شب قدر در شعر و ادب فارسی
|۹:۳۶,۱۳۹۹/۲/۲۸| بازدید : 94 بار

 

 

قدر، در لغت به معنای اندازه کردن چیزی، ارزش و اعتبار، اندازه و مقدار، شأن و بزرگی، خوبی و برابر و معادل است، ضمن آن که به معنای فرمان و حکم خداوند درمورد بندگان و سرنوشت آن هاست و جمع این واژه به گونه مکسر «اقدار» می باشد و ترکیب «لیله» بر سر واژه پرارزش قدر مؤید آن است که شب قدر یک شب است، هرچند ارزش آن برابر با هزار ماه است.

اما شب قدر واسطه العقد لیالی ماه پرارج رمضان و موسم خلوت انس و اغتنام فرصت برای جرعه نوشی از چشمه سار مغفرت الهی در ماه رمضان است و فرصت گران قدری است تا با خود و خدای خود خلوت و در جلوت نزدیکی با محبوب ساعتی را به مراقبه و محاسبه بپردازیم. فرصتی است تا بندگان خداوند در مقابل خالق و فاطر خویش دفتر دل را بگشایند و کتاب عمل را بازخوانند در شب قدر خدای سبحان، همگان را به خوان بی انتهای کرم خویش فرا می خواند تا شکوفه سحرهای پربرکت، افطارهای پرمعنویت، دعاهای افتتاح و کمیل، جلسات ادعیه و تواشیح، حالات پرجذبه انس با قرآن و مفاتیح، متهجد و شب زنده داری ها و سحرخیزی ها و چشمان بیدار قبل از فجر را در چشمه سار رحمت قدر و موهبت خودمانی بودن با خدا برویاند.

اینک شب قدر است و ما بندگان عاصی اما پرامید خداوند ماه ها انتظار کشیده ایم تا باز هم ماه خدا و شب قدر فرا رسد و دست نیاز را به سوی آستان رفیعش بالا ببریم و پای طلب را به درگاه عظیمش بکشیم.

منتظر بودیم تا در حضور جمع و در ازدحام جمعیت، راه خلوت و تنهایی و فراق را برگزینیم و لحظه ای با خود صمیمی شویم و یک رو و خودمانی و بی پرده، در کوچه پس کوچه های روح خویش گردش کنیم و کارنامه عمل خود را مرور و نقاط روشن را تقویت و نقاط تیره اش را برای همیشه محو سازیم، چرا که هرکس، شب قدر را بفهمد، از نو متولد شده است و گذشته تاریکش مرده است و از نو زندگی یافته، پس بیایید شب قدر را درک کنیم، حس کنیم، بفهمیم، بشناسیم تا در آن متولد شویم و آغازی توأم با خوش وقتی دنیا و خوش بختی عقبا داشته باشیم.

از نگاه دیگر، از ویژگی های ادبیات فارسی کثرت موضوع و گستره عظیم جغرافیایی آن است، به گونه ای که می توان ادعا کرد که هیچ موضوع و عنوانی یافت نمی شود که در حوزه ادب فارسی به آن عنایت و توجه نشده باشد و شاید این امر ناشی از ارتباط تنگاتنگ و متقابل ادبیات فارسی ما با علوم متعدد اعم از: طب، ریاضی، نجوم، فلسفه و منطق، حکمت و عرفان و… است.

از موضوعاتی که در نگاه دقیق و عمیق و ژرف شاعران فارسی زبان مخفی نمانده است. «لیله القدر» است که در این مقال کوتاه، به بررسی جایگاه شب قدر در ادب فارسی و دیدگاه فارسی گوی در این زمینه پرداخته می شود.

 

الف) شب قدر چیست؟

در سال نامه های شمسی و قمری ایام و لیالی یافت می شوند که با دیگر شب ها و روزها از جهت قداست و احترام یکسان نیستند. که این شب ها و روزها، مؤید وقوع رویداد و یا حوادث تلخ و شیرینی هستند که ممکن است در گذشته رخ داده و امروز نیز با گذشت سال ها و دهه ها و حتی قرن‌ها، بازماندگان نسل های گذشته آن را قدر می نهند.

از لیالی باشکوه لیله القدر است که هم قبل از اسلام در بین ایرانیان و هم بعد از اسلام در نزد مسلمانان و به ویژه ایرانیان جایگاهی ویژه و والا داشته و دارد و در قرآن کریم نیز در دو سوره دخان و قدر به آن اشاراتی شده است. ضمن آن که واژه «قدر» چهارمرتبه در قرآن تکرار که سه مرتبه به صورت معرف به«الـ »در سوره قدر و یک مرتبه به صورت نکره در آیه سوره طلاق ذکر شده است.

 

ب) معانی قدر در شعر فارسی

مراد از قدر، تقدیر و اندازه گیری، قدرشناسی، برابری، نیکی، احسان، اعتبار و شخصیت و بها دادن به دیگران است که در ابیات متعددی این واژه و در قالب معانی گوناگون به کار گرفته شده است.

قدردانی در ذات قدر و تقدیر آدمی است. سعدی به درستی گوید:

فارغی از قدر جوانی که چیست؟

تا نشوی پیر ندانی که چیست؟

 

اعتبار و شخصیت از الزامات و نتایج توجه به قدر و تقدیر است. مولانا گوید:‌

قدر مردم سفر پدید آرد

خانه خویش مرد را بند است

 

۳) «خوبی و ارزش» ازجمله برکات قدر است و سعدی سروده است:

چو وصل و مهر تو نبود چه قدر دارد عمر

چو دوستی تو آمد چه قدر دارد مال

 

سعدی به مفهوم «برابری» در ‌قدر نظر دارد :

ندانم این شب قدر است یا ستاره روز

تویی برابر من یا خیال در نظرم.

 

*مولانا جلال الدین درباب «ارزش و بها»ی ‌قدر فرموده است:

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

 

شب قدر از دیدگاه مذهبی

در نگاه مذهبی و اعتقادی شیعی، شب قدر یکی از سه شب؛ نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان و از دیدگاه اهل تسنن شب بیست و هفتم رمضان است، ضمن آن که اکثر علمای برجسته اهل تشیع شب قدر را شب بیست و سوم رمضان می دانند. درباره شب قدر در تفاسیر قرآن مبین به وسیله مفسران اظهارنظرهای فراوانی شده است که تمامی آن ها به نزول دفعی قرآن، تقدیر امور، نزول ملائکه و روح و حدوث سلام و امنیت در این شب اشاره نموده اند، مثلاً ابوالفتوح رازی در تفسیر خود گفته است:«شب قدر، شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضا یا آن چه خواهد بودن در سال آجال و ارزاق و اقسام همه در این شب کنند.»

 

شب قدر در شعر شاعران

ادبیات ما که موثر از آموزه گران سنگ دین عزیز اسلام است از این واژه غافل نشده است و شاعران زیادی از این ترکیب بهره ها برده اند. حافظ، هلال شب قدر را مقارن با هدم نامه فراق می داند و با اقتباس از آیه «سلام هی حتی مطلع الفجر» در قالب ملمع بیت حافظ :

شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام هی حتی مطلع الفجر … را می سراید.

او در بیتی دیگر در لفظ پردازی زیبایی شب قدر را شب خلوت اهل دل می داند.

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تاثیر دولت در کدامین منزل است

 

بی شک در میان شاعران فارسی زبان هیچ کدام به اندازه سعدی از واژه «شب قدر» استفاده ننموده است. او در حسن تعلیل زیبایی علت اختفای شب قدر را این سان بیان می دارد که:

«اگر همه شب، شب قدر بودی

شب قدر، بی قدر بودی.»

 

سعدی در حسرت از دست دادن ایام گذشته و تاسف از هدر دادن آن می گوید:

قضا روزگاری ز من در ربود

که هر روزی از آب شب قدر بود.

 

و در بیتی که قبلاً هم آمده، سروده است:

ندانم این شب قدر است یا ستاره روز

تویی در برابر من یا خیال در نظرم

 

با تشبیهی زیبا معشوق و محبوب خویش را با شب قدر برابر می داند و در مقام دل جویی از مخاطب خویش که مورد بی اعتنایی و قدرناشناسی قرار گرفته است می سراید:

تو را قدر اگر کس نداند چه غم

شب قدر را می ندانند هم

 

«ظهیر فاریابی» ملقب به «ظهیرالدین» شاعر معروف ایرانی و معاصر خاقانی و جمال الدین عبدالرزاق در مدح ممدوح خود، برایش شب هایی از لحاظ ارزش و موقعیت بالاتر و برتر از شب قدر را طلب می کند.

شبت از قدر بهتر از شب قدر

روزت از روز عید فرخ تر

 

عبدالواسع جبلی شاعر ایرانی متوفی به سال ۵۵۹ از شاعران ایرانی است که در اشعار خود به کلام آراسته مصنوع و پیرایه های لفظی و زیورهای معنوی توجهی خاص داشته است. او نیز در مدح یکی از ممدوحان خویش که اکثراً از شاهان سلجوقی و غزنوی است می سراید:

روز و شب تو باد شب قدر و روز عید

تا بر مدار گردون گه روز و گه شب است

 

«حسان العجم» خاقانی که در قصیده سرایی صاحب سبک است و در قوت اندیشه و مهارت در ترکیب الفاظ و ابداع معانی و ابتکار مضامین تازه و وصف و تشبیه کم نظیر است، نیز در مدح ممدوح خود می گوید:

چو دایره هر کجا رود صدر

هر روزش عید و هر شبش قدر

 

ابوالمجد مجدودبن آدم، شاعر و عارف ایرانی در قرن ششم و صاحب مثنوی ارزشمند حدیقه در اشعار خود از ترکیب شب قدر بهره برده است.

تابش روح خواهد و تف صور

روز خود بدر خواهد و شب قدر

ز آن که هست نشاط جهان و رحمت خلق

چو روز عید و شب قدر شد صباح و مسائش

 

و نهایتاً عطار نیشابوری شاعر و عارف معروف ایرانی در قرن ششم و هفتم از ترکیب «شب قدر» در قالب بیت چون برات و قدر، در شب ز آن توست پس دو روز عید دو مهمان توست استفاده نموده است. از مجموع ابیات زیر می توان دریافت که شاعران فارسی زبان در خصوص شب قدر اشعار فراوان و زیبایی نقل نموده اند که مفهوم همه آن ها قداست و احترام و ارج شب قدر است، زیرا شب قدر را شب تقدیر و سرنوشت دانسته اند.

منبع: روزنامه اطلاعات

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما