علامه طباطبايي، نماد آزادي فكري/منوچهر دين‌پرست
|۹:۲۸,۱۳۹۲/۸/۲۶| بازدید : 580 بار

علامه طباطبايي به عنوان نمادي از فيلسوفان سنتي ايران معاصر مطرح است چرا كه پس از آشنايي فيلسوفان ايران با سنت فلسفي غربي بسياري از انديشمندان ايراني به فكر شناسايي مباني معرفتي خود افتادند. در اين ميان برخي به جايگاه هويت ايراني و برخي ديگر به فلسفه‌هاي غربي توجه كردند اما كمتر كسي بود كه فلسفه اسلامي را از چشم علامه طباطبايي ببيند. علامه طباطبايي در دوراني مباحث فلسفه اسلامي را به بحث و بررسي گذاشت كه انديشمنداني چون هانري كربن، سيد حسين نصر و داريوش شايگان سعي در شناخت مباني معرفتي ايران اسلامي داشتند. پس از گذشت سال‌ها از وفات علامه طباطبايي تمامي آثار ايشان مورد توجه قرار گرفته و برخي نيز به شناسايي و بررسي نوع تفكر و انديشه او روي آوردند اما به نظر مي‌رسد يكي از موضوعاتي كه به آن در زمان حاضر بيش از گذشته نياز داريم توجه علامه به آزادي بيان و نگرش فكري است. نگرش علامه توانست فردي چون شهيد مطهري را تربيت كند كه در دوران پختگي عمر خويش خواستار كرسي ماركسيسم در دانشگاه تهران براي پاسخگويي دقيق و علمي به فعاليت‌هاي فكري ماركسيست‌ها بود. اگر شهيد مطهري چـنـيـن ايده‌يي را طرح كرد بايد به مبنا و خاستگاه فكري آن كه ريشه در نوع نگرش علامه طباطبايي داشــت تـــوجه كرد. در زمان ما بسيار به مباحث

آزادي بيان توجه مي‌شود اما كمتر كسي را سراغ داريم كه مباني فكري چنين درخواستي را در ميان انديشمندان معاصر به ويژه كساني كه دل در گرو معارف اسلامي داشتند، بجويد. علامه طباطبايي فارغ از دلبستگي‌هايش به جهان فكر ايراني به خوبي دريافته بود كه راه برون‌رفت از انسداد انديشه، آزادي بيان و نگرش حقيقي به گفت‌وگوي علمي است. بدون هيچ اغراقي مي‌توان تاكيد كرد كه كتاب روش رئاليسم با چنين نگرشي به ثمر رسيده و اگر در دوره‌هاي بعدي چنين آثاري خلق نشدند بايد پرسشي دقيق طرح كرد كه چرا نهادهاي علمي نتوانستند راه و منش علامه را طي كنند. شايد بار ديگر بتوانيم با توجه به مباني فكري و خاستگاه روشي علامه الگويي براي فضاي تبادل انديشگي در جامعه امروز بيابيم.

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما