آرمان ملک الشعرای بهار ، آزادی و استقلال ایران بود
|۱۰:۱۲,۱۳۹۹/۳/۲۵| بازدید : 135 بار

 

نشست نقد و بررسی کتاب «مرغ سحر، خاطرات پروانه بهار» با حضور چهرزاد بهار (فرزند ملک‌الشعرای بهار)، کامیار عابدی و علی‌اصغر محمدخانی به‌صورت مجازی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.‌

 

به گزارش روابط عمومی مؤسسه شهر کتاب، در ابتدای این نشست، علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهر کتاب اظهار کرد: خاطره‌نویسی یکی از انواع ادبی است که در آن نویسنده خاطرات خودش را (صحنه‌ها یا وقایعی که در زندگی او روی داده یا در آنها نقش داشته یا شاهد آنها بوده) بازگو می‌کند. خاطره، پدیده‌ای دو بُعدی است که از پیوند درون آدمی (ذهن و عاطفه) با دنیای بیرون (زمان، مکان، رویداد وصحنه) پدید می‌آید و ازآنجاکه با زمان و مکان پیوستگی دارد، آن را چنین تعریف کرده‌اند: تأثیر صحنه‌ها و حوادث بر ذهن آدمی که در یاد او می‌ماند و یادآوری آن حال‌ و‌ هوا و محیط گذشته را برای او بازسازی می‌کند. خانم بهار در این کتاب به‌خوبی حال ‌و‌ هوای خانواده‌ و شرایط اجتماعی و سیاسی آن دوره را با زبانی شیرین و روان برای خواننده ترسیم می‌کند.‌

 

وی ادامه داد: در سنت فرهنگ اسلامی و ایرانی، برخلاف غرب، نوشتن خاطره و یادداشت روزانه یا ژانرهای ادبی همسان آن در ایران رواج نداشت. گذشته از این، در غرب نوع دیگری به نام اعترافات وجود دارد که در سنت ما فقط غزالی در این نوع، نوشته است. در واقع، پیدایش خاطره‌نویسی به یکی‌دو سده‌ پیش برمی‌گردد. دقیق‌تر این‌که خاطره‌نویسی از دوره‌ بیداری ایرانیان و انقلاب مشروطیت شروع می‌شود. در این دوره، برخی دولتمردان و ادیبان خاطرات خودشان را به شیوه‌ غربی‌ها می‌نویسند. اما خاطرات ایرانیان بیشتر صبغه‌ سیاسی و تاریخی دارد تا ادبی و فرهنگی و ما به‌ندرت خاطره‌ ادبی و فرهنگی‌ای از بزرگان خود داریم. البته در سه‌چهار دهه‌ اخیر، انواع یادداشت‌های روزانه و خاطره‌نویسی، به شکل گفتگو با مؤلف و نویسنده یا خودنوشت، در ایران ترویج یافته است.‌

 

محمدخانی تصریح کرد: «مرغ سحر» صبغه‌ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دارد. کتاب از خانه‌ پدری آغاز می‌شود و حاوی خاطرات پروانه‌ بهار در چهارده بخش است و یادداشت‌های کوتاهی از فاطمه کشاورز، مجید تهرانیان و سایه اقتصادی‌نیا نیز در بخش مقدمه و پایانی آورده شده است. همچنین، عکس‌هایی از خانواده‌ بهار از کودکی تا پایان زندگی او به پیوست ارائه شده است.‌

 

در ادامه این برنامه پیام کوتاه ویدیویی پروانه بهار پخش شد که در آن شعری از پدر خواند.‌

 

کامیار عابدی، منتقد ادبی هم درباره‌ شعر ملک‌الشعرای بهار گفت: به نکاتی اشاره می‌کنم که در نقد و تحلیل و بررسی‌های ادبی ما کمتر به آنها توجه شده است. نخست این‌که هنرنمایی اصلی ملک‌الشعراء در قصیده است؛ گرچه او مثنوی، غزل و قطعه نیز دارد و برخی ازآنها آثار برجسته و شهرت‌یافته‌ای هستند. توانمندی اصلی ملک‌الشعراء در جلد اول دیوان و قصیده‌های او است و به حق یکی از بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ ادب فارسی است.‌

 

وی توضیح داد: قصیده، شعری است که در آن استحکام زبان بسیار مهم است و براساس سخنوری شکل می‌گیرد و پیش می‌رود. اما در غزل، تصویر و خیال حرف اصلی را می‌زند. در قصاید بهار دو ویژگی دیده می‌شود: یکی همان استحکام زبان و سخنوری و دیگری این‌که چون شاعر مشروطه است، مسائل عصری یا مسائل مربوط به دو حوزه‌ سیاست و اجتماع، مستقل یا درهم‌ تنیده، در شعرهای او انعکاس یافته‌اند. همین باعث می‌شود شعر ملک‌الشعراء از آن نگاه درونی رایج و مهم در غزل و دیگر انواع شعر دور باشد.‌

 

عابدی افزود: برخی شاعران از جمله نیما و شاملو به ویژگی اول انتقاد می‌کردند؛ چراکه بنای شعر نو بر تصویر و خیال نو بود و با استحکام و سخنوری میانه‌ای نداشت. از سوی دیگر، برخی افراد از جمله حمیدی شیرازی در محافل ادبی و فرهنگی از ملک‌الشعراء انتقاد می‌کردند؛ زیرا اینان به معیارهای سخنوری قصیده در سبک خراسانی بسیار اهمیت می‌دادند. در حالی‌که ملک‌الشعراء بیشتر به مسائل عصری توجه داشت و از ورود کلمه‌های گفتاری و معاصر به قصیده‌های خود پرهیز می‌کرد. باید توجه داشت که شعر بهار، خود گرایش شعری پرقدرتی است که تعریف‌ها و محدوده‌هایی برای خودش دارد و بی‌چارچوب شکل نگرفته است. در واقع، ملک‌الشعراء با تلفیق دو نوع شعری، قصیده‌ای با محتوای نو و مبتنی بر استحکام زبان و سخنوری پدید آورد که به مسائل سیاسی و اجتماعی می‌پردازد. پس، ما باید کارهای او را براساس همین تعریف جدید از شعر بسنجیم و بررسی کنیم.‌

 

او تصریح کرد: بهار، شعر را مرواریدی از دریای عقل تعریف می‌کند. خیلی‌ها این تعریف را به‌کار می‌برند، اما توجه ندارند که این تعریف مطابق با بوطیقای شعر بهار و در پرتو مسائل عصری مطرح شده است. اگر بخواهیم شعر بهار را با شاعران قدیم خود مقایسه کنیم، شاید بتوانیم از ناصرخسرو و انوری نشانه‌هایی بیابیم. من به نشانه‌ای مبنی بر علاقه‌ خاص بهار به ناصرخسرو برنخوردم، ولی در خاطرات مهرداد بهار اشاره شده است که ملک‌الشعراء بسیاری از قصیده‌های انوری را از حفظ بوده و گاهی هنگام پیاده‌روی برای مهرداد می‌خوانده است. بهار، مثل انوری قادر است که بسیار نرم و روان شعر بگوید، اما تفاوت این دو در این است که انوری رو به امیران و پادشاهان شعر می‌گوید و بهار رو به مردم؛ یعنی آن مرجعی که این دو از او کسب تکلیف و اعتبار می‌کنند به کل متفاوت است. در شباهت و تفاوت بهار با ناصرخسرو باید گفت که ملک‌الشعراء مانند ناصرخسرو یک ایدئولوژی دارد. ایدئولوژی ناصرخسرو در کلام، ولایت، امامت و خرد مذهب اسماعیلی خلاصه می‌شود، اما ایدئولوژی بهار، آزادی و استقلال ایران است.‌

 

این پژوهشگر ادامه داد: بهار افزون بر این‌که شاعر بسیار خوبی است، ادیب بسیار مهمی هم هست. البته منظورم از ادیب پژوهشگر به‌معنای نسخه‌شناس نیست. گرچه ملک‌الشعراء نیز گاهی با نسخه‌ها سروکار دارد، کار او معطوف به جوهر ادب و زبان است و بیشتر به تحلیل متن و زبان می‌پردازد. از دیگر سو، ملک‌الشعراء روزنامه‌نگار است و از اینجا به سمت تکاپوهای سیاسی و اجتماعی می‌رود. او هم وارد مجلس شد و هم دوره‌ کوتاهی وزیر بود. در کشور ما احزاب قدرتمند نیستند، پس بخشی از روزنامه‌نگاران وارد سیاست می‌شوند.‌

 

عابدی در ادامه درباره‌ کتاب «مرغ سحر» اظهار کرد: اهمیت این کتاب در سه موضوع خلاصه می‌شود. اول این‌که این کتاب جزئیات بسیار جالب‌توجهی را از زندگی ملک‌الشعرای بهار در دو دهه‌ ۱۳۱۰و ۱۳۲۰در اختیار ما قرار می‌دهد. نویسنده بخشی از زندگی روزانه‌ ملک‌الشعراء، ارتباط او با ادبا و سیاستمداران، دوره‌ تبعید و اقامت در اصفهان، چگونگی رهایی دوباره‌ و به‌‌ویژه سال‌های بیماری و سفر او به سوییس را با جزئیات بازگو می‌کند. من با ذکر مأخذ، از حرف‌های جدید بیان شده در این بخش‌ها در ویرایش دوم «به یاد میهن» استفاده کردم که همین سبب اهمیت این کتاب می‌شود. این کتاب در کنار مقالات فرزندان و آشنایان بهار منبع تکمیلی جالبی برای شناخت زندگی درونی، روزمره و وقایع دو دهه پایانی زندگی بهار است. همچنین، این کتاب اطلاعاتی درباره‌ زندگی و آراء فرزندان او ارائه می‌کند.‌

 

چهرزاد بهار، دختر بهار هم سخنان خود را با شعری از پدر آغاز و اظهار کرد: پروانه یکی از مهربان‌ترین فرزندان بهار است. او در هنگام بیماری و تنهایی، پدر را تنها نگذاشت و در زمان بستری در بیمارستانی در کوه‌های سوییس اورا همراهی کرد. علاوه بر این، پروانه نویسنده‌ خوبی است و در امریکا کتابی با عنوان «دختر شاه» به زبان انگلیسی منتشر کرده است که حال‌و‌هوایی مشابه اثر اخیرش دارد و بسیار موفق بوده است. همچنین با پشتکار بسیار همراه با تربیت دو فرزند توانست فوق‌لیسانس کتابداری بگیرد و سال‌ها در بانک جهانی کتابداری کند.‌

 

او ادامه داد: پروانه سه مرحله از زندگی خود را در امریکا شرح می‌دهد، ولی مهم‌ترین آن مرحله‌ای است که زمان بستری پدر و در سفرهای بعد از آن کنار ایشان بوده و آن را در این کتاب به‌خوبی آورده است. افزون بر این، او دوره‌ای از زندگی خود در امریکا را شرح می‌دهد که بی‌شباهت به جریان‌های این روزهای دنیا و به‌‌ویژه امریکا نیست. او از مشارکت خود در مسأله زنان، سیاه‌پوستان و قیام مردم علیه جنگ ویتنام سخن می‌گوید. پروانه در تمامی این کارها موفق بوده‌ است و حتی مدال افتخاری درباره حقوق زنان دارد. او در این آزادی‌خواهی و تمایل به برقراری تساوی میان انسان‌ها از پدر بسیار تأثیر گرفته است. پدر همیشه در این باره سخن می‌گفت و به آزادی آدمی و انسانیت علاقه‌مند بود.‌

 

چهرزاد تأکید کرد: پروانه هر سال به ایران می‌آمد. اما متأسفانه الان به سبب سن و سال دیگر امکان سفر ندارد ولی باز هم دست از نوشتن بر نمی‌دارد. چند روز پیش به من گفت که مشغول نوشتن درباره‌ لزنیه است؛ شهری در کوهستان سوئیس که بیمارستان مخصوص بیماران ریوی در آنجا است و پدر یک ‌سال‌و اندی در آنجا بستری بود.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما