، ص206؛ ذهبی، ابوعبدالله، میزان‏الاعتدال، ج1، ص136؛ ابن عقده، کتاب الولایه، ص32.

37. نجاشی، ابوالعباس، رجال‏النجاشی، ص94.

38. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 3، ص 274.

39. گنجی شافعی، یوسف بن محمد، کفایه‌الطالب، ص54.

40. ابن تیمیه، منهاج‏السنه، ج4، ص86.

41. مزی، یوسف، تهذیب‏الکمال، ج33، ص383.

42. ذهبی، شمس‏الدین، رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه، ص12، و بعد از آن.

43. تخریج الاحادیث و الآثارالواقعه فی تفسیرالکشاف، ج2، ص238، بنا به نقلِ کتاب الولایه ابن عقده، ص 139.

44. سخاوی، عبدالرحمان، استجلاب ارتقاءالغرف، ص23.

45. سیوطی، جلال‌الدین، قطف ‏الازهار المتناثره فی‏الاخبارالمتواتره، ص102 و 278.

46. سمهودی، علی بن عبدالله، جواهرالعقدین، ج1، ص98.

47. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل‏الهدی والرشاد، ج11، ص294.

48. نجاشی، ابوالعباس، رجال‏النجاشی، ص94؛ طوسی، فهرست کتب الشیعه و اصولهم، ص73؛ ابن شهر آشوب، معالم‏العلماء، ص77 و 16؛ ابن بطریق، عمده عیون صحاح‏الاخبار، ص112؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج104، ص116؛ سید ابن طاووس، الیقین، ص34، باب37؛ همو، الاقبال، ج2، ص239؛ بیاضی عاملی، زین‏العابدین، الصراط‌المستقیم، ج1، ص301.

49. کلبرگ، اتان، کتابخانه ابن طاووس، ص250، ش 126.

50. همان، ص417، ش385.

51. همان، ص497، ش505.

52. همان، ص548، ش578.

53. همان، ص285، ش170.

54. سید ابن طاووس، الطرائف، ص111؛ ابن عقده، کتاب‏الولایه، ص150ـ 152.

55. محقق‏طباطبایی، سید عبدالعزیز، الغدیر فی‏التراث‏الاسلامی، ص45ـ 48.

روزنامه اطلاعات

 

چاپ مطلب