مورد عجیب آقای خیام
|۱۱:۷,۱۳۹۹/۲/۲۸| بازدید : 102 بار

 

چند نكته درباره شاعری بزرگ كه در روزگار خودش به شاعری شناخته نمی‌شد

احسان رضایی: در سنت ادب فارسی، رباعی كوتاه‌ترین قالب شعری است. همین كوتاهی، برای رباعی یك‌جور تشخص و ویژگی آورده. توی ادبیات كلاسیك ما كارهای فوق‌العاده و حیرت‌انگیز كم نیست  اما رباعی چیز دیگری است. غزل‌های حافظ و سعدی (به قول صائب) آن‌قدر «بلند افتاده‌اند» كه همه متفق‌القول شده‌ایم اوج شعر فارسی غزل است. اما وقتی شاعری بتواند توی دو بیت ، یك اثر عالی بسازد، تازه معلوم می‌شود عیارش چند است. خیام یكی از همین دست شاعران است. او فقط تعدادی رباعی اصیل دارد و یك قطعه عربی هفت، هشت بیتی. خیام با همین چند رباعی ساده دل ملتی را برده است. در مورد رباعیات خیام چند مساله عجیب وجود دارد؛ اول اینكه او اصلا خودش را به عنوان شاعر نمی‌شناخت و در ۱۳ رساله‌ای كه از او مانده، حتی یك‌بار هم به شاعری خودش اشاره نكرده. برای معاصرانش هم كه او را با عناوینی مثل «خواجه امام» یا «حجت الحق» یاد كرده‌اند، مقامش در فلسفه و علم مهم بوده. از جمله این معاصران یكی هم سنایی شاعر بوده كه یك‌بار در زمان اقامتش در نیشابور به نوكرش اتهام دزدی می‌زنند و سنایی برای رفع مشكل، نامه‌ای به خیام نوشته و از او كمك گرفته ولی در این نامه هم كه یك شاعر نوشته و در آن انواع تعریف و تمجیدها از خیام هست، اشاره‌ای به مقام ادبی او نشده. موضوع عجیب بعدی  این است كه اولین‌باری كه به این رباعیات ارجاع شده، حدود صد سال بعد از مرگ خیام است. امام فخر رازی در رساله «التنبیه» خود و كمی بعد هم همشهری او، نجم‌الدین رازی در «مرصاد العباد» این رباعی را به اسم خیام نقل كرده‌اند: دارنده چو تركیب طبایع آراست/ باز از چه سبب فكندش اندر كم و كاست/‌گر خوب نیامد این بنا، عیب كراست؟/ ور خوب آمد، خرابی از بهر چراست؟ البته این هر دو نفر این رباعی را به عنوان نشانه‌ای از اشتباه خیام آورده‌اند. نجم رازی دوجا از كتابش این رباعی را نقل كرده و قبلش حسابی از خجالت خیام درآمده. او كه با فلاسفه مشكل داشت، در فصل سوم نوشته: «بیچاره فلسفی و دهری و طبایعی كه از این مقام [یعنی فهم علت خلقت خود] محرومند و سرگشته و گم‌گشته تا یكی از فضلا كه به نزد ایشان به فضل و رحمت و كیاست معروف و مشهور است و آن عمر خیام است، از غایت حیرت در تیهِ ضلالت او را جنسِ این بیت‌ها می‌باید گفت...» و بعد در فصل چهارم مجددا به خیام ابراز علاقه كرده و او را «آن سرگشته غافل و گم‌گشته باطل» لقب داده. در واقع بدگویی این دو نفر از خیام باعث شد تا بقیه شعر او را ببینند و اتفاقا خوش‌شان بیاید و پی‌اش را بگیرند. سومین نكته عجیب، این سوال است كه بالاخره كدام‌یك از رباعی‌ها واقعا از خیام است. محقق‌های زیادی در یك قرن اخیر بر سر اصالت رباعیات خیام بحث كرده‌اند و نشان داده‌اند كه بسیاری از معروف‌ترین رباعیات منسوب به خیام اصلا برای او نیست. البته كه جامعه ایرانی گوشش به این حرف‌ها بدهكار نیست و زبان حال خودش را در همین شعرهای كوتاه و هنرمندانه می‌داند. شعرهایی كه در آنها نابودی تدریجی دنیا شاعر را عذاب می‌دهد و موضوع اصلی‌شان پیدا كردن راه چاره‌ای برای گریز از جادوی زمان است.

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما