ویروس کرونا در حال شتاب‌بخشی به تاریخ است / کایل هارپر
|۱۱:۵۶,۱۳۹۹/۲/۱| بازدید : 165 بار

 

کایل هارپر (استا دانشگاه اکلاهما  به نقل ازسایت نشریه فارین پالیسی-۶ آوریل ۲۰۲۰) برگردان محمد تهامی نژاد

در لحظات حساس حیات انسان، ویروس کرونا در حال شتاب بخشی به تاریخ  است.

 ابن خلدون  دانشمند و سیاستمدار عرب در سال ۱۳۷۷میلادی [ قرن هشتم هجری قمری] اثر مشهور خودش “مقدمه” که عبارت از مطالعه تاریخ جهانست را تدوین کرد.  مطالعه گسترده وسفرهایش او را به این نتیجه رساند که در بارۀ پویایی ها یا رفتار های متقابل گروه های اجتماعی[۱] ، قوانین جهانشمول وجود دارد و قصد کرد تا  در کتاب خود نظریه ای فراگیر در بارۀتمدن بشر فراهم سازد.

 

اصیل  ترین نوآوری  کتاب مقدمه، عبارت از مفهوم عصبیه  یا انسجام گروهی بود.  از نظر ابن خلدون، الگوی پایه ای در تاریخ بشر عبارت از چرخۀ دودمانی[۲]، فراز وفرود تمدن ها  [۳] و عصبیه  است. عصبیه  به معنای  هدف مشترک وهمبستگی اجتماعی، منبع قدرتی است که در مرحله اوج رشد  هر سلسله یا هر تمدنی امکان  اقدامات جمعی را فراهم می‌سازد.  لیکن   موفقیت و رفاه به نوبه خود موجب تزلزل همبستگی می‌شود. همبستگی ای که امکان به قدرت رسیدن یک گروه را فراهم ساخته بود  و بدین سان تمدن ها به صورت اجتناب ناپذیری از درون فرو می‌پاشند.

 

به همین نحو تاریخ می‌تواند در باره علل عالم‌گیر شدن کووید -۱۹ و نتایج اجتماعی اش به ما درس بدهد.ابن خلدون از طریق تلفیق حوزه های سیاسی و اجتماعی با پویایی های اقتصادی و جمعیت شناختی نظریه ای ابتکاری در بارۀ تغییرات اجتماعی وضع کرد و به طور قابل ملاحظه ای این تاریخنگار عرب پیش بینی کرد که بیماری های واگیر دار نیزمی‌توانند، با این حوزه ها تلفیق شوند. او در دوران مرگ سیاه[۴]  زیسته بودکه تا حدودی بزرگترین فاجعه زیست شناختی( بیولوژیکی) در تاریخ زندگی انسان است.بلایا از نظر ابن خلدون مؤلفه جدایی ناپذیر فروپاشی تمدن ها بودند. اما این بلایا و مصیبت ها، فقط  اعمال تصادفی و یا بی هدفِ قوای قهریه[۵] نیست. برای این پدیده ها، توضیح عقلانی وجود دارد. اپیدمی بالشخصه می‌تواند نتیجۀ رشد جمعیت باشد. یک تمدن شاداب با دولتی خوب، افزایش جمعیت را تسهیل می‌سازد- اما به صورتی پارادوکسیکال در افزایش ناگهانی جمعیت، احتمال همه گیر شدن بیماریهای کشنده و فرو پاشی اجتماعی وجود دارد.

 

کووید-۱۹عالم‌گیر، مرگ سیاه نیست و بلاشک ابن خلدون هم اپیدمی شناس نبود. اما همانند سقوط دیوار برلین و فروریختن برج های دوقلو در ۱۱سپتامبر،یک احساس جمعی  غیر قابل تردید وجود داردکه ما در حال تجربۀ چیزی تاریخی[۶] هستیم و ناگزیر برای شناخت چنین زمان هایی، در جستجوی الگو به گذشته رجوع می‌کنیم. فقط علم پزشکی و مدل های اقتصادی نیستند که پاسخ هایی برای توضیح این لحظه در آستین دارند، بلکه تاریخ نیز می‌تواند در بارۀ علل عالم‌گیر شدن کووید-۱۹  و نتایج احتمالی اش به ما  چیزهایی بیاموزد.

 

در سراسر تاریخ،  همه گیری ها همیشه محل تلاقی احتمال (شانس وتصادف) و  نظم ساختاری [۷]بوده اند.آنها به این دلیل رویدادی تصادفی هستند که برای مثال زمانی بوقوع می‌پیوندند که میکرو ارگانیسم های بیماری زا- ویروس ها، باکتری ها،تک یاخته ای ها-از یک گونه به گونه ای دیگر منتقل می‌شوند، هنگامی که جهش های ژنتیکی اتفاقی، به صورتی کورکورانه، انتقال  یا واگیر بودن یک میکروب را بالا می‌برند، یا هنگامی که  اتفاقی بین گروه های انسانی سبب تسهیل سرعت بخشیدن به گسترش فزایندۀ یک بیماری عفونی می‌شود.  در نتیجه اپیدمی ها از نظر مشاهده گران انسانی حوادثی  اتفاقی بوده که از ناکجا آباد می‌آیند، یا در زمرۀ قوای قهریه اند. این شوک های بیولوژیک ، نیروی پایدار گسست در تاریخ زندگی انسان یعنی نابودی امپراتوری ها، برافکندن اقتصادها و کاهش جمعیت ها بوده اند. به ویژه هنگامی که با بحران های دیگر – بحران های اقلیمی، بحران مشروعیت، بحران مالی و نزاع های نظامی- همزمان باشند، لحظه های   دگرگونی یا تغییر جهت در مسیر تاریخ را رقم می‌زنند.

 

هنگامی که در مقیاس زمانی طولانی تر  نگاه کنیم، رویدادهای اپیدمیک دارای نظم و دلیل هستند. به عبارتی هر دوره همان بیماری های عفونی را می‌گیرد که – از جنبه اکولوژیکی نه  اخلاقی – سزاوار آن است. انبان بیماری انسان محصول محیط زیست و تکامل[۸] است. حدود ۳۰۰-۴۰۰  نوع باکتری متمایز بیماری زا(پاتوژن) در انسان تشخیص داده شده است. در مقایسه با شامپانزه که نزدیکترین نسبت موجودات زنده با انسان را دارد، میکرب های مربوط به انسان متعدد، کریه اند و به طور غیرمعمول  تمرکزشان  بهره کشی از انسان است. انسان به صورت یک انبان بیماری[۹]  درآمده، چنین انبان مشخصی، نتیجه اقدامات ویژه ای است که ما به عنوان یک گونه، شرایط زیست‌محیطی روی زمین را تغییر دادیم و خودمان را به عنوان میزبان، هدف جذاب و غیر معمول برای انگل های میکروبی ساختیم.

 

این نظرگاه زیست محیطی در باره بیماری های عفونی، یک نسل قبل توسط تاریخنگار بزرگ جهانی ویلیام مک نیل[۱۰] مفصل بندی و عامه فهم شد. در این فاصله در باره خاستگاه تکاملی بیماری های انسان نیز چیزهای زیادی شنیده ایم. اما چهارچوبش هنوز همان است.  برای مثال دلیل این که انسان اینقدر دارای بیماری های روده و معده است این است که حدود ۱۲ هزار سال قبل در زیستگاه های متراکم  دائمی ساکن شدیم و بنابراین با زباله های خودمان محاصره گشتیم و نیاز به گفتن نیست که با زباله   حیواناتمان  نیز محاصره شدیم. زباله هایی که انباشته از پاتوژن هایی هستندکه از راه مدفوعی/دهانی منتقل می‌شوند. دلیل این که انسانها تا این اندازه بیماری تنفسی دارند،  این است که ما دارای جمعیت انبوه و به هم فشرده هستیم. همین امربه پاتوژن ها کمک می‌کند. پاتوژن  هایی که  استراتژیشان این است که از ریه ای به ریه دیگر منتقل شوند. نخست  در دنیای قدیم[اروپا،آسیا و آفریقا]، آنگاه در دنیای جدید[آمریکا و استرالیا]، جهانی شدن اولیه ، جمعیت- و میکروب های آنها-  را در تماس با یکدیگر قرار داد که اغلب دارای نتایج انفجاری بود.

 

درسراسر تاریخ مکتوب، طاعو ن و همه‌گیری ها، منبع فاحشی از عدم ثبات در امور مربوط به انسان بوده اند. در بحبوحۀ  عالم‌گیر شدن کووید -۱۹، خوب است  برخی کارهای مهم در جریان بیماری های قدیم تر  و انعطاف پذیری جوامع انسانی در مواجهه با فجایع بیولوژیکی را بیاد آوریم. مرگ سیاه ، عالم‌گیر شدن طاعون بود، بیماری وحشتناکی که توسط  باکتری Yersinia Pestis بوجود آمد. طاعونِ‌خیارکی در واقع بیماری کک در بین جوندگان[ مثل موش] است که بطور دائم در بین جمعیت موش های آسیای مرکزی موجود بود.در سراسر تاریخ ، به کرات، از منابع ذخیره  ای اش بیرون ریخت  و موجب همه گیری گسترده بیماری در میان انسان ها شد که در واقع از عوارض جانبی پاندمی حیوانی[۱۱]و در این مورد خاص بیماری موش هاست. پاندمی قرن چهاردهم، سراسر خاور نزدیک یعنی بخش های عمده ای ازآفریقا، و تمام اروپا را در نوردید. مرگ سیاه، نیمی از جمعیت تمام قاره ها را از بین برد. سپس قرن ها بطور نامنظم یک یا دوبار در هر نسل عود پیدا کرد.

 

طاعونِ خیارکی پرت افتاده است  اما سایر بیماری ها از جمله آبله، سرخک، آنفلوآنزا، تب زرد و مالاریا مسؤل تباهی های فوق العاده هستند. کووید -۱۹ قابل مقایسه با این هیولا های تاریخ  نیست.

 

عالم‌گیری های دوران پیشا مدرن از این روی ویرانگر بودند که جوامع پیشامدرن در برابر بحران های مرگ و میر و  تآثیرات جمعیتی اش آسیب پذیر بودند.جوامع پیشا صنعتی عموماً فقیر بودند. مردمانی که با حداقل معیشت زندگی می کنند بیشتر مستعد ابتلا به بیماریهای عفونی هستند.علاوه برعدم شناخت  میکرب ها، این جوامع، از پاسخ های مفید یادانش معالجه بیماری های عفونی برخوردارنبودند. مداخله های غیر دارویی مثل بهداشت مقدماتی عمومی، ریشه در قرون وسطی داشت و به تدریج قرنطینه شدن به عنوان پاسخی برای طاعون توسعه پیداکرد. حتی جوامع پیشتاز اقتصادی که در قرن هیجدهم توسعه یافته بودند نیز  کاملاً از کاهش اثرات همه گیر شدن بیماری ها ناتوان بودند.اما توانستند تا از بحران های مرگ و میر که پیش بینی ناپذیر، اما بناگزیر بود به وضع سابق خود برگردند. امپراتوری روم در دوره حکومت مارکوس اورلیوس[۱۲]  دهه ۱۶۰ میلادی از  یک همه گیری جدی رنج برد  که احتمالا( و نه یقیناً) سرآغاز ظهور ویروس آبله  و ناقوس مرگ امپراتوری بود. یا عود بیماری طاعونِ‌خیارکی در قرن هفدهم را در نظر بگیرید. طاعون به عنوان واقعیتی شریر در عصر بحران جهانی باقی ماند. دوره ای که به  صورت بوتۀ آزمایش برای مدرنیته در آمد. جوامعی مثل ایتالیا از طاعون ویران شدند و برای همیشه موقعیت رهبری خود را از کف دادند. کشور های دیگر  مثل انگلستان که به سختی صدمه دیدند  ( ۲۰ درصد اهالی لندن از اپیدمی سال ۱۶۲۵ در گذشتند) در ایجاد وضع متعادل و پویایی اقتصادشان مدیریت کردند.

 

کنترل بیماری های عفونی، از شاخصه های نوگرایی است

دانش، فن آوری و سیاست، انسان را از بدترین تاخت وتازهای  مرگ آفرین اپیدمی که بخش جدایی نا پذیر تاریخ ما بود محافظت کرد.

 

اول، در قرن هجدهم مرگ آورترین واقعه به زانو درآمد.علم کشاورزی و سیاست عمومی، از صعوبت حادثه وشدت قحطی کاست؛واکسیناسیون، آبله را خفه کرد؛ قرنطینه مانع گسترش شیوع مهار گسیختۀ  بیماری شد.حتی هنگامی که هنوز مردمانی از بیماری های عفونی هلاک می شدند، جوامع مدرن از نیروی مرگ آفرینی آنها می کاستند. احتمالاً  همین  مسأله است که جوامع کاملاً مدرن نوع غیر منتظرۀ رویداد مرگ سیاه را  تاکنون تجربه نکرده اند. البته،ضمانتی وجود ندارد که چنین واقعه ای هرگز دوباره رخ نخواهد داد.

 

چند صد سال اندازه نمونه گیری قابل اتکایی نیست. اما این الگو  نشان می دهد که ما ترکیبی از ابزارهای دارویی و غیر دارویی برای جلوگیری از  شدت مرگ و میر ها در اختیار داریم.

 

دوم، از اواخر قرن نوزدهم بیماری های عفونی جای خودشان را به بیماری های قلبی عروقی و سرطان بخشیدند که از دلایل اصلی مرگ و میر ها  بشمار می روند.  تا سال ۱۹۰۰ بیشتر مرگ و میر ها در ایالات متحده، هنوز به خاطر بیماری های عفونی بود، اما به صورت شگفت آوری وضع عوض شد. که چند دلیل داشت. تغذیه بهتر، مراعات اصول بهداشتی و مجموعه ای از واکسن ها وآنتی بیوتیک ها قورخانه ای از سلاح های مدرن انسانی در برابر میکروب های عفونی فراهم آورد. فرد مدرن بودن در جهان پیشرفته به معنای این است که انسان ، بیشتر ایام را بدون ترس از بیماری های عفونی بگذراند.( هرچند بد نیست  به خودمان یاد آور شویم که اسهال، مالاریا، سل، و سایر عفونت ها، هنوزجوامع توسعه نیافته را تهدید می کنند). طاعون و انواع بیماری های ویروسی – البته تا هنگامی که نیستند- دور از ذهن بنظر می رسند.

 

حتی در جوامع بسیار توسعه یافته  بطور دقیق می توان بیماری های عفونی را کنترل کرد اما پیروزی بر آنها وجود ندارد. آنها خطری هستند که هرگز فرو نمی نشینند. ما می توانیم تاریخچه اخیر بیماری های عفونی را با ارجاع به اصطلاح «عصر بشر»[۱۴]که به طور فزاینده ای برای توصیف سیاره  زمین در عصر سلطه انسانی، بکار می رود   تدوین کنیم. عصر بشر با تلاش های بشریت برای ضد عفونی کردن کره زمین تسهیل و تعریف شده است تا آن را  قابل سکونت برای انسان سازد.  ما در محیط هایی بسیار مصنوعی زندگی می کنیم که بیش از آنچه که بفکرمان برسد، ساخته شده اند تا میکروب هایمان را  دور نگهدارند . محیط های ساخته شده ما ، مدیریت مواد غذایی و آب و زباله،کارهای فیزیکی و رژیم های شیمیایی _ همه ضد بیماری زایی هستند.  چنین الگویی سبب ایجاد  فشارهای متقابل می‌شود.  جمعیت جهانی، سریعاً به ۸ میلیارد می رسد.  ما بیش از هر زمان دیگری به زیستگاه های طبیعی و حیوانات وحشی که مخزن بالقوۀ بیماریهای جدید هستند، دست درازی می‌کنیم.  ارتباط بین گونۀ ما  وانگل های احتمالی ما  از همیشۀ تاریخ  بشر گسترده تر است.  اشتیاق میکروبها برای بهره برداری از انسانها هرگز از این بیشتر نبوده، اما ابزارهای ما برای مبارزه با آنها از همیشه قدرتمندتر است. ما در کشاکش این وضعیت دشوار و ناپایدار زندگی می‌کنیم.

 

شگفت این که ظهور بیماریهای عفونی در عصر تأثیر انسان بر زمین(آنتروپوسن[۱۵]) سرعت بیشتری یافته است.  بسیاری از این بیماریهای عفونی ،تهدیدهایی زودگذرند یا سریع کنترل می شوند. اما حتی با توجه به بهداشت عمومی پیشرفته و زیست پزشکی[۱۶] ،نقاط ضعفی وجود دارد  که ما را در مقابل اختلالات بزرگتر آسیب پذیر می‌کند.   اچ آی وی یک رتروویروس بسیار با استقامت است که در سراسر جهان با اثر ویران کننده پدید آمد و منتشر شد.  مقابله با  ویروس آنفلوانزا، به خاطر  منشاء اش که پرندگان هستند، ویروس دائم دارای تغییرات ساختاری می‌شود  بسیار دشوار‌ است.  و درنهایت ، قابل پیش بینی بود که خانوادۀ ویروس کرونا   یکی از بارزترین خطرات  برای سلامتی انسان  را در بر دارد متخصصان حوزه بیماری های عفونی بیش از یک دهه است که این ویروس را می شناسند، اما مطمئناً  وضعیت اخیر باعث شد که نظرشان بیشتر به آن جلب شود.  ویروس جدید دارای خواص مناسب برای بهره برداری از آسیب پذیری های ما است. این ویروس تنفسی با دوره کمون طولانی، انتقال موذیانه و پدیدۀ ناقلین بدون علایم ویروسی،[۱۷] بسیار مسری است.   هیچ واکسنی آماده نداشتیم. ما نه از نظر اخلاقی بلکه از جنبۀ زیست محیطی، سزاوار این بیماری همه گیر هستیم.

 

و اکنون عواقبی را متحمل می شویم  که اکثر آنها هنوز ناشناخته اند.  قابل توجه ترین چیزی که من به عنوان یک مورخ اپیدمی، در این حکایت بدون مقدمه [۱۸] می بینم، این است که شبیه گذشته نیستند بلکه متفاوت اند.اگرراستش را بخواهید بیماری زایی این ویروس می توانست خیلی بدتر باشد و شاید یک مورد بعدی – که مورد بعدی هم خواهد بود- بدتر هم بشود.  اما پیشاپیش مشخص است، این بیماری  که منجر به مرگ و میر بسیار کمتری نسبت به بیماریهای عادی تاریخ خواهد شد بازتاب های زیادی خواهد داشت.  تأثیرات اجتماعی ، اقتصادی و احتمالاً ژئوپلیتیکی ی  کووید-۱۹، شیوع آنفولانزای بسیار خطرناک سال ۱۹۱۸ را تحت الشعاع قرار خواهد داد. این بیماری جدید به قلب نظم جهانی ما ضربه وارد می‌کند. عرصه های تازه ای را خواهد گشود : این نخستین بیماری همه گیر جهانی در عصر رسانه های اجتماعی و عصر قطب بندی فرهنگی و سیاسی ما است و نتیجتاً زیبایی شناسی و احساس خاص خود را دارد.

 

از بسیاری جهات این یک چالش اقتصادی نوین است.آن دسته ازبازار های کارمان که  فراکارآمد هستند، بسیار بر اقتصاد آزاد و خویش فرمایی تکیه دارند؛ مؤسسات از تولید به مصرف ما، بسیار پیچیده ، دقیق و به هنگام هستند و اقتصاد متکی به وام  بسیار بر مصرف کننده، مشارکت و قرضه متکی است. هیچ یک از این سیستم ها هرگز با اختلالی مثل  عالم‏‌گیری ی کووید-۱۹ مواجه نشده بودند.

 

گاهی اوقات، همه گیری ها، به سادگی شتاب دهندۀ تاریخ از آب در می آیند یا این که مسیر قبلی ما را بر ملا و افشا می کنند  در عین حال برخی مواقع  روند حرکت جوامع بشری را از بنیاد دگرگون می سازند.امپراتوری روم، در قرن سوم میلادی، آفتی به اسم  طاعون قبرسی را از سر گذراند. که بخش دیگری از یک بحران چند جانبۀ قانونی و پولی بود که دولت روم را به شدت تغییر داد و وضعیت ژئوپلیتیک رومیان در مقابل ایرانیان و اقوام ژرمن ، کلاً رو به ضعف نهاد. اما به یک معنا ، این تغییرات قبل از همه گیر شدن  نیز مشهود بود، ولی بیماری به آن شتاب بخشید. مرگ سیاه ، بر عکس، غل خوردن تاس های تاریخ بود. واقعۀ مرگ و میر  های بزرگ ، به گونه ای نظم  جغرافیای سیاسی را  تغییر داد که شکل دیگرش قابل تصور نبود .ما به زمان و نگرشی نیاز داریم تا شیو هایی را که این بیماری همه گیر در جهان ما تغییر ایجاد می‌کند را طبقه بندی کنیم (البته مورخان ، فاصله و نگرش[۱۹] را ترجیح می دهند). اما این حس که ما در حال تماشای شکاف برداشتن برخی درز های بافت اجتماعی[۲۰] خود هستیم، اشتباه نیست. گذشتۀ ما به ما یادآوری می‌کند که شوک های بیولوژیکی اغلب با لحظه های تحول و تغییر   و  گاهی حتی با توسعه، همگام می‌شوند.

 

[۱] -Social Dynamics

[۲] – Dynastic Cycle

[۳] – Dynastic Cycle

[۴] 0Black Death

[۵]    – در متن های حقوقی انگلیسی زبانان،   Acts Of Godبه مجموعه مخاطرات طبیعی گفته می‌شود که از کنترل انسان خارج هستند.

[۶] -Epochal

[۷] – Chance And Structure

[۸] – Evolution

[۹] –  Disease Pool

[۱۰] – William McNeill

[۱۱] – Panzootic

[۱۲] – Marcus Aurelius

[۱۳] – Nightingale Ward

[۱۴] – Anthropocene

[۱۵] -Anthropocene Epoch

 [۱۶] -Biomedicine

[۱۷] – Asymptomatic Carriage

[۱۸] -In Medias Res

[۱۹] -Perspective

[۲۰] – Social Fabric  سیستم اجتماعی را با ساختار مقایسه می‌کند.

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما