ماجرای شیوع وبا در دهه ۲۰ / محمد ترکمان
|۹:۴۰,۱۳۹۹/۲/۸| بازدید : 147 بار

 

 

مأمورین بلژیکى گمرک، افزون بر مأموریت محوله در حوزه گمرکات، خدمات دیگرى هم در عرصه پست و بهداشت در ایران انجام دادند. به همین دلیل بود که برخى و از جمله مرحوم مدرس در مجلس پنجم از خدمات آنان دفاع کرد و اظهار داشت:

«من از بین مستخدمین خارجى، عقیده به بلژیکى‌ها دارم. عقیده شخصى ام این است. چون ده دوازده سال است که در این شهر هستم وآنچه به من خبر رسیده است و تحقیق کرده‌ام این‌ها صادقانه به این مملکت خدمت کرده‌اند… من مستخدمین بلژیکى را بهترین مستخدمین مى دانم که در این مملکت آمده اند.»۱

 

در واقعه وباى سال ۱۳۲۲ه ق ر ۱۲۸۳خ که از مرزهاى غربى ایران و توسط زائران به ایران وارد شد، مستخدمین بلژیکى گمرک، خدمات قابل توجهى در شمال ایران و کرمانشاهان و سیستان و … ‎‎به عمل آوردند که با مشکلات فراوان روبرو شدند و مشروح آن رویدادها در‏‎‎کتابها و اسناد منتشر شده، موجود و ثبت است. به عنوان نمونه، به نقل از کتاب «مستخدمین بلژیکى در خدمت دولت ایران»، موانع و مصائبى را که هیأت بلژیکى در آن ایام در سیستان با آن روبرو شده است، در ذیل نقل مى کنیم:

 

بعد از آمدن بلژیکى‌ها به ایران، اولین بارى که این مرض [وبا] ظاهر شد، اوایل سال ۱۹۰۴ ر ۱۳۲۲و ۱۹۰۵ر ۱۳۲۳ه ق بود.

یک مستخدم بلژیکى مسئول پست، پل روک بود که در سال ۱۹۰۳ر ۱۳۲۱ با زن و‏ فرزندخود در انزلى اقامت داشت. چنان به نظر مى رسد که وبا از بغداد آمده بود‎‎، چون پس از این که وى قرنطینه انزلى را برقرار ساخت و در ماه اوت پست خود را به مقصد کرمانشاه ترک کرد، این مرض در آنجا نیز شیوع داشت.

او با تجربه اى که قبلاً به دست آورده بود، یک سرویس بهداشتى تأسیس کرد، ولى خودش مبتلای به این مرض شد و فوت کرد.

 

در دسامبر سال ۱۹۰۵ ر ۱۳۲۳ ه ق در سیستان، شایعات از مرض عجیبى خبر مى داد‏ که صیادان نى ریزـ منطقه اى در کنار‌ هامون ـ بدان مبتلا مى شدند. این مردم بخصوص خیلى فقیر بودند و وضع آنها بسیار بد بود. در آغاز،‏ مأمورین ایرانى منکر شیوع این مرض شدند تا مبادا دولت از قحطى و فقر اهالى سیستان که مسئولیتش متوجه آنان بود، با خبر شود. به محض این که خبر سرایت کرد و تأئید شد، حاکم این ایالت، مقر حکمرانى خود را ترک کرد و مأموران خود را مسئول برقرارى سرویس ابتدائى بهداشتى کرد۲

 

لامبرت[مولیتورمعاون نوز بلژیکى ] در سیستان یک شوراى بهداشت تشکیل داد و سعى کرد به کمک چند طبیب خارجى که حضور داشتند، به اقداماتى از این قرار دستزند: تشکیل یک نوار بهداشتى و قرنطینه در اطراف شهرهائى که بیمارى به آن جا سرایت کرده بود؛ تأسیس یک بیمارستان؛‏ و تشکیل جلساتى براى تزریق واکسن.

 

ولی به زودى ایرانیان۳ شروع به مخالفت با اقدامات پیشگیرى کردند. یک نفر سید، اهالى را علیه او تحریک و یک سرهنگ به امید استفاده‌هاى شخصى ، مقررات قرنطینه را نقض کرد و به یکى از شهرهاى آلوده رفت و بدین طریق،‏ مرض را در نصرت آباد۴ که تا آن وقت بیمارى بدان نرسیده بود، شایع کرد. او سپس سعى کرد با کمک یک طبیب ایرانى، اقدامات شوراى بهداشتى را که با اشکالات بسیار برقرار شده بود، نقض کند و مردم را تشویق کرد که بیماران خود را مخفى کنند و به اطباى خارجى نشان ندهند و خودشان به بیمارستان نروند و حاضر به تزریق واکسن نشوند. دشمنى علیه افرادى که با فداکارى براى از بین بردن این بیمارى کار مى کردند، دامن زده شد. با یکى از بازرسهاى گمرک، بدرفتارى کردند، بیمارستان را آتش زدند، واکسن‌ها و وسایل طبى را خراب و بالاخره کنسولگرى و گمرک را محاصره کردند.

 

با وجود این مخالفت، لامبرت مولیتور و شوراى بهداشت، فعالیت‌هاى خود را دنبال کردند و در ۱۷ مارس ۱۹۰۶‏ ر ‏۱۳۲۴‏ خ، دولت طى تلگرافى از تهران از فداکارى او قدردانى کرد…»۵

 

به مصداق «من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق» جاى آن دارد از مرحوم پل روک بلژیکى که در راه نجات بیماران ایرانى در ۱۱۴ سال پیش، جان خود را در میهن ما‏ فدا کرده است، مقامات مسئول و در صورت کوتاهى آنان، نهادهاى مدنی به‌گونه ‌اى مناسب، قدردانى و سپاسگزارى کنند.

 

پی‌نویس‌ها:

۱ـ مدرس در پنج دوره تقنینیه، ج ۲، ص ۱۶۶‏.

۲ـ در برابر این وظیفه ناشناسى این حاکم، از حاکمانى چون مرحوم عبدالحسین میرزا فرمانفرما که در همین ایام در محل حکمرانى خود در دارالدوله کرمانشاه، افزون بر تأسیس مریضخانه، در کنار مردم گرفتار وبا و فقر ایستاد و به رفع و رجوع مشکلات اهالى پرداخت و هم چنین در وباى عالمگیر در ایام جنگ «اول» جهانى، در اوج مرگ و میر و قحطى در شیراز ماند و دست به اقدامات بزرگ که در مقیاس امروز نیز بزرگ به شمار مى‌آید، زد و خود نیز دچار وبا شد و چند روز بیمار و بسترى بود، باید یاد کرد و به نیکى او را ستود.

۳ـ بهتر و درست‌تر آن بود که به جاى استفاده از لفظ «ایرانیان» از «گروهى از ایرانیان» استفاده مى شد.

۴ـ نام قدیم زابل

۵ـ دستره (آنت)، مستخدمین بلژیکى در خدمت دولت ایران، ترجمه: منصوره اتحادیه (نظام مافى)، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۳، صص۱۰۳ و ۱۰۴‏.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما