دل‌بسته ایران و دق‌مرگ از كودتا
|۸:۱۱,۱۳۹۸/۱۲/۱۰| بازدید : 264 بار

 

نگاهی به زندگی فكری و سیاسی علامه علی‌اكبر دهخدا

مصطفی ایزدی: روزگار می‌گذرد و دراین گذر زمان، افرادی می‌آیند و می‌روند كه وجودشان شگفت‌انگیز و عبرت آموز است. چه بسیار كسانی كه در كودكی از كمترین امكانات پیشرفت بی‌بهره بودند، اما در وجودشان عزم و اراده‌ای چون آتش‌فشان خاموش خانه كرده بود كه در برهه‌ای از زندگی‌اش بیدار می‌شد و زندگی آن كس را دگرگون می‌ساخت. چه بسیار بچه‌های یتیمی كه بدون تكیه بر پدر، روی پای خود می‌ایستادند و گام به گام تا قله‌های عظمت پیش می‌رفتند. چه بسیار روستاییانی كه هرگز فكر نمی‌كردند بتوانند از روستای خود به روستای دیگری سفر كنند، اما بر اثر عشقی كه به آموختن داشتند، توانستند به كشورهای بزرگ سفر كنند و دستاورد‌های علمی خود را به رخ بزرگان علم و معرفت بكشانند.

 

در این میان نیز كسانی هستند كه تا نیمه‌های عمرشان بدون هیچ تغییری پیش می‌روند و ناگهان بر اثر یك پند و یك یادآوری، راه جدیدی در پیش می‌گیرند كه هم خود تغییر می‌كنند و هم دیگران را تغییر می‌دهند. در مرز و بوم ما نیز فردی زندگی می‌كرد كه تا 30 سالگی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، اما ناگهان قصد سوادآموزی می‌كند و آنقدر در راه كسب علم، همت و جدیت به خرج می‌دهد كه از اعاظم علمای استان اصفهان می‌شود و شاگردان بسیاری تربیت می‌كند. شاگردانی كه هر كدام استادی بلندآوازه می‌شوند. یكی از شاگردان شناخته شده او مجتهده و عارفه نامدار اصفهانی خانم سیده نصرت‌بیگم امین بود كه كتاب‌ها و آثار عرفانی، اخلاقی و تفسیری خود را با نام مستعار «یك بانوی ایرانی» منتشر می‌كرد و نیز بزرگانی چون آیت‌الله سید‌حسین خادمی، آیت‌الله سید‌روح‌الله خاتمی، استاد جلال‌الدین همایی، آیت‌الله شیخ محمدتقی فشاركی و ده‌ها شاگرد برجسته دیگر تربیت كرد. نگارنده در جریان تالیف «كتاب نامداران تهران» به مردان بلندپایه و والامقامی برخورد كرد كه در كودكی به جای رفتن به مدرسه، در جنوب تهران دستفروشی یا كارهای سخت‌تر از آن می‌كردند، اما با نبوغی كه داشتند شبانه درس خواندند و به استادی دانشگاه و حتی مقام وزارت رسیدند.

 

در این مقاله از كسی سخن به میان خواهد آمد كه در كودكی از نعمت پدر محروم شد و به خیل یتیمان پیوست. اگر چه از نظر مادی وضع بدی نداشت، ولی فراتر از آن شوق آموختن و روحیه جست‌وجو و تلاش داشت. این كودك یتیم با همت مادر فهمیده و دانش دوستش در راهی گام گذاشت كه عاقبتش خیر و بركت برای ایران و فرهنگ ایرانی بود. او یادگارهایی در تاریخ ادبیات ایران باقی گذاشت كه برای همیشه با نام او زنده و جاویدند. این بزرگمرد كسی نیست جز علی‌اكبر دهخدا. دانشمند با اصالت قزوینی اما متولد و بزرگ شده تهران.

 

دهخدا در مدرسه شیخ هادی نجم‌آبادی

علی‌اكبر دهخدا فرزند خانباباخان در حدود سال‌های 58-1257 خورشیدی در تهران و در محله سنگلج، پای به عرصه وجود گذاشت. پدرش كه از زمینداران متوسط قزوین بود، پیش از تولد علی‌اكبر، زندگی در تهران را انتخاب كرده بود. هنگامی كه پسرش 10 ساله بود دنیا را ترك گفت و به دیار باقی شتافت و پسر عمو، ولی و حافظ اولاد صغار او نیز بعد از دو سال درگذشت. دهخدا در غیاب پدر و با راهنمایی‌های مادر دلسوزش نزد یكی از روحانیون آن زمان به نام شیخ غلامحسین بروجردی كه در نزدیكی منزل پدری دهخدا و در مدرسه علمیه حاج شیخ‌هادی نجم‌آبادی حجره داشت به فراگیری علوم حوزوی و اسامی پرداخت و تحت تعلیم و تربیت او، دوره نوجونانی را پشت سر گذاشت. در همین دوره نوجوانی با وجود اینكه سن او كم بود اما همانند بزرگسالان پای درس مرحوم حاج شیخ هادی نجم‌آبادی كه از علمای بزرگ و آزادیخواه تهران بود هم حاضر می‌شد و بهره می‌برد. عناصر موثر در شكل‌گیری شخصیت دهخدا همین سه نفر بودند: مادر، شیخ غلامحسین بروجردی و آیت‌الله نجم‌آبادی. او در نوشته‌هایش، مربی قلب و فواد، یعنی وجدانیات خود را از آن مادر بی‌عدیل و معلم دانش‌های رسمی خود را آن دانشمند متاله و تقویت عقل خود را از نجم‌آبادی می‌دانست و بی‌ریا و خالصانه معترف بود كه كم و بیش هر چه دارد از این سه وجود استثنایی دارد كه كمتر كسی را یك‌جا دست داده است. (دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد 24، چاپ اول، صفحه 249)

 

 

ورود به مدرسه سیاسی

علی‌اكبر دهخدا با تلاش و كوشش و علاقه زیاد در مدت نزدیك به 10 سال دروس رایج را فرا گرفت و با گشایش مدرسه سیاسی در تهران به این مدرسه رفت و به تحصیل ادامه داد. معلم زبان فارسی مدرسه سیاسی محمدحسین فروغی موسس و مدیر روزنامه تربیت و پدر محمدعلی فروغی ذكاءالملك بود كه گاهی اوقات تدریس ادبیات فارسی را به عهده دهخدا می‌گذاشت. از آنجا كه علی‌اكبر در این مدت توانسته بود زبان فرانسه را فرا گیرد و با علوم سیاسی هم آشنا بود به دعوت معاون‌الدوله غفاری كه به سفارت ایران در بالكان منصوب شده بود به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به كار شد. وی در شهر وین پایتخت اتریش توانست زبان فرانسه و دیگر معلومات خود را تكمیل كند. مدت اقامت او در بالكان از سال 1282 تا 1284 به مدت دو سال بود، لذا وقتی به ایران بازگشت نهضت مشروطیت آغاز شده بود و او به این نهضت پیوست و در كنار مشروطه‌طلبان و آزادیخواهان به فعالیت پرداخت.

 

تجربه روزنامه‌نگاری علامه

دهخدا در بازگشت به ایران مدتی معاون امور شوسه خراسان و مترجمی مهندسی بلژیكی مامور ساختن راه تهران به سمنان، به كار مشغول شد آنگاه به دلیل آگاهی‌های سودمند و قلم خوبی كه داشت، به عرصه روزنامه‌نگاری وارد شد و با همكاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر كردند و دهخدا سردبیر این روزنامه شد. روزنامه‌ای كه از رسانه‌های پرآوازه عصر مشروطیت شد. به قول مرحوم دكتر محمد معین: «جذاب‌ترین قسمت آن روزنامه ستون فكاهی بود كه به عنوان چرند و پرند به قلم استاد و با امضای دخو نوشته می‌شد و سبك نگارش آن در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مكتب جدیدی را در عالم روزنامه‌نگاری ایران و نثر معاصر پدید آورد. وی مطالب انتقادی و سیاسی را با روش فكاهی در طی آن مقالات منتشر می‌كرد.» (لغت‌نامه دهخدا، جلد مقدمه، چاپ دوم از دور جدید، صفحه 373- از مقاله دكتر محمد معین) یادآوری می‌شود كه دهخدا نوشته‌های انتقادی و طنز خود را علاوه بر اینكه با دخو امضاء می‌كرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌كرد. البته دهخدا به جز نوشته‌های فكاهی و طنز، بسیاری از سرمقاله‌های روزنامه صوراسرافیل را هم می‌نوشت و مسائل سیاسی و اجتماعی روز را در آنها منعكس می‌كرد. (دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد 24).

 

گفتنی است كه در شرح حال علی‌اكبر دهخدا نوشته‌اند كه در فاصله آغاز انتشار صوراسرافیل تا تعطیلی آن، حوادثی بر دهخدا گذشته است كه به اختصار عبارتند از؛ تهدید و تطمیع شده از جانب محمدعلی شاه با فرستادن پول، تهدید شدن به مرگ از طرف شاهزاده عزیز و مریدانش به تحریك امیراعظم حاكم گیلان و محاكمه شدنش در مجلس شورا بنا به اعتراض طلاب متعصب تا حد تكفیر شدن. دهخدا همه این حوادث را با هوشیاری و تدبیر دفع و از خود رفع خطر كرد. (همان، به نوشته دبیر سیاقی)

 

پیروزی مشروطه و آغاز استبداد صغیر

جنبش مشروطه به پیروزی رسیده بود، اما جانشین مظفرالدین شاه یعنی محمدعلی شاه با آن به مخالفت برخاست و مجلس شورای ملی را تعطیل كرد و مشروطه‌طلبان آزادیخواه را تحت تعقیب قرار داد و تعدادی از آنان از جمله علی‌اكبر دهخدا را به اروپا تبعید كرد. دوره استبداد صغیر آغاز شد و لذا افراد دلسوز و فهمیده‌ای چون دهخدا هر كجا باشند نمی‌توانند آرام بنشینند و در سرنوشت مردم كشورشان سهیم نباشند. مدت كمی در پاریس ماند و با علامه محمد قزوینی كه از دانشمندان شناخته شده بود نزدیك شد و با وی معاشر شد، سپس به سوییس رفت و نشریه روح‌القدس و سپس صوراسرافیل را منتشر كرد تا از این طریق حرف مردم را منعكس كند.

 

ورود به مجلس شورای ملی

دهخدا هنگامی كه خبر كشته شدن جهانگیرخان را شنید شعر مانگار «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» سرود كه خیلی مورد توجه مردم قرار گرفت. او پس از سه شماره از انتشار صور اسرافیل برای نزدیك‌تر شدن به ایران به استانبول رفت و در آنجا با كمك چند نفر ایرانی علاقه‌مند، روزنامه سروش را به زبان فارسی منتشر كرد. حدود 15 شماره از این نشریه را به دست انتشار سپرده بود كه كه قیام‌هایی در بعضی از مناطق ایران از جمله آذربایجان و گیلان و چهارمحال و بختیاری و اصفهان شكل گرفت و در اندك مدتی مجاهدین وطن‌پرست و آزادیخواه رو به پایتخت نهاده و تهران را فتح كردند و با شكست دادن محمدعلی شاه، بساط استبداد صغیر را جمع و مشروطیت را زنده كردند. بعد از خلع شاه مستبد قاجار، مجلس دوم شورای ملی تشكیل شد و مرحوم علی‌اكبر دهخدا به نمایندگی كرمان به مجلس راه یافت. (كتاب مقدمه لغت‌نامه، همان) دهخدا همزمان با نمایندگی مجلس، از كار روزنامه‌نگاری دست نكشید و با نوشتن مقالات انتقادی سیاسی در نشریات: مجلس، آفتاب، شورا، پیكار و ایران كنونی، مسوولیت آگاهی بخشی خود را تعقیب می‌كرد.

 

آغاز جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول كه آغاز شد و پرتوی از آن به ایران رسید و اوضاع را به هم ریخت. زندگی علی‌اكبر دهخدا هم در راه دیگری قرار گرفت؛ به گونه‌ای كه از سیاست كناره‌گیری كرد و به كار تحقیق و تالیف و ترجمه كه به آنها گرایش زیادی داشت، مشغول شد. زمانی كه ارتشیان روسیه و انگلستان وارد كشور شدند، آزادیخواهان به قصد مهاجرت، تهران را ترك كردند. دهخدا هم به یكی از روستا‌های منطقه بختیاری رفت. ابتدا در روستای كلاته وارد شد سپس به دعوت امیر مفخم بختیاری ساكن روستای دزك و به مدت 6 ماه مهمان امیر بختیاری شد. او در این مدت طرح تالیف دو اثر جاودانه خود یعنی لغتنامه و امثال و حكم را تدوین كرد. با پایان یافتن جنگ و بازگشت آرامش به پایتخت، دهخدا به تهران برگشت و به فعالیت فرهنگی پرداخت و البته مختصری هم دارای مسوولیت مدیریتی شد.

 

پایه‌ریزی لغت‌نامه «دهخدا»

چند صباحی رییس دفتر وزیر معارف بود، آنگاه مدیریت مدرسه علوم سیاسی را به عهده‌اش گذاشتند؛ مدرسه‌ای كه با اضافه شدن رشته حقوق به آن به دانشكده حقوق تبدیل شد. (دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد 24) وی در سال 1320 بازنشسته شد و به گردآوری لغاتی كه ضمن مطالعه متون ادبی یادداشت كرده بود، همت گماشت و لغتنامه دهخدا را پایه‌ریزی كرد. نگارنده سال‌های پیش از یكی از اندیشمندان آگاه شنید كه دهخدا نزدیك به یك میلیون فیش برای خلق كتاب عظیم لغتنامه تهیه كرده بود. او غیر از لغتنامه، آثار دیگری در تالیف و ترجمه دارد كه نشان می‌دهد این مرد مبارز و آزادیخواه چقدر در راه فرهنگ و ادب ایران عزیز تلاش و كوشش كرده است. پیش از آنكه به آثار مكتوب این دانشمند دلسوز و پركار پرداخته شود، بد نیست متنی را كه آقای سیدمحمد دبیرسیاقی از دانشمندان شهیر و از كسانی كه در سامان دادن به لغتنامه دهخدا نقش ارزشمندی داشته در ارتباط با بخشی از زندگی مرحوم علی‌اكبر دهخدا نوشته نقل كنم: «خصیصه برجسته علمی و خستگی نا‌پذیری دهخدا در كار تحقیق علمی و نیز نوآوری‌هایش در نویسندگی بود كه او را در نخستین كنگره نویسندگان ایران كه در تیرماه 1325 تشكیل شد، بر صدر نشاند (درودیان، «زندگی‌نامه»، 14) و مایه مباهات نویسندگان ساخت.

 

تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی

دومین صفت برجسته دهخدا میهن‌دوستی و وطن‌خواهی و نوع دوستی او بود. در سال‌های مقارن حكومت ملی، بار دیگر آتش پرفروغ و گرمی بخش وطن‌خواهی و انسان‌دوستی و نوع‌پروری دهخدا از زیر خاكستر زمان زبانه كشید. آن وضع، مرد تشنه آزادی و آزادگی را جان و نیروی تازه بخشید و بی‌آنكه كار تحقیق و مطالعه و تالیف را رها سازد، با مقالات مستدل و اشعار پرنیش و نوش و مصاحبه‌های نغز رادیویی و مطبوعاتی به دفاع از آزادی و ستیز با استبداد به حمایت از حق محرومان برخاست. از كارهای نمایان او در این راه یكی تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی در اوایل اسفند 1329 (نك: درودیان، همانجا) و صدور اعلامیه آن در اردیبهشت 1330 است. اقدام دیگر كوششی است كه با قلم و قدم در ملاقات ماهانه با رییس دولت داشت تا از عوامل ایجاد‌كننده سد و بند در حكومت و گرفتن تصمیمات نامساعد احتمالی جلوگیری كند. دهخدا بر آن بود كه همه ما چندروزه مهمان این مملكت هستیم. باید آن را به خوبی حفظ كنیم و آنگونه كه گذشتگان آن را به ما سپرده‌اند، ما هم به آیندگان بسپاریم و كاری نكنیم كه مستوجب لعن و نفرین آیندگان شویم. (دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد 24)

تالیفات و ترجمه‌های دهخدا

علی‌اكبر دهخدا در زمینه‌های فرهنگ، سیاست، ادبیات، قانون و زمینه‌های دیگر تالیفات و ترجمه‌هایی دارد كه برای هركدام می‌توان شرحی نوشت، اما در این نوشته به ذكر نام آنها بسنده می‌كنیم: 1- لغت‌نامه دهخدا 2- امثال و حكم 3- ترجمه عظمت و انحطاط رومیان. تالیف منتسكیو. 4- ترجمه روح القوانین، تالیف منتسكیو. 5- فرهنگ فرانسه به فارسی. 6- شرح حال ابو‌ریحان بیرونی. 7- تعلیقات بر دیوان ناصر‌خسرو. 8- دیوان سید‌حسن قزوینی. 9- دیوان حافظ. 10- دیوان منوچهری. 11- دیوان فرخی. 12- دیوان مسعود سعد. 13- دیوان سوزنی‌ سمرقندی. 14- لغت فرس اسدی. 15- صحاح الفرس. 16- تصحیح دیوان ابن یمین. 17- تصحیح یوسف و زلیخا. 18- مجموعه مقالات. 19- پسند‌ها و كلمات قصار. 20- دیوان دهخدا. (كتاب مقدمه لغت‌نامه، از مقاله دكتر محمد معین) 21- چرند و پرند. 22- نامه‌های سیاسی دهخدا. (دانشنامه دانش‌گستر، جلد 8، چاپ اول)

 

نمونه‌ای از اشعار دهخدا

از افكار سیاسی و فعالیت‌های فرهنگی و ادبی مرحوم علی‌اكبر دهخدا نوشته شد، اما به شاعری این انسان فرهیخته آن گونه كه باید پرداخته نشد. برای جبران این كمبود، به نظر رسید كه قطعه شعری از او در پایان این نوشته آورده شود كه خوانندگان عزیز به اهمیت این بعد از شخصیت ادبی دهخدا پی ببرند.

ای مردم آزاده كجایید كجایید

آزادگی افسرد بیایید بیایید

درقصه و تاریخ چو آزاده بخوانید

مقصود از آزاده شمایید شمایید

چونگرد شود قوت‌تان طود عظیمید

گسترده چو بال و پرتان فر همایید

بی‌شبهه شما روشنی چشم جهانید

در چشمه خورشید شما نور و ضیایید

با چاره‌گری و خرد خویش به هر درد

برمشرق رنجور دوایید و شفایید

در توده‌ای از مردم یك تن ز شمایان

اند خرد و فطنت، انگشت نمایید

مردید شما یكسره از تخمه مردان

نه میم و ری و دال، سه حرفی و هجایید

بسیار مفاخر پدران‌تان و شما راست

كوشید كه یك لخت بر آنها بفزایید

(بر گرفته از جلد دوم «سخنوران نامی معاصر ایران» تالیف: سیدمحمدباقر برقعی)

 

كودتای 28 مرداد و بازجویی از علامه

علی‌اكبر دهخدا به‌رغم بزرگی شخصیتش نزد مردم و اندیشمندان ایران، بعد از كودتای 28 مرداد 32 روز‌های سختی را گذراند. در شرح حالش نوشته‌اند بعد از كودتا، وی را مورد بازخواست قرار دادند. اولین‌بار سرتیب آزموده در منزل از وی در مورد رفتن شاه از ایران و قصد دكتر مصدق در اداره كشور و تلقی دهخدا از نوع حكومت و میزان دخالت وی در این مساله بازجویی كرد. در مرتبه بعد برای دهخدا از دادستانی ارتش احضاریه ارسال می‌شود. در محل دادستانی، ساعت‌ها دهخدای رنجور و ناتوان از پیری را رها كرده و در ساعتی از شب او را برای بازجویی می‌برند و باز هم به او بی‌توجهی می‌كنند. دهخدا با عصبانیت سرتیپ آزموده را مورد عتاب قرار می‌دهد و پس از مدتی، تن رنجور دهخدا را در دالان خانه‌اش رها مرده و می‌روند. دهخدا در حالت اغما تا اذان صبح در حیاط باقی می‌ماند كه خدمتكارش او را پیدا می‌كند، این جریان بیماری استاد را شدت می‌بخشد. (تاریخ حوادث و رجال عصر پهلوی، پژوهشگاه باقرالعلوم، جلد دوم)

 

دهخدا زیر ضربات مداوم به كلی از پای در‌می‌آید. در یك كلمه با كودتای 28 مرداد دق‌مرگ می‌شود. وی پس از 77 بهار و خزان، بعد‌از‌ظهر روز دوشنبه 7 اسفند 1334روی در نقاب خاك كشید. جنازه او را روز چهارشنبه به شهرری مشایعت كردند و در گورستان ابن‌بابویه در مقبره خانوادگی‌اش به خاك سپردند.

منبع: روزنامه اعتماد

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما