جهان در رویارویی با كرونا در گفت‌وگو با یووال نوح هراری، مورخ و آینده‌پژوه
|۱۰:۲۷,۱۳۹۹/۲/۱۳| بازدید : 161 بار

 

خطر بزرگ ویروس نیست، نفرت انسان‌ها از یكدیگر است

فاطمه فلاح: از زمانی كه بیماری كرونا جهانیان را درگیر خود كرده، متفكران و اندیشمندان در اقصی نقاط دنیا دست به كار شده‌اند و درباره این به تامل و تفكر می‌پردازند كه چه شد كه انسان‌ها در آستانه قرن بیست و یكم به این بلا دچار شدند؟ آن هم در زمانه‌ای كه بوق و كرنای پیشرفت‌های تكنولوژیك و علمی گوش عالم را كر كرده است. پرسش مهم‌تر اینكه رویارویی انسان‌ها با این بیماری چگونه بوده است و چطور باید باشد؟ و در نهایت اینكه پس از این چه خواهد شد؟ آیا می‌توان از جهان پساكرونا صحبت كرد؟ آیا كرونا تاریخ بشر را به پیش و پس از خود تقسیم خواهد كرد؟ آیا سبب خواهد شد كه انسان‌ها در رویكردشان به طبیعت و هستی تغییری جدی حاصل كنند؟ اگر چنین نكنند، چه سرنوشتی منتظر ایشان است. یووال نوح هراری، تاریخ‌دان و مدرس تاریخ جهان و صاحب كتاب‌های پرفروشی چون انسان خردمند یكی از چهره‌هایی است كه این روزها زیاد در رسانه‌های مختلف جهان ظاهر می‌شود و درباره وضعیت روزگار كرونایی ما و جهان پیش و پس از آن صحبت می‌كند. آنچه می‌خوانید، گفت‌وگوی او با یكی از شبكه‌های هندی زبان در مورد جهان در مواجهه با كرونا و جهان پساكرونا است. دكتر هراری در این گفت‌وگو تاكید می‌كند كه راه‌حل درست در مقابله با كرونا، نه انزواطلبی ملت‌ها و نه افزایش بی رویه فشارها و كنترل دولت‌ها بر ملت‌ها كه مشاركت و همدلی جوامع با یكدیگر از یكسو و توانمند كردن شهروندان برای مواجهه با بیماری از سوی دیگر است.

 

 *********

 

ویروس كرونا چطور قادر است تفكر امروزی و معاصر را در مورد بسیاری از مسائل اصلی زمانه ما تغییر بدهد و مقایسه آن با همه‌گیری‌های دیگری كه بشر در گذشته با آن مواجه بوده است چگونه است؟

در مقایسه با هر همه‌گیری كه در گذشته بشر با آن روبه‌رو بوده است، ما در موقعیت بسیار بهتری قرار داریم. نسبت به همه‌گیری مرگ سیاه در قرون وسطی، ویروس كرونا به واقع ضعیف‌تر است و نرخ مرگ‌ومیر در آن بسیار بسیار پایین‌تر است. نكته حایز اهمیت این است كه بشر اكنون از دانش علمی و ابزار تكنیكی لازم برای متوقف كردن این همه‌گیری برخوردار است حال آنكه در مرگ سیاه هیچ كس نمی‌دانست چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چرا مردم این گونه یكی پس از دیگری می‌میرند و چطور می‌توانند مانع آن شوند. در نهایت تنها پاسخ برای چرایی این واقعه آن بود كه آن را مجازاتی از جانب آسمان تصور كنند و متوقف كردن آن را ورای توان و قدرت خود بدانند. اما امروزما درمواجهه با این بحران تنها دو هفته برای شناسایی ویروس، توالی ژنوم آن و تهیه تست‌های قابل اعتماد زمان صرف كردیم. این نشان از قدرت و توانایی ما در مدیریت این بحران است.اما سوال اصلی این است كه آیا ما دانایی و خرد لازم برای استفاده صحیح از این قدرت را داریم، كه تاكنون متاسفانه پاسخ ما به آن مطلوب نبوده است.فقدان اتحاد جهانی در مقابله با همه‌گیری از سویی و تبعات نگران‌كننده اقتصادی آن از سوی دیگر گواه این مدعا است. البته هنوز خیلی برای برپایی این اتحاد جهانی دیرنشده است. برتری ما نسبت به ویروس كرونا دراین است كه ما توانایی همیاری و كار كردن با هم را داریم، حال آنكه برای مثال یك ویروس كرونا در چین نمی‌تواند توصیه یا كمكی به ویروس دیگر در امریكا بكند. چین می‌تواند به امریكا مشاوره بدهد، كشورها می‌توانند ابزار مورد نیاز پزشكی را برای یكدیگر ارسال كنند و... .اما اگر ما از این توانایی انسانی خود بهره نبریم به نوعی از توانایی ما در مدیریت این بحران كاسته خواهد شد. جهان در ابتلا به ویروس ابولا در 2014 و در بحران اقتصادی در 2008 بسیار قابل قبول عمل كرد و امریكا در این میان هدایت جهانی را عهده‌دار بود. اما دولت امریكا با شعار «اول امریكا» بسیار صریح به دنیا اعلام داشته است كه دیگر اهمیتی برای بشریت خارج از مرزهای خود قائل نیست. بله امروز امریكا اول است. اول در تعداد بیماران كووید 19 و اول در تعداد مرگ‌ومیر ناشی از آن. نبود اتحاد جهانی می‌تواند بسیار مخرب باشد. ابتدا اینكه برای تولید واكسن نیاز داریم كه كشورها اطلاعات‌شان را دركنار یكدیگر قرار دهند و البته باید بتوان به این اطلاعات اطمینان كرد. در بحران اقتصادی حتی وجود این همكاری و اتحاد حیاتی‌تر جلوه می‌كند.دولت امریكا توان این را دارد كه بسته حمایتی برابر با 2 تریلیون دلار را برای شهروندانش درنظر بگیرد اما بسیاری از كشورها این شكل از منابع و ظرفیت‌ها را دراختیار ندارند و اگر ما یك نقشه اقتصادی جهانی برای رفع این معضل نداشته باشیم به بحران اقتصادی خواهیم رسید كه البته منجر به بی‌ثباتی جهانی خواهد شد.

 

با وجود شعار بی‌رحمانه «اول امریكا» از جانب رییس‌جمهور امریكا و از طرفی موفق عمل كردن چین در مواجهه با این بحران، زمزمه‌هایی شنیده می‌شود كه ممكن است كشوری چون چین هدایت جهانی را عهده‌دار شود. نظر شما در این مورد چیست؟

من بسیار خوشحالم كه می‌بینم چین در به اشتراك گذاشتن اطلاعات و فرستادن ابزارهای پزشكی مورد نیاز به كشورهای دیگر پیش قدم است، اما بسیاری نقدها به برخورد اولیه چین در بروز این ویروس وارد است كه شاید اگر این رفتار محافظه كارانه نمی‌بود ما می‌توانستیم مانع این همه‌گیری شویم. اما به نظر من دست‌آورد ایده‌آل تغییر جایگاه یك كشور قدرتمند با دیگری نیست بلكه موقعیت ایده‌آل آن است كه درك كنیم نباید تنها به یك كشور اتكا كرد و نیاز به مجموعه‌ای از هدایت‌كننده‌ها در كشورهای مختلف داریم كه هر كدام نقشی ایفا كنند، ما نیاز به ترویج همبستگی داریم. از دید من خطرناك‌ترین واقعه‌ای كه در حال رخ دادن است ویروس نیست كه البته ما قادر به توقف آن هستیم. بلكه نگرانی اصلی اهریمن‌های درونی ما انسان‌هاست كه موجب بالا رفتن نفرت در گوشه وكنار جهان شده است. از جمله نفرت در مقابل اقلیت‌ها و كشورهای دیگر.ما این روزها شاهد هستیم كه كشورهای مختلف در حال سرزنش كردن یكدیگر برای شیوع این ویروس هستند. اگر اجازه بدهیم این نوع از نفرت و خشونت گسترش پیدا كند باعث ایجاد موانع بسیار برای مواجهه با ویروس و بحران‌های حاصل از آن خواهد شد.

 

با شیوع ویروس و تعطیلی‌های اضطراری، اقداماتی برای مهار و كنترل آن صورت گرفته است كه تا یكی دو ماه پیش شاید حتی قابل تصور نبود.نظر شما در مورد این نظارت‌ها چیست؟

یكی از نگران‌كننده‌ترین این اقدامات آینده این شكل از تحت نظر قرار دادن مردم برای مهار و توقف همه‌گیری است. تا به‌حال سیستم‌های نظارتی جمعی را چون دوربین‌ها حتی در كشورهای دموكراتیك هم داشته‌ایم، اما تغییری كه در شكل و ماهیت نظارت شاهدیم تحول آن را از شكل بیرونی به شكل زیرپوستی و درونی نشان می‌دهد .حالا سوال رایج این است: دمای بدن ما چیست؟ فشار خون ما چند است؟ موقعیت پزشكی ما چگونه است؟ البته این شكل از نظارت برای بحران موجود ضروری و لازم‌الاجراست. اما اگر این شكل از نظارت به صورت درازمدت ادامه داشته باشد خطر بنا نهادن رژیم‌های جدید تمامیت خواه را درپی خواهد داشت. زیرا آنها به‌طور مداوم اطلاعات زیستی مردم را جمع‌آوری می‌كنند و اینكه چه اتفاقی در درون آنها رخ می‌دهد و چه احساساتی دارند. برای مثال 10 سال بعد از این تاریخ را در كشور كره شمالی متصور شوید. همه ملزم به بستن دستبندهای زیستی هستند كه اطلاعات را لحظه به لحظه در اختیار حكومت قرار می‌دهد. رهبر بزرگ سخنرانی مهمی پیش رو دارد و شهروندان هرجایی كه هستند باید شاهد آن باشند. آنها ممكن است‌ لبخند بر لب داشته باشند و حتی تشویق كنند اما احساسات درونی‌شان خلاف این باشد و به‌یاد داشته باشیم دستبندی بر دست دارند كه ضربان قلب و فشار خون آنها را چك می‌كند و احساسات واقعی آنها را بروز می‌دهد. تصور زندگی در چنین شرایطی دهشت‌آور است. مشكل اصلی با وجود اقدامات ضروری و نظارت‌ها در این است كه تمایل دارند برای همیشه بمانند.به این دلیل ساده كه همیشه یك موقعیت ضروری پیش رو است. ممكن است گفته شود كه این نظارت موقتی است اما سخن از موج دوم شیوع و سپس ویروس دیگر و... به دوام آن بینجامد. در حقیقت مردم نباید بین سلامت و زندگی خصوصی و خلوت خود مجبور به انتخاب شوند. باید هردو را داشته باشند. ما نیاز به یك سیستم جدید مراقبت‌های درمانی داریم كه این نظارت‌ها را پوشش دهد و كاملا مجزا از پلیس، پلیس مخفی و ارتش باشد. به راستی این وظایف در راستای مسوولیت آنها نیست.این روزها بسیار از سیاستمداران شنید‌ه‌ایم كه این یك جنگ است. پاسخ من این است: این یك جنگ نیست و ما نیاز به سرباز و اسلحه نداریم. این یك بحران در مراقبت‌های بهداشتی- درمانی است و ما دكترها و پرستارها و متخصصین درمانی را در صف مقدم داریم.

 

در سیاست امروز، متأثراز همه‌گیری، انحرافی مشاهده می‌شود كه تمایل به ناسیونالیسم و انزواطلبی را دربعضی كشورها نشان می‌دهد.از دید شما این سیاست چه نتایجی به دنبال خواهد داشت؟

این سیاست فقر و تیره‌‌روزی و سلامت ما را در سطح جهانی تشدید خواهد كرد. باز هم به این دلیل ساده كه رویارویی با این همه‌گیری با بستن مرزها و متوقف كردن پروازها ممكن نخواهد بود. به خاطر داشته باشیم كه در قرون وسطی هیچ هواپیما یا كشتی مسافربری وجود نداشت، با این وجود همه‌گیری چون مرگ سیاه سلطه خود را بر بشر از چین تا به هند و از خاورمیانه تا اروپا در طی10 سال به رخ كشید.پاد‌زهر همه‌گیری نه انزواطلبی بلكه همكاری و همیاری میان كشورهاست.اگر ارتباطات بین كشورها تحت تأثیر این انحراف قرار بگیرد نه تنها توقف این همه‌گیری را مشكل خواهد كرد بلكه مقابله با همه‌گیری‌های دیگررا در آینده بسیاردشوارتر خواهد بود.

 

در اظهارنظری از استفان وال پروفسور روابط بین‌الملل در دانشگاه هاروارد داشته‌ایم كه همه‌گیری ویروس كرونا، انتقال قدرت و تأثیرپذیری را از غرب به شرق سرعت می‌بخشد. آیا شما آینده را اینگونه می‌بینید؟

بله این انتقال مسلما می‌تواند روی دهد.كافی است نگاهی بیندازیم كه چه كشورهایی با عملكردشان مردم را تحت تأثیر قرار داده‌اند.كشورهایی در شرق آسیا، نه تنها چین، بلكه كره جنوبی، ژاپن و سنگاپور در مواجهه با ویروس و همه‌گیری بسیار موفق و اثرگذار عمل كرده‌اند .حال آنكه كشورهای اروپای غربی و امریكا تصویر اسفباری از خود به نمایش گذاشته‌اند. در چند سال گذشته دنیا اعتمادش را به رهبری امریكا از دست داده است و حالا در سایه شیوع ویروس كرونا شایستگی امریكا هم زیر سوال رفته است. وقتی عملكرد آنها را در مواجهه و كنترل بیماری در كشور خودشان می‌بینیم، به خود یادآور می‌شویم كه جای خوشحالی دارد كه آنها دیگر رهبری جهان را عهده‌دار نیستند.

 

با شیوع و همه‌گیری این ویروس ما شاهد بالاتر رفتن استفاده مردم از شبكه‌های مجازی و بالطبع در معرض خبرهای غیرواقعی و نامعتبر قرار گرفتن آنها در این زمینه هستیم.آیا فكر می‌كنید كه مردم به مصرف همیشگی این شكل از اخبار جعلی به جای اخبار موثق روی خواهند آورد؟ پیشنهاد شما به مردم برای تشخیص سره از ناسره چیست؟

به نظر من این یك انتخاب است و مردم انتخاب‌های بسیاری اینجا دارند. امیدوارم كه مردم خطر عظیم منابع نامعتبر را در بحرانی كه ما درگیرش هستیم درك كنند و اما در مورد تمیز دادن منابع معتبر از نامعتبر راهبردی را پیش روی‌تان قرار می‌دهم. اگر كسی با تعدادی تئوری دسیسه در مورد ویروس كرونا نزد شما آمد، اینكه چطور شروع شده است و چطور شیوع یافته است، فقط از او یك سوال ساده بپرسید. از او بخواهید كه توضیح دهد كه ویروس چیست و چطور موجب بیماری می‌شود. اگر آن شخص كوچك‌ترین اطلاعی از این موضوعات نداشت، هیچ كدام از گفته‌های دیگرش را باور نكنید. از دید من به واقع اینجا اهمیت آموزش علمی به مردم آشكار می‌شود. من صحبت ازدكترای زیست‌شناسی نمی‌كنم، بلكه از آموزش پایه‌ای علمی در مدارس می‌گویم.ما نیاز داریم به كودكان‌مان در مورد مسائل این‌چنینی آموزش بدهیم، اینكه ویروس چیست، چطور جهش می‌یابد و به همه‌گیری منجر می‌شود و این نیازمند آموزش نظریه تكامل است.در صورتی كه ما به این نظریه باور نداشته باشیم، نمی‌توانیم این همه‌گیری را درك كنیم. به این دلیل كه طریقی كه ویروس‌های جدید پدیدار می‌شوند و تغییر می‌كنند و همه‌گیری شروع می‌شود همه به واسطه نظریه تكامل قابل درك می‌باشند و این اهمیت آموزش نظریه تكامل را در مدارس پررنگ می‌كند.

 

از دید شما ما چه درسی می‌توانیم از این همه‌گیری بگیریم و برای اینكه شاهد موقعیت‌های این‌چنینی مشابه در آینده نشویم چه می‌توانیم انجام دهیم؟

پادزهر اصلی و اساسی این همه‌گیری همكاری و همیاری است، همچون به اشتراك گذاشتن اطلاعات علمی، كار كردن با یكدیگر برای تهیه واكسن مورد نیازو هشدار دادن به كشورهای دیگر اگر موضوعی در حال رخ دادن در كشور شماست. اینها از جمله درس‌های پایه‌ای و اساسی است. اگر از آن درس بگیریم نه تنها قادر خواهیم بود به سرعت و به‌طور كارآمدی با همه‌گیری‌های دیگر در آینده برخورد كنیم، بلكه توانایی حل بحران‌های دیگر، چون تغییرات آب و هوایی را نیز خواهیم داشت. قبلا هم گفته‌ام خطر بزرگ امروزه ویروس نیست، بلكه اهریمن‌های درونی ما انسان‌هاست. نفرت انسان‌ها از یكدیگر و این موج عظیم تمایل به سرزنش كردن دیگران و‌ آز و طمع بعضی از ما، كه تمام تلاش خود را می‌كنند كه از تیره‌روزی گروهی دیگر در این شرایط بالاترین بهره را ببرند. اما اگر به جای رواج كینه‌توزی و نفرت به رواج همدردی و شفقت روی بیاوریم، به جای رواج آز به رواج همبستگی بپردازیم و به جای باور به تئوری دسیسه، باور به علم داشته باشیم، در این صورت ما از این بحران بسیار بسیار قوی‌تر از گذشته بیرون خواهیم آمد.

منبع: روزنامه اعتماد

 

 

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما