از قم تا رم / غلامرضا امامی
|۱۱:۴۲,۱۳۹۸/۱۲/۱۰| بازدید : 201 بار

 

مرگ چنین خواجه نه كاری است خرد.

«زندگی چیزی نیست جز یادهایی كه به خاطر می‌آوریم و روایت می‌كنیم» (گابریل گارسیا ماركز)

در سوگ دوست دیرین زنده‌یاد جناب حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی چه می‌توان گفت؟

 

چه می‌توان نوشت؟ قلم را الم باید كه در سوگ او رقم زند. ده‌ها سال یاد و خاطرات خوب و خوش رویاروی دل و دیده‌ام جان می‌گیرد؛ از دبیرستان حكیم نظامی قم تا موسسه «بعثت» تهران تا رم. هر دوستی كه به خواب و خاك می‌رود، گویی سهمی از جان و دل ما كنده می‌شود.

 

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم كه جانم می‌رود

 

زنده‌یاد خسروشاهی یگانه‌ای بود در دوستی، دانش، سعه‌صدر، گره‌گشایی، مهربانی و وفاداری.

او كه در ‌آغاز نوجوانی از تبریز به قم مهاجرت كرد و دروس دینی زمانه را خواند در قم نماند. روزی در قم پستچی ماهری را دیدم كه نزد او آمد و انبانی از كتاب‌ها و مجله‌هایی كه به زبان‌های گوناگون در آفاق عالم نشر یافته بود برای او آورد. او در قم بود اما به فلسطین و الجزایر و دیگر جنبش‌های آزادی‌بخش دل سپرده بود.

 

بزرگ بود و از اهالی امروز بود

و با تمام افق‌های باز نسبت داشت

 

از نوجوانی به تقریب بین مذاهب اسلامی به جد و جهد و جان كوشید. اختلافات را برنمی‌تابید و مسلمانان را تنی واحد می‌دانست. در آغاز جوانی، شاهكار نویسنده گرانسنگ مسیحی«جورج جرداق» «امام علی، ندای عدالت انسانی» را به فارسی برگرداند. هر چند كه‌ زاده آذربایجان بود اما گویی كه درست گفت شاعر شهره ما: تركان پارسی‌گوی بخشندگان عمرند.

 

در حضور او دیواری نمی‌دیدی، چون برادری سخن را می‌شنید، تا آنجا كه در توانش بود گره‌ها را می‌گشود، در ایام اقامتش در رم خدای را شكر كه در خدمتش بودم و نخستین ‌بار به زیبایی و روانی و رسایی قرآن، نهج‌البلاغه امام علی(ع) و بسیار كتاب‌ها از جمله پیامبر رهنما به ایتالیایی، فرانسه و انگلیسی درآمد و نیز نشریه‌ای به زبان ایتالیایی با نام انعكاس اسلام. سفرهای بسیاری در ایران و خارج با هم رفتیم. سفری به یادماندنی به سوییس برای دیدار با جمالزاده و سر زدن به او، به پیرمردی كه دل به ایران داشت. سید ما زنده‌یاد خسروشاهی می‌كوشید كه گرد و غبارهای زمانه را پدید آمده بود از چهره پاك اسلام بزداید.

 

به بركت دوستی با ژان پل دوم به حسن روابط اسلام و مسیحیت كوشید. زنده‌یاد خسروشاهی محضر شیرینی داشت، گاه سخن را با طنز می‌آمیخت. از تندروی بركنار بود. در ایام اقامت در رم همه را یاری می‌رساند، چون عمود خیمه‌ای بود كه یاران را پناه می‌داد. در دوستی وفادار بود. آخرین دیدارم با او ‌ماهی پیش در دفتر حجت‌الاسلام حجتی‌كرمانی در روزنامه اطلاعات بود. سرحال می‌نمود. یاد گذشته را با او مرور كردیم. چه خوشحال بود از كتابخانه پرباری كه در قم گشوده بود و چه سخت در كار كتاب‌هایی بود كه نوشته بود و آرزو داشت، نشر یابد.

 

هنوز هم باور نمی‌كنم كه آن دوست دیرین پرواز كرده باشد اما به خود تسلی می‌دهم كه پرواز را به خاطر بسپار/ پرنده مردنی است.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما