اندیشه


دیرینه ‏شناسی علم در تمدن اسلامی/ غلامرضا اعوانی | ۸:۳۱,۱۳۹۸/۳/۱۸|

هگل فیلسوف، فرانسوی نامدار آلمانی در کتاب «عقل در تاریخ» شیوه‏های گوناگون تاریخ نویسی را به دقت مورد بحث و بررسی قرار می‏دهد و آن را به سه نوع تقسیم می‏کند: نوع اول، تاریخ دست اول است که کار مورخ مبتنی بر گزارش گواهان عینی رویدادها مانند هرودوت و نوشته‏ های اوست.

موضوع ایران در رویارویی با غرب / امیر برهان | ۱۲:۵۷,۱۳۹۸/۳/۱۲|

این توضیحات گویای آن است که تاریخ «فلسفۀ حصولی»۱۹ از مهم‌ترین مؤلفه‌های شناخته‌شده در حوزه اندیشۀ غربی است و به طور طبیعی و بنیادین نیز تضاد آن با تاریخِ «حکمت حضوری»۲۰ در ایران همیشه امری اجتناب‌ناپذیر بوده است. به‌راستی چگونه می‌شود که کارل یاسپرس به‌راحتی از تمام واقعیت‌های تاریخی خصوصاً تمایز شرق و غرب چشم‌پوشی می‌کند و «دورۀ محوری» باستان را به آغاز تاریخ فلسفه در یونان ربط می‌دهد؟

حکمت متعالیه / دکتر فاطمه فنا | ۱۱:۱۷,۱۳۹۸/۳/۱۲|

«حکمت متعالیه» عنوان نظام فلسفی صدرالدین محمد شیرازی، مشهور به ملاصدرا و صدرالمتألهین است. ملاصدرا در هیچ یک از آثارش این نام و همچنین نام دیگری را برای اشاره به نظام فلسفی خود به کار نبرده، بلکه آن را در نامگذاری مهمترین اثر مکتوب فلسفی‌اش «الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاریعه» به کار برده است؛ اما این کتاب نیز که پس از او مشهورترین اثرش شناخته شده، به اسفار اربعه معروف است و کمتر کسی از آن با نام «الحکمه المتعالیه» یاد می‌کند. استفاده از این تعبیر بعد از او، صرفاً برای اشاره به نظام فلسفی وی، متداول شده است.

مورخان چه می‌گویند؟ / رضا مهریزی | ۱۱:۳۱,۱۳۹۸/۳/۱۱|

این مقاله برای پاسخ به این پرسش نگاشته شده است: «آیا جهان‌بینی ایرانی و تفکرات خاص ایران در پیدایی فلسفه یونان که زادگاه آن در سرزمین‌های آسیایی یونان (موسوم به ایونیه) و در همسایگی امپراتوری ایران بوده است تأثیر و نقش چشمگیری داشته است یا خیر؟» پس از طرح این سؤال، نگارنده به جمع‌آوری شواهد و اطلاعات و بررسی نظرات دانشمندان برجسته در این خصوص پرداخته و به این نتیجه می‌رسد که پاسخ پرسش بالا مثبت است.

گفت وگو با دکتر امیرحسین خداپرست، مترجم کتاب برگزیده سال «فضایل ذهن» | ۸:۲,۱۳۹۸/۳/۱۱|

به‌نظر می‌رسد که «شجاعت اندیشیدن» از آن دست مقولاتی است که هر جامعه‌ای برای حفظ پویایی خود به آن نیاز دارد اما پرسش اصلی اینجا است که چگونه می‌توان به شجاعت فکری، وجهی عینی بخشید و بسترهای لازم برای بروز آن را فراهم کرد. برای این منظور، به سراغ دکتر امیرحسین خداپرست، استاد فلسفه اخلاق و عضو هیأت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران رفتیم.

موضوع ایران در رویارویی با غرب / امیر برهان – بخش اول | ۱۲:۵۸,۱۳۹۸/۳/۸|

برای بسیاری از ما هنوز این واقعیت تاریخی روشن نشده است که جشن دوهزاروپانصدساله چه نقشی در تاریخ جدید و درعین‌حال قدیم ایران داشته است. شاید دلیل عمده‌اش این باشد که ورود به این‌گونه مباحث همیشه حساسیت‎هایی را در بین محافل سیاسی‌ برانگیخته است.

آن خطاط سه گونه نوشتی / دکتر حسین‏علی رمضانی | ۱۲:۵۳,۱۳۹۸/۳/۸|

خط در نظام معرفتی در هندسه هویت می‎یابد. خط بر مقادیر نقطه در نسبت با نقطه یا نقاط دیگر معنا یافته و تعیین مقادیر و میزان موجب نظم پدیده‎ها می‎شود. هندسه[۲] به‌عنوان شاخه‎ای از علوم ریاضی به معنای قرار گرفتن عدد در دو بُعد فضا و مکان تعبیر شده است (هلزی هال، ۱۳۶۹: ۴۳). طول، عرض و عمق، سه بُعد مکان را تشکیل داده و در امتداد بُعد چهارم زمان حرکت تولید می‎شود. فضا در درون سه بُعد مکانی به علاوه بُعد چهارم زمانی هویت زمینه‎ای یا شرایط به خود می‎گیرد.

معرفت وعمل صالح ؛ نردبان عروج / آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد | ۱۱:۲۶,۱۳۹۸/۳/۸|

در مباحث الهیات، آسانترین بخش در بخش خداشناسی موضوع اثبات صانع است که به تعبیر حکما امریست که فطرت سلیم آنرا درک می‌کند.قرآن مجید هم آنرا مسلم دانسته وبه نحو استفهام انکاری فرموده است افی الله شک فاطرالسموات الارض (ابراهیم ر۱۰ ). قرآن آنچه جزء تعلیمات انبیاء قرار داده دو چیز است؛ یکی توحید یعنی نفی شرک و یکتایی خداوند است و دیگری نقش خدا در جهان است. مشکلترین بخش، در اصول اعتقادات، مبحث نبوت است. اولاً اصل لزوم به پیامبر وسپس اثبات نبوت شخص مدعی یعنی نبوت خاصه.

برخورد داووس / عبدالرزاق حسامی‌فر – بخش دوم | ۱۲:۷,۱۳۹۸/۳/۴|

ریشه‌های دودستگی تحلیلی-قاره‌ای در برخورد داووس فریدمن در «جدایی راه‌ها: کارناپ، کاسیرر و هایدگر» سابقۀ دودستگی تحلیلی-قاره‌ای را در رویارویی و برخوردی می‌بیند که در ۱۹۲۹ در شهر داووس سوئیس میان هایدگر و کاسیرر روی داد.[۱] از نظر او، منتقدان کارناپ و برتر از همه کواین که او را بی‌ارزش دانسته‌اند، در مورد او دچار بدفهمی شده‌اند، زیرا چهرۀ اصلی فلسفه در قرن بیستم، بیش از هایدگر، کارناپ است.

نخستین زمینه‌های ظهور پدیدارشناسی نسبت میان ظهور و هستی / مهدی صاحبکار | ۹:۲۲,۱۳۹۸/۳/۱|

در این نوشتار درخلال سه بخش بعدی بنا دارم خوانشی پدیدارشناسانه برای واضح‌سازی مسئلۀ دشوارِ نسبتِ میان ظهور و هستی عرضه کنم. شاید کمتر موضعی را بتوان یافت که به‌قدر رسالۀ ثئای‌تتوسِ افلاطون اقتضاء طرح خاستگاهیِ مسئله را نمایان کند. لذا من هم از آن رساله آغاز خواهم کرد و مبحث را به‌نزد ارسطو پی خواهم گرفت و سرآخر خوانشی بالاخص پدیدارشناختی را درباب نسبتِ میان ظهور و هستی پیشنهاد خواهم کرد.

مفهوم پدیدارشناسانۀ پدیدار / محمدجواد صافیان | ۹:۱۶,۱۳۹۸/۳/۱|

پدیدارشناسی، عنوان جنبشی فلسفی است که اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم توسط ادموند هوسرل(1859-1938) بنیان‌گذاری ‌شد. هدف از آن احیای دوبارۀ تفکر فلسفی بود که تحت تأثیر ظهور علوم و فن‌آوری جدید به حاشیه رفته بود و تحقیر می‌شد. نوشتۀ حاضر درصدد آن است که معنای پدیدارشناسانۀ پدیدار را که طبعاً مفهومی کلیدی در این جنبش است، توضیح دهد و آن را از معنای غیرپدیدارشناسانۀ آن که طیف وسیعی از تعریف‌ها را شامل می‌شود، تمیز دهد.

فردید برای فرهنگ ایرانی هرمنوتیک انتولوژیک نقادانه غرب دارد | ۱۰:۴۹,۱۳۹۸/۲/۳۱|

به همت پژوهشکده فرهنگ معاصر سومین نشست از سلسله نشست‌های مواجهه فرهنگ ایرانی با تجدد با عنوان «فردید و هرمنوتیک انتقادی غرب» با سخنرانی مالک شجاعی جشوقانی امروز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

تقابل فلسفۀ تحلیلی و فلسفۀ قاره‌ای / عبدالرزاق حسامی‌فر - بخش اول | ۱۰:۵,۱۳۹۸/۲/۳۰|

فلسفۀ معاصر را به‌طور عمده به دو بخش تحلیلی و قاره‌ای تقسیم می‌کنند. در فلسفۀ تحلیلی به‌واسطۀ نزاعی که بر سر سهم فیلسوفان هر کشور در شکل‌گیری این سنت فکری وجود دارد، سه گونه تلقی از آن وجود دارد: تلقی انگلیسی-اتریشی، انگلیسی-آلمانی و انگلیسی-آمریکایی. توجه فیلسوفان تحلیلی بیشتر معطوف به مسائل مربوط به منطق، زبان، نظریۀ معرفت و معرفت‌شناسی دانش‌های مختلف از جمله فلسفۀ علم، فلسفۀ اخلاق، فلسفۀ سیاست و فلسفۀ دین است، درحالی‌که فلسفۀ قاره‌ای به مسائل خاصی از قبیل پدیدارشناسی، اگزیستانس انسانی، تفسیر متن، نقد مدرنیته و فلسفۀ تاریخ بیشتر توجه دارد.

چیستی «منافع ملی» و نسبتش با «جامعه مدنی» / بیژن عبدالکریمی | ۹:۳۹,۱۳۹۸/۲/۳۰|

آنچه امروز در کنشگری سیاسی و در تفکر اجتماعی باید مدنظر قرار گیرد «حفظ منافع ملی کشور» است؛ نه دفاع از قدرت سیاسی و نه حمله به آن. واقعیت این است که امروز بخشی از جوانان و روشنفکران ما، نقد‌های تند و رادیکالی نسبت به برخی از امور دارند اما کمتر نکته ایجابی در جهت سازندگی و بهبود اوضاع مطرح می‌کنند. در این فضا، پرسش اصلی اینجا است که این تفکر سلبی چقدر ما را به مطالبات‌مان نزدیک کرده است؟

نقد دانشگاهی و نظریه / مشیت علایی | ۱۱:۱۰,۱۳۹۸/۲/۲۹|

اگر راست باشد که قدمت، حق ایجاد می‌کند، حق آب‌وخاکی که شعر مطالبه می‌کند، در قیاس با دیگر ژانرهای ادبی، قاعدتاً باید به‌مراتب بیشتر باشد و البته این نکته در مورد ادبیات فارسی، در غیاب محض ادبیات نمایشی و حضور نه چندان پررنگ ادبیات داستانی، به طریق اولی صادق است و حتی ادبیات غرب هم به‌رغم برخورداری از پشتوانۀ غنی و دیرینۀ ادبیات نمایشی، از این قاعده مستثنا نیست؛ چراکه همۀ آن آثار و عموم رساله‌های فلسفی و علمی اصالتاً منظوم یا دست‌کم شاعرانه بوده‌اند

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما