از تقریر حقیقت تا تقلیل مرارت
|۹:۳۹,۱۳۹۹/۳/۱۲| بازدید : 105 بار

 

نگاهی به 40 سال فعالیت فكری مصطفی ملكیان در سالروز تولد او

محسن آزموده: مصطفی ملكیان یكی از اثرگذارترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های فكری در ایران پس از انقلاب است. او در طول 4 دهه گذشته با گذر از مراحل متنوع فكری به طرح فكری «عقلانیت و معنویت» رسیده و سال‌هاست كه از آن دفاع می‌كند. ملكیان شاگردان، علاقه‌مندان و منتقدان فراوانی دارد و همچنان هر گفتار و نوشتارش به‌ طور جدی مورد توجه قرار می‌گیرد. به مناسبت شصت و چهارمین سالگرد تولد او در نوشتار زیر مروری خواهیم كرد بر سیر تحول فكری او در مناسبت با شرایط سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب. این بررسی نشان می‌دهد كه به رغم تاكید او در سال‌های اخیر بر اصالت فرد و اهمیت درونیات انسان چگونه شرایط سیاسی و اجتماعی یك جست‌وجوگر صادق علاقه‌مند به گرایش‌های بنیادگرایانه را به متفكری فردگرا و معتقد به اصالت فرهنگ بدل می‌كند.

 

 ***********

 

انقلاب و اسلام‌گرایان جوان

پس از انقلاب 57 و مهم‌ترین پیامد سیاسی آن یعنی به قدرت رسیدن گروه‌های اسلام‌گرا و موفق شدن ایشان در بنا كردن و تاسیس یك حكومت دینی، دیانت اسلام و ایدئولوژی اسلامی و خوانش‌های متفاوت از آن به یكی از محوری‌ترین و اصلی‌ترین موضوعات مورد بحث در جامعه فكری و روشنفكری ایران بدل شد. روشن است كه بحث درباره دین و دینداری به ‌طور عام، اسلام به شكل خاص و اسلام سیاسی به نحو اخص به طرق و شیوه‌های گوناگون و از منظرهای متفاوتی امكان‌پذیر است. ضمن آنكه بحث درباره این امور و از چشم‌اندازهای متفاوت یعنی مثلا از منظر سیاسی یا فلسفی یا تاریخی یا جامعه شناختی یا كلامی یا... سابقه و دیرینه دارد و منحصر به سال‌های پس از انقلاب نیست. اما تردیدی نیست كه انقلاب و تحولات پس از آن، مباحث فكری پیرامون اسلام به ویژه اسلام سیاسی را اهمیتی مضاعف و رونقی صد چندان بخشید و از همه سو گفتارها و نوشتارهای متفاوت درباره اسلام به خصوص اسلام سیاسی پدید آمد.

 

در این میان جریان روشنفكری دینی یا چنانكه برخی عنوان می‌كنند، نواندیشی دینی با قوت و قدرتی تازه وارد عرصه شد. این جریان كه تبار خود را به متفكرانی چون سیدجمال‌الدین اسدآبادی می‌رساند برای خود سلسله النسبی تا دكتر علی شریعتی و مهندس بازرگان و آیت‌الله طالقانی ترسیم می‌كرد، بعد از انقلاب عمدتا از سوی برخی چهره‌های جوان‌تر كه عمدتا در غرب تحصیل كرده بودند، دنبال شد. این روشنفكران دینی عموما انقلابی و پرشور و هیجان كه مدافع حكومت اسلامی نوآیین بودند ضمن آشنایی با نظام آموزشی جدید و رشته‌های علوم انسانی آن مثل فلسفه و كلام جدید، درصدد بودند با ابزارهای و دستگاه‌های مفهومی جدید به خوانش اسلام و اسلام سیاسی بپردازند.

 

یكی از ویژگی‌های برجسته این چهره‌های جوان و پرانرژی تاكیدشان بر فلسفه و مباحث فلسفی و در نتیجه پرسش‌ها و مباحث كلیدی و بنیادین هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی و روش‌شناختی بود. علت آشكار پرداختن به مباحث فلسفی، مسائل و پرسش‌هایی بود كه اندیشه‌های ماركسیستی و چپ‌گرایانه طرح می‌كردند. به عبارت دیگر درگیری و نزاع میان گروه‌های سیاسی و اجتماعی برای كسب قدرت سیاسی و اجتماعی در سطحی نظری‌تر به صورت نزاع ایدئولوژی‌ها و اختلاف نظر در زمینه فلسفه‌ها و جهان‌بینی‌ها خود را نشان می‌داد و در نتیجه مجهز بودن به ابزارهای مفهومی فلسفی ضرورت می‌یافت.

 

 از شریعتی و مطهری تا مصباح ‌یزدی

مصطفی ملكیان كه این روزها در آستانه 64 سالگی به سر می‌برد یكی از این چهره‌های جوان مذهبی است كه از خانواده‌ای مذهبی و روحانی برآمده و پدرش یكی از روحانیان مذهبی سرشناس شهرضای اصفهان بود. به گفته خودش تا پیش از دانشگاه غیر از آثار مذهبی، برخی نوشته‌های فلسفی و ادبی شامل رمان‌های نویسندگانی چون آندره ژید و ویكتور هوگو را نیز می‌خوانده است. ملكیان در 18 سالگی(1352) برای تحصیل در رشته مهندسی مكانیك به دانشگاه تبریز رفت. در این زمان غیر از مطالعات پیشین به‌ طور خاص به مطالعه آثار دكتر علی شریعتی می‌پرداخت. یكی از برجسته‌ترین روشنفكران زمانه و از چهره‌های اصلی جریان روشنفكری دینی یا نواندیشی دینی یا دین‌اندیشان متجدد. ملكیان به دلیل بردن نوشته‌های شریعتی به دانشگاه در سال 1357 از دانشگاه اخراج شد ولی اگرچه پس از پیروزی انقلاب به دانشگاه بازگشت و فارغ‌التحصیل شد اما دیگر چندان علاقه‌ای به مهندسی نداشت و شیفته فلسفه غرب و فلسفه اسلامی شد و میان این دو رفت و آمد می‌كرد.

 

به علت اصلی علاقه‌مندی جوانان انقلابی دانشجو و اهل اندیشه به فلسفه اشاره شد. در این میان آنها كه گرایش‌ها و تعلقات خاص مذهبی داشتند و از خانواده‌های متدین برآمده بودند عمدتا جذب كلاس‌ها، سخنرانی‌ها، گفتارها و نوشتارها و كتاب‌های استاد مرتضی مطهری شدند، یكی از برجسته‌ترین اندیشمندان اسلام‌گرای انقلابی كه مهم‌ترین ویژگی اندیشه‌اش گرایش سفت و سخت به فلسفه اسلامی(رویكرد صدرایی) بود و با همین دستگاه فكری می‌كوشید در حدی كه فلسفه غرب را از خلال ترجمه‌ها و آثار معدود و اندك فارسی و عربی در آن زمان می‌شناخت با فیلسوفان و فلسفه‌های غربی بحث كند و به تعبیر كلامی به شبهه‌های آنها پاسخ دهد. روشن است كه به دلیل شرایط و جو فكری زمانه، هماورد اصلی فكری اسلام‌گرایانی چون استاد مطهری، ماركسیسم و ماتریالیسم دیالكتیك بود و به همین دلیل بخش عمده‌ای از مباحث او به این موضوع اختصاص داشت. طیفی از جوانان مذهبی اهل اندیشه با مطالعه و شنیدن آثار و گفتار چهره‌هایی چون استاد مطهری به فلسفه اسلامی علاقه‌مند شدند. مصطفی ملكیان یكی از ایشان بود كه اگرچه به گفته خودش در كلاس‌های درس استاد مطهری شركت نكرده اما شیفته فلسفه اسلامی شد و در نتیجه برای یادگیری فلسفه اسلامی از سرچشمه‌ها به قم رفت و همزمان با تحصیل در حوزه علمیه قم در موسسه در راه حق به سرپرستی آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی ثبت‌نام كرد. مصباح‌یزدی كه بعدا در دهه 1370 به عنوان یكی از نظریه‌پردازان جریان اصولگرا شناخته شد در آن سال‌ها از مدرسان مبرز و خوش فكر و جست‌وجوگر فلسفه اسلامی بود كه به دلیل ویژگی‌هایی چون كوشش برای اجتهاد فكری در آرای فلسفی، شیوه تدریس، تلاش برای گفت‌وگوی انتقادی با فلسفه‌های غربی و گشودگی به اندیشه‌های نو به عقیده بسیاری خلف صالح استاد مطهری تلقی می‌شد.

 

البته ملكیان به گفته خودش جذب دروس مدرسه مصباح نشد زیرا زبان انگلیسی و فلسفه غرب و اقتصاد را پیش‌تر و بهتر آموخته بود و اقتصادی كه در آنجا تدریس می‌شد یعنی كتاب‌های اقتصادی محمدباقر صدر را قبلا خوانده بود. اما در این سال‌ها ارتباطش با آیت‌الله مصباح‌یزدی را حفظ كرد و ضمن تدریس برخی دروس مثل زبان انگلیسی در مدرسه او در تنقیح و آماده‌سازی كتاب‌های مصباح‌یزدی به او كمك كرد. این دوره‌ای است كه ملكیان از آن تحت عنوان مرحله بنیادگرایی دینی خود یاد می‌كند. ارتباط گسترده و عمیق با بسیاری از طلبه‌ها و حوزویان جوان و آموزش مباحث فلسفی و كلامی جدید به ایشان ذیل رویكرد تحلیلی از دستاوردهای اصلی ملكیان در این دوره است كه ضمن تدریس در قم در دانشكده الهیات دانشگاه تهران و برخی موسسات تازه تاسیس در قم نیز تدریس كرد. هنوز بسیاری از گفتارهای ملكیان در آن سال‌ها در قالب درس‌گفتار و جزوه درسی و كتاب در زمینه‌هایی چون تاریخ فلسفه، آموزش فلسفه تحلیلی، فلسفه دین، فلسفه اخلاق و... در فضای مجازی یا در كتابخانه‌های اهالی فلسفه موجود است.

 

از سنت‌گرایی تا نواندیشی دینی

ملكیان در روایتی كه از مراحل فكری خود ارایه می‌كند، گفته كه از سال 1361 بنا به دلایل و استدلال‌هایی از مواضع بنیادگرایانه فاصله گرفت و به سمت مواضع سنت‌گرایانه سوق پیدا كرد و آثار متفكران سنت‌گرایی چون رنه گنون، فریتیوف شووان، تیتوس بوركهارت، مارتین لینگز و البته سیدحسین نصر را خواند. وجه مشترك این دو مرحله آغازین یعنی بنیادگرایی و سنت‌گرایی، ستیز با غرب و مهم‌ترین دستاورد فرهنگی‌اش یعنی تجدد است. از اواخر دهه 60 و با پایان گرفتن جنگ و تثبیت نظام جمهوری اسلامی به تدریج آرایش نیروهای سیاسی در قدرت در حال تغییر بود. با شروع عصر پساانقلاب، نیروهای جوان انقلابی در حالی به میانسالی پای می‌گذاشتند كه شرایط سیاسی و اجتماعی داخلی و بین‌المللی در حال تغییر بود و عصر انقلاب‌ها سپری می‌شد. در ایران نیروهای سنت‌گرا و محافظه‌كارتر در حال قدرت گرفتن بودند. همزمان برخی روشنفكران دینی كه در ستیهندگی(آنتاگونیسم) پدید آمده به حاشیه رانده شدند به طرح دیدگاه‌هایی جدید پرداختند. ایشان با آرا و مكاتب فلسفی جدید غربی آشنایی مستقیم‌تر و عمیق‌تری یافتند و به گرایش‌های گوناگون رویكرد تحلیلی به فلسفه روی آورند. در راس ایشان عبدالكریم سروش بود كه مقالات مشهورش در كیهان فرهنگی تحت عنوان «قبض و بسط تئوریك شریعت» از اردیبهشت 1367 تا خرداد 1369 بحث‌ها و جنجال‌های فراوانی برانگیخت و شمار زیادی از روشنفكران مذهبی انقلابی را به خود جذب كرد.

 

ملكیان نیز به دلایل معرفتی و غیرمعرفتی در این سال‌ها از مواضع بنیادگرایان و سنت‌گرایان فاصله گرفت و به دیدگاه‌های تجددگرایان دینی نزدیك شد. این تغییر نگرش موجب انتساب او به جریان حلقه مجله كیان شد، نشریه‌ای كه در سال 1370 پس از مشكلات به وجود آمده برای كیهان فرهنگی به سردبیری ماشاء‌الله شمس‌الواعظین منتشر شد. مباحث عبدالكریم سروش، مهم‌ترین نویسنده این حلقه، جنجال‌های فراوانی را برانگیخت و همین موجب واكنش تند كسانی چون آیت‌الله مصباح‌یزدی شد. این امر و انتساب ملكیان به این روشنفكران دینی موجب پایان ارتباط كاری و فكری ملكیان با آیت‌الله مصباح شد. اما ملكیان خود تاكید می‌كند كه به رغم احترام و علاقه به آثار دكتر سروش در سال‌های آغازین هیچ نوع همكاری با كیان نداشته و «از اینكه جزو اعوان و انصار آقای سروش یا حلقه ایشان محسوب شود» احتراز می‌كند.

 

آموزگار تحلیلی فلسفه دین و فلسفه اخلاق

ملكیان از سال 1371 به عنوان مشاور ارشد مجله نقد و نظر فعالیت می‌كرد، نشریه‌ای فلسفی و كلامی در حوزه‌های فلسفه دین، فلسفه اخلاق، كلام و الهیات جدید، جامعه‌شناسی دین و روان‌شناسی دین و... . ملكیان گرایش مجله نقد و نظر را نواندیشی دینی می‌خواند و تاكید می‌كند كه «در آن سال‌ها به روشنفكری دینی معتقد بودم». البته در میان نویسندگان نقد و نظر غیر از نام‌هایی چون محمد مجتهدشبستری، احمد(آرش) نراقی، امیر رضایی، ابوالقاسم فنایی، حاتم قادری، مهدی خلجی، حسین مدرسی‌طباطبایی، داود فیرحی، حسین بشیریه، غلامعباس توسلی و ابوالفضل دلاوری به نام‌هایی چون صادق لاریجانی، مصطفی محقق‌داماد، غلامحسین ابراهیمی‌دینانی و عماد افروغ نیز برمی‌خوریم. از این حیث ملكیان تاكید می‌كند كه گرایش نقد و نظر نه «روشنفكری دینی» كه «نواندیشی دینی» است با تفاوت‌هایی كه می‌توان میان این دو اصطلاح قائل شد. دستاوردهای مصطفی ملكیان در این دوره درخشان و قابل توجه است. او در این ایام گذشته از آموزش و تربیت شاگردانی فراوان در دانشگاه‌ها و موسسات علمی، نقش موثری در بسط و گسترش مباحث در برخی شاخه‌های فلسفه تحلیلی به ویژه فلسفه دین، فلسفه اخلاق و كلام جدید ایفا كرد. شماره 16 مجله ارغنون با سردبیری مصطفی ملكیان كه به موضوع فلسفه اخلاق اختصاص دارد تنها یكی از صدها كتابی است كه در حوزه دین‌شناسی و فلسفه اخلاق با اشراف و توصیه و پیشنهاد ملكیان تالیف و ترجمه شد. اینها غیر از سخنرانی‌ها و گفتارهای او در مجالس علمی و ترویجی و مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایش با مجلات روشنفكری و مطبوعات عمومی است.

 

تا جایی كه به فضای فكری و اندیشه ایران مربوط می‌شود، سال‌های میانی دهه 1370 مقارن با ظهور عینی جنبش خرداد و پیروزی اصلاحات و به میدان آمدن اصلاح‌طلبان، روزگار اوج‌گیری مباحث روشنفكری دینی و نواندیشی دینی است. تنها رقبای قابل توجه این گفتمان در فضای روشنفكری، دو جریان اندیشه‌های پست مدرن از یك سو و روشنفكران چپ نو از سوی دیگر هستند. یكی از رایج‌ترین مباحث در این زمان، بحث درباره خود مفهوم «روشنفكری دینی» بود كه موافقان و مخالفان جدی داشت. در این میان ملكیان نیز با رویكرد خاص خودش یعنی با پارادوكسیكال خواندن اصطلاح «روشنفكری دینی» در جرگه منتقدان این تعبیر قرار گرفت اگرچه همچنان بسیاری خود او را از چهره‌های اصلی روشنفكری دینی تلقی می‌كنند. اما غیر از این وجه سلبی(اعتزال از روشنفكران دینی) ملكیان كه در این سال‌ها 40 سالگی عمر را پشت سر می‌گذاشت به اگزیستانسیالیسم روی آورد و جذب متفكران اگزیستانسیالیست دینی همچون سورن كركه گور، گابریل مارسل و «تا حدی یاسپرس» شد. مرحله اگزیستانسیالیستی ملكیان در واقع مقدمه‌ای برای گذر او به طرح اصلی‌ترین نظریه‌اش یعنی عقلانیت و معنویت است، دیدگاهی كه تاكنون بیش از 20 سال است بر آن تاكید می‌كند و در جاهای مختلف در جهت بسط و شرح آن كوشیده است.

 

به سوی عقلانیت و معنویت

از میانه دهه 80 و با سر آمدن عصر اصلاحات به تدریج ملكیان نیز از حضور در دانشگاه‌ها و مراكز علمی رسمی و آكادمیك منع و به تدریج جذب موسسات و آموزشگاه‌های خصوصی شد. همزمان علایق مطالعاتی و فكری او از فلسفه به اخلاق و از اخلاق به روان‌شناسی و روان‌شناسی دین سوق یافت، اگرچه همچنان در گفتارها و نوشتارها یا مقدمه‌هایی كه بر برخی كتاب‌ها می‌نوشت، رد و اثر ملكیان اهل فلسفه آشكار است و در سخنرانی‌های گاه و بی‌گاه یا گفت‌وگوها و میزگردهای مطبوعاتی شاهد انتقادهای تند او به رویكردهای سنتی و جزم‌اندیش هستیم. اما تغییر جایگاه و مخاطب در كنار رویكرد عمومی نظریه عقلانیت و معنویت به اصالت فرهنگ با تعبیری كه ملكیان از فرهنگ ارایه می‌كند به ظهور و بروز ملكیانی جدید انجامید. متفكری كه در كنار مقالات و گفت‌وگوهای مطبوعاتی و گفتارها و سخنرانی‌های تخصصی بیشتر زمان و اهتمام خود را معطوف به مباحث عمومی‌تر اخلاقی و روان‌شناختی كرده و مخاطبانش دیگر الزاما دانشجویان و حوزویان و متخصصان علوم انسانی نیستند بلكه طیف وسیع‌تری را از زنان و مردان میانسال با مشاغل گوناگون همچون خانه‌داری، فروشندگی و... در بر می‌گیرد. طبیعی است مباحثی كه برای این مخاطبان بیان می‌شود نیز دیگر تخصصی، نظری و فلسفی نیست و عمدتا حول و حوش مباحث اخلاقی و روان‌شناختی است.

 

البته در این سال‌ها نیز ملكیان همواره در قامت یك روشنفكر عرصه عمومی در مواقعی مثل انتخابات یا وقایع ناگواری مثل سقوط هواپیما، هم حضور داشته و هم اظهارنظر كرده است ضمن اینكه كماكان آثار زیادی با مقدمه یا پیشنهاد یا راهنمایی او ترجمه و تالیف می‌شود و خودش در نشست‌ها و سخنرانی‌ها و درس‌گفتارهای فراوان به بحث‌های نظری و نقد و بررسی كتاب‌های جدید می‌پردازد. اما به ‌طور كلی از سبك و سیاق بحث‌هایی كه در سال‌های اخیر مطرح كرده، برمی‌آید كه بیشتر به آنچه «معنویان» و «فرزانگان» می‌نامد، نزدیك شده است. فرزانگان یا معنویان از دید ملكیان كسانی هستند كه مخاطبان‌شان نه گروهی خاص كه عموم مردم هستند و بحث‌هایی هم كه مطرح می‌كنند بیش از آنكه تخصصی باشد به كار عموم انسان‌ها و زندگی انضمامی ایشان می‌آید.

 

معنویان و فرزانگان جهان متحد شوید

كوتاه سخن آنكه ملكیان در سال‌های اخیر بیش از آنكه به تقریر حقیقت بپردازد به تقلیل مرارت می‌اندیشد و این با مبنای نظری او یعنی ترجیح نهایی میل بر باور به رغم اهمیت هر دو در توضیح رفتار و گفتار انسان‌ها نزدیكی بیشتری دارد. البته ملكیان همچنان از اهمیت باورها غافل نیست اما عمده وجهه همت خود را بر معقول كردن خواسته‌ها و بجا كردن احساسات و عواطف قرار داده است. این رویكرد مطابق است با دیدگاه اساسی او در نظریه عقلانیت و معنویت یعنی اصالت فرهنگ فردی و اینكه انسان‌ها برای نیل به زندگی خوب و خوش و ارزشمند باید به درون خود بازگردند و باورها و احساسات و امیال خود را بازنگری و ترمیم كنند. از قضا مهم‌ترین نقدهایی هم كه در سال‌های اخیر به او شده از این حیث است و منتقدان می‌گویند، او اهمیت و اصالت اجتماعیات و شرایط سیاسی و اجتماعی را نادیده می‌گیرد و به نوعی فردگرایی روی آورده است. خود ملكیان در گفتارها و نوشتارهای متفاوت با همان رویكرد تحلیلی و ذیل دستگاه فكری منطقی خودش به برخی از این انتقادات پاسخ داده است. اما گذشته از نقاط قوت و ضعف این پاسخ‌ها آنچه از روایت مذكور از سیر تحول فكری او در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی عرضه شد، روشن می‌شود كه شرایط سیاسی و اجتماعی، خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه در اندیشه‌ها و باورهای مصطفی ملكیان اثر گذاشته و شكل و محتوای گفتارها و نوشتارهای او نیز با تغییر مخاطب دگرگون شده است. البته این تغییر و تحول می‌تواند مورد پسند خود او باشد چنانكه برخی شاگردانش، ملكیان دهه 70 و 80 را بیشتر می‌پسندند اما در هر صورت نمی‌توان از اهمیت شرایط اجتماعی و سیاسی غفلت ورزید. بی‌شك اگر ملكیان از دانشگاه كنار گذاشته نشده بود یا سیر تحولات چند دهه گذشته دیگرسان بود اكنون با متفكری دیگر مواجه بودیم.

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما