چاپ مطلب

سوگ و سوگواری؛ مجالی برای سازگاری

تاریخ انتشار ۱۳۹۹/۲/۲۷ , ۱۰:۳۲

 

 

برای محتضران

محسن آزموده: سخن گفتن از مرگ و میرایی، در روزگار ما اگر هم به تابویی ناگفته بدل نشده باشد، دست‌كم بسیار كم شده است و همگان می‌كوشند راجع به آن بسیار كم سخن بگویند. البته نوربرت الیاس، جامعه‌شناس آلمانی  معاصر در كتاب كوچك اما درخشان «تنهایی دم مرگ» (ترجمه فارسی از امید مهرگان و صالح نجفی، تهران، 1384) یا به عبارت دقیق‌تر «تنهایی آنان كه می‌میرند» با بصیرتی مثال‌زدنی می‌گوید: «در آگاهی بشر، پنهان كردن و سركوب مرگ، یعنی همان سركوب تناهی تكرارناپذیر هر موجود بشری امری بس كهن است» اما سریعا می‌افزاید: «در گذر زمان، نحوه پنهان كردن به شیوه‌ای خاص تغییر كرده است». او می‌نویسد: «در اعصار پیشین، نسبت به امروز، مردن موضوعی بود كه به مراتب بیشتر در انظار عموم به وقوع می‌پیوست. اكراه بزرگسالان از آشنا كردن كودكان با حقایق مربوط به مرگ در حكم شاخص‌ترین ویژگی نگرش امروزی به مرگ است. این امر، خاصه به مثابه سركوب یا واپس‌رانی مرگ در سطوح فردی و اجتماعی، شایسته توجه است». این حذف آگاهانه (و شاید ناآگاهانه) مرگ از زندگی روزمره لاجرم به حذف محتضران یا كسانی كه در حال مرگ هستند نیز منجر شده است: «تا پیش از این، در سراسر تاریخ، هیچ‌گاه محتضران به سبك و سیاقی چنین بهداشت از صحنه‌های اجتماعی حذف نشده‌اند؛ تا پیش از این، هیچ‌گاه اجساد بشری به شیوه‌ای چنین بدون بوهای زننده و به همراه تجهیزات فنی‌ای تا بدین پایه كامل از بستر مرگ به سوی گور روانه نشده‌اند».

این «كناره‌گیری زندگان از افراد مشرف به موت و سكوتی كه به تدریج دور و برشان را فرا می‌گیرد» در گفتارهایی كه این روزها به ویژه درباره سوگواری بازماندگان متوفیان نوشته و گفته می‌شود نیز وجود دارد. معمولا به این پرداخته می‌شود كه در قبال مرگ عزیزان چه كنیم و چگونه آن را تحمل‌پذیر و قابل قبول ‌سازیم. انگار این گفتارها نیز بار دیگر معطوف به زندگان هستند، بی‌توجه به آنكه كسی كه مرده یا قرار است بمیرد نیز انسانی است كه به همان اندازه میل به بقا و آرزوی زندگی دارد. البته تردیدی نیست كه باید زندگی كرد و به بقای جامعه اندیشید. اما این از وظیفه اخلاقی ما نسبت به آنها كه به هر دلیلی رویاروی مرگی قریب‌الوقوع و بسیار نزدیك هستند، نمی‌كاهد. دست‌كم از این حیث كه هیچ بعید نیست به زودی خودمان یكی از آنها شویم. آن طور كه الیاس می‌نویسد: «احتضار و مرگ در جوامع پیشرفته بیش از همیشه از معرض دیده‌ها پنهان می‌شود. در گذشته هیچ‌گاه آدمیان چنین بی‌سر و صدا و تحت تدابیر بهداشتی كه امروزه در جوامع توسعه یافته می‌بینیم، نمی‌مردند و وضع و حال اجتماعی هیچ جامعه‌ای در گذشته تا بدین پایه به غربت و تنهایی افراد دامن نمی‌زده است.» وضعیت كرونایی امروز این حقیقت را بیش از پیش آشكار كرده كه در كنار اندیشیدن به راه‌هایی برای التیام خاطر بازماندگان فرد متوفا از طریق تاكید بر ضرورت سوگواری و روش‌های مناسب برگزاری آن، بهتر است به خود محتضران نیز اندیشید، آنها كه بسیار واقعی‌تر از بقیه می‌میرند و شاید بیش از بقیه نیاز به التیام خاطر داشته باشند، دست‌كم برای ثانیه‌های واپسین.

 

 

مواجهه با فقدان

سلیمه دارمی: از دست دادن عزیزان، یكی از مهم‌ترین رویدادها در طول زندگی و رویارویی با آن از دشوارترین وظایف است. در حقیقت از دست دادن، تجربه گریزناپذیری است كه ما انسان‌ها با بالاتر رفتن سن‌مان به ‌طور قطع آن را لمس می‌كنیم. این روزها شیوع ویروس كرونا، تجربه وداع با عزیزان از دست ‌رفته را دشوارتر و گونه جدیدی از سوگواری را ایجاد كرده است كه به‌نوبه خود آثار و پیامدهای منفی قابل توجهی بر داغداران بر جای می‌گذارد. تجربه‌ای كه از آن تحت عنوان سوگ ابراز نشده، یاد می‌شود و در حقیقت همان احساس فقدان بدون فرصت سوگواری علنی و بهره‌مندی از حمایت دیگران است كه می‌تواند فرآیند سوگ را عمیقا مختل كند. طی كردن این فرآیند به‌ شیوه‌های مرسوم در فرهنگ‌های گوناگون، سازوكاری ایمن در بهبودی و سلامت روان بازماندگان است. متاسفانه آنچه پس از همه‌گیری ویروس كرونا و مرگ‌ومیرهای ناشی از آن شاهد هستیم، شیوه‌ای جدید از سوگواری را به‌ دنبال داشته كه خود زمینه‌ساز بروز آسیب‌های روانی برای كسانی است كه بر اثر این بیماری، عزیزان خود را از دست داده و می‌دهند، اما فرصت بهره‌مندی از حضور و حمایت نزدیكان خود و برگزاری مراسم وداع با متوفیان را كه یكی از بهترین راه‌های مقابله با اندوه از دست دادن است، پیدا نمی‌كنند. حال كه امكان برگزاری مراسم رایج در شرایط عادی برای متوفیان امكان‌پذیز نیست شاید استفاده از فناوری‌های مدرن ارتباطی نظیر تماس‌های تصویری فردی و گروهی و نیز حضور مجازی در كنار كسانی كه روزهای فقدان را تجربه می‌كنند و همدلی با آنان به ‌شیوه‌ای جدید بتواند تسلایی بر غم و اندوه بازماندگان تلقی شود. بر این اساس در نوشتار حاضر ضمن معرفی سوگ و سوگواری به مداخلات لازم در دوره داغدیدگی به‌ طور كلی پرداخته می‌شود. امید است استفاده از این مقال، فرصتی برای سازگاری بهتر با فقدان عزیزان و مجالی برای آرامش‌ یافتن در این روزهای سخت را فراهم آورد.

 

تجربه داغ‌ دیدگی

داغ‌دیدگی تجربه از دست دادن فردی عزیز بر اثر مرگ است. هنگام از دست دادن، احساسات شدیدی سراغ‌مان می‌آیند كه گویی تاكنون آنها را نمی‌شناختیم؛ احساساتی از جنس رنجی بی‌پایان كه باری سنگین‌تر از ظرفیت روانی‌مان بر ما تحمیل می‌كنند. واكنش ما در قبال این ضایعه سوگ نام دارد كه در حقیقت «ناراحتی جسمانی و روانی شدیدی است كه كل وجودمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد». از آنجایی‌كه سوگ می‌تواند طاقت‌فرسا باشد در فرهنگ‌های گوناگون روش‌هایی برای پشت ‌سر گذاشتن ایمن این دوره و غلبه بر شرایط بحرانی پیش ‌آمده، ابداع كرده‌اند. در حقیقت «سوگواری نحوه ابراز افكار و احساسات فرد داغ‌دیده است» كه در بسترهای فرهنگی مختلف، اشكال گوناگونی به خود می‌گیرد. مراسمی چون جمع شدن اعضای خانواده و دوستان، پوشیدن لباس سیاه، شركت در تشییع جنازه و انجام یك دوره سوگواری مقرر شده با تشریفات خاص در بین جوامع و گروه‌های قومی بسیار متنوع است. اما هدف مشترك همه آنها این است كه به افراد كمك كنند، سوگ خود را پشت ‌سر بگذارند و در دنیای بدون متوفی با زندگی كنار بیایند. بی‌تردید سوگ و سوگواری به ‌رغم ارتباط نزدیكی كه دارند، دارای تفاوت‌هایی هستند اما ما در زبان روزمره این دو كلمه را به ‌صورت مترادف به‌ كار می‌بریم.

 

فرآیند سوگ

فرآیند سوگ معمولا در 3 مرحله طی می‌شود:

نخستین مرحله اجتناب نام دارد كه شامل شوك و ناباوری در برابر از دست دادن فرد متوفی است و ممكن است از چند ساعت تا چند هفته ادامه یابد. در حقیقت، احساس كرختی ناشی از این مرحله، وظیفه بی‌هوشی هیجانی را برعهده دارد. در اینجا فرد با اولین تكلیف سوگواری یعنی آگاهی دردناك از فقدان باید روبه‌رو شود. عدم رویارویی با این شوك و گذار از آن ممكن است تا مدت‌ها(حتی سالیان سال) فرد را در انكار فقدان نگه دارد.

 

مرحله مواجهه كه طی آن فرد داغ‌دیده با واقعیت از دست دادن فرد عزیز مواجه می‌شود و سوگ را خیلی شدید تجربه می‌كند. در این مرحله فرد سوگوار دچار واكنش‌های هیجانی شدیدی می‌شود كه از جمله آنها می‌توان به گریه، اضطراب، غم، اعتراض، خشم، درماندگی، ناكامی، دست‌ كشیدن از فعالیت و حسرت كشیدن برای عزیز از دست ‌رفته اشاره كرد. برون‌ریزی‌های هیجانی در این مرحله اگرچه بسیار تلخ و غیرقابل تحمل ارزیابی شدند اما به خودی خود، راهی برای آرامش یافتن تلقی می‌شوند به ‌همین دلیل نباید مانع از بروز آنها در بازماندگان شویم.

 

مرحله سوم ترمیم است كه با كاهش سوگ، توجه فرد به دنیای پیرامون بازمی‌گردد. سازگار شدن با فقدان كه در حقیقت با پذیرش از دست دادن به عنوان رویدادی گریزناپذیر همراه است چیزی بیش از یك تكلیف هیجانی درونی است. در این مرحله فرد داغ‌دیده باید با عوامل استرس‌زایی كه پیامدهای ثانوی مرگ هستند نیز كنار بیاید؛ غلبه بر تنهایی، تسلط یافتن بر مهارت‌هایی كه فرد متوفی انجام می‌داد، بازسازی زندگی روزمره بدون عزیز از دست‌ رفته و تجدید نظر در نقش‌های هویتی(به عنوان مثال مادری كه بر اثر از دست دادن همسر از این به بعد باید نقش پدر را برای فرزندان نیز ایفا كند) از جمله این پیامدها هستند.

 

اهمیت تسكین

طبق دیدگاه مدل فرآیند دوگانه مقابله با فقدان، مقابله موثر ایجاب می‌كند كه افراد بین پرداختن به پیامدهای هیجانی فقدان و توجه به تغییرات زندگی نوسان داشته باشند؛ موفقیت در این فرآیند اثر ترمیمی و شفابخش دارد. به عبارتی دیگر مواجه شدن با سوگ بدون رهایی از غم و ایجاد تسكین، عواقب جدی برای سلامت روان و جسم دارد. در این‌ راستا فعالیت‌های ترمیم‌گرا مانند دیدار با دوستان، مشاركت در فعالیت‌های اجتماعی و خدمات داوطلبانه، استرس و اندوه سوگ را كاهش می‌دهد. همچنین در طول سوگواری، افراد نباید از تجربه كردن هیجانات مثبت در كنار هیجانات منفی اجتناب كنند، چراكه شوخ‌طبعی و ابراز هیجانات مثبت مانند خنده و بهره‌گیری از لذت‌های زندگی می‌توانند در مقابله با اندوه كمك ‌كنند.

 

در این میان نباید از تفاوت‌های شخصی و موقعیتی غافل شد. به‌ عبارت دیگر طی كردن دوره سوگ تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله جنسیت، ویژگی‌های شخصیتی‌، راهبردهای مقابله‌ای و زمینه‌های فرهنگی و مذهبی قرار دارد. در این راستا، مردان در مقایسه با زنان معمولا كمتر ناراحتی و افسردگی خود را به‌ طور مستقیم نشان می‌دهند و كمتر خواستار بهره‌مندی از حمایت‌های‌ اجتماعی می‌شوند؛ این امر خود می‌تواند زمینه‌ساز بروز ناراحتی‌ها و آسیب‌های روانی بلندمدت شود و غفلت از آن آسیب‌زاست. همچنین كیفیت رابطه فرد سوگوار با متوفی، ناگهانی یا غیرمنتظره بودن مرگ، یا حادث شدن آن پس از یك بیماری طولانی، ماهیت رابطه از دست رفته و زمانی كه مرگ اتفاق می‌افتد ازجمله عوامل موثر بر چگونگی سازگاری با فقدان هستند.

 

آنچه اهمیت دارد، آن است كه مقابله با فقدان به‌ تنهایی و بدون مداخلاتی برای سازگاری با شرایط پیش ‌آمده، می‌تواند رهایی یافتن بازماندگان از غم و اندوه حاصله را بسیار دشوار كند. به همین منظور در ادامه به مهم‌ترین و موثرترین راه‌های مقابله با سوگ به ‌شیوه‌ای امن و سالم اشاره می‌شود.

 

مداخله‌هایی برای داغ‌دیدگی

در اغلب موارد دریافت همدلی از سوی نزدیكان، بازماندگان را قادر می‌كند تا بر اندوه ناشی از سوگ غلبه كنند. با این‌ حال معمولا تامین حمایت موثر كاری دشوار است. گوش دادن صبورانه و اطمینان دادن به داغ‌دیدگان از حضور داشتن در كنار آنها ازجمله بهترین روش‌ها برای كمك هستند. در این راستا در سوگ‌های ناشی از كرونا كه فرصت حضور نزدیك در كنار بازماندگان از بین رفته است، لزوم استفاده از تكنولوژی‌های مدرن ازجمله تماس‌های صوتی و تصویری فردی و گروهی برای تسلی بخشی به داغداران كاملا محسوس است. تمایل افراد به كمك گرفتن از شبكه‌های حمایتی مجازی خود و بهره‌مندی از مشاوره‌های فردی یا گروهی(سوگ‌درمانی) غیرحضوری نیز مفید خواهند بود.

 

در این راستا توصیه‌هایی برای پذیرش و سازگاری با فقدان را می‌توان به ‌صورت خلاصه این‌گونه بیان كرد:

 

به خودتان اجازه دهید، فقدان را احساس كنید: به خود اجازه دهید با كلیه افكار و هیجان‌های مرتبط با مرگ روبه‌رو شوید. برای غلبه بر سوگ، تصمیم آگاهانه بگیرید و بدانید كه این به گذشت زمان احتیاج دارد.

 

حمایت اجتماعی را بپذیرید: در اوایل سوگ اجازه دهید دیگران با آماده‌سازی و انجام كارهای روزمره و همراهی به شما كمك كنند. جسور باشید، آنچه نیاز دارید را بخواهید تا كسانی كه دوست دارند به شما كمك كنند، بدانند چه كاری باید انجام دهند.

 

در مورد روند سوگ واقع‌بین باشید: انتظار تجربه هیجانات منفی(مثل غم، اندوه، گریه، خشم، بی‌قراری و...) را داشته باشید و بدانید این هیجانات به مرور كاهش می‌یابند اما گاهی حتی چند سال پس از مرگ دوباره پدیدار می‌شوند.

 

معنایی برای فقدان بیابید: وقتی كسی را از دست می‌دهید، مهم‌ترین تكلیف شما این است كه معنایی برای این فقدان بیابید و خودتان را با آن واقعیت تطبیق دهید و سازگار كنید تا بتوانید زندگی را ادامه دهید. در بیشتر اوقات این امر از طریق برگزاری مراسم سوگواری تسهیل می‌شود.

 

سعی در فراموش كردن متوفی نداشته باشید: رابطه خود و تجربیاتی كه با متوفی داشته‌اید را مرور كنید و بپذیرید كه همچون گذشته نمی‌توانید با او باشید. براساس خاطرات مشترك‌تا‌ن، رابطه تازه‌ای برقرار كنید و یاد او را زنده نگه دارید.

 

احساسات و عواطف خود را به ‌رسمیت بشناسید و نادیده نگیرید: از ابراز احساسات خود نهراسید و اجازه دهید در مواقع لازم درباره آنها با نزدیكان خود حتی آنها كه همچون شما داغدارند، گفت‌وگو كنید. به‌ عبارت دیگر با احساسات ناخوشایند خود مواجه شوید. در این راستا سعی كنید با اشیا، مكان‌ها و سایر نشانه‌های تداعی‌كننده فرد از دست ‌رفته روبه‌رو شوید. مواجهه با فقدان با كمك و اطمینان‌بخشی دیگران بسیار كمك‌كننده است.

 

سوگواری برای یك فقدان، تجربه‌ای شخصی است: درك این امر مهم است كه شما باید به شیوه خودتان با فقدان‌ها مقابله كنید؛ حتی اگر این شیوه كمی غیرمعمول در نظر گرفته شود اما بدانید، تجارب هیجانی انسان‌ها در مواجهه با رویدادی یكسان ممكن است، متفاوت باشد.

 

برخی فقدان‌ها هیچ‌وقت به ‌طور كامل حل و فصل نمی‌شوند: در این راستا مهم سازش ‌یافتن كافی با فقدان برای ادامه زندگی است. رویاها، خاطرات و تداعی‌هایی كه سال‌ها بعد از وقوع فقدان احساس غمگینی را در ما همچنان زنده می‌كنند، نادر نیستند. این نوع بازگشت به گذشته كه از جنس دلتنگی است را نباید نشانه ضعف خود بدانید.

 

به محض آمادگی به فعالیت‌های جدید بپردازید و روابط تازه‌ای برقرار كنید: نقش‌های جدیدی برای خود تعریف كنید و برای ایفای آنها آمادگی‌های لازم را بیابید. از وقت گذراندن با دوستان و اعضای خانواده نیز غافل نشوید.

 

گفتنی است فقدان و سوگواری پس از آن تنها محدود به از دست دادن اشخاص نمی‌شود بلكه گاهی افراد چیزی را از دست می‌دهند كه برای‌شان مهم است؛ جدایی یا به هم خوردن یك رابطه عاشقانه، از دست دادن شغل، از دست دادن سلامتی، از دست دادن دارایی، طلاق یا متاركه و... . با كمی اغماض می‌توان مراحل فوق‌الذكر برای مواجهه با سوگ و سوگواری برای متوفی را به از دست دادن‌هایی از این قبیل نیز تسری داد. آنچه مهم است، توجه به این نكته است كه هر چه از دست دادن شدیدتر باشد(نظیر از دست ‌دادن‌ بر اثر حادثه، بیماری ناگهانی)، سوگ به‌ دنبال آن هم شدیدتر خواهد بود. اگرچه زمان به‌ تنهایی برای كنار آمدن با سوگ كافی نیست و از شدت آن نمی‌كاهد اما گاهی متغیر تعیین‌كننده‌ای برای سازگاری با شرایط جدید ناشی از فقدان است. در این میان توجه به این نكته ضروری است كه شدت ملال و اندوه ناشی از سوگ با گذشت روزها و هفته‌ها به‌ تدریج كاهش می‌یابد اما ممكن است به ‌صورت سینوسی بروز ‌كند؛ به ‌همین جهت این اندوه به ‌نام موج‌های غم آنی سوگ معروف است. این موج‌ها معمولا در رابطه با فكر و یادآوری خاطرات فرد فوت شده بروز می‌كند. به عبارتی بازماندگان با یادآوری خاطرات عزیز از دست رفته هیجاناتی منفی نظیر احساس غم و اندوه شدید را تجربه می‌كنند اما با فاصله گرفتن از آن خاطرات، دوباره آرام می‌شوند و به اصطلاح به زندگی عادی بازمی‌گردند. به همین دلیل اندوه ناشی از سوگ را سینوسی و دارای موج توصیف می‌كنند.

 

غالبا انتظار می‌رود، تجربه غم و اندوه ناشی از سوگ طی 3 تا 6 ماه پس از فقدان رو به كاهش گذارد در غیر این ‌صورت ادامه یافتن این شرایط نیاز به مداخلات روانشناختی را آشكار و ضروری می‌كند. در كل همان‌طور كه اشاره شد، سوگواری سالم دارای مراحل خاصی است و سازگاری یافتن با فقدان، مستلزم طی كردن این مراحل به ‌شیوه‌ای درست است. به‌ طور قطع استفاده از كمك‌های روانشناختی و دریافت همدلی‌های لازم از سوی اطرافیان یا همان شبكه‌های حمایتی بازماندگان به طی كردن این دوران به‌ شیوه‌ای امن و آرام و به بهترین شكل ممكن كمك خواهد كرد. امید است تلخی روزهای سخت و طاقت‌فرسای سوگ با بهره‌گیری از توصیه‌های فوق آسان‌تر طی و سازگاری ایمن با این پدیده اجتناب‌ناپذیر برای بازماندگان میسر شود.

 

در این نوشتار از منابع زیر بهره گرفته شده است:

1- راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، ویرایش پنجم، ترجمه دكتر فرزین رضاعی و همكاران (1393).

2- روانشناسی رشد، لورا برك، ترجمه دكتر یحیی سیدمحمدی 1395.

3- مجموعه كامل مهارت‌های زندگی، كریس ال.كلینكه، ترجمه دكتر شهرام محمدخانی 1396.

روانشناس بالینی و كاندیدای دكترای تخصصی روانشناسی عمومی

منبع: روزنامه اعتماد

چاپ مطلب