غفلت از منابع اصلی اسیر كلیشه‌ها
|۱۰:۱۲,۱۳۹۹/۳/۲۱| بازدید : 124 بار

 

محسن آزموده: تاریخ‌نگاری ایرانی تا پیش از دوران تجدد، سابقه‌ای كهن و غنی هم از حیث كمیت و هم از منظر كیفی دارد. اگرچه بسیاری درباره كوتاه‌مدتی جامعه ایرانی و ناپایداری شرایط سیاسی و اجتماعی و فقدان تداوم فرهنگی و از میان رفتن فراوان میراث گذشتگان بسیار سخن می‌گویند، یا فراوان درباره ننوشتن و شفاهی بودن و قلت و اندكی آثار مكتوب در تاریخ و فرهنگ ما حرف به میان می‌آید. اتهام رایج دیگر به تاریخ‌نگاری سنتی و پیشامدرن ما، این است كه عموم آن آثار با ویژگی‌ها و رویكردهای خاص و مشخص نگاشته شده‌اند، یعنی برای مثال مشهور است كه آثار تاریخی پیشین ما، اولا عموما تاریخ شاهان و فرماندهان و سلسله‌ها و حكومت‌ها و سیاستمداران هستند، ثانیا بسیار سوگیرانه و با جهت‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی مشخص نوشته شده‌اند زیرا معمولا توسط مورخان و راویانی اجیرشده در دربارها و به منظور كتابت و روایت تاریخی در جهت اهداف و سیاست‌های فلان دربار یا سلسله خاص مكتوب شده‌اند و ثالثا روایت این آثار عموما تقدیرگرایانه و به‌شدت قضا و قدری است، یعنی در توضیح رخدادها و وقایع و حوادث تاریخی، به جای آنكه تبیین‌های عقلانی و دلایل خردپسندانه ذكر شود، از اندیشه‌های دترمینیستی (جبرگرایانه) بهره گرفته می‌شود.

 

آنچه آمد تنها برخی مفروضات و گزاره‌های تثبیت‌شده به صورت كلیشه و دیدگاه قالبی است كه معمولا در میان اصحاب علوم اجتماعی درباره كتاب‌ها و آثار تاریخی گذشته، در اذهان شكل گرفته و به صورت احكامی جزمی و بدون نقد و تامل، از سوی ایشان همه جا تكرار می‌شود. اما واقعیت آن است كه درباره هر یك از ادعاهای فوق می‌توان چون و چراهای اساسی مطرح كرد و بهترین طریق این كار نیز، رجوع مستقیم به اصل آثار و بازخوانی و مطالعه دقیق آنهاست. بسیاری از این مفروضات تكراری در نتیجه عدم مراجعه مستقیم به این آثار و تكرار و اتكا به نوشته‌ها و سخنان پیشینیان است و پیامد اصلی‌شان هم ممانعت و دامن‌زدن به جو بی‌رغبتی در میان پژوهشگران جوان در مراجعه به متون اصلی است.

 

اولا شمار آثار برخلاف آنچه گفته می‌شود، نه فقط كم و محدود نیست كه بسیار زیاد است. پس از مشروطه و به ویژه در نیمه نخست قرن چهاردهم شمسی، شمار زیادی از پژوهشگران و محققان دانشمند و دلسوز همچون محمد قزوینی، عباس اقبال آشتیانی، محمدتقی دانش‌پژوه، سعید نفیسی، مجتبی مینوی، عباس زریاب خویی، محمدتقی بهار، محمدجواد مشكور، عبدالحسین نوایی، جعفر شعار، محمدامین ریاحی، محمد روشن، علی‌اكبر فیاض، محمدجعفر یاحقی، محمدجعفر محجوب، محمد‌پروین گنابادی، بدیع‌الزمان فروزانفر، ایرج افشار، مدرس رضوی، ابوالفضل خطیب رهبر، محمدرضا شفیعی كدكنی، فتح‌الله مجتبایی و... پا به عرصه گذاشتند كه هریك ضمن آشنایی با روش‌ها و رویكردهای نوین آكادمیك، شناختی ژرف از سنت و میراث كهن داشتند و با تلاشی جانفرسا به نسخه‌شناسی و تصحیح و ارایه چاپ‌های انتقادی از برجسته‌ترین آثار تاریخی پرداختند و با گردآوری و كنار هم گذاشتن نسخه‌های خطی گذشتگان كوشیدند آثاری قابل استناد و علمی برای مخاطبان عمومی و حتی متخصص دیگر فراهم آورند. در سال‌های اخیر متاسفانه شمار این گونه پژوهشگران جامع‌الاطراف و دلسوز و پرتلاش كم شده و چنان كه اهل فن می‌گویند، بسیاری از نسخه‌های خطی در گنجینه‌ها و مخازن كتابخانه‌ها و مراكز آرشیوی خاك می‌خورد. عموم محققان جدید، نه حال و حوصله سر و كله زدن با نسخه‌های خطی را دارند و نه تخصصی و ترجیح می‌دهند سراغ همان آثار چاپ شده محدود بروند و با استمداد از مفاهیم و نظریه‌های جدید، به نظرورزی و تحلیل‌هایی كه معمولا چندان مستند به منابع اصلی نیست، بپردازند.

 

مساله بعدی موضوع رویكرد و ویژگی‌های تاریخ‌نگاری در گذشته است. اتفاقا مراجعه دقیق و عالمانه به منابع دست اول تاریخی نشان می‌دهد كه بسیاری از مفروضات مذكور (سیاسی بودن، نخبه‌گرا بودن و رویكرد قضا و قدری) همیشه درست نیست. قطعا مورخان گذشته مثل امروز شرایط چند صدایی و فضای دموكراتیك كنونی را تجربه نمی‌كردند و در مقایسه با امروز، شرایط بسیار دشوارتری داشتند. اما با دقت و تامل در سطر به سطر آثار بزرگانی چون طبری و بیهقی و جوینی و خواجه رشیدالدین فضل‌الله در می‌یابیم كه نگارندگان این آثار، نه فقط همه جا مقهور و مجذوب روایت پیروزی حاكمان زمانه خود نبودند و كارشان صرفا توجیه به قدرت رسیدن ایشان نبود، بلكه اتفاقا آنچه آثار ایشان را ماندگار ساخته، نكات انتقادی و تامل‌برانگیزی است كه در لابه‌لای سطور و به دلیل فشارهای آشكار سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، با ظرافتی هرچه تمام‌تر بیان شده است.

 

امروز و با روش‌ها و رویكردهای نوین تاریخ‌نگارانه، می‌توان در میان عموم این آثار، جنبه‌های مغفول و كمتر دیده‌شده را بازیافت و از دل صدها و بلكه هزاران اثر تاریخی برجسته چون تاریخ سیستان و عالم‌آرای عباسی و مجمع‌التواریخ  و... نكاتی جذاب در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی استخراج كرد. مهم پیش از هر چیز رویكرد ما به این آثار و نگاه تازه به آنهاست؛ به عبارت دیگر محقق كوشا می‌تواند با نگاه نوین از دل آن منابع اصلی مذكور، تاریخ اجتماعی و تاریخ فرهنگی و تاریخ مطرودان و تاریخ زندگی روزمره انسان‌ها و ... را استخراج كند. مفروضات غلطی كه درباره آثار تاریخی گذشتگان ما پدید آمده، نتیجه منطقی مواجهه ما با روش‌های تاریخ‌نگاری جدید است. آن نگاه منفی، در گام نخست برای پدید آمدن انگیزه‌ای برای انقلابی در رویكرد به تاریخ، ضروری و بایسته به نظر می‌رسید. اما تداوم و تكرار آن نگاه و بدتر از آن غفلت از منابع اصلی به بهانه اینكه تاریخ‌نگاری جدید با تاریخ‌نگاری قدیم متفاوت است، حاصلی جز تكرار مكررات، در غلتیدن به دام كلیشه‌ها و نادیده گرفتن میراثی غنی برای شناخت تاریخ ندارد و مهم‌تر از آن ما را از فهم وضعیت كنونی كه اصلی‌ترین هدف تاریخ‌خوانی و تاریخ‌نگاری از نگاه این نگارنده است، بازمی‌دارد.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما