كرونا و مساله «شر» / سعید رحیمیان
|۱۱:۵۵,۱۳۹۹/۱/۱۷| بازدید : 138 بار

 

نگاهی به دلالت‌ها و پیامدهای الهیاتی- اخلاقی شیوع ویروس كووید19 در جهان

كرونا را یك پدیده طبیعی بدانیم یا جهشی نادر در طبیعت، مرحله‌ای ناهمساز با حیاتش بدانیم یا ژنی دستكاری‌شده توسط بشر، معضلش بدانیم یا بحران یا فاجعه و مصیبت؛ درهرحال آمده است و تا روزگاری مهمان آدمیان خواهد بود. اما قدوم این میهمان ناخوانده آنقدر مهم بوده است كه شیوه زیست و سبك زندگی جدیدی را بر ملت‌ها، جوامع، خانواده‌ها، روابط، سیاست‌ها و شیوه حكمرانی حاكمان تحمیل كرده است.

تاثیرات و بازتاب‌های این ریزساختار بدین‌جا خاتمه نیافته و تحولات، شكاف‌ها، بحران‌ها و مسائل ریز و درشت عقیدتی و فلسفی و علمی را نیز با خود همراه آورده است. مانند هر معضل و بحرانی می‌توان تهدید و فرصت و رنج و عبرت را در آن توامان دید؛ به شرط آنكه یكسویه بدان نگریسته نشود.

واضح است كه از ابعاد گوناگون این پدیده موحش و عجیب قرن 21 می‌توان سخن به میان آورد؛ از منظر علمی پزشكی، روانشناختی، جامعه‌شناختی، سیاسی، اقتصادی و... می‌توان به تجزیه و تحلیل جهان پیش از پدیده كرونا و پس از آن پرداخت. اما این مقال به دلالت‌ها و پیامدهای الاهیاتی- اخلاقی این پدیده، تا حد وسع در این میان به برخی از شكاف‌ها و تناقضات و آرای متفاوت، با جان‌مایه فلسفی، اعتقادی اخلاقی و احیانا فقهی خواهد پرداخت.

 

الف: پیامدهای كرونا از منظر الهیاتی

پیدایش و شیوع این ویروس به عنوان عامل بیماری و تهدید نسل بشر و به عبارتی دیگر مصداق و نمونه كاملی از «شر»، چه در بین مومنان خداباور و چه در بین غیر مومنان، بازتاب‌ها و پیامدهایی را با خود داشته است. در ناحیه عمل حتی در جوامع كمتر متدین- تا هنگامی كه راه مهار این ویروس یافت شود- كمابیش دستان انسان‌ها به سمت بالا متمایل شده است و احتمال مرگ و یاد هر روزه آن، برخی را به خلوت خویش سوق داده است. بعضی دیگر را در تامل در معنای مرگ و زندگی فرو برده و برخی را نیز دچار یأس فلسفی كرده است.

از سوی دیگر متدینان- كه آن را آزمونی برای صبر و تحمل یا توكل و نیایش و اعتماد خود می‌دانند- را به خداوند نزدیك‌تر كرده است و البته ایشان چه بسا این مصیبت را برای كافران، كیفر ناسپاسی و عبور از حدود الهی می‌دانند.

 

  رویكرد غیرمتدینان به پدیده كرونا

برخی نامتدینان و خدا‌ناباوران آن را شاهدی بر اعتقاد خود و مویدی بر دلیل شر تلقی كرده‌اند و برای برخی متدینان نیز سوال‌هایی در مورد حدود فاعلیت الهی و غایات این‌گونه پدیده‌ها در ارتباط با حكمت و عدل الهی و نیز مساله دعا مطرح شده است. رابطه علم و دین و مساله دین حداقلی یا حداكثری، رابطه فقه و مرجعیت با اداره مملكت و علم سیاست و اقتصاد و مدیریت، همچنین وظیفه عالمان در برابر افراط‌ها و تفریط‌ها و بدعت‌ها از دیگر نزاع‌ها و پیامد‌های نظری این كارزار است. از سوی دیگر اینكه مرگ صرفا برای «دیگری» و در دور‌دست‌ها معنا نمی‌شود، مرگ‌اندیشی و تامل در معنای زندگی را از جمله ثمرات چنین وضعیتی قرار داده است. دلالت‌های حوادث آخرالزمانی برای عده دیگری جالب توجه بوده است.

 

  ایمان مومنان و الحاد ملحدان در مواجهه با كرونا

خلاصه كرونا هم به ایمان مومنان افزوده است و هم به الحاد ملحدان. از سوی دیگر هم روزنه‌هایی از نور برای برخی ملحدان گشود و هم رخنه‌ای در ایمان برخی مومنان انداخته است. همان‌طوركه این ویروس به نوبه خود برخی بیماری‌های فرهنگی مانند عدم تعادل و فقدان قرائت عقلانی از دین و نیز ضعف عقلانیت و مدیریت و مانند آن را نیز هویدا كرد. این موارد را در ادامه به تفصیل پی می‌گیریم.

الف- 1- مساله شر: معروف است ولتر پس از زلزله لیسبون (پایتخت پرتغال) كه در زمان او جان حد‌اقل ده‌ها هزار انسان را گرفت، گفته بود: زین‌پس كسی كه به خداوند- یا خدای مهربان و عادل- قائل باشد ساده‌لوح است. (این جمله پیام و چكیده كتاب او با عنوان كاندید به معنی ساده‌لوح یا احمق است). در مقابل استدلال به شرور و فجایع توسط خداناباوران، متالهان، ضمن تقسیم شر به اقسامی (مانند شر طبیعی، اخلاقی، متافیزیكی، ساختاری و...) و ارجاع برخی اقسام آن به امور عدمی یا نسبی و تبیین عقلانی نوع اخیر یعنی شرور وجودی مانند درد و رنج به آزمون، هشدار، كیفر و مانند آن از غایات معقول همچنین با تعلیل برخی شرور به تساهل و بی‌تدبیری انسان‌ها نیز با تمسك به اصالت نداشتن زندگی دنیوی؛ بروز شر در جهان را لزوما با اداره عالم توسط خداوند عالم، عادل، حكیم و مهربان در تنافی نمی‌دانند.

 

 مساله شر به‌مثابه تنبیه

همان‌طوركه هشدارهای جدی و حتی تنبیه شدید پدر و مادر برای كودك با مهربانی و علم و عدالت آنها ناسازگار نیست. به علاوه ظهور شروری كه دست‌پرورده بشرند چه بسا حاصل تعدی او از اصول اخلاقی و احكام عقل عملی یا حدود شریعت الهی باشد؛ لذاست كه این گروه تنها راه دفاع از خداباوری را اعتقاد به خدای غیر شخصی یا عدم دخالت او/ آن در عالم نمی‌دانند. بر این اساس ظهور و پیدایش ویروس كرونا یا طاعون یا وقوع زلزله یا وقایعی كه چه‌بسا بسیار بیش از این ویروس از بشر تلفات گرفته است تعارضی با خداباوری ندارد.

 

الف- 2- دخالت خداوند در عالم

این مورد هم به مورد پیشین مربوط است و هم با برخی موارد كه پس از این می‌آید (مانند رابطه علم و دین و نیز مساله دعا)؛ در جنبه عملی نیز به تبیین وضعیت مومن خداباور در قبال حوادث و معضلات و بحران‌ها بازمی‌گردد؛ از این منظر كه آیا اصولا دعا و نیایش به درگاه خداوند، تاثیری در كارگاه آفرینش دارد یا نه؟ نیز آیا توسل به مقربان درگاه می‌تواند در گره‌گشایی معضلات مزبور و رفع فجایع نقشی ایفا كند یا خیر؟ بعد دیگری از ابعاد این بحث به رابطه علم و دین بازمی‌گردد.

اما بعد دیگر، جنبه‌ای علمی و متافیزیكی دارد كه به نحوه فاعلیت الهی یا تاثیر فاعل‌های فوق طبیعی در متن طبیعت بازمی‌گردد. آیا دخالت خداوند یا مقربان درگاهش (اعم از فرشتگان، انبیا و امامان) در تنافی با علل طبیعی و قوانین عالم طبیعت است یا خیر؟

اگر فاعلیت الهی در عرض یا جایگزین فاعل‌های طبیعی و قوانین طبیعت تفسیر شود، دعا و نیایش و توسل بلا موضوع خواهد بود و وظیفه افراد در برابر بیماری‌ها جز پیشگیری یا درمان نخواهد بود. اما اگر فاعلیت الهی در طول فاعل‌های طبیعی باشد و دخالت خداوند و مقربانش به نحوی از انحا كه فلاسفه و متكلمان خداباور تبیین كرده‌اند، معنا شود، دعا، نیایش، توكل و توسل در این‌گونه وضعیت‌ها جایگاهی خاص خواهد داشت چرا كه امور عالم همان‌طوركه به سلسله‌علل طبیعی منسوبند سلسله‌علل غیبی نیز در آنها موثر تواند بود و اعتقاد به قضا و قدر نیز نافی تاثیر علل طبیعی یا علل فوق طبیعی مانند دعا نیست؛ چون فی‌المثل در مورد بیماری؛ ممكن است مقدر این باشد كه با علل طبیعی و داروها درمان شود ممكن است مقدر باشد با دعا و نیایش یا در حالت سوم مقدر باشد با تركیبی از آن دو یا در حالت چهارم مقدر باشد اساسا درمان نشود؛ لذا عقلا نمی‌توان هیچ‌یك از سه راه نخست را منتفی دانست. از این‌رو مومنان مامور شده‌اند در عین حال كه به دوا و طبیب مراجعه می‌كنند برای سلامتی و شفای‌شان از خداوند مدد بخواهند و دعا كنند. چه آنكه در عالم طبیعت نیز حول و قوه اسباب طبیعی از جانب خداوند حاصل می‌شود و دوا با پزشكان و شفا با خداست و در امور روزمره نیز گفته‌اند: با توكل زانوی اشتر ببند.

این به معنی تایید علل طولی است كه دخالت و فعالیت خداوند و مقربانش را در طول اسباب و با احاطه و اشراف نسبت به آنها می‌داند نه جایگزین و معارض با اسباب طبیعی؛ لذاست كه هم دعا و توسل و استشفا جایگاه خود را در بهبودی بیماری می‌تواند داشته باشد هم دوا و مداوا.

 

  زیارتگاه‌ها و حرم‌ها

ذیل این مساله بحث زیارتگاه‌ها و حرم‌ها مطرح شده است كه آیا ورود آنها به حیطه قرنطینه (هر چند موقت) با تقدس معصومان و نقش معصومان به نحو اعجاز و استشفا و... منافات دارد یا نه؟

در پاسخ گفته می‌شود؛ اعجاز و شفا و مانند آن استثناست و چنان كه در روایات وارد شده است بنای خداوند بر آن است كه هر كاری بر طبق نظام سبب و مسببی انجام شود و بر اساس قوانین طبیعی (و در مواردی فوق طبیعی) صورت پذیرد و بنا نیست دعا و توكل و توسل و اعجاز و كرامت جانشین و جایگزین این موارد باشد. استثناها در مواردی خاص به حسب حكمت و تقدیر الهی واقع می‌شود به علاوه آنچه باعث شفا و دیگر كرامات است روح معصومان و اولیاست نه طلا و نقره ضریح آنها. وانگهی معصومان خود بیمار می‌شدند و براساس آنچه گذشت هم از دعا و هم از مراجعه به طبیب خود را بی‌نیاز نمی‌دیدند.

 

  الف-3- مساله معجزه، كرامت و شفا:

بدین‌سان مساله معجزه و استشفا و شأن معصومان و نقش ایشان در شفایابی بیماران روشن می‌شود. سببیت طبیعی با علیت فوق طبیعی در تعارض نیست؛ لذا در مورد ویروس كرونا تمسك به دعا و معصومان در كنار رعایت دستورات پزشكی جهت پیشگیری و درمان هریك جایگاه خود را خواهد داشت.در این میان احادیثی نیز در ارتباط با شهر‌هایی مانند قم مطرح شده است كه برخی آن را با انتشار ویروس كرونا از قم منافی دانسته‌اند. در پاسخ گفته شده است:

 اولا اگر بنا بود شهری دافع بلا باشد مكه مكرمه و مدینه منوره اولی به این وصفند اما به این دو شهر گرامی بلاها و آفات ارضی و سماوی و بشری فراوان رسیده است. اصولا بنا نیست شهر‌ها و امكنه خاص از ابتلا و آزمون‌های الهی استثنا باشند همچنان‌كه خود انبیا و اولیا نه تنها از ابتلا مصون نبوده‌اند بلكه در معرض بلاها و آزمون‌های بیشتر واقع می‌شدند كه: هركه در این بزم مقرب‌تر است/ جام بلا بیشترش می‌دهند.ثانیا بر فرض صحت سندی روایات مزبور، اساسا روایات مربوط به مدح یا ذم شهرها (بلدان) یا ناظر به زمان و شرایط خاصند نه به‌طور مطلق یا ناظر به ابعاد معنوی یا سیاسی شهر قم (كه شیعیان در زمان اختناق خلفای عباسی می‌توانستند تاحدی به دور از تقیه در قم بسر برند؛ لذا استراحتگاه مومن و شیعه نامیده شد).

در مورد شفابخشی حرم‌ها نیز می‌توان گفت این مطلب منافی آن نیست كه آنها كه اعتقاد تام یا توكل كامل داشته باشند در حرم‌های معصومان در حریم امن قرار گیرند اما مشكل آن است كه مراجعان به حرم‌ها، فقط آن قشر عالیقدر یا دلشكسته نیستند و چه‌بسا بسیاری زائران به واسطه عدم قوت در اعتقاد و توكل یا عدم اعتنا مبتلا شوند.

آنها كه بر لزوم شفا گرفتن از حرم‌ها در این وضعیت تاكید و پافشاری دارند باید توجه داشته باشند كه در چنین وقایعی برحسب الهیات ادیان، انسان است كه در معرض آزمون و امتحان قرار می‌گیرد نه خداوند؛ لذا نمی‌توان مبحث دعا، نیایش، كرامات و مانند آن را محكی برای صحت و سقم این عقاید دانست.

 

  الف- 4- نقش عالمان دین؛

از آنچه گذشت اهمیت نقش عالمان و مراجع دین در نفی بدعت‌ها، تحجرها و قشری‌گری‌ها نیز مقابله با جهل مقدس روشن می‌شود. این چالش‌ها در دو جهت خود را نمایانده است:

 

1- طب اسلامی و مساله دین حداكثری یا حداقلی

چالش بین دین حداكثری و دین حداقلی در مبحث انتظار از دین، خود را در این واقعه چنان نمایاند كه گروهی مدعی شدند دین نه‌تنها به هدایت معنوی و راهنمایی اخلاقی و رفتاری بشر و درمان دردهای معنوی او می‌پردازد بلكه در دیگر عرصه‌ها از جمله درمان دردهای جسمی انسان نیز سخن دارد و بر دستاوردهای طبی پزشكی رجحان دارد. در مقابل گفته شده این‌ بار سنگینی كه بر دوش دین نهادند عملا نه تنها به نفع دین و دینداری مردمان نیست بلكه به نفی كارآمدی و كارگشایی و اعتماد به دین در همان حوزه‌های اصیلی كه انبیا در پی آن آمده‌اند (یعنی هدایت معنوی و راهنمایی اخلاقی و رفتاری انسان‌ها) می‌انجامد. وانگهی احادیث راجع به امور پزشكی و طبی در نود در صد موارد به ضعف سندی یا دلالی مبتلاست.

به هر روی قائلان به طب اسلامی كه از پشتوانه اندك عقلی و نقلی برخوردارند نوعی اخباری‌گری را تداعی می‌كنند كه تعامل صحیح عقل و دین را منسد می‌نمایند و بدین‌سان بحث به مساله دوم منتقل می‌شود.

 

2- مرجعیت عالم دینی و دانشمند تجربی و رابطه علم و دین

در مورد ارتباط بین علم و دین (و به تبع آن مرجعیت عالمان هر یك در قلمرو خاص خود) اقوال متعددی وجود دارد كه از تقابل و تباین گرفته تا اتحاد و یگانگی را در بر می‌گیرد. اما اگر چنانچه رای اغلب متفكران اسلامی بر آن قرار دارد یعنی قول به تكمیل را لحاظ كنیم، قلمرو‌ها و عرصه‌های دین (وحی) و علم تجربی مشخص است. به حسب عقل در قلمرو دین، سخن وحی حجت است و در قلمرو تجربه‌پذیر، سخن علم و جامعه علمی و دانشمندان تجربی. اگر وضعیت علوم تجربی را به علوم اجتماعی (حداقل علوم اجتماعی تجربی) نیز تسری دهیم طبعا مرجعیت تصمیم‌سازی در باب نحوه مقابله پزشكی یا بسیج اجتماعی در قبال یك بحران یا فاجعه جمعی مشخص خواهد بود. عدم تمایز مرزهای مزبور و عدم رعایت عقلانیت در تصمیم‌سازی‌ها می‌تواند به فجایعی در اداره یك كشور منجر شود كه به هلاكت حرث و نسل بینجامد.

 

  ب- از منظر اخلاق

پالایشی كه موقعیت‌های زوال اعم از زوال نعمت‌ها، زوال صحت و سلامت و زوال عمر نصیب افراد می‌كند حاصل بصیرت و تجدیدنظر در ارزش‌داوری‌هایی است كه شخص در مورد دنیا، مناصب و مقامات آن، برخورداری‌های آن و كم و كیف این تنعم‌ها حاصل می‌كند.

در چنین وضعیتی مومنان معنای صفاتی همچون توكل، صبر، رضا، تحمل، دعا، توسل و... را به نحوی زنده‌تر در زندگی معنوی خویش می‌یابند. از سوی دیگر برای همگان نوعی احساس قدردانی و قدر‌شناسی از نعمت‌ها و برخورداری‌های روزمره (مانند نعمت بدن و سلامتی آن ارتباط نزدیك با دیگران و حضور در اجتماعات) كه عادی شده بود و دایمی تلقی می‌شده و حسرت از دست دادن آنها پیدا می‌شود كه «قدر نعمت كسی داند كه به مصیبتی گرفتار‌ آید».

توجه به ماهیت غم و شادی راه‌های مواجهه با بحران و مصیبت‌ها تمایز بین خود مصیبت و ترس از مصیبت از دیگر ابعاد این واقعه است. توجه به ارزش و اهمیت «دیگری» و هركسی كه در راه سلامت و بهروزی دیگری كاری انجام می‌دهد از جمله پزشكان و پرستاران و... اینكه برخی خدمات با پول قابل‌سنجش نیست نیز از دیگر تذكرات این بحران بوده است.

از بعدی دیگر این بحران همان‌طوركه نفع‌طلبی (مانند احتكار)، خودخواهی، بی‌اعتمادی و بی‌عدالتی را به عنوان ابعاد منفی سرشت بشر هویدا كرد از سوی دیگر مهربانی‌ها، ایثار‌ها و توجه به دیگران را نیز به عنوان ابعاد مثبت بشریت آشكار ساخت. هرچند این ویروس به عدالت و به نحو دمكراتیك به شهروندان درجه یك و درجه دو هجوم آورد اما لزوما همگان در دسترسی به امكانات بهبودیابی یكسان نبودند و نیستند.

در بعد اخلاق اجتماعی، سیاست و مدیریت نیز كرونا آزمونی بزرگ پیش پای كشور ما و جوامع مختلف نهاد و ضعف‌ها و پرده‌پوشی‌ها و اعتمادسوزی‌ها و بی‌عدالتی‌ها فقدان عقلانیت و شكاف‌های بین مسوولان و مردم و نگرش مصلحت‌محور به جای نگرش انسان محور در برخی ممالك و صداقت و عدالت و نگرش عقلانی در برخی دیگر را به نمایش گذاشت و از این حیث برخی آن را آزمون آزمون‌ها در مملكت‌داری نامیدند.

 

  پیامدهای اخلاقی شیوع ویروس كرونا

از جمله پیام‌های این ویروس در بعد اخلاقی و معنوی را می‌توان چنین برشمرد: توجه اصیل به زندگی و مرگ، حقیقت غم و شادی، امید  و ناامیدی، رنج و راحت، اهمیت «دیگری» در زندگی من، یكسانی فقر و غنا در هنگام مصیبت جمعی، تمایز فاجعه از ترس از فاجعه، اهمیت انسان از آن جهت كه انسان است در مقابل قوم و قبیله و جناح و آیین، توجه به رابطه گناه و بلا، توجه به عدالت، رحمت و مودت در سخت‌ترین شرایط و بالاخره توجه به رابطه انسان و خدا.

چنان كه گفته شد در بعد اخلاق فردی جمعی و سیاسی ویروس كرونا بیماری‌های دیگر را در بعد اجتماع و فرهنگ و مدیریت و نحوه مدیریت مملكت آشكار كرد كه به مورد اخیر در مبحث بعد می‌پردازیم.

 

  ج) از منظر فقه

می‌توان گفت بحران یا فاجعه ویروس كرونا از سه بخش اساسی دین یعنی اعتقاد، اخلاق و فقه؛ بخش اخیر را در معرض بیشترین اعتراض و تعارض قرار داد و به عبارتی محكی برای فقه حكومتی لااقل در قرائت غالب آن و آزمونی فیصله‌بخش برای آن تلقی شده است. در‌هم‌آمیختن تقدس‌سازی با ابعاد عقلانی و عرفی حاكمیت و حكمرانی- آنچنان كه در تامل و تردید حاكمیت در قرنطینه‌سازی شهر قم پیش آمده است- عدم توجه به سازوكارهای عقلانی و تجربی دیگر جوامع به توهم استغنا از آن- چنان كه در تاخیر در استفاده از تجارب دیگر كشور‌ها، از جمله تاخیر در قرنطینه گیلان پیش آمد.- عدم توجه به اخلاق در بعد اجتماعی و حاكمیتی چنان‌كه در نحوه اطلاع‌رسانی در مورد ویروس كرونا روی داد كه به نظر می‌رسد در آینده مناسبات بین فقه و حكومت را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد.

به هر روی واقعیت، خود را بر تصمیم‌های نسنجیده تحمیل می‌كند و به وضوح رسید كه به جای قرنطینه یك شهر كلیت یك كشور قرنطینه خواهد شد و دیگر كشور‌ها به حكم تصمیم عقلایی آن را بایكوت می‌كنند.

این‌همه جدا از حق‌الناس است كه طی تصمیم‌سازی‌های غیر‌كارشناسی‌شده و مدیریت‌های ناكارآمد در باب جان و عمر و مال مردم بر ذمه حكمرانان قرار می‌گیرد نیز، جدا از وهن مذهب است كه از سیستم تصمیم‌گیری برخی مسوولان (با سكوت روحانیون) در منظر مردمان و عقلای دیگر كشور‌ها پیش می‌آید.

البته روزنه‌هایی از امید در پذیرش (یا تحمیل و تحمل) واقعیت در این اثنا مشاهده می‌شود از جمله پذیرش تعطیلی اجتماعات حتی اجتماعات مذهبی، نماز‌های جمعه و جماعت و تعطیلی برخی اماكن متبرك مذهبی (به‌رغم مقاومت‌هایی كه صورت می‌گرفت) كه به نوبه خود به بازگشت اهمیت عقلانیت و تخصص‌ها و تفكیك قلمرو علم و دین دلالت داشت كه از آن جمله است: ارتقای جایگاه پزشكان و دست‌اندر‌كاران سلامت تا بدان‌جا كه براساس حكم ایشان در كنار مراسم عرفی؛ یعنی برگزاری كنفرانس‌ها، كنسرت‌ها، سینماها، دید و بازدید یا سفر‌ها در ایام تعطیل؛ مراسم نماز و دعا و دیگر مناسك دینی نیز موقتا به تعطیلی گرایید.

شاید وقت آن باشد كه فقه اجتماعی و حكومتی بار دیگر با لحاظ جایگاه انسان و تقدم ارزش حیات او و اهمیت جان او در مقاصد شریعت مورد تجدید نظر قرار گیرد. شاید در جریان این بحران معنای این دعای پیامبر(ص) بهتر درك شد كه: خدایا در نان ما بركت ده زیرا اگر آن نباشد قادر به انجام نماز و روزه نخواهیم بود. مسوولان نیز دریافتند اگر جان نباشد یا حیات انسان‌ها در معرض تهدید باشد نماز جمعه و جماعت و مناسك دینداری و نیز دیگر شؤون اجتماعی و حاكمیتی در امان نخواهد بود و موضوعیتی نخواهد داشت.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما