اخلاق با کارهای آکادمیک صرف، نهادینه نمی‌شود
|۱۰:۲۵,۱۳۹۹/۳/۲۰| بازدید : 103 بار

 

 

مراسم گرامیداشت مرحوم حجت الاسلام والمسلمین احمد احمدی، رئیس سازمان سمت و رونمایی از تازه‌ترین اثر ایشان کتاب«پایه‌گذاری برای مابعدالطبیعه اخلاق» با سخنرانی محمدرضا بهشتی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، محسن جوادی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و حمید شهریاری، دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی و عضو هیأت علمی سازمان مطالعه و تدوین (سمت) برگزار شد.

 

در ابتدای این نشست، دکتر صلواتی، عضو هیأت علمی و معاون فرهنگی دانشگاه شهید رجایی طی سخنانی گفت: زگزبسکی درباره فضیلت «فرونسیس» یا به تعبیری فضیلت «حکمت عملی» می‌گوید این فضیلت برتر از همه فضیلت‌ها است و بر بقیه آنها برتری داشته و آنها را به هم گره می‌زند. این را بگذاریم در کنار صحبت دیگری که از ارسطو به ما رسیده و در کتاب اخلاق نیکوماخوس از «حد وسط» (به عنوان فضیلت) و افراط و تفریط (به عنوان رذیلت) حرف زده است. ارسطو تأکید داشت که اگر شما مرد نیکویی نباشید، نظریه «حد وسط» برای شما در واقع یک آدرس غلط است. او تصریح می‌کند حد وسط جایی است که حکیم آنجا را تعیین می‌کند. بدون حکیمی که به این «فرونسیس» دست یافته و در وجود خودش همه فضایل‌ها را گره زده، اخلاق شکل نمی‌گیرد.

 

وی ادامه داد: من می‌خواهم از این مقدمه پلی بزنم به مرحوم احمد احمدی و بگویم این استاد فرهیخته در واقع همان حکیمی است که در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی، حد وسط را تعیین می‌کند. ما کمتر تجربه حکیمی را داشتیم که منصب‌های سیاستگذاری و مدیریتی داشته باشد. این استاد، محل ظهوری بودند برای تلاقی مدیریت و حکمت. این باور قلبی بنده است. اگر چنین حکیمانی در جامعه نباشند، آنچه در فلسفه گفته می‌شود در جامعه امتدادی نخواهد داشت. ما نیاز داریم یک الگوی عینی در جامعه داشته باشیم و مرحوم احمد احمدی، قله این الگو بود. ما تا نبینیم که یک مدیر چگونه حد وسط را پیاده می‌کند، هرگز موفق نمی‌شویم با کارهای آکادمیک صرف، اخلاق را پیاده کنیم.

 

در ادامه دکتر محمدرضا بهشتی، استاد فلسفه دانشگاه تهران، اظهار داشت: من در دوران دانشجویی در دانشگاه تهران در محضر ایشان بودم و پیش از آن هم از سال‌های دهه ۵۰ ایشان را مکرر در منزل پدری دیده بودم. ایشان با شهید آیت‌الله بهشتی گفتگوهای علمی داشتند. به یاد می‌آورم ایشان دست‌اندرکار نوشته‌ ای بودند که سال ۵۸ به اتمام رسید و آن همین کتابی است که امروز معرفی می‌شود به نام «پایه‌گذاری برای مابعدالطبیعه اخلاق» اثر ایمانوئل کانت.

 

وی ادامه داد: من امروز چند دقیقه‌ای درباره این کتاب حرف می‌زنم. در میان آثار کانت، نوشته‌هایی در حوزه فلسفه عملی وجود دارد. نقطه عطف زندگی فکری کانت، کتاب «نقد عقل محض» است که بعد از ۱۲ سال سکوت کانت و تلاشش برای راهیابی جدید، نقطه عطفی در اندیشه او و چه بسا اندیشه فلسفی به طور کلی بود. این کتاب، انقلاب کوپرنیکی در فلسفه و شناخت بود. کانت با آشنا شدن با دو جریان بزرگ، ناسیونالیسم عقل‌گرایی از یک سمت و تجربه‌گرایی جدید و چهره‌ای مثل هیوم و همچنین نقد هیوم در بحث شناخت، اندیشه‌ای را در فلسفه پایه‌گذاری کرد که دو تنه شناخت ما را در یک جا جمع کرد. این کتاب در ابتدا در فضای فلسفی آلمان خیلی مورد توجه قرار نگرفت. کانت ناچار شد چند نسخه‌ای از کتاب را برای افرادی بفرستد و یکی از مهمترین این افراد موزس مندلسون بود. اما باز هم برخلاف انتظار، جوابی نگرفت. برخی گفتند این کتاب هم سخت است و هم قلم خیلی سنگین است. اما این وضعیت دیری نپایید و بالاخره این کتاب مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن، آلمان و بلکه اروپا را درنوردید.

 

بهشتی تصریح کرد: کانت برای رفع مشکل، تمهیدی برای این کتاب نوشت که به زبان فارسی ترجمه شده است. گام بعدی کانت این بود که با تکیه بر دستاوردهای فلسفه نقادی، وارد حوزه فلسفه اخلاق شد. این‌بار اول کتابی مختصر درباب اخلاق نوشت که همین کتابی است که امروز معرفی می‌شود. او در این کتاب، پایه‌های آغازین، مفاهیم اصلی و کلیدی بنیان‌های مابعدالطبیعه اخلاق را شرح داد. این کتاب بسیار مورد توجه قرار گرفت. کتاب بعدی کانت، «نقد عقل عملی» بود و بعد «مابعدالطبیعه اخلاق» را نوشت. اینها کتاب‌های اصلی کانت در حوزه اخلاق هستند.

 

استاد دانشگاه تهران بیان کرد: کتاب «پایه‌گذاری برای مابعدالطبیعه اخلاق» بسیار کتاب بااررزشی است. اگر کسی بخواهد با مفاهیم اصلی فلسفه اخلاق آشنا شود، این کتاب و همچنین «اخلاق نیکوماخوس» ارسطو را پیشنهاد می‌کنم. در این کتاب ما با پرسش‌های اصلی فلسفه اخلاق آشنا می‌شویم. دایره فلسفه اخلاق در مغرب‌زمین بسیار گسترده است. ما در برنامه آموزشی خود به چند واحد محدود درباره فلسفه اخلاق بسنده کردیم ولی در مغرب‌زمین بیش از ۶۰ یا ۷۰ درصد عناوین در حوزه فلسفه عملی و فلسفه اخلاق است و این بیانگر دو جایگاه متفاوتی است که فلسفه اخلاق در این جغرافیای فکری دارد.

 

بهشتی افزود: ترجمه‌های مختلفی از این کتاب صورت گرفته است. دکتر احمدی به‌درستی تشخیص داده بودند که ترجمه این کتاب به فارسی کار خوبی است. ایشان برای این کتاب، چند ترجمه انگلیسی و یک ترجمه را پیش روی داشتند ولی به این نتیجه رسیدند که خوب نیست کتابی را از روی ترجمه، ترجمه کرد. پس شروع کرد به یادگیری آلمانی! آن هم نه آلمانی محاوره‌ای، بلکه زبان فلسفی. تفاوت زبان فلسفی در این است که شما باید به ظرایف یک زبان آشنا باشید تا بتوانید آن را درک کنید. پیداست که مرحوم دکتر احمدی چقدر به خودش زحمت داده بود. به همین علت از سال ۱۳۵۸ این کتاب منتشر نشد تا سال ۱۳۹۹٫

 

دکتر محسن جوادی، استاد دانشگاه قم و معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این مراسم عنوان کرد: این کتاب از لحاظ قدمت، بر کتاب‌های اخلاقی دیگر کانت تقدم دارد ولی دکتر احمدی با هوشمندی این کتاب را انتخاب کردند زیرا هنوز هم این کتاب محل ارجاعات زیادی در حوزه فلسفه اخلاق کانت است.

 

وی افزود: عالمان دینی، اگر خواستند تفکر فلسفی در حوزه اخلاق داشته باشند، به اخلاق کانت خیلی گرایش دارند. کلاً جاذبه اخلاق کانت برای عالمان دینی زیاد بود. این جاذبه سه وجه دارد: یکی اینکه کانت بین معیار عقلانیت و معیار اخلاق فرق نمی‌گذارد. اگر کسی می‌خواهد عقلانی زندگی کند، یعنی باید اخلاقی زندگی کند و برعکس٫ این دو در واقع یکی هستند. امر اخلاقی، یک امر عینی است و تابع خواست بنده و شما نیست و از لحاظ عقلی ضروری است و بر امیال هم حاکمیت دارد. اگر به این نکته دقت کنیم، متوجه جاذبه آن برای متفکران دینی می‌شویم. جاذبه اخلاق کانت برای عالمان مسلمان، همین عقلانیت است. جوهره خودبنیادی، همین عقلانیت نامشروط است که در کانت می‌بینیم.

 

جوادی اظهار کرد: جاذبه دیگر اخلاق کانت به مفهوم «اراده نیک» برمی‌گردد. هیچ اخلاقی به اندازه کانت به اراده نیک بها نداده است. در کانت مفهوم «نیت» مفهوم مهمی است و شما باید به قصد تبعیت از قانون اخلاقی عمل اخلاقی را انجام دهید و این، خیلی به اخلاق‌های دینی نزدیک است. بسیاری از علمای دینی، عقل را با وحی یکی می‌دانند. جاذبه سوم اخلاق کانت برای مسلمانان، مفهوم اطلاق امر اخلاقی در کانت است زیرا او معتقد بود که شما امر اخلاقی را باید در هر شرایطی حفظ کنید. اطلاق اخلاقی امر مهمی است. مرحوم دکتر احمدی، با حرارت می‌گفتند اخلاق چیزی عمیق است و تابع تجربه نیست. متکلمان ما هم بنیاد اخلاق را اراده و مشیت خدا می‌دانستند و این هم بیانگر مطلق بودن اخلاق است.دکتر حمید شهریاری، دبیر کل مجمع تقریب مذاهب اسلامی، نیز در این جلسه با اشاره به ویژگی‌های تدریس استاد دکتر احمدی گفت: ایشان تدریسشان را با عشق و علاقه انجام می دادند. پرداخت به همه ویژگی‌های ایشان بسیار سخت است و برای کسانی که نزدیک به دکتر احمدی بودند توجه به این ویژگی‌ها بسیار سخت و دشوار است. ایشان واقعا اهل زمین نبودند و آسمانی فکر می‌کردند. اگر همه توصیفاتی که درباره دکتر می شود اغلب ظواهری است اما تمام فعالیتهای ایشان یک نخ مشترکی داشت که تعبیر اهل آسمان بودند بر همین اساس است. ایشان واقعا دلداده معنویت بود و همه فعالیتهای ایشان و تدریس و کلاسهایشان جنبه معنوی و روحانی داشت و تا جایی که بنده مطلع شدم متاثر از معنویت و دینداری ایشان بود. دکتر احمدی بسیار شیفته علامه طباطبایی و حضرت امام بودند و این دو بزرگوار بسیار در شکل‌گیری شخصیت ایشان تاثیرگذار بودند.

 

در پایان این نشست ازترجمه کتاب پایه گذاری برای مابعدالطبیعه اخلاق ایمانوئل کانت رونمایی شد.

منبع: روزنامه اطلاعات

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما