زندگینامه استاد یحیی ذکاء
|۱۰:۴۹,۱۳۹۹/۳/۶| بازدید : 169 بار

«تبریز زادگاه من است، خانواده‌ام از بومیان این شهرند، تا آنجا که آگاهی دارم نیاکانم از پانصدسال پیش در این شهر زیسته و در خاک آن خفته‌اند، بخشی از زندگانیم در آن سپری شده است. از آغاز سال‌های جوانی بر آن بوده‌ام که آنجا را خوب بشناسم و از پیدایش و نام و سرگذشت و پیشامدهایش نیک آگاه گردم، در این راه هرچه بیشتر جسته‌ام، بیشتر دلبسته‌تر گشته‌ام».

زنده یاد یحیی ذکاء

 

یحیی ذكاء پژوهشگر، نویسنده، استاد دانشگاه، و از كارشناسان برجستۀ آثار هنری، در سال 1302 در تبریز چشم به جهان گشود. جدش، حاج میرزاعلی اعیان، از تجار معروف تبریز بود. پدرش میرزاعلی نقی ذكاء كارمند راه‌آهن بود و سپس به بانك ملی انتقال یافت. وی در سال 1316 از تبریز به تهران آمد و پس از دو سال به بانك قزوین منتقل شد، تا اینكه مجدداً در سال 1321 به تهران آمد(افشار،1380: 296).

 

ذكاء تحصیلات ابتدایی را در مدرسه رشدیّۀ تبریز و ترغیب تهران گذراند و دورۀ اول متوسطه را در دبیرستان‌های تمدن تهران و پهلوی قزوین فرا گرفت. پس از انتقال مجدد پدرش به تهران، دورۀ دوم متوسطه را حدود سال‌های 1321-1322 در دبیرستان فیروز بهرام، در رشتۀ ادبی، گذراند و از محضر استادان برجسته‌ای چون ذبیح‌الله صفا، پرویز ناتل خانلری، محمدحسین مشایخ فریدنی، و محمدجواد تربتی بهره گرفت. ایرج افشار، هوشنگ كاوسی، و احمد فتحی از هم دوره‌های او در این مدرسه بودند(افشار،1380: 4-293).

 

وی حدود سال‌های 1321-1322 دوره ایران‌شناسی را نیز كه به همت مرحوم ابراهیم پورداود و محمد معین در تالار این مدرسه برگزار می‌شد، گذراند. افزون بر آن، دورۀ تخصصی رشته كتابداری را كه در طی سال‌های دهه 1320 در محل باشگاه دانشگاه تهران تشكیل گردیده بود گذرانید(بهروز ذکاء، 1380: 1 و افشار، 1380: 293).

 

[او] در سال 1333، از دانشكدۀ ادبیات دانشگاه تهران در رشتۀ باستان‌شناسی با رتبۀ اول فارغ‌التحصیل شد كه از نخستین فارغ‌التحصیلان این رشته بود. [ایشان] پس از گذراندن دورۀ نظام در آذربایجان، و پیش از آن كه به استخدام رسمی دولت درآید، از سال 1330 به بعد چندین سال متوالی در دبیرستان اندیشه (مدرسه سالزین‌ها موسوم به سن ژان تسكو) به تدریس پرداخت و در 14 بهمن 1335 به استخدام رسمی دولت در آمد، و بیش از یك سال در كتابخانۀ دانشكدۀ حقوق در كنار دانش‌پژوه، محمدتقی، ایرج افشار، و محمد مشكوه به كسب تجربه كتابداری پرداخت و سپس به ادارۀ هنرهای زیبای كشور كه بعدها به وزارت فرهنگ و هنر تبدیل گردید، رفت و مسئولیت‌هایی چون كارمند و كفیل ادارۀ موزه‌ها و فرهنگ عامه(1335-1336)، رئیس موزۀ هنرهای تزئینی(1337)، معاونت اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه (1340)، رئیس موزه مردم‌شناسی(1341)، رئیس انتشارات ادارات كل باستان‌شناسی و فرهنگ عامه و موزه‌ها و حفظ بناهای تاریخی(1345)، رئیس كتابخانۀ ملی ایران(1347، حدود یك سال)، و مشاور وزیر فرهنگ و هنر(1349 تا اواخر دوران خدمت، 1357) را برعهده گرفت (سادات صوتی، 1350: 38 و بهروز ذکاء، 1379: 1).

 

ذكاء چند صباحی را كه در كتابخانۀ ملی بود منشاء خدمات ارزنده‌ای شد، كه موارد زیر بعضی از آنهاست: توزیع و امانت 453,10 جلد كتاب از طریق تنها كتابخانۀ سیار برای بزرگسالان و كودكان حومۀ تهران كه به همت ابراهیم صفا در كتابخانۀ ملی بنیان نهاده شده بود(این كتابخانه در تابستان 1347 به مدت بیست روز در كرانه دریای خزر به توزیع كتاب و نشان دادن فیلم پرداخت)؛ تشكیل كلاس كارآموزی كتابداری به مدت یك ماه در كتابخانه ملی و موزه ایران باستان؛ تشكیل نمایشگاه كتاب‌های چاپی در ساختمان موزه ایران باستان؛ تشكیل همایش رؤسای فرهنگ و هنر در كتابخانه ملی؛ كوشش برای برقراری نظام واسپاری دو نسخه از آثار ناشران و مؤلفان؛ و چاپ جلد دوم فهرست نسخ خطی كتابخانه ملی ایران (پوراحمد جكتاجی، 1357؛ 155-128)

 

یحیی ذكاء همچنین در دبیرستان‌های سن‌لویی؛ رازی؛ هنرستان‌های هنرهای زیبای دختران و پسران وابسته به وزارت فرهنگ و هنر؛ هنركدۀ هنرهای تزیینی؛ دانشكدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران؛ و هنرستان رقص‌های ملی و محلی به تدریس دروس تاریخ، تاریخ هنر، تاریخ لباس، و زیباشناسی مشغول بود و در تدوین رساله‌های پژوهشی دانشكده هنرهای تزیینی و صدا و سیما نیز اهتمام می‌ورزید (ثابت زاده، 1379: 24).

 

ذكاء از كارشناسان آثار هنری بود و آثار بسیاری از موزه‌های ایران از جمله كاخ گلستان، آبگینه، فرش، رضا عباسی، هنرهای تزیینی، و نگارستان با همت او گردآوری و كارشناسی شد و رساله‌ای نیز با همكاری محمدحسین سمسار به نام موزه‌های ایران تألیف و منتشر كرد. وی در بازیافت یكی از ارزنده‌ترین آثار هنری ایران، یعنی شاهنامه طهماسبی، نقشی ارزنده داشت. در هنگامی كه هاتن امریكایی دارندۀ شاهنامه طهماسبی قصد كرد آن نسخه را بفروشد و به ایران پیشنهاد فروش كرد، ذكاء یكی از دو نفری بود كه از جانب نخست وزیری مأموریت یافت تا به ایالات متحده سفر كند و به ارزشیابی نسخه بپردازد (افشار،1380: 297).

 

وی در بسیاری از مجامع بین‌المللی ایران‌شناسی عضویت و شركت داشت و برای شناساندن تمدن و فرهنگ ایران مسافرت‌های متعددی به كشورهای مختلف جهان كرد و به ایراد سخنرانی‌هایی در حوزه فرهنگ و هنر ایران پرداخت، كه شركت در بازار مكاره و ترتیب نمایشگاه در كابل؛ شركت در سمپوزیوم هنر دوران تیموری در سمرقند؛ شركت در ششمین كنگره بین‌المللی باستان‌شناسی و هنر ایران در انگلستان (لندن - آكسفورد)؛ مسافرت به شهرهای سمرقند، بخارا، تاشكند، مسكو، و لنینگراد به دعوت دولت شوروی؛ و سفر به ایالات متحده (نیویورك) از آن جمله‌اند(سادات صوتی، 1350: 39).

 

ذكاء به‌واسطۀ سهمی كه در شناساندن تمدن و فرهنگ ایران داشت به دریافت نشان‌ها و مدال‌های متعددی نایل شد؛ مانند نشان تاج، نشان جشن‌های تخت جمشید، مدال درجۀ اول فرهنگ، نشان سپاس، و نشان همكاری با ارتش(سادات صوتی، 1350: 39).

 

حیات ادبی ذكاء حدود سال 1326 با گروهی از نویسندگان و پژوهندگان جوان كه گرد سعید نفیسی حلقه زده بودند و «راهنمای اصلاح و تغییر خط فارسی» را عنوان می‌كردند شروع شد؛ سپس خالق بیش از 40 كتاب و حدود 140 مقاله و رساله در زمینه‌های تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران بود. وی در دوران تحصیل در مدرسه فیروز بهرام تحت تأثیر شخصیت ادبی احمد كسروی قرار گرفت و شروع به جمع‌آوری آثار او كرد و در نشر بعضی از كارهای چاپی در نشریه‌هایی كه ماهانه از سوی كسرویان چاپ می‌شد، همكاری داشت، و بعدها مجموعۀ مقالاتی از كسروی را، با عنوان «كاروند كسروی»، در سال 1352 منتشر ساخت. وی «كافنامه» اثر كسروی را نیز گردآوری و چاپ كرد و «فرهنگ كسروی» را كه در آن واژه‌های برساخته كسروی گردآمده بود تألیف كرد. ذكاء به زبان فارسی عشق می‌ورزید و به زادگاهش تبریز و زبان آذری علاقۀ خاص داشت و پس از كسروی یكی از افرادی بود كه به تحقیق درباره زبان مردم آذربایجان پرداخت، كه حاصل آن در سال 1332 چاپ كتاب‌های «گویش كرنیكان» و «گویش گلین قیه» بود(افشار،1380: 297 و بهروز ذکاء، 1380: 4).

 

اثر ارزنده «تاریخ عكاسی و عكاسان پیشگام در ایران» (1376) با كاغذ نفیس و براق هشتاد گرمی كه از دید سخت‌بین دست‌اندركاران فرهنگی مملكتی نیز مخفی نماند، و به‌عنوان كتاب سال 1378 انتخاب شد و «روزنامۀ خاطرات شرف‌الدوله» (1377) و كتاب هنری و ارزشمند «هنر كاغذبری (قطاعی)» در 1379 منتشر شد، و كتاب «جستارهایی دربارۀ مردم آذربایگان» (1379) از جمله تحقیقات ارزشمند و بنیادی او بود كه پیش از مرگ وی منتشر شد. علاوه بر آثار چاپ شده، سه عنوان از تألیفات وی نیز هم اكنون در سازمان‌های مختلف انتشاراتی زیر چاپ است. تعدادی مقاله و دستنویس و تألیفات دیگر او نیز به‌طور ناتمام یا انتشار نیافته باقی مانده است(افشار،1380: 297 و بهروز ذکاء، 1380: 4 و شکوهی، 1379: 5).

 

از وی بیش از 140 مقاله و رساله برجای مانده كه قرار است در چهار مجلد با نام سرو آزادی به چاپ برسد (افشار، 1380: 298 و بهروز ذكاء، 1379: 4 و ثابت زاده، 1379: 24).

 

یحیی ذكاء پس از سال‌ها اشتغال در اداره هنرهای زیبا و وزارت فرهنگ و هنر در پنجم شهریور سال 1357 با پست مشاورت وزیر فرهنگ و هنر بازنشسته شد و پس از آن تا پایان عمر به فعالیت‌های فرهنگی و تحقیق و تفحص و تألیف مشغول بود، به‌طوری كه در سال‌های آخر عمر، با وجود بیماری و كهولت، همچنان با روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر در عرصه پژوهش‌های فرهنگی كشور فعال و با عنوان كارشناس برجسته موزه هنرهای معاصر و مشاور عالی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی به تلاش ارزشمند خود ادامه می‌داد (همشهری، 1379: 5)

 

وی در 28 دی 1379، پس از ماه‌ها بیماری، براثر از كارافتادگی كلیه، در تهران درگذشت و در بهشت‌زهرا در قطعۀ هنرمندان به خاك سپرده شد. پس از درگذشت وی، در مراسم بزرگداشتی كه در روزهای چهارم و پنجم خرداد ماه 1380 در محلّ خانه قدیمی و بازسازی شده «لاله‌ای‌ها» واقع در تبریز برگزار گردید، این خانه به نام «دفتر پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی یحیی ذكاء» نامیده شد، و كتابخانۀ او كه شامل بیش از چهارهزار كتاب و تعداد زیادی دوره‌های مختلف مجلات علمی و فرهنگی در رشته‌های تاریخ، ادب، هنر، و زبان‌شناسی می‌شد، در این خانه جای گرفت (بهروز ذكاء، 1380: 2).

کتابنامه

افشار، ایرج. یاد یحیی ذكاء. بخارا، س. سوم، 17 (1380)، 293-301.

بهروز ذكاء. به ناهید حبیبی آزاد. نامه شخصی. مورّخ تیر 1380.

پوراحمد جكتاجی، محمدتقی(1357). تاریخچه كتابخانه ملی ایران. تهران: كتابخانه ملی، 1357.

ثابت‌زاده، منصوره. رقصی چنین میانه میدان در فقدان استاد یحیی ذكاء. هنر موسیقی، س. سوم، 26 (1379): 23-25.

ذكاء، بهروز. شرح مختصری از سوابق و خدمات علمی و فرهنگی استاد یحیی ذكاء. تهران: 1379 (پلی¬كپی).

سادات صوتی، مرتضی(1350). كتابخانه ملی ایران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر.

شكوهی، سیروس. «دانا مرد تبریزی درگذشت: یحیی ذكاء». آدینه (ویژه‌نامه ادبی، ضمیمه مهدآزادی)، سال پنجاه و یكم، 2335 (اسفند 1379): 4-5، 6.

همشهری. دانای تاریخ و هنر ایران. 4 بهمن 1379.

منبع: کتاب «واژگان آذری و فارسی در زبان مردم تبریز»

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما