گفت ‌و گو با پروفسور جان لوكا كستل نوو ،استاد روانشناسی بالینی دانشگاه كاتولیكای میلان
|۱۲:۰,۱۳۹۹/۱/۱۷| بازدید : 130 بار

 

منطقی باشیم

پریسا نظری: گسترش بیماری كرونا در روزهای اخیر همه جای دنیا را درگیر كرده، ویروس نامرئی و موذی‌ای كه میان انسان‌ها تفاوت نمی‌گذارد و همه را مبتلا می‌كند. همین امر باعث شده كه هراسی طبیعی در دل انسان‌ها بیفتد و همه نگران باشند. آنچه در این بحبوحه حساس اهمیت دارد، خویشتنداری و بالا بردن ظرفیت‌های روانی برای مواجهه با این معضل همگانی است، امری كه به ویژه برای اصحاب رسانه به نحو مضاعف ضرورت دارد. در گفت‌وگوی حاضر پروفسور جان لوكا كستل نوو، روانشناس و روان درمانگر و استاد روانشناسی بالینی دانشگاه كاتولیكای میلان با اشاره به ابعاد روانی شیوع این بیماری و تاثیرات آن، راه‌حل‌های مفید و عملی برای مقابله با آن ارایه می‌كند.

 

*************

 

     به نظر شما در این روزهای پرمخاطره كدام احساسات انسانی بر افراد غلبه می‌كند؟

در آغاز لازم می‌دانم تاكید كنم كه انسان به رغم تلاش مفرطش برای منطقی بودن، موجودی عمیقا روانی- منطقی است. به همین دلیل هیجانات نقش بسیار مهمی در ایجاد تغییرات بنیادین در انتخاب‌هایی كه بر اساس اطلاعات موثق و برنامه‌ریزی‌های دقیق صورت گرفته‌اند، دارند. یكی از واكنش‌های رایج در چنین شرایطی بروز حس ترس است. ترس یكی از احساسات اولیه انسان است كه در زمان دفاع و برای تقویت نیروی زنده ماندن به كار می‌آید. كسی كه از هیچ چیز نمی‌ترسد، توانایی ریسك و نجات یافتن از خطر را ندارد و در چنین شرایطی ترس مفید است چون باعث پویایی و فعال شدن ذهن فرد می‌شود. این روزها اما این تفكر كه ویروس كرونا همچون شكارچی خطرناك و شكست‌ناپذیری در كمین است، باعث می‌شود توانایی كنترل ترس در افراد چنان كاهش یابد كه اغلب مرتكب رفتارهایی عاری از منطق و ناشی از غریزه و هیجانات لحظه‌ای می‌شوند. این دسته از واكنش‌ها اگر در عصر غارنشینی مفید بوده در جوامع امروز دنیا نه تنها هیچ مناسبتی ندارد بلكه بسیار مضر است و می‌تواند به اضطراب جمعی و وحشت عمومی منتهی شود چنانكه حتی آن دسته از شرایطی كه لزوما به شیوع ویروس نمی‌انجامند هم خطرناك و تهدیدآمیز محسوب شوند. بی‌تردید ساختار ذهنی ما آمادگی رویارویی با شرایط مخاطره‌آمیز و پرتنش برای مدتی طولانی را ندارد. انسان عصرهای پیشین در رویارویی با چنین شرایطی با انتخاب یكی از دو مكانیسم دفاعی فرار(در مقابل حریف قوی‌‌تر) یا حمله(در مقابل حریف ضعیف‌تر) به تغییر آن در كوتاه‌ترین مدت اقدام می‌كرده است. انسان عصر حاضر اما اغلب امكان‌گریز از شرایط سرشار از تنش و استرس متداوم دنیای مدرن امروز را ندارد. واكنش بعضی افراد در چنین شرایطی خود بیمارانگاری (Hypochondria) یا توهم ابتلا به بیماری است. چنین افرادی از نگرانی بیش از حد از سلامتی خود رنج می‌برند و هر یك از علایم بیماری را نشانه‌ای قطعی از ابتلا به COVID–19 می‌پندارند. برخی دیگر چنان دچار ترس از این بیماری می‌شوند كه حتی به مرحله تنفر از آن كسانی كه گمان می‌كنند، عاملین آلودگی و شیوع ویروس هستند مانند شهروندان چینی یا ایتالیایی می‌رسند. این واكنش قابل نكوهش برآمده از نیاز انسانی برخی افراد در شرایط مخاطره‌آمیز در یافتن متهمی هر چند ساختگی و حتی‌الامكان خارج از حلقه نزدیكان خود است. كرونا مانند ویروس‌های دیگر دارای ابعادی بسیار كوچك خارج از حیطه دید انسان و بسیار مسری است. بی‌تردید ناشناخته و فرار بودن این موجود خطرناك كه به شكلی غیرقابل كنترل قادر به نابودی ما از درون بدن خودمان است به عمیق‌ترین ترس‌های انسانی دامن می‌زند، ترس‌هایی كه گاهی از فیلم‌های متعددی كه در سال‌های اخیر ساخته شده‌اند، نشات می‌گیرند.

 

     كدام احساسات ما را در داشتن رفتار مناسب در این شرایط خاص یاری می‌دهند؟

آن میزان از ترس كه به هوشیاری می‌انجامد و ذهن ما را پویا و فعال می‌كند تا توانایی درك و اجرای دقیق توصیه‌های باارزش متخصصین سلامتی را داشته باشیم در این زمینه بسیار مفید است.

 

     كدام یك از آنها را ‌باید كنترل كرد و چگونه؟

قابل ذكر است كه مرز میان رفتار ناشی از استرس مثبت(eustress) كه عامل نوعی از هوشیاری مفید است و استرس منفی(distress) به معنی هوشیاری زیاده از حد كه به رفتارهای غیرمنطقی و مضر می‌انجامد، نامحسوس است. مانند افرادی كه درصدد ترك اعتیاد هستند، درك این نكته كه چه كسی چه چیزی را تحت كنترل خود گرفته بسیار حایز اهمیت است. بنابراین تعمق در مورد این پرسش بسیار مفید است: آیا هنوز این من هستم كه واكنش‌هایم را با توجه به شرایط اطرافم به ‌طور سنجیده انتخاب می‌كنم یا از رفتار توده‌ای از مردم كه دست به اعمالی كه دور از منطق است می‌زنند، تقلید می‌كنم؟ به ‌طور مثال هیچ‌یك از متخصصین به شهروندان اقصا نقاط جهان توصیه نكرده است كه برای انبار كردن مواد غذایی و بهداشتی بیش از مایحتاج خود به فروشگاه‌ها هجوم ببرند. این نوع روان‌پریشی جمعی كه به غارت فروشگاه‌ها می‌انجامد، نتیجه نوعی از سایكوز(psychosis) است كه نه تنها به شیوع هر چه بیشتر ویروس كرونا به دلیل ازدحام افراد در محیط‌های بسته می‌انجامد بلكه باعث كمبود مواد غذایی و وسایل بهداشتی برای افرادی كه حقیقتا به آن نیاز دارند نیز می‌شود. مثال دیگر كه عمیقا برخلاف اصول اخلاقی و انسانی است، رفتارهای نژادپرستانه‌ای است كه در مواردی حتی به ضرب و شتم شهروندانی كه به دلیل ملیتشان متهم می‌شوند مسبب شیوع ویروس كرونا هستند، می‌انجامد و جا دارد از طرف جامعه جهانی محكوم شده و تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

 

     چگونه می‌توان با اضطراب ناشی از شیوع همه‌گیر این ویروس مبارزه كرد؟

باید تلاش كنیم از نگرانی بیش از حد كه باعث پریشانی و ارتكاب به اعمال غیرمنطقی می‌شود، اجتناب كنیم. باید به راه‌حل‌های منطقی و عملی اندیشید و این به عهده متخصصین و مسوولان سلامت جامعه است. آنها به عملكرد‌های ساده و دقیقی دست یافته‌اند و آنها را در اختیار ما قرار داده‌اند. توصیه‌هایی مانند شست‌وشوی دست‌ها به شكل مداوم و صحیح، پرهیز از خروج از خانه و لمس كردن دهان، چشم و بینی و تماس گرفتن با شماره تلفن ویژه بیماری COVID-19 به جای مراجعه به مطب پزشك یا اورژانس بیمارستان‌ها. هر یك از ما باید از خود بپرسد: آیا امروز در این لحظه، رفتار من مطابق با توصیه‌های متخصصین است؟ در اینجا مایلم توصیه‌ای دوستانه برای ارباب رسانه داشته باشم: مارشال مك لوهان   (Marshal McLuhan )جامعه‌شناس و فیلسوف كانادایی می‌گوید: عملكرد ارباب رسانه‌ها تنها به خبررسانی وقایع محدود نمی‌شود بلكه خرد و روشنگری در نگارش خبر از اهمیت بسزایی در وقایع خبرآفرین آینده برخوردار است. بنابراین جا دارد رسانه‌ها این روزها از شكار خبر به هر قیمتی دوری جسته و اهمیت ویژه‌ای برای رعایت اصول خبررسانی خردمندانه و بر اساس داده‌های علمی قایل شوند. عبارت‌هایی مانند «تعداد قربانی‌های ویروس كرونا رو به افزایش است»، «شیوع ویروس مهارناشدنی است»، «این منطقه به زانو درآمده است»... هم باعث ترس عمیق و سایكوز جمعی می‌شوند و هم اطلاعات نادرستی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند چراكه بیشترین قربانیان در دنیا نه فقط به دلیل ابتلا به COVID -19 بلكه به دلیل همزمانی آن با بیماری‌های دیگری كه شرایط بیمار را وخیم‌تر كرده‌اند، جان خود را از دست داده‌اند.

 

     چگونه می‌توان در دوره قرنطینه خانگی با حس تنهایی و دوری از عزیزان و اجتماع مواجه شد؟

با توجه به اینكه یكی از ویژگی‌های ماندن در قرنطینه، ترك اجباری بسیاری از عادت‌های شخصی و آیین‌های اجتماعی افراد است كه سهم بسزایی در ایجاد احساس امنیت دارند، افرادی كه در قرنطینه هستند اغلب دچار نوعی سردرگمی و ناامنی مقطعی می‌شوند. پس می‌توان به هر آنچه در گذشته به دلیل مشغولیات متعدد از آن چشم‌پوشی كرده‌ایم، اندیشید یا خلاقانه به ابداع عادت‌های نو و بی‌خطر پرداخت. بی‌تردید هر یك از ما بسیار كتاب‌های نخوانده و فیلم‌های ندیده و پروژه‌های ناتمام در قفسه‌هایمان انباشته‌ایم. همچنین زندگی در دنیای دیجیتالی به ما امكان دسترسی به شبكه‌های مجازی كه در سال‌های اخیر مورد انتقاد فراوانی قرار گرفتند را می‌دهد كه این روزها نقش بسیار مهمی در كاهش حس تنهایی دارند.

 

     در پایان چه توصیه‌ای برای كودكانی كه در قرنطینه هستند، دارید؟

مهم‌ترین موضوع برای كودكان در شرایط فعلی، كاهش حس نا امنی در آنهاست. كودكان به ثبات و تداوم زندگی روزمره نیاز دارند. ‌باید واقعیت آنچه در خارج از دیوارهای امن خانه می‌گذرد را به شكلی كه در آنها ایجاد ترس و ناامنی نكند، برایشان توضیح داد و از شنیدن و دیدن اخبار ناگوار از طریق رادیو و تلویزیون با آنها اجتناب كرد. حفظ عادات روزمره آنها تا حد ممكن بسیار مفید است و در این راستا خوشبختانه عملكرد مدارس در تداوم برنامه‌های درسی از طریق فضای مجازی موفقیت‌آمیز بوده است. یكی از وظایف اصلی والدین حفاظت از فرزندان در مقابل رفتارهای بی‌منطق و سایكوز‌های جمعی بزرگ‌سالان است و به جای دیدن تصاویر بیمارستان‌های پر و فروشگاه‌های خالی باید به آنها این اطمینان را داد كه نسل انسان‌ها در حال انقراض نیست و این روزهای مخاطره‌آمیز با توسل به منطق و همیاری و همدلی جمعی محكوم به پایان هستند.

منبع:

 https://www.auxologico.it/approfondimenti/psicologia-coronavirus

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما