تاریخ نشر کتاب در ایران/عبدالحسین آذرنگ- بخش پنجم
|۱۱:۲۸,۱۳۹۳/۷/۶| بازدید : 945 بار

 

دبا: در دهة 1320ش، تهران مرکز اصلی انتشار کتاب در ایران بود. در چند شهر دیگر، به ویژه در چند مرکز استان، شماری کتاب منتشر شد، اما رقم انتشار کتاب در شهرستان ها در خور توجه نیست.  شهرهایی جز تهران که در آنها کتاب منتشر شده است، این شهرها بودند: اراک، اصفهان، اهواز، تبریز، رضائیه(ارومیه)، شیراز، قم، کرمان، کرمانشاه، مشهد، ملایر، همدان،یزد.

شهرهایی بیرون از ایران که در آنها کتاب فارسی منتشر شده است: آنقره(انکارا)، استانبول، باکو، بمبئی، کابل، کلکته، لکهنو، لیدن، مسکو، هرات.

دسته بندی ناشران در دهۀ 1320ش

ناشرانی که در تهران فعالیت می کردند، به چند دسته تقسیم می شوند، اما همین جا باید افزود که با معیارهای امروز، به ویژه معیارهای سنجش فعالیت های ناشران فعال، در بارة آنها داوری نکنیم؛ بسیاری از ناشران طی یک دهه بیش از چند عنوان کتاب منتشر نکرده اند. دشواری های اقتصادی، پایین بودن قدرت خرید مردم، روی بردن خوانندگان به نشریات به سبب ویژگی های سیاسی آن دوره، که پیشتر به آن اشاره شد، جرات و امکانات ناشران را در سرمایه گذاری برای انتشار کتاب های تازه از آنان می گرفت. ناشران کتاب در دوره های بحران سیاسی ـ اجتماعی معمولاً میدان را به ناشران مطبوعات واگذار می کنند. سرعت تحولات، نیاز به خواندن خبر و گزارش و تفسیر و دنبال کردن رویدادهای جاری، پیامدش این است که اولویت  و نیز رغبت خواندن مطبوعات بیشتر می شود. از ناشران دولتی و وابسته به دولت که در آن دهه کتاب منتشر کرده اند، از اینها می توان نام برد.

الف) وزارتخانه هایی که کتاب منتشر کرده اند:

وزارت های بهداری، جنگ، فرهنگ، کار، کشاورزی، کشور. انتشارات این وزارتخانه ها به همان سیاق پیشین و معمولاً گزارش های دولتی، یا منابع دیگری از این دست بود که باید به اطلاع جامعه می رسید.

ب) سازمان های دولتی که کتاب منتشر کرده اند:

ادارة بیمه؛ ادارة کل تجارت؛ ادارة گمرکات؛  ادارة موسیقی تهران؛ انجمن آثار ملی؛ بانک ملی ایران؛ بنگاه مستقل آبیاری؛ جمعیت شیر و خورشید سرخ؛ دایرة جغرافیایی ارتش؛  راه آهن دولتی؛ شهربانی کل کشور.

پ) انجمن های خارجی و داخلی که کتاب منتشر کرده اند:

ادارة اطلاعات فرانسه ( تهران)؛ ادارة نشریات به زبان های خارجی در باکو( این نهاد به سود سیاست های اتحاد شوروی و جمهوری      آذربایجان شوروی نشریه های تبلیغاتی به فارسی منتشر می کرد)؛ انجمن تبلیغات اسلامی؛ انجمن جوانان ارامنه ( تهران)؛  انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی ( این انجمن در چند شهر شعبه داشت و در تهران و تبریز و قزوین کتاب های تبلیغاتی و ترویجی مارکسیستی و سوویتی منتشر می کرد)؛ انجمن روابط فرهنگی ایران و فرانسه در تهران؛ تعلیمات اسلامی؛ تعلیمات ایالتی حزب توده؛ شورای فرهنگی بریتانیا در تهران؛  شورای کلیسایی در تهران( این شورا در دهة 1320ش بسیار فعال بود و آثار بسیاری در ترویج مسیحیت در ایران انتشار داد)؛ شورای متحدة مرکزی اتحادیه های کارگران( این شورا به حزب تودۀ ایران وابسته بود)؛ کانون بانوان؛ کانون مطبوعات حزب میهن پرستان؛ کمیسیون تبلیغات( از واحدهای حزب تودۀ ایران)؛ میسیون آمریکایی تهران.

همان طور که پیداست، بیشتر  این نهادهای سیاسی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی پس از سقوط حکومت رضا شاه و در فضای باز پس از شهریور 1320 فعالیت انتشاراتی خود را آغاز کرده اند و در فضای فارغ از سانسور و بگیر و ببندها و دخالت ها و نظارت های ماموران تامینات نظمیه آثاری را انتشار داده اند. شماری از آثار انتشار یافته از سوی نهادهای مدنی، بازتابی از  موج جدید ورود مدرنیته به ایران پس از جنگ جهانی دوم است، موجی که فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و فراغتی نهادهای نیروهای متفقین، به ویژه فعالیت ها و نهادهای نیروهای آمریکایی مستقر در ایران در آن موثر بود. بررسی محتوایی انتشارات نهادهای مدنی در ایران، پس از شهریور 1320، به خوبی می تواند ذهنیت فعالان اجتماعی، سیاسی و مدنی ایرانیان آن دهه را در بارۀ آینده و پیشرفت و نکاتی دیگر به خوبی نشان می دهد. این بررسی تا جایی که نویسنده اطلاع دارد، یا انجام نگرفته یا منتشر نشده است.

ت)  مطبوعات و نشر

پس از تغییر اوضاع سیاسی در 1320 ش ، در مدت کوتاهی چندین نشریة جدید منتشر شد. بنا به برآوردها از 1320 تا 1326 ش حدود 580 عنوان نشریه در ایران منتشر شده است. مقایسة این رقم با رقم 57 عنوان روزنامه که پیش از کودتای اسفند 1299، و روزنامه های زمان رضاشاه که بر اثر سیاست های بی رویة نظارت حکومتی شمار آنها به 40 عنوان کاهش یافته بود، به تنهایی می تواند گویای تحولی چشمگیر باشد. برآورد شده است که در همان سال های 1320 تا 1326 ش فقط در شهر اصفهان 16 نشریه منتشر می شده است. در آن دهه حدود 30 روزنامه حالت روزنامه های ملی پیدا کرده بودند1.

البته متخصصان مطبوعات بهتر می توانند نظر بدهند که در آن دوره، با توجه به امکانات و محدودیت ها،  30 عنوان روزنامه در سطح ملی تا چه حد می تواند از تنوع دیدگاه، آزادی بیان و نشر  حکایت کند.  رشد جهش آسای نشریات زادۀ نیازهای سرکوب شده به خبرو کسب اطلاع از رویدادهای جنگ و تحول شتابناک در اوضاع و احوال جهان و ایران بود. بخشی از این نیاز به نشر کتاب هم باز می گردد، اما با توجه به روند کند تولید در نشر کتاب و تخصص های لازم برای آن، نشر نمی تواند در کوتاه مدت پاسخ گوی نیاز ها، به ویژه در زمینة موضوع های فوری و مبرم باشد.  اختناق و استبداد 20 ساله هم در عین حال به رشد تخصص ها و امکانات تولیدی نشر کتاب امکان نداده بود. در هر حال، پس از مدت گذشتن مدت کوتاهی، شماری از روزنامه ها و مجله ها به نشر کتاب هم پرداختند.

  روزنامه هایی که در آن دهه کتاب منتشر کردند:

آتش؛  اطلاعات؛ امید؛ سپنتا( اصفهان)؛ ستارة غرب؛ شاهد؛ مظفر؛ مردم ( وابسته به حزب توده)؛ نبرد امروز.

مجله هایی که در آن دهه کتاب منتشر کرده اند:

اخگر؛ پیام نو/ پیام نوین ( وابسته به انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی)؛ تعلیم و تربیت( نام بعدی آن: ماهنامة آموزش و پرورش)؛ خواندنیها؛ یغما.

کتاب هایی که روزنامه ها و مجله ها، معمولاً از محصولات خودشان انتشار می دادند، در دستۀ آثار تاثیرگذار و ماندگارتر قرار می گیرد. بررسی محتوایی این دسته آثار هم به تحقیق مستقل نیاز دارد، به ویژه آنکه مضمون های با اهمیت را از دیدگاه جراید عمدۀ آن دهه نشان می دهد.

ث) ناشران آزاد.  زیر چند دسته نام فعالیت کرده اند و شماری از آنان هم یکی دو بار نام خود را تغییر داده اند. برای مثال، در دوره ای « بنگاه»، « شرکت»،« کانون»، « مطبوعاتی»، « موسسه» و مانند اینها در نامشان ظاهر و پنهان می شد. برای مثال، کلالة خاور به مدیریت محمد رمضانی، از ناشران فعال آن دهه، با همین نام و نیز  با نام های « کانون کلالة خاور» و « موسسة کلالة خاور» هم کتاب منتشر کرده است. دلیل تغییر نام را باید در دلالت معنایی واژه هایی سراغ گرفت که به گمان شماری از ناشران بر اعتبار، فروش یا مخاطبان آنها تاثیر می گذاشت. واژه های « انتشارات» ، «موسسۀ انتشارات» یا واژه های دیگری که دلالت آشکاری بر ناشر بودن دارند و امروزه بیشتر به کار می روند، در دهۀ 1320ش رایج نبود و از دهۀ 1330ش به بعد به تدریج رواج یافت.

ناشران دهۀ 1320ش که واژۀ «بنگاه» در نامشان دیده می شود، از این قرارند:

بنگاه انتشارات اسلامی؛  بنگاه پروین( با نام مطبوعاتی پروین و ادارة مطبوعاتی پروین هم کتاب منتشر کرده است)؛ بنگاه چاپ و پخش کتاب؛ بنگاه دین و دانش (تبریز)؛ بنگاه رازی؛ بنگاه شرق؛ بنگاه کتاب؛ بنگاه لادن؛ بنگاه مربی؛ بنگاه مروج( با نام کتابفروشی مروج هم کتاب منتشر کرده است)؛ بنگاه مطبوعاتی چمن آرا؛ بنگاه مطبوعاتی هاشمی.

ناشرانی که « شرکت» جزو نامشان دیده می شود:

شرکت تضامنی علمی( این شرکت با ترکیب های مختلف نام کتاب منتشر کرده است، اما رکن « علمی» در همة آنها به کار رفته است)؛

شرکت چاپ خراسان ( مشهد)؛ شرکت سهامی چهر؛ شرکت سهامی طبع کتاب؛ شرکت شعله؛ شرکت مطبوعات و شرکت مطبوعاتی.

ناشرانی که « کانون» جزو نامشان دیده می شود:

کانون شهریار؛ کانون معرفت( با نام های« معرفت» و «کتابفروشی معرفت»هم کتاب منتشر کرده است).

ناشرانی که « مطبوعاتی» جزو نامشان دیده می شود:

مطبوعاتی افشاری؛ مطبوعاتی امروز؛ مطبوعاتی امیر کبیر( این ناشر با چند نام کتاب منتشر کرده ، اما رکن « امیرکبیر» در همة آنها به کار رفته است. به امیرکبیر در مقاله ای جداگانه و مستقل خواهیم پرداخت)؛ مطبوعاتی پروانه؛ مطبوعاتی جاویدان؛ مطبوعاتی صفی علیشاه( گاه: صفیعلیشاه و نیز با تغییراتی در اجزای دیگر نام)؛ مطبوعاتی فهم؛ مطبوعاتی

گیتی؛ مطبوعاتی گیو؛ مطبوعاتی ناقوس؛ مطبوعاتی هاشمی( شیراز)

ناشرانی که « کتابفروشی» جزو نامشان دیده می شود:

کتابفروشی ابن سینا ( این ناشر قدیمی و بزرگ با چند ترکیب دیگر نام  هم کتاب منتشر کرده است. فعالیت های عمدۀ این ناشر به ویژه در دهه های 1330 و 1340ش شایستۀ بررسی است)؛ کتابفروشی احمدی ( شیراز)؛ کتابفروشی ادب؛ کتابفروشی اسلامیه؛ کتابفروشی بوذرجمهری؛ کتابفروشی تائید( تهران و اصفهان)؛ کتابفروشی ثقفی( اصفهان)؛ کتابفروشی جهان نما ( شیراز)؛ کتابفروشی حافظ؛ کتابفروشی خاقانی؛ کتابفروشی خیام؛ کتابفروشی دانش؛ کتابفروشی زوار( تهران و مشهد)؛کتابفروشی سپهر ( با نام « مطبوعاتی سپهر» هم کتاب منتشر کرده است)؛ کتابفروشی سجادی؛ کتابفروشی سقراط؛ کتابفروشی شهشهانی( اصفهان)؛ کتابفروشی صافی( اهواز)؛ کتابفروشی محمد حسین علمی؛ کتابفروشی مرکزی.

همان گونه که می بینید، شمار کتابفروشانی که کتاب هم منتشر می کردند، بیشتر بوده است. از دهۀ 1330ش به بعد جزو «کتابفروشی» از ترکیب نام ناشران به تدریج حذف شد، حتی از نام ناشرانی که کتابفروشی هم می کردند.

واژۀ « کتابخانه» به معنای کتابفروشی، که در دورة مشروطه و پس از آن زیاد به کار رفته بود، در دهة 1320ش ظاهراً جز در یک  مورد به کار نرفت و در دهة بعد هم  به کلی منسوخ شد. «کتابخانۀ آذربایجان» نام ناشری بود که در آن دهه در تبریز فعالیت می کرد. واژۀ «دارالکتب» که در دورۀ قاجار و پیش از کتابخانه به کار می رفت، در ترکیب نام « دارالکتب اسلامیه»، ناشر منابع اسلامی، به کار رفته است. واژة « بنگاه» هم پس از دهة 1320ش، شاخص ترین کاربردش در نام « بنگاه ترجمه و نشر کتاب» بود. ناشران پس از مدتی از کاربرد آن خودداری کردند.

ناشرانی که در همان دهه گاه فقط یک جزء  نام را بر صفحۀ عنوان برخی از آثار خود درج کرده اند:

ابن سینا؛ ادبیه ( تهران و اصفهان)؛ اقبال؛ بروخیم؛ تیسفون؛ حقیقت ( تبریز)؛ علمی ؛ کلالة خاور( پیشتر گفتیم که ابن سینا و کلالة خاور با ترکیب های دیگری در نام خود کتاب منتشر کرده اند).

نشر تکثیری و تولیدی

چاپخانه های حروفی که از پیش از دهة 1320ش در تهران به کار مشغول بودند، به کار خود ادامه دادند؛ حتی بازمانده هایی از چاپخانه های سنگی عصر قاجار و مشروطه هنوز تعطیل نشده و به چاپ کتاب در نسخه های معدود ادامه می دادند. در همین دهه چاپخانه هایی در تهران به دستگاه های چاپ افست مجهز بودند، از جمله: اختر شمال، اقبال، بانک ملی ایران، بشارت، بهار، بوذرجمهری، پارس، تابش، تهران، حکمت، خرمی، خورشید، رعایت، سازمان چاپ و انتشارات، فروغ، مشعل آزادی، مطبوعاتی ایران، مظفریان، و نورتابان. بر پایة اطلاعات کتاب شناسی ها ، بیشتر اینها کتاب هم چاپ می کردند.

کثرت نسبی چاپخانه های ناشر در آن دهه نشان دهندة فعال بودن نشر تکثیری، نه تولیدی، و وارد نشدن ارزش های افزوده به نشر آن دوره است. چاپخانه ها و مطبوعات ناشر را در ردۀ ناشران تکثیری باید جای داد؛ با این تفاوت که چاپخانه ممکن است برای کسب درآمد کتاب منتشر کرده باشد، بدون توجه به محتوای آن، اما بعید بتوان نشریه ای یافت که بدون توجه به محتوای اثر، آن را نشر داده باشد. با این حال، حتماً باید تاکید کرد تا این گونه آثر بررسی محتوایی و دسته بندی نشوند، نمی توان با اطمینان کافی در این باره داوری کرد. در تاریخ نشر ایران، شاید در دهۀ 1330ش و پس از آن باشد که تمایز میان نشر تکثیری و نشر تولیدی نمایان تر، و از شمار کتاب هایی که چاپخانه ها ناشر آنها بوده اند، کاسته می شود. این دوره همچنین با پیدایش روندهای تازه ای در نشر و ظهور چندین ناشر جدید و بزرگ همزمان است. در عین حال به تغییر سلیقۀ مخاطبان و انتخاب های آگاهانۀ آنها هم  باید توجه داشت.

نشر بی نام و نشان

در دهۀ 1320ش کتاب های بسیاری، حتی کتاب هایی که سوی نهادهای دولتی و وابسته به دولت بانی نشر آنها بوده اند، بدون نام ناشر و چاپخانه است. این دسته از کتاب ها از لحاظ موضوع متنوع اند. بی توجهی ناشران این کتاب ها جز ناآگاهی، بی مبالاتی، بی ضابطگی و نا آشنایی با ارزش اطلاعات کتابشناختی، شاید  علت دیگری نداشته باشد. این دسته از کتاب ها را نباید با آثار سیاسی، به ویژه کتاب های چپی و ضد حکومتی، که ناشران آنها نمی خواستند شناخته شوند و بدون نام ناشر و چاپخانه کتاب منتشر می کردند، در یک ردیف قرار داد. پیدا کردن ردّ این دسته از ناشران آثار سیاسی و عقیدتی برای حکومت کار ساده ای نبود. شاید یکی از عامل هایی که سبب شد محرّمعلی خان، مامور معروف در تامینات شهربانی، در شناسایی حروف چاپخانه های تهران چنان چیره دست از کار در آید که دوست و دشمن منکر تسلط بی مانند او در این زمینه نیستند، این بود که از راه بازشناسی حروف چاپی، نخست چاپخانه و چاپ گر کتاب شناسایی شود و سپس از آن طریق ناشر را بیابند2.

به ماجرایی توجه کنیم که شرح آن اخیراً از زبان ناصر کلاری، از استادکاران قدیمی چاپ، آمده است. این ماجرا نشان می دهد بعضی از ماموران شهربانی تا چه حد در کار خود چیره دست شده بودند.

خاطره ای دارم از مخفی چاپ کردن اعلامیۀ فدائیان اسلام. اعلامیه های فدائیان اسلام با کلمۀ هوالعزیز شروع می شد. [آن] را با بزرگترین حروفی که در چاپخانه داشتیم چیدم... موقعی که نمونه گرفتم، دیدمکه «واو» هوالعزیز تو پُر است. ماشین را نگه داشتم و واو له شده را در آوردم و با سوزن شروع کردم به خالی کردن دل واو؛ غافل از اینکه... اطراف سوراخ وسط واو [با] سوزن خط خطی شده ...دوهفته ای از پخش این اعلامیه گذشته بود که رئیس ادارۀ نگارش از شعب ادارۀ تامینات...آمد به چاپخانه...مرا صدا کرد و گفت: «شما حروف 48 سیاه دارید؟». گفتم بله. گفت: « واوهای آخر را ورساد کن»... ورساد را از از دست من گرفت و نگاه کرد. واو آخر سوزن خورده را برداشت و به من گفت:«فردا صبح بیا شهربانی»3.

سالنامه ها

 شماری از سالنامه های دهۀ 1320 ش حاوی برخی اطلاعاتی است که در جای دیگری نمی توان یافت. چندین و چند نهاد آموزشی در سطوح مختلف سالنامه منتشر کرده اند و اطلاعات مندرج در آنها از چندین جهت، به ویژه از دیدگاه تاریخ آموزش در ایران، زندگی نامة شماری ا ز رجال کشور، خدمات عده ای از دبیران زحمت کش و گمنام، فعالیت های آموزشی در شهرستان های مختلف، دیدگاه ها در بارۀ مسائل فرهنگی و آموزشی و برخی مسائل دیگر،و نیز گونة (ژانر) خاصی از انتشارت، شایستة بررسی است. به تازگی پژوهش گرانی با توجه به اهمیت اطلاعات سالنامه ها و نیز آن دسته از اطلاعاتی که جز در سالنامه ها در منابع دیگر نمی توان یافت، به بررسی هایی در این زمینه دست زده اند که امیدوارم با بررسی های محتوایی تداوم بیابد.

چند نکتة دیگر در باب نشر آن دوره: دانشگاه تهران تنها ناشر آثار دانشگاهی در دهة 1320ش بود و بر پایۀ شمار  آثار انتشار داده و در مقایسه با سایر ناشران کشور، جزو ناشران فعال به شمار می آید. از میان ناشران آزاد، اقبال و علمی از ناشران فعال آن دوره بودند. امیرکبیر با آنکه در اواخر آن دهه تاسیس شد (1328ش) در مدت کوتاهی در جرگة ناشران فعال قرار گرفت(به امیر کبیر در مقاله ای مستقل اشاره خواهد شد).

چاپ در دهۀ 1320ش

در دوره ای که ایران اشغال شد، نیروهای آمریکای یک دستگاه سطرچین (لاینوتایپ) به ایران آوردند و در چاپخانة بانک ملی کار گذاشتند. با آن دستگاه نیازهای چاپی ـ تبلیغاتی خود را برطرف می کردند. چاپ گران ایرانی از این طریق با دستگاه سطر چین آشنا شدند و فن آوری آن  به این ترتیب به ایران راه یافت. بعدها همین چاپخانه صاحب یک دستگاه تک چین(مونو تایپ) و یک دستگاه تک چین نوری(مونو فتو) شد و فنّ آوری حروفچینی ماشینی به عرصة چاپ ایران راه یافت. دستگاه های حروچینی، سرعت را در متن های ساده بسیار بالا می برد و زمان تولید چاپی را کاهش می داد.

پس از بیرون رفتن متفقین از ایران و پایان گرفتن وضعیت جنگی در کشور، چاپخانة ارتش با هدف چاپ نقشه های دقیق و مدارک لازم برای مقاصد راهبردی( استراتژیک) خود، و نیز چاپ و  انتشار منابع نظامی، تجهیزات خود را توسعه داد و تکمیل کرد و به تدریج در شاخه هایی از چاپ، به ویژه آنچه به نشر نظامی مربوط می شد، به یکی از چاپخانه های پیشتاز کشور تبدیل گردید.

چاپخانة تابان، نخستین چاپخانة بخش خصوصی بود که به دستگاه های جدید و خودکار مجهز و پیشگام مدرن شدن چاپخانه های خصوصی ایران در دورة پساجنگ شد.

بر پایة آمارهای موجود، از 1321 تا 1330 ش جواز تاسیس 45 چاپخانه از سوی دولت صادر و در دو دهة بعد نزدیک به 20 چاپخانة جدید بر چاپخانه های موجود اضافه شده است4.

پانوشت

1. بدیعی، مینو، « مسائل مدیریتی و آموزشی مطبوعات ایران (1357 ـ 1304) »، پژوهشنامة تاریخ مطبوعات ایران، سال اول، شمارة اول(1376)، ص 711-715 .

2. مطالب این بخش از مقاله که از نظرتان گذشت، بر پایۀ بررسی مستقیم منابع کتاب شناختی و شماری از آثار انتشار یافته در دهۀ 1320ش است

3. . دمیرچی، اسمعیل، گفتگو با قبیلۀ چاپ، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1391، ج1، ص324.

4. برای اطلاعات بیشتر در باره تاریخ چاپ در آن دوره، نک: آذرنگ، عبدالحسین، « چاپ در ایران»، در: مقالۀ عمومی  «چاپ»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج20، تهران، 1392.

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما