گذری به شعر خیام و مناقشه‌های پیرامون آن از پس بیش از یك هزاره
|۱۰:۲۲,۱۳۹۹/۲/۲۷| بازدید : 81 بار

 

و كماكان نه تو دانی و نه من

بهنام ناصری: طبق روایاتی كه به ما رسیده و امروز چیزی جز آن برای استناد نداریم، چهار سال از ربع اول قرن پنجم هجری گذشته بود كه ابوالفتح الدین عمر بن ابراهیم نیشابوری در بلاد آباییاش نیشابور ‌زاده شد. هم ‌او كه امروزه روز با نام شهیر خیام شناخته می‌شود. سودای علمی و ادبی او اگرچه متكثر است و دامنه‌ای از ریاضیات و نجوم تا غریزه شاعری و دغدغه هستی‌شناسی و... را دربرمی‌گیرد، اما آنچه از پس گذشت قرن‌ها كماكان آوازه‌ای عالم‌گیر دارد، شاعری اوست با همان تعداد مناقشه‌برانگیز رباعی‌ها. در اینجا درنگی خواهیم كرد بر اهمیت شعر خیام و البته بر مناقشه دیرسالی كه بر سر رباعیات منسوب به او وجود دارد.

 

ایجاز و سلاست و نوآوری

اهمیت شعر خیام بالطبع بیش از هر چیز در شیوه بیانی ساده و سلاست جاری در رباعیات اوست. او این شیوایی سخن را تنها در یك قالب یعنی رباعی سرریز كرد. قالبی متشكل از تنها دو بیت بر وزن «لا حول و لا قوه الا بالله» كه بالطبع دربردارنده نوعی ایجاز هم هست. انحصار شاعری خیام به رباعی به لحاظ تاریخی هم اهمیت دارد، چراكه او زمانی دست به كار سرودن رباعیات خود شد كه شعر فارسی در تداخل خود با بخشی از ادبیات عرب، دچار نوعی اطناب و زیاده‌گویی بود. محتوای شعر او هم به سبب مطرح كردن مسائل هستیشناختی و پیوند آن با زبان سلیس شاعر جلوه ویژه‌ای به رباعیات خیام می‌دهد. نوآوری‌های بیانی خیام هم كه البته با شیوایی سخن او در ارتباطی ناگسستنی است، اهمیت دارد؛ چنانكه بسیاری او را به سبب بدعت‌ها و خلاقیت‌های بیانی‌اش با حافظ و سعدی قیاس می‌كنند.

 

خیام، چهره‌ای كماكان مبهم ‌

رباعی‌هایی كه بیش از یك‌هزاره و 100 سال از روزگار خیام كماكان بر سر نسبت‌شان با خیام مناقشه وجود دارد. مناقشه بر سر اینكه چه تعداد از آنها متعلق به خود اوست و چه تعداد منسوب به او و از میان رباعیات منسوب چه تعداد نام او را به‌طور جعلی بر خود دارند و نسبت كدام‌شان با او مقرون به صحت است؟

 

مجموعه این مناقشات است كه از خیام نامی همواره پرسش‌برانگیز ساخته و ابعاد گوناگونی از شخصیت و كار او را ناشناخته باقی گذاشته است.

 

از برآیند نظرات كسانی كه در ارتباط با جهان شعری و اندیشگانی خیام كار پژوهشی انجام داده‌اند، این‌طور برمی‌آید كه قاطبه آنها هرگونه یقین در ارتباط با تعداد واقعی رباعیات این شاعر سده چهارم را منتفی می‌دانند و رسیدن به نزدیك‌ترین نقطه به حقیقت امر را مستلزم كار و پژوهش بیشتر. از آن ‌چیزها كه در این اظهارنظرها معمولا ثابت است، یكی این است كه گزیری نداریم جز اینكه خیام را چهره‌ای مبهم و رازآلود بدانیم.

 

باده انگوری یا باده زیباییشناختی؟

یكی از مسائلی كه در شعر خیام پررنگ است و در تحلیل‌های محتوایی در باب رباعیات او معمولا مورد اشاره قرار می‌گیرد، توجهی است كه از طریق شگردهای تمثیلی خود به مضامینی چون «ساقی» و «باده» و ... نشان می‌دهد. بها‌الدین خرمشاهی، ادیب و پژوهشگر ادبیات كلاسیك در این باره معتقد است كه خطاب‌های مكرر خیام به ساقی نشان از جایگاه این مضمون در جهان رباعیات او دارد، اما نمی‌توان این عناصر را در معنای واقعی آنها سراغ كرد. به باور خرمشاهی نمی‌توان حكیم والامقامی چون خیام را به فردی كه سستی و غفلت از جهان را میستاید، تقلیل داد: اگر مضمون‌سازی‌های خیام پیرامون باده و مستی و بی‌خبری در رباعیات او به معنی حقیقی گرفته شود، از خیام ژرف‌اندیش كه حكیم و ریاضیدانی والامقام و به احتمال بسیار شاگرد و دست‌كم پیرو فلسفه ابن‌سینا بوده است، چهره فردی بی‌مسوولیت و لاابالی و دایم‌الخمر و لذت‌باره و می‌پرست و تلف‌كننده وقت و عمر و كار و كارنامه ارایه می‌دهد... از تعمق در شعرش برمی‌آید باده‌ای كه می‌‌ستاید و بر محور آنچه بسیار مضامین و معانی ژرف پدید می‌آورد، غالبا بالصراحه باده انگوری نیست.» خرمشاهی كه چنین نظری را درباره حافظ هم مطرح كرده، می‌گوید باده‌ای كه این هر دو شاعر، هم خیام و هم حافظ در آثارشان مدام به آن مراجعه می‌كنند، باده ادبی است: «باده مجرد و انتزاعی و زیبایی‌شناختی و هنری و هنرآفرین.» این تنها نظر خرمشاهی درباره خیام نیست.

 

محمدعلی فروغی كه یكی از مقدمه‌نویسان بر رباعی خیام است، در این باره بالصراحه هر گونه نسبت دادن شرابخوارگی و فسق با استناد به عناصر جاری در شعر او به خالق این رباعیات را در حكم ساده‌اندیشی و غلط‌خوانی شعر خیام می‌داند. فروغی تاكید دارد بر اینكه كسانی كه از رباعیات خیام استنباط می‌كنند او شرابخواره و فاسق بوده است، اشتباه و سطحی‌نگری می‌كنند و غافلند از اینكه می ‌و معشوق در شعر غالبا به مجاز و استعاره گرفته می‌شود.

 

خیام شاعر و 900 سال توجه رسمی

اگر چنانكه صادق هدایت گفته اولین كتابی را كه در آن به‌طور مستقیم درباره شعر خیام نظر داده شده است، «خریده‌القصر» اثر عمادالدین كاتب اصفهانی بدانیم كه در سال ۵۷۲ نوشته شده است، امروز سابقه پرداختن رسمی به خیام در مقام شاعر به حدود 900 سال می‌رسد. در حالی كه ابعاد دیگر شخصیت خیام مانند خیام به عنوان دانشمند و خیام به عنوان منجم، بیش از اینها محل بحث بوده و این را كتاب‌هایی كه در این زمینه وجود دارد، نشان می‌دهد. شاید دلیل مغفول ماندن وجه شاعری خیام تا دست‌كم دو سده بعد از مرگ او را باید در اشتهار او به عنوان چهره‌ای علمی در زمان حیاتش دانست. چنانكه هم‌عصران او كه به فعالیت‌های علمی‌اش واقف بودند، اطلاعی از شاعری او نداشتند. این بی‌اطلاعی از یك سو پرداختن به جهان شعری و اندیشگانی رباعیات او را به تعویق انداخت و از سوی دیگر سبب‌ساز آن شد كه لابه‌لای گمانه‌زنی‌ها صحیح و سقیم درباره شاعر فقید بعد از چند سده، رباعیاتی به او نسبت داده شود كه خیلی‌های‌شان متعلق به او نباشد. این مناقشه از دیرباز در مورد شعر خیام وجود دارد و كسانی از پژوهشگران معاصر از جمله سید علی میرافضلی بخش مهمی از مجال تحقیقاتی خود را مصروف نزدیك شدن به حقیقت در باب بازشناسی تعداد بیشتری از رباعیات او كردند.

 

فیتزجرالد و آوازه جهانی خیام

خیام در زمره آن دسته از ادبای كهن فارسی است كه آوازه جهانی دارد. بیراه نیست كه این اشتهار عالم‌گیر را در گرو تلاشی بدانیم كه استاد انگلیسی فلسفه و علوم تجربی، ادوارد فیتزجرالد مصروف حكیم سده پنجم و رباعیات او كرده است. فیتزجرالد 101 رباعی از خیام را در قالب یك مجموعه ترجمه كرده كه بالطبع بخشی از آنها را رباعیاتی تشكیل می‌دهد كه تنها به شاعر نسبت داده شده است. این ترجمه كه در نیمه قرن نوزدهم در سال ۱۸۵۹ چاپ شد در انگلستان یكی از آثار مهم غیرانگلیسی‌زبان شناخته میشود كه بسیاری از آن به شاهكاری ادبی نام میبرند. ترجمه‌ای كه طرفداران زیادی در امریكا و اروپا دارد و گواه آن انتشارهای مكرر آن طی سال‌هاست. چنانكه گفته می‌شود طی نیم قرن اول از اولین انتشار 139 بار تجدید چاپ شده است.

 

سوژه بحث‌های بینامتنی در هنر معاصر

جدای از كسانی كه به‌طور مستقیم خیام‌پژوه‌اند و برای تحقیق در باب او و آثارش وقت صرف می‌كنند، بسیاری دیگر از اهالی معاصر فرهنگ و هنر چه از بعد زیبایی‌شناسی هنری و چه از منظر هستیشناختی به خیام پرداخته‌اند. این اظهارنظرها گاهی در قالب كتاب درآمده و زمان‌هایی در جراید یا سایر شیوه‌های مرسوم و متداول. به عنوان مثال آیدین آغداشلو، هنرمند ایرانی در بخشی از فیلم مستندی درباره خیام، نگاهی بینامتنی به رباعیات خیام به مثابه اثر ادبی و هنرهای دیگر دارد. آغداشلو در آنجا تاثیر رباعیات خیام در مینیاتور و هنر ایرانی را توضیح داده است.

 

همین طور می‌توان به توضیحاتی اشاره كرد كه محمود دولت‌آبادی نویسنده معاصر ایرانی درباره تاثیر ادبی خیام بر ادبای بعد از خود نهاده است. همین‌طور باید اشاره كرد به تحلیلی كه ایران‌شناس برجسته محمدعلی اسلامی‌ندوشن پیرامون موقعیت خیام در قلمرو فرهنگ ایرانی به دست داده است؛ یا بررسی خیام در جایگاه صاحب آرای فلسفی كه داریوش شایگان، نظریه‌پرداز فقید ایرانی به آن پرداخته است.

 

خیام ۱۲ آذر ۵۱۰ هجری از دنیا رفت و در نیشابور، شهری كه به دنیا آمده بود، به خاك سپرده شد.

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما