رسم‌الخط فارسی و زبان‌های باستانی / حامد هاتف
|۸:۵,۱۳۹۸/۱۲/۱۰| بازدید : 314 بار

 

صدوپنجاه سال پیش، تقریبا همزمان با نوشته‌های آخوندزاده و هم‌نسلانش، بحث رسم‌الخط شاید برای نخستین بار به یكی از نقاط مهم بحث‌های ادبا تبدیل شد؛ ولی در این سطح نماند و به‌سرعت راه خود را به محافل زبان‌شناسان و روشنفكران گشود. دو گرایش اصلی به مساله در این مدت، یكی حفظ سنت‌های نگارشی و دیگری تغییر سنت‌ها بوده است؛ ولی قائلان به هریك از این دو گرایش در انگیزه‌های خود برای هواداری از یكی از این‌دو اختلاف‌های بسیار داشته‌اند. بین هواداران حفظ سنت، مهم‌ترین گروه شبه‌سلفیانی‌‌اند كه برای سنت نوعی جنبه قدسی قائلند. این گروه عموما با استدلال‌های واهی می‌كوشند رسم‌الخط قدما را زنده نگه دارند. برخی هم با استدلال‌هایی محكم‌تر از برخی استانداردهای نگارشی تثبیت‌شده جانبداری می‌كنند. بین هوادران تغییر نیز گرایش‌های مختلفی دیده می‌شود؛ عده‌ای ساز مخالف كوك می‌كنند (نظیر آخوندزاده و نعلبندیان) و مثلا واژگان حاوی «ص» را با «س» می‌نویسند با این استدلال كه این دو در فارسی اختلاف تلفظی ندارند و برای تقویت فارسی باید با یك نویسه ضبط‌شان كرد؛ ولی درواقع هدف دیگری را دنبال می‌كنند: عربی‌ستیزی. درواقع انگیزه اصلی آنها سلبی و ایدئولوژیك است نه ایجابی و زبان‌شناسیك و تقریبا هیچ‌یك از اعضای این گروه تخصصی ندارد كه بداند كدام‌یك از این كلمات در اصل فارسی است و درواقع به صرف نوشته‌شدن یك واژه با «ص» حكم به عربی‌بودن آن داده‌اند. عمده اعضای این گروه را باید ذیل گروه بسیار بزرگ‌تر «روشنفكران» طبقه‌بندی كرد. گروه دیگری نیز با آگاهی عمیق‌تر از ویژگی‌های تلفظی و ریشه‌ای زبان، می‌كوشند با اعمال تغییراتی رسم‌الخط فارسی را بهبود بخشند.

 

در نیل به پیشرفت‌های واقعی در مسائل مختلف مبتلابه رسم‌الخط، پذیرش چند نكته می‌تواند راهگشا باشد كه از آن میان دو نكته مهم‌تر است: 1. پذیرش اینكه طی دهه‌های گذشته یك ظرفیت كمّی متفاوت (یعنی نیم‌فاصله) به ظرفیت‌های كمّی پیشین خط فارسی (پیوستگی و فاصله كامل) افزوده شده است. این امكان جدید بیش از هر چیز مدیون فناوری است. 2. پذیرش سودمندی توجه به ویژگی‌های باستانی زبان به‌ویژه در حوزه ساختواژه؛ یعنی حوزه‌ای كه بیش‌ترین و بی‌واسطه‌ترین حضور را در رسم‌الخط دارد. موضوع اصلی این یادداشت تذكر برخی فواید انضمامی پذیرش نكته اخیر است.

 

1- مساله یای مصدری (و گاهی یای نسبت) در الحاق به «های غیرملفوظ». توصیه عملی فرهنگستان در این زمینه طبق قواعد زبان‌شناسی تاریخی صحیح است؛ ولی توضیح نظری‌اش اشکالاتی دارد. در «دستور خط فارسی» فرهنگستان، صفحه 27، می‌خوانیم كه در این وضعیت های غیرملفوظ حذف می‌شود و «گ» میانجی به جای آن می‌آید: بندگی. این توصیف ظاهرا مشكلی ندارد؛ ولی اولا مانع آن نیست كه فردی بپرسد چرا باید های غیرملفوظ حذف شود؟ چنانچه بسیاری از كسانی كه خود را روشنفكر معرفی می‌كنند، سال‌ها است با سماجت «های غیرملفوظ» و «گ»، هردو را حفظ می‌كنند. ثانیا واج «گ» را میانجی خوانده است؛ حال‌آن‌كه «میانجی‌بودن» با واقعیت تاریخی این «گ» هیچ ارتباطی ندارد. ثالثا روشن نمی‌كند كه چرا «گ» باید میانجی شود و نه هر واج دیگری؟ واقعیت آن است كه عموم كلمات فارسی مختوم به های غیرملفوظ در میانه مختوم به -ag و در باستان مختوم به -aka بوده‌اند و این واج «گ» در یك لایه زبان تغییر واجی یافته و به واكه تبدیل شده و در لایه دیگری، یعنی لایه كاربرد یای مصدری و یای نسبت، همچنان زنده است: «گ» متعلق به خود کلمه است، نه میانجی‌ای که ناگهان نازل شود. این «گ» از جایی نمی‌آید؛ در لایه مصدری و نسبت همچنان وجود دارد.

 

2- مساله کسره اضافه. این مساله ظاهرا غامض درواقع بسیار ساده است؛ کافی است بدون تعصب به خط عربی کمی تغییریافته‌ای که امروز خط فارسی نامیده می‌شود به آن نگریست. کسره اضافه در دوره میانه i کشیده (با صدایی شبیه «ای») و در باستانی hya‌ بوده است فارغ از آنکه واژه مختوم به واکه باشد یا همخوان. ولی در فارسی بین این دو حالت اختلاف تلفظی ایجاد شده است؛ یعنی اگر واژه مختوم به همخوان باشد با صدای واکه زیر (کسره) خوانده می‌شود و اگر مختوم به واکه باشد، معمولا با هجایی شامل یک نیم‌مصوت «ی» و یک کسره مضاف قرار می‌گیرد. چون خط فارسی اعراب ندارد، ناچار کسره عموما و اصولا جاگذاری نشده است؛ درنتیجه چشم فارسی‌زبان عادت کرده است که ترکیب اضافی را بدون نویسه‌ای خاص برای افاده معنای اضافه ببیند. در طول هزار سال هیچ‌کسی دقیقا نمی‌دانسته است ریشه این کسره چیست؛ درنتیجه در خط عربی ما برای هیچ‌یک از دو حالت نویسه‌ای در نظر نگرفته‌اند. درنهایت این چشم آنقدر معتاد شد که حتی برای حالتی که پای نیم‌مصوت «ی» در میان بود هم حاضر به درنظرگرفتن نویسه مستقل «ی» نمی‌شد؛ مثلا پس از واژگان مختوم به الف و واو و یاء در حالت مضاف، یک همزه می‌گذاشت (مثلا دریاء بزرگ) چون در این حالت توانسته بود نویسه‌ای بگذارد و نگذارد. نکته اینجا است: همان‌طور که «ی» پس از چنین واژگانی راه خود را به رسم‌الخط فارسی باز کرد (به‌ویژه پس از سخنرانی احمد بهمنیار در 1321 در فرهنگستان اول)، پس از واژه‌های مختوم به های غیرملفوظ (هاء ملین به قول قدما) هم چند دهه‌ای است به‌تدریج راه خود را باز کرده است و مقاومت فرهنگستان بر این مبنا که این همزه‌ای که بالای های غیرملفوظ گذاشته شده به جان خودمان صورت کوتاه‌شده «ی» است و همزه نیست و شما را به‌خدا رضایت بدهید و ...، آب در هاون کوفتن است. این صدای باستانی hya است که می‌گوید حق خودم را پس می‌گیرم و بیشترین حضور در رسم‌الخط را دوباره احراز می‌کنم.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما