اندر این ره می‌تراش و می‌خراش / محسن آزموده
|۱۰:۲۳,۱۳۹۹/۳/۶| بازدید : 112 بار

 

درك لحظه‌لحظه محضر انسان‌های بزرگ همراه است با دقیقه‌های ژرف و اثرگذار و به یادماندنی. برای نگارنده درك حضور استاد دكتر محمدعلی موحد چنین بوده و هست، اگرچه نه فقط در مقایسه با دوستان و یاران و شاگردان نزدیك استاد كه در مقام سنجش با بسیاری از رفقای روزنامه‌نگار نیز بسیار كم ایشان را از نزدیك دیده‌ام و همواره محضرشان را در جلسات و محافل سخنرانی‌ها و نشست‌های علمی درك كرده‌ام. از این نظر به راستی شایسته و رواست كه خود استاد با آن قلم سحار و شیوایی كه درباره شمس و مولانا و ابن بطوطه و محمد مصدق نوشته، از فراز و نشیب زندگی پربار خویش بنویسد یا لااقل برخی نزدیكان اهل ذوق و فرهنگ و ادب كه سالیانی محضر ایشان را درك كرده‌اند، درباره سوانح زندگی درخشان او بنویسند.

آبان‌ماه سال گذشته در جلسه «شب بهگود گیتا» كه در مركز دایره المعارف بزرگ اسلامی به مناسبت تجدید چاپ ترجمه كتاب «گیتا: سرود خدایان» برگزار شد، استاد موحد سخنانش را با بیتی زیبا و دلنشین از مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی آغاز كرد كه می‌فرماید: «اندر این ره می‌تراش و می‌خراش/ تا دم آخر دمی فارغ مباش» (دفتر اول) و سپس با طرح پرسشی بحث خود را چنین ادامه داد: «چرا می‌نویسم؟ به دو دلیل، اول آنكه دوست ندارم بر سر خوانی تنها بنشینم. دلم می‌خواهد اگر طعامی مطبوع و لذیذ نصیبم شد، با دیگران هم زانو و هم‌كاسه باشم. دوم آنكه مطلب را تا ننویسم، درست آن را نمی‌فهمم. شمس تبریز گفته است سخن را كه نمی‌نویسم، در من می‌ماند و هر لحظه مرا روی دگر می‌دهد. این تجربه عمیق‌تری است كه متاسفانه نصیب من نبوده است. من منم. سخن را تا ننویسم، با فراز و فرود آن درست آشنا نمی‌شوم. من بیشتر با بیهقی احساس همدلی می‌كنم كه گفت، مرد آنگاه آگاه شود كه نبشتن گیرد و بداند كه پهنای كار چیست.»

درباره این چند جمله كوتاه و به ظاهر ساده استاد موحد، نكات ارزنده و گفتنی و شنیدنی فراوان هست. تعریض هوشمندانه استاد موحد به مثنوی معنوی كه عمری را به تحقیق و پژوهش در آن سپری كرده و تصحیحی منقح و انتقادی از آن به دست داده، به زیبایی نشان‌دهنده رویكرد ایشان به زندگی در آستانه نود و هفت سالگی است. دكتر موحد در مقام دانشوری كوشا و پایدار، قریب به هفتاد سال است كه تالیف و ترجمه و تحقیق می‌كند و رهاورد عمر پرثمرش شماری از ارزنده‌ترین تحقیقات و نوشته‌ها در حوزه‌های متنوع حقوق، تاریخ، عرفان و ادبیات است كه كماكان نیز ادامه دارد. سال گذشته از ایشان یك كتاب جدید (در كشاكش دین و دولت) و چند كتاب با ویرایش جدید منتشر شد و آشنایان می‌دانند كه استاد چندین پروژه تالیفی و پژوهشی در دست دارد.

اما مهم‌تر از این نكته، دو دلیلی است كه استاد موحد به اختصار در بیان علت نوشتن بیان كرده است. درباره هر دو می‌توان فراوان گفت و نوشت. شاید هیچ‌جا اهمیت و در عین حال خلأ نوشتن و نگارش به اندازه فرهنگ ما كه به درست یا غلط فرهنگ «شفاهی» خوانده می‌شود، احساس نشود. بسیاری از دانشوران و روشنفكران و محققان برجسته ما به دلایل و علل متفاوت از نوشتن سر باز می‌زنند، حالا یا جسارت و اعتماد به نفس ندارند، یا حال و حوصله اینكه وقت بگذارند و بنویسند. در مقابل كم نیستند مدعیانی كه عادت به سخنرانی كرده‌اند و در هر محفل و مجلسی و به هر مناسبتی حاضر می‌شوند و آسمان و ریسمان به هم می‌بافند و درباره همه‌چیز اظهارنظر نمی‌كنند. اما وقتی از این افراد بخواهید درباره یك دهم آنچه گفته‌اند، بنویسند، مشخص می‌شود كه چند مرده حلاجند و چه مایه كیسه‌شان خالی است.

البته گروهی هم هستند كه می‌نویسند و ‌ای بسا طولانی و ملال‌آور، اما چنان مغلق و پیچیده و تو در تو و گاه در قالب جملاتی بی‌سر و ته و نامفهوم كه خواننده جز سردرد نصیبی نمی‌یابد. در چنین مواردی احتمالا نویسنده خود به فراز و فرود آنچه نوشته آگاه نیست و به الفبای موضوعی كه نوشته مسلط نیست. از این رو یا آگاهانه، جهل خود را پشت جملات تو در تو و مبهم پنهان می‌كند یا نادانسته نادانی خود را در عباراتی نامفهوم آشكار می‌سازد. اینجاست كه اهمیت نكته صائب استاد موحد و اشاره‌اش به نویسنده تاریخ بیهقی آشكار می‌شود. آنكه زیر و بم موضوعی را نمی‌داند و به تعبیر دقیق و زیبای بیهقی، پهنای كار را درنیافته، حتی اگر بخواهد هم نمی‌تواند درست بنویسد و بر عكس، كسی كه اصل و حاق مطلبی را فهمیده و به چنگ آورده و از آن خود كرده، توانایی آن را دارد كه موضوع را با كلمات و عباراتی شیوا و روان بیان كند. آثار و نوشته‌های استاد محمد علی موحد خود نمونه گویایی از این حكم هستند. برای نمونه ایشان در مجموعه سترگ و خواندنی «خواب آشفته نفت» با تبحر و استادی زیر و بم‌های قراردادهای پیچیده حقوقی و مذاكرات طاقت‌فرسای مصدق و مشاورانش با كارشناسان و متخصصان غربی را وا می‌كاود و آنها را با زبانی شیرین كه نشانه استادی و تسلط شگفت او هم به موضوع و هم به زبان است، بیان می‌كند. همچنین است وقتی در كتاب‌های عرفانی از موضوعات و مسائل غامض عرفانی سخن می‌گوید یا متنی تخصصی و پر از اصطلاحات مثل سفرنامه ابن بطوطه را كه به نثر عربی سده‌های میانه نوشته شده، به فارسی بر می‌گرداند. از این رو ضمن تبریك تولد ایشان، باید امیدوار بود و آرزومند كه زندگانی پرثمر استاد موحد با تراش‌ها و خراش‌های عمیق و موثری كه در جان پیكر فرهنگ ایرانی- اسلامی می‌نشاند، سالیان سال تداوم یابد. ایدون باد.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما