عطار از ظرفیت‌های اخلاقی برای معنادهی به زندگی استفاده می‌کند‌
|۱۱:۴,۱۳۹۹/۲/۶| بازدید : 138 بار

 

 

در نت‌گپ چهارم که پنجشنبه شب،۴ اردیبهشت ماه، با عنوان «عطار و معنای زندگی» با حضور دکتر مهدی محبتی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان برگزار شد، این استاد درباره معنای زندگی در نگاه عطار عنوان کرد: ما در مورد معنای زندگی می‌توانیم دو نگره را مطرح کنیم: اولی اینکه بگوییم معنای زندگی امری مدرن است و در قدیم چنین بحثی وجود نداشت، در نگاه دوم این مباحث علی‌رغم اینکه صورت‌های تازه‌ای پیدا می‌کند، همیشه مطرح بوده است. بر همین مبنا، باید گفت می‌توان دو گونه با میراث کهنه برخورد کرد: یکی اینکه آنها را زینت‌هایی برای طاقچه افتخاراتمان بدانیم. اگر پرسیدند اینها به چه دردی می‌خورند، بگوییم اینها خیلی ارزشمند هستند، مثل اشیاء عتیقه موزه که میلیاردها ارزش دارند. اما آیا واقعا به درد هم می‌خورند؟ آیا ادبیات، به درد امروز ما نمی‌خورد؟ آیا عطار عتیقه فرهنگ ماست یا به درد امروز ما هم می‌خورد؟ نظر من این است که اگر شخص بزرگی به درد امروز نخورد، تقریبا هیچوقت به درد نمی‌خورد. از همین رو باید از منش و حرف‌های این بزرگان برای درمان دردهای انسان جهان امروز استفاده کرد که یکی از آنها همین معنا دادن به زندگی است.‌

 

وی افزود: عطار برای معنادادن به زندگی سه رهیافت دارد: اولین مسأله و رهیافت، رهیافت فرمی است. می‌دانید در فارسی چهل هزار قصه داریم که بسیاری از آنها کار عطار است. هرکسی یک بار این قصه‌ها را فقط بخواند، تقریبا ۷-۸ سالی از زندگی‌اش معنا پیدا می‌کند. مسأله دوم، محتوای این قصه‌هاست که از ریزترین مسائل انسانی تا کلان‌ترین مشکلات تاریخ را دربر می‌گیرد. در واقع هفت کتاب عطار، هر کدام بخشی از یک طرح کلان هستند. شگردی که در ارتباط با فرم و محتوا هم ایجاد شده، مسأله سوم است. عطار باید حرفش را طوری بزند که خواص و عوام هم بفهمند و هم بپسندند. به همین خاطر کسی که با عطار آشنا می‌شود باید در نظر داشته باشد که با یک حلقه هفت‌گانه روبرو است که وسطش عطار ایستاده است. ما نمی‌توانیم بگوییم منطق‌الطیر را فهمیده‌ایم بدون اینکه سایر آثار عطار را فهمیده باشیم.‌

 

وی درباره مفاهمی که به داد انسان امروز می‌رسد گفت: یکی از شگردهایی که عطار برای معنادهی بکار گرفته است، زبان حیوانات است. در اکثر حکایات عطار، همه چیز مطرح می شود: از کوچکترین مشکلات روحی انسان تا بزرگترین آنها. دکتر زرین‌کوب می‌گوید عطار صدای بخش معترض جامعه است . یعنی همه کسانی که طوری با هستی درگیرند، خود را در آثار عطار پیدا می‌کنند. مثلا مولانا شاید رغبتی نداشت سراغ خیلی از مسائل برود، اما عطار آن را بیان می‌کند. عطار اول طرح قضیه می‌کند، بعد راه‌حل می‌‌دهد. در واقع همانطور که غزالی برای کوبیدن فیلسوفان، اول فلسفه را خوب آموخت، عطار هم یکی از معدود عارفان فرهنگ ایرانی است که معضل را مطرح می‌کند بعد سراغ جواب دادن می‌رود.‌

 

محبتی درباره اینکه چطور از طریق قصه‌ها به معنا می‌رسد اظهار کرد: عطار برخلاف جمیع عارفان قبلی، معتقد نیست که انسان، جهان و وجود، یکسره پاکی و لطف است، از نظر او جهان دو سویه دارد که یک سویه‌اش پلید است و سویه دیگر پاک و متعالی است. ما هم جسم و جان داریم، در جسم ما پلیدی‌های زیادی جا دارد و اگر روح نباشد، زیبایی در ما نیست. آنچه در ما که وجود زیبا و نازنین را شکل می‌دهد، نفس و روح ماست. جامعه هم یک روح جمعی دارد و یک جسد جمعی. جامعه‌ای که آن روح متعالی، یعنی چیزهایی مثل عشق، ایثار و محبت، در آن می‌میرد، فقط جسد و زشتی است. جهان هم یک جسد دارد که این تیرگی خاکی است و یک روح دارد که حق‌تعالی است. بسته به اینکه ما روی جسد انسانی، جسد اجتماعی یا وجودی متمرکز باشیم یا روی روح فردی، اجتماعی و جهانی، به زندگی خود معنا می دهیم.‌

 

وی افزود: از همینجاست که معنا تولید می‌‌شود، من از پیش، معنایی ندارم، معنا را در یک فرآیند آرام که اسمش را «سلوک» می‌گذارند به‌دست می‌آورم. در نگاه عطار، بسته به اینکه شما از کجا شروع می‌کنید و به کجا می‌خواهید برسید، ذو‌معنا خواهی شد. یعنی معنا هم امر تمام‌شده‌ای نیست. در نظر عطار، هیچ سالکی به کمال نمی‌رسد زیرا کمال امر تدریجی است، حتی بعد از فنا. یعنی مرغان وقتی در سیمرغ به فنا می رسند تازه می فهمند از تجسد جمعی خلاص نشده اند. عطار می گوید به من بگو چقدر درد داری تا رتبه معنایی ات را به تو بگویم و تکامل تو تمام نمی شود.‌

 

محبتی درباره نثر تذکره‌الاولیا گفت: این کتاب مقدمه‌ای دارد که در آن عطار می‌گوید من این کتاب را به ۱۴ دلیل نوشتم. سه یا چهار دلیل از آنها درباره معنای هستی به ما کمک می‌کنند. یکی اینکه می‌گوید آدم در هستی معنای زندگی اش را از طریق کسانی که با آنها ارتباط برقرار می‌کند، می‌فهمد. عطار می‌گوید «بگو همنشین که هستی تا بگویم چگونه زندگی می‌کنی.» بعد می‌گوید «من دیدم زیباترین امر هستی، سر و کار داشتن با ماجراهای گذشتگان است.» از نظر عطار، قصه‌های خوب ما را از تنهایی نجات می‌دهند. عطار تنهایی را به خوبی درک کرد. او درد جسمانی را به دلیل حرفه طبابتش درک کرده و درباره راه درمان آنها فکر می‌کرد. در نگاه او درد واقعی آن است که ما همه چیز داریم ولی نمی‌دانیم چرا باز هم دردمندیم. به همین علت، درد هم ذومراتب است. عطار دردشناسی و بر اساس هر دردی‌، درمان‌دهی دارد. عطار برای معنادهی از تمام ترفندهای اخلاقی و تربیتی استفاده می‌کند. طیف معنادهی در عطار یک رساله مفرده و متناسب با ظرفیت متفاوت آدم‌ها است. او می‌گوید چون ظرفیت انسان ها متفاوت است، سلوک آنها هم متفاوت است و چون سلوک آنها متفاوت است، داروی درمان آنها هم با هم فرق می‌کند.‌

 

وی در پایان گفت: بزرگترین الگوی ما اعمال ماست نه حرف‌هایمان. از همین رو برای سلوک ۱۶طرح داریم که یکی طرح عطار است که ۷مرحله است و ۷منزل دارد.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما