بیماری‌های فراگیر ،تاریخ و عصر پساكرونا در گفت‌وگو با اسماعیل شمس، پژوهشگر تاریخ
|۹:۱۸,۱۳۹۹/۲/۱| بازدید : 194 بار

 

بشر از تاریخ درس نمی‌گیرد

محسن آزموده: شیوع ویروس كرونا نخستین نمونه از یك بیماری فراگیر نیست كه مرزهای جوامع انسانی را درنوردیده و زندگی بشر را تهدید كرده است. به گواهی اسناد و مدارك تاریخی، جوامع بشری در گذشته بارها گرفتار بیماری‌های فراگیر شده‌اند و متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی خود واكنش‌ها و حتی تلفات متفاوتی داده‌اند. بازخوانی تاریخ این بیماری‌ها و به ویژه مراجعه مستقیم به اسناد و مدارك آنها آموزنده، عبرت‌انگیز و روشنگر است. اسماعیل شمس، پژوهشگر تاریخ و عضو شورای عالی علمی مركز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی اخیرا در صفحه اینستاگرام خود اقدام به انتشار برخی اسناد بیماری‌های فراگیر در دوره قاجار و ارایه توضیحاتی درباره آنها كرده است. به این مناسبت با او درباره اهمیت و ضرورت بازخوانی تاریخ بیماری‌های فراگیر در شناخت شرایط امروز گفت‌وگویی كردیم. دكتر شمس در این گفت‌وگو ضمن اشاره به اهمیت و ضرورت مراجعه انتقادی به مدارك و اسناد تاریخی، نكات جالب توجهی درباره پیامدها و تاثیرات كرونا بیان می‌كند.

 

 **********

 

به عنوان پرسش نخست بفرمایید تاریخ و مراجعه انتقادی و آگاهانه به آن در شرایط بحرانی كنونی چه ضرورت و اهمیتی دارد و چه كمكی به كاهش بحران‌های ناشی از كرونا می‌كند؟

تاریخی اندیشی نوعی شیوه اندیشیدن است كه صبغه فرآیندی دارد و تنها به شكل ایستا و ثابت به پدیده‌ها نمی‌نگرد، بلكه آنها را در فرآیندی زمانی مكانی می‌بیند. از این رو پدیده‌ها و وقایع به هم پیوسته‌اند و نمی‌توان آنها را به شكل گسسته دید. نگاه تاریخی برخلاف سایر رشته‌ها چند‌رشته‌ای و به هم پیوسته است و همزمان از منظر افقی (وضع كنونی) و عمودی (گذشته و آینده) به پدیده‌ها می‌نگرد. هدف تاریخ‌نگار در درجه نخست كشف سابقه یا عدم سابقه كرونا یا بیماری‌های مشابه آن در تاریخ و پس از آن، بررسی تجربه‌های مشابه و یافتن راهكارهایی برای ارتقای سطح مبارزه با بیماری در دوران كنونی و بررسی چشم‌انداز دوران پس از بیماری است. تاریخ باید به این پرسش پاسخ دهدكه هر ویروسی در كدام دوره تاریخی و كدام جغرافیا متولد شده و چرخه زندگی و مرگ آن تابع چه عواملی بوده است. ممكن است نسل امروز ویروسی را جدید بپندارند، ولی این ویروس در گذشته هم وجود داشته باشد. پژوهش در این حوزه تنها كار پزشك نیست و باید تاریخ در این حوزه به كمك پزشكی برود. منابع تاریخی گاه اطلاعات سودمندی را از مشخصات بیماری‌ها ارایه داده‌اند كه در شناخت تاریخ ویروس‌ها به پزشكان كمك می‌كند. هرگاه پادشاه یا فرد برجسته و مشهوری فوت كرده است، مشخصات بیماری او را نوشته‌اند. گاه كه یك بیماری همه‌گیر آمده است، اسناد موجود ویژگی‌های آن را بیان كرده‌اند. برای نمونه اسنادی از بیماری كشنده‌ای به نام مطبقه با مشخصه تب بالا وجود دارد كه در سال 1283 شمسی هزاران نفر را در قم، كاشان، یزد و بسیاری از نواحی ایران كشته است. طبیعی است كه پزشكان باید تشخیص دهند كه نام امروزین این بیماری چیست. همچنین كتاب‌های زیادی در تاریخ پزشكی، بیماری‌هایی مانند طاعون و درمان آنها توسط زكریای رازی و ابن سینا تا پزشكان فرنگی دربار شاهان قاجار مانند پولاك و تولوزان نوشته شده‌اند. تنها درباره طاعون و وبا از سده 3تا 13ق بیش از یكصد كتاب توسط علمای مسلمان تألیف شده كه از منظر فقهی، حدیثی و مانند آن به این بیماری‌ها نگاه كرده و شرحی از نحوه مواجهه علما و مردم با آنها داده‌اند.برای نمونه می‌توان به كتاب «بذل الماعون فی فضل الطاعون از ابن حجر عسقلانی (٨٥٢ق) یا «الإباء فی مواقع الوباء» از بدلیسی (٩٣٠ق) اشاره كرد. علم پزشكی مدرن هرچند بسیاری از بیماری‌هایی را كه بشر سنتی با آنها درگیر بوده و نتوانسته درمان كند، درمان كرده است؛ اما نمی‌تواند هزاران سال تجربه و اندیشه انسان در حوزه تاریخ پزشكی را به كناری نهد. حضور مورخان در این حوزه در كنار پزشكان می‌تواند به گفت‌وگوی میان قدیم و جدید یا طب سنتی و مدرن كمك كند و از خط‌كشی‌ها و دوگانه سازی‌هایی كه نفعی برای جامعه ندارد، جلوگیری كند.

 

وضعیت اسناد و مدارك ما درباره بیماری‌های فراگیر چگونه است و آیا به صورت متون انتقادی، تصحیح و منتشر شده‌اند یا در زمینه آنها كارهای پژوهشی (مثل كاری كه خانم دكتر ناطق انجام داده‌اند) صورت گرفته است یا خیر؟

منابع ما تا دوره قاجار عمدتا به صورت كتاب و سفرنامه است. سیاحان خارجی كه از دوره صفوی به بعد به ایران آمده‌اند توجه ویژه‌ای به بیماری‌ها داشته‌اند. در سفرنامه‌های ایرانی هم سفرنامه‌های حج و عتبات عالیات از نظر توجه به بیماری‌های واگیر غنی هستند . از دوره ناصرالدین‌شاه قاجار كه روزنامه‌ها منتشر شدند و آرشیوی برای اسناد شكل گرفت، این دو منبع تازه هم، آگاهی‌های زیادی درباره بیماری‌ها به ما می‌دهند. در آرشیوهای سازمان اسناد ملی، مجلس شورای اسلامی، وزارت خارجه و چند نهاد دیگر اسناد خوبی در زمینه بیماری‌ها وجود دارند. در وبای ۱۲٨۲شمسی برخی روزنامه‌ها عملا نقش یك راهنمای پزشكی را داشتند.محمدخان كرمانشاهی دستورالعمل پیشگیری از وبا را در روزنامه تربیت چاپ كرد. برخی روزنامه‌ها هم آمار مبتلایان و فوتی‌های وبا را چاپ می‌كردند و بحران‌های اجتماعی مانند بحران نان را پوشش می‌دادند. در سال‌های گذشته بخشی از اسناد بیماری‌ها تصحیح شده و كتاب‌هایی هم منتشر شده‌اند. یكی از كتاب‌های سند محور در این حوزه تاریخ طب و طبابت در ایران تألیف محسن روستایی است. كتاب دیگر، وبای عالمگیر كاری مشترك از دكتر منصوره اتحادیه و اینجانب و خانم غفوری است كه شامل اسناد وبای سال‌های 1283-1282ش كرمانشاه و سایر نقاط ایران است. كتاب‌هایی هم به زبان انگلیسی منتشر و به فارسی ترجمه شده‌اند كه می‌توان به كتاب ویلم فلور به عنوان سلامت مردم در ایران قاجار و نوسازی پزشكی و بهداشت عمومی در دوره قاجار تألیف هرمز ابراهیم‌نژاد اشاره كرد.

 

به نظر شما باز‌خوانی اسناد تاریخی در شرایط كنونی كه گرفتار كرونا هستیم برای مردم عادی، محققان و پژوهشگران و دست اندركاران درگیر با این بیماری چه فایده‌ای دارد؟

البته كرونا یك بیماری جهانی است و مقایسه آن با وبای منطقه‌ای كمی ساده سازی موضوع است، ولی با در نظرگرفتن این نكته كه در كشور ما قبلا شاهد بیماری‌های همه‌گیر بوده‌ایم و با یافتن تجربه‌ای نزدیك و مشابه با كرونا، می‌توانیم به تجربیات تاریخی مشخصی تكیه كنیم. این تشابه به ما كمك می‌كند تا درك بهتری از واكنش مردم به توصیه‌های بهداشتی، رعایت یا نادیده گرفتن توصیه‌ها و رفتن به اماكن عمومی پیدا كنیم. به باور من وبای 1283-1282ش بیشترین شباهت‌ها را با كرونای امروز دارد. از جمله مشتركات آنها می‌توان به مسری بودن هر دو، فصل‌های آغاز و گسترش هر دو بیماری، مصادف شدن با عید نوروز، ماه رمضان و حج تمتع اشاره كرد. این شباهت‌ها حتی می‌تواند به ما در شناخت نحوه برخورد مردم آن زمان با موضوع‌هایی مانند زیارت، نماز و حج كمك كند. ما به كمك این اسناد می‌توانیم بگوییم كه در كشور ما چندین بار پس از بیماری‌های واگیر قرنطینه صورت گرفته است و این روش، كار تازه‌ای نیست و افق دید و ذهنیت مردم و دست‌اندركاران امر را نسبت به این موضوع گسترش دهیم. نخستین بار در سال ۱۲۵۳ق در دوره محمدشاه قاجار، موسی ساوجی واژه انگلیسی كرانتین را به كار برد و درباره آن در رساله طبی‌اش توضیحاتی داد. از آن زمان به بعد هنگام بروز وبا یا طاعون، قرنطینه در مناطق درگیر و حتی گاه در سطح كشور برقرار می‌شد. با بررسی آن تجربه‌ها می‌توانیم به این پرسش‌ها پاسخ دهیم كه آیا قرنطینه روستا باید با قرنطینه شهر یكی باشد؟ آیا قرنطینه در فصل‌های مختلف سال باید به یك سبك اجرا شود؟ آیا قرنطینه باید به تنهایی توسط دولت اجرا شود یا از مردم هم كمك گرفته شود؟ از دیگر نتایج بازخوانی تاریخی بیماری‌های همه‌گیر دادن قوت قلب به انسان امروز است كه در گذشته هم ویروس‌های وحشتناكی شیوع یافته‌اند و گاه در مواردی مانند طاعون سیاه چند صد میلیون انسان را كشته‌اند. تازه آن موقع نه جمعیت به اندازه الان بوده و نه قدرت پزشكی و دفاعی انسان مثل حالا بود. با وجود این بشریت از فاجعه عبور كرده و زندگی ادامه یافته است.این موضوع می‌تواند دینداران را هم كه این روزها به سبب بسته شدن مساجد و اماكن زیارتی و احتمال تعطیل حج نگران آینده دینداری هستند، آرام كند و بدانند پس از این‌گونه وقایع دین همچنان خواهد ماند.

 

ویژگی‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جوامع مختلف و از جمله جامعه ما تا چه اندازه و به چه صورت در نحوه مواجهه با فاجعه بیماری‌های واگیر تاثیر گذاشته‌اند و آیا می‌توان ویژگی‌ها‌ی كلی در نحوه مواجهه با بیماری‌های فراگیر را در تاریخ ایران برشمرد؟

طبیعی است كه ویژگی‌های هر جامعه‌ای از جمله سبك معیشت، تراكم جمعیت شهری، روستایی و ایلیاتی، اقتصاد كشاورزی، دامی و تجاری و نوع آداب و رسوم در نحوه مواجهه با بیماری موثر است و ایران هم از این قاعده بیرون نیست. با وجود این نحوه مواجهه با بیماری بیش از هر چیز تابع گفتمان حاكم بر دولت و جامعه است كه تا میانه‌های دوره قاجار گفتمان سنت بود. وقتی می‌گویم سنت، سوءتفاهم پیش نیاید و با سنت‌گرایی خلط نشود. سنت‌گرایی یك ایدئولوژی مدرن است كه در دنیا با نام كسانی مانند رنه گنون، حلقه اورانوس و هایدگر شناخته می‌شود و در كشور ما هم البته با نام‌هایی مانند احمد فردید، حسین نصر و داریوش شایگان. منظور از سنت، میراث تاریخی گذشته جامعه ما در ابعاد مختلف است كه گاه به عنوان میراث عامیانه، بومی و ملی هم شناخته می‌شود و مذهب یكی از اركان مهم آن است. در برخی موارد كه سنت ملی جنبه مذهبی گرفته یا دركشورهایی مانند ژاپن كه مذهب، ملی و بومی است، این دو هم‌افزا شده و عاملیت آنها در شكل‌دهی طرز فكر و عمل مردم بیشتر شده است. اگر به شیوه‌های مداوای بیماری‌ها در چهار گوشه ایران نگاه كنید عدد مناطق، شیوه‌های درمانی سنتی مختلف پیدا می‌كنید كه برخی‌ها همین امروز هم اجرایی می‌شوند. در مورد مذهب هم كه بیشترین تاثیر را در نحوه مواجهه مردم ما با بیماری داشته است، باید از فلسفه نظری تاریخ كمك گرفت و به نظریه «مشیت الهی» اشاره كرد. در این چارچوب حركت ارابه تاریخ تنها و تنها با اراده خداوند امكان پذیر است و هیچ جنبنده‌ای بدون اذن او توان جنبیدن ندارد. یكی از مهم‌ترین حلقه‌های وصل انسان به خدا از قضا موضوع بیماری است كه پیش از آمدن ادیان الهی بیماری را نتیجه قهر آسمان می‌دید و برای فرار از آن یا مداوای بیماران به قربانی كردن و ستایش برخی درختان و جمادات و... می‌پرداخت. در قرآن نیز هنگام ذكر برخی بلایای جمعی به دو سنت ابتلا یا آزمایش و عذاب یا تنبیه اشاره شده است كه اولی برای آزمایش مومنان و دومی برای مجازات كافران است. سنت دیگری كه به معنای تنبیه همزمان گناهكاران به خاطر گناه و مومنان به سبب سكوت در برابر گناه آمده، فتنه است (آیه ۲۵ انفال). برداشت مردم از بیماری‌های همه‌گیر در جوامع سنتی یا تازیانه خشم خداوند برای مجازات گناهكاران یا محك و آزمایش برای مومنان بوده است. بنابراین در هر دو صورت برای كلیت جامعه، بیماری واگیر قابل توجیه بود. راه مداوا و خلاصی از آن هم تضرع و توسل به درگاه الهی و همزمان استفاده از برخی داروها و ابزارها بسته به سنت منطقه بود كه البته نقش آنها تنها «سبب» بود و شافی اصلی همچنان خداوند محسوب می‌شد. با ورود مدرنیته به ایران و گسترش رویكرد علم‌محوری برای مداوای بیماری كم‌كم نقش ایمان و سنت به حاشیه رفت؛ اما همچنان باقی ماند؛ به‌طوری كه امروز هم نشانه‌های نفوذ آن را كمابیش می‌بینیم.

 

شما در یادداشت‌های خود اشاره كرده‌اید كه در گذشته قربانی‌ بیماری‌های فراگیر، بیشتر اقشار فرودست و فقیر بوده‌اند و برخی اقشار هم از این موقعیت‌ها سود برده‌اند. به نظر شما مطالعه این موارد به لحاظ اخلاقی و سیاسی چه درسی به انسان‌های امروزی می‌دهد؟

این نوع اسناد به ما هشدار می‌دهند كه به موازات درمان بیماران و تلاش برای جلوگیری از گسترش كرونا باید به فكر طبقه فقیر و كم درآمد جامعه باشیم. فقر و احساس فقر در ایام بیماری‌های همه‌گیر از جنس فقر در شرایط عادی و غیربحرانی نیست. این فقر و تنهایی و بی‌پناهی می‌تواند در آینده بحران‌های خطرناك‌تر از اپیدمی را بر سر راه جامعه و دولت و تك‌تك پولداران و صاحب منصبان و همه مردم قرار دهد. وبای صد و هفده سال پیش به ما می‌گوید بحران‌های ناشی از فقر و بی‌پناهی زمانی شدت می‌گیرند كه از آهنگ رشد بیماری كاسته شود.

 

برخی تحلیلگران با استناد به موارد تاریخی معتقدند این بیماری‌های فراگیر می‌توانند به تحولات سیاسی و اجتماعی گسترده منجر شوند. آیا آن چنانكه برخی می‌گویند كرونا می‌تواند مبنایی جدید برای دوره‌بندی تاریخ شود و بر پایه آن تاریخ بشر را به پیش از كرونا و پس از كرونا تقسیم كرد؟

بحث از جهان پیش از كرونا و بعد ازكرونا زمانی قابل پذیرش است كه یقین داشته باشیم كرونا مانند جنگ جهانی اول یا سقوط كمونیسم می‌تواند بر سرنوشت همه دنیا و تك‌تك كشورها و انسان‌ها تاثیر بگذارد. من در این مورد تردید دارم و تاثیر كرونا را در كشورهای مختلف یكسان نمی‌بینم؛ اما منكر وقوع تغییرات در جهان نیستم. از همین حالا هم شاهد تغییراتی در جهان چه در ابعاد مثبت و چه منفی هستیم. در كوتاه‌مدت و میان مدت اقتصاد جهانی به‌شدت افت خواهد كرد و بیش از همه اقتصاد گردشگری متضرر خواهد شد. دنیای دیجیتال و به ویژه گوشی‌های هوشمند برنده اصلی جهان پساكرونا خواهند بود و آموزش‌های مجازی و دور‌كاری و خریدهای اینترنتی به‌شدت گسترش خواهند یافت. در كشورهای غربی شاهد اجرای نسبی اندیشه‌های سوسیالیستی مانند گسترش بیمه‌های همگانی، توجه به بهداشت و محیط زیست، افزایش نقش دولت در توزیع ثروت و خلق فرصت‌های برابر و توجه بیشتر به گروه‌های اقلیت و حاشیه نشین خواهیم بود. پس از این پزشكان به قشری محبوب در جهان تبدیل خواهند شد و كارخانجات داروسازی و تجهیزات پزشكی رشد خواهند كرد. از دیگر تغییرات ممكن، تغییركاركرد برخی سازمان‌های بین‌المللی، تخطئه نئولیبرالیسم و بازخوانی مفاهیم امنیت، عدالت، آزادی و نسبت آنها با یكدیگر خواهد بود. اگر بخواهم از تعبیرات یووال نوح هراری بهره بگیرم باید بگویم كه پس از این شاهد جدی‌تر شدن جدال انسان خردمند با انسان خداگونه خواهیم بود. انسان خداگونه انسانی است كه احساس می‌كند خدای زمین است و باید به خاطر منافع خود بر همه‌چیز و همه كس حكم براند. اگر ما آنچنان كه فیلسوفانی مانند ماركس گفته‌اند نقطه تمایز گذشته و نو را تفسیر جهان توسط فیلسوفان سنتی و تلاش برای تغییر جهان توسط فیلسوفان مدرن بدانیم به نظرم كرونا این پرسش مهم را به میان كشیده است كه تغییر تا كجا؟ انسان خردمند از همین حالا و با استناد به كرونا انسان خداگونه را با این چالش روبه‌رو كرده است كه تا چه اندازه‌ای حق دارد جهان را تغییر دهد و آیا تغییرات او نقطه توقفی هم دارد؟

 

با توجه به این بحث، تحولات در ایران پس از كرونا چه سمت و سویی خواهند داشت و آیا اساسا امكان تحول یا تغییر در ایران پس از كرونا وجود دارد؟

در كنار برخی تغییرات جهانی كه ایران هم تحت تاثیر آنها قرار خواهد گرفت، مهم‌ترین تاثیر كرونا در ایران تقویت شكاف سنت - مدرنیته به نسبت شكاف‌های قومی، مذهبی، طبقاتی، نسلی، جنسیتی و اقتصادی خواهد بود. جامعه ما درباره نحوه مواجهه با كرونا به دو قطب كاملا متفاوت تقسیم شده است. در واقع ما با جامعه‌ای همگون به نام جامعه ایرانی روبه‌رو نیستیم، بلكه این جامعه دو روی یك سكه است. روی مدرن سكه برای پیشگیری از بیماری، جلوگیری از گسترش بیماری و درمان آن نگاه علمی و رو به جلو دارد در حالی كه روی دیگر آن تحقق این امور را در برگشت به گذشته و مددجستن از عناصر دینی، سنتی و فرهنگی می‌بیند. كرونا سبب افزایش قدرت رویه مدرن جامعه ایرانی در برابر سنت خواهد شد.

 

با این تفسیر آیا ما می‌توانیم در ایران و به شكل عام در جهان اسلام شاهد تحولی باشیم كه زلزله لیسبون پرتغال در سال ۱۷۵۵ در اروپا به وجود آورد؟

جامعه ایرانی در قیاس با مواجهه گذشته خود با بیماری‌های واگیر رشد بسیاری كرده است و این، قابل انكار نیست، اما اینكه فكركنیم زلزله فكری اروپا و انقلاب فكری در زیست مومنانه در ایران تكرار خواهد شد، بنابه علل مختلف تاریخی و فرهنگی قیاسی مع‌الفارق است. البته همچنان‌كه پس از زلزله لیسبون، فیلسوفانی مانند ولتر، كانت و روسو به نقد جهان آرمانی كلیسا پرداختند.

 

به نظر شما آیا بشریت به‌طور كلی و جامعه ما به‌طور خاص از موارد پیشین مواجهه با بیماری‌های فراگیر درسی گرفته است؟

متأسفانه بشریت از تاریخ عبرت نگرفته یا اگر گرفته كوتاه‌مدت بوده است و فكر نمی‌كنم با این بیماری هم عبرت بگیرد. به گمان من اوضاع با اندكی تغییر همچنان ادامه خواهد یافت و نباید درباره تاثیرات كرونا خیلی زیاده روی كرد. آنفلوآنزای اسپانیایی در سال 1918 حدود50 میلیون كشته داد كه از كشته‌های جنگ جهانی اول بیشتر بود ولی كمی بعد فراموش شد. اگر همان موقع كشورهای بزرگ تنها یك دهم بودجه نظامی خود را به مبارزه با ویروس اختصاص داده بودند جهان شاهد بیماری‌هایی مانند كرونا نبود. یك وجه دیگر از عبرت نگرفتن انسان نه تنها از گذشته بلكه از همین حالای اطراف خود را می‌توان این روزها دید. یك تلقی مهم از مدرنیته، نظم ارگانیك و قانونمند بودن جامعه است كه در آثار منتسكیو و دوركیم در اروپا و روشنفكرانی مانند مستشارالدوله و ملكم‌خان در ایران دیده می‌شود. ما امروز با مدرنیست‌هایی روبه‌رو هستیم كه سیمای مدرن دارند، از ابزار مدرن استفاده و از اندیشه مدرن دفاع می‌كنند اما در عمل فرسنگ‌ها از مدرنیته دور هستند. دولت مقرراتی مانند فاصله‌گذاری فیزیكی و نرفتن به سفر را وضع می‌كند، اما اینان بی‌توجه به این قانون كه برای سلامت جامعه وضع شده است بدون هیچ گونه فوریتی به سفر می‌روند. كرونا نه‌تنها سبب گسترش شكاف سنت- مدرنیته شد، بلكه شكاف مدرنیته ناهنجار و بدقواره و مدرنیته قانونمند یا شهروند مسوول در برابر فرد مسوولیت‌گریز را هم آشكار كرد. به نظر من شكاف دوم به مراتب از شكاف اول برای آینده ایران خطرناك‌تر است.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما