جایگاه لالایی در ادبیات عامه / علی خوشه چرخ آرانی
|۹:۳۵,۱۳۹۸/۱۲/۳| بازدید : 375 بار

 

 

پیش درآمد:

«ادبیات عامه» اصطلاحاً به آثار تخیلی و ذوقی توده مردم که به طور شفاهی و سینه به سینه، از فردی به فرد دیگر و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است، گفته می شود. ادبیات عامه، «ادبیات شفاهی»، «هنر زبانی عامه» و یا «هنر کلامی عامه» هم نامیده می شود.

 

ادبیات عامه، بخش مهمی از فولکلور یا فرهنگ عامه یا فرهنگ مردم هر قوم و گروه اجتماعی و میراث معنوی نسل‌های گذشته مردم یک جامعه را تشکیل می دهد که این میراث فرهنگی، معنوی، عبادی و … نشان دهنده تخیّل نیرومند و احساس مردم جامعه‌های خُرد و بزرگ در دوره‌های مختلف بشری است.

 

به دیگر عبارت، منظور از «فولکلور»، کلیه مفاهیم و مصادیقی است که زندگی توده مردم هر کشوری را در بر می گیرد و مراد از زندگی واقعی، همه جنبه‌ها و خصایص و ویژگی‌های زندگی است که از بدو طفولیت شروع و به مرگ ختم می شود. از زمانی که طفل زاده می‌شود، غذایی به او می دهند، لالایی خواندنی‌ها و حتی قصه‌های عامیانه؛ همه و همه جزو فرهنگ و ادبیات عام است.

 

نخستین کسی که کلمه «folklore»را پیشنهاد کرد، عتیقه شناس انگلیسی به نام «دبلیو- جی- تامس» بود که در ماه اوت ۱۸۴۶ میلادی با نام مستعار «آمبروازمرتن» که این واژه را خود وضع کرده بود، در نوشته‌هایش به کاربرد (عمرانی، ۱۳۸۱، ۱۳). این کلمه از دو بخش «folk» به معنای مردم، توده و عوام و خلق و «lore» به معنای دانش و دانسته‌ها تشکیل یافته است که در فارسی توامان «دانش عوام» معنی می شود. (همان، ۱۳)

 

لفظ folk یا توده یا عوام، می تواند به دسته‌ای از مردم هر طبقه و گروهی که می‌خواهد باشد، اطلاق می شود. به شرط آن که لااقل در یک چیز مشترک باشند. فولکلور در مجموع، آن دسته از آداب و سننی است که به اجتماع، شخصیت و هویت و موجودیت مخصوص خودش را می دهد. (لوریمر، ۱۳۵۳، ۱۴- مقدمه)

 

با این توضیحات و پس از آشنایی با واژه ادبیات عامه( folklor)،اگر این شاخه ادبیات را به دو بخش نظم و نثر تقسیم نماییم؛ شعر نظم ادبیات عام از لحاظ صورت و شکل بیان به انواعی همچون: دو بیتی، تصنیف، نوحه، مرثیه و لالایی تقسیم می شود که در این میان، جایگاه «لالایی» بسیار برجسته و نمایان است.

 

«لالایی»، گونه ای از ادبیات عام است که فراخور فهم و درک و مطابق ذوق و علاقه کودکان است و برای آنها نقل و بیان می شود و به اصطلاح بخش بزرگی از ادبیات کودکان و نوجوان را تشکیل می دهد و در قدیم الایام، بیشتر مادر‌ها و مادربزرگ‌ها و گاهی پدربزرگ‌ها، دایه‌ها و خدمتگزاران پیر، برای فرزندان خردسال خانواده بازگو و نقل می کردند.

 

کودکان با یاری این بخش از ادبیات عامه، با پدیده‌های پیرامون و طبیعت و ویژگی‌های فرهنگی جامعه ای که در آن زندگی می کنند، آشنا می شوند و راه اندیشیدن و عمل کردن را طبق الگوهای فرهنگی جامعه خود می آموزند. آهنگ و وزن دلپذیر لالایی‌ها جهان زیبا و خیال پرور داستان‌ها، همراه با نغمه گیرای مادران و کلام افسونگر آنها، اندیشه و احساس کودکان و عاطفه کودکانه را می پروراند و حتی در شکل دادن به شخصیت فرهنگی آنان نقش مهم و اساسی و حساس دارد.

 

الف: تعریف لالایی

از قدیم ترین، مرسوم ترین و زیبا ترین نمونه ترانه‌های عامیانه «لالایی» است که با آوازی شاد و یا حزین برای خوابانیدن و گاهی هم برای نوازش کودکان خوانده می شود. لالایی‌ها همانند همه انواع ادبی عامه، سرشار از زندگی و واقعیت‌های آن است. مادر در لالایی، ضمن نوازش کودک و تشبیه او به زیباترین جلوه‌ها و مظاهر طبیعت و زندگی، از ظلم و ستم روزگار ناله و از همراهی زمانه شادی‌ها می نماید. مادر همه زیبایی‌ها را برای کودک می خواهد. آهنگ این ترانه‌ها، حرکت ملایم رفت و آمد گهواره را در یاد زنده می‌کند.

 

لالایی، نخستین موسیقی و اولین کلام ادبی است که گوش طفل با آن آشنا می شود و نخستین کلام ادبی و آهنگین است که از گهواره با نوای دلنشین لالایی، وزن و آهنگ را می آموزد. واژه «لالا» به معنای غلام و بنده و خدمتکار و شکل تحریف واژة آن «لَلِهْ» به پیر مردی که مربی و خدمتگزار بزرگزادگان است، اطلاق می گردد.

 

دهخدا در لغتنامه می نویسد: «مربی مرد طفل، چنان که خدمتکار قدیم و پیر از کنیزکان را دادا گویند و لالایی ترانه ای بوده که لالاها و لَلِه‌ها برای خواباندن طفل به کار برده و واژه «لالا» به معنای خفتن در زبان اطفال نیز باید از همانجا گرفته شده باشد.» (دهخدا، ۱۳۲۵، ذیل واژه)

 

«لالایی» صوتی است که بدان طفل را در گهواره خوابانند. (معین،۱۳۶۴، ۳۵۳۶، ذیل واژه). نیز امروز در بسیاری از نقاط ایران و به ویژه خطه فارس اصطلاحاً برای خوابانیدن و آرام کردن طفل از این کلمه ساده استفاده می شود و معطوف داشتن این کلمه به لالا به معنای غلام و خدمتکار می باشد (محمدبن خلف تبریز، ۱۳۵۲، ذیل واژه)

 

ب: مضامین لالایی

۱ـ محبت مادران

اولین و عمده ترین مضمون لالایی‌ها، عشق مادری است که سرچشمه ساخته شدن همه آنها را می توان غریزه مادری و مهر و علاقه وصف ناپذیر مادر به فرزند دانست.

 

لالالالا، حبیب الهر ازی کوچه مروبالار که دشمن‌های بد داریر سرت را می برن از رار گلم در خواب، گلم بیدارر گلم هرگز نشه بیمارر اگر خواهِ شوِ بیمارر خداوندا نگاهش دارر (شکورزاده، ۱۳۴۶، ۳۴)

 

۲ـ تشبیهات

مادران عموماً در لالایی‌ها فرزندان خود را به زیبا ترین نمادها که می شناسند، تشبیه می‌نمایند. نمادهای زیبای طبیعت، گل‌ها، پرندگان و … برای شیرین ترین رویاها و آرزو که در سر می پرورانند.

 

اُلالالا، گل خشخاشر اُلالالا، گل پنبهر اُلالالا،گل دشتیر اُلالالا، گل خیری

 

همینطور گل پونه، گل سوسن، گل گلشن، درخت سیب و زردآلو و …. نمونه‌هایی از تشبیهات به گل‌ها هستند.

 

و یا در لالایی، اُلالالا، گلم لالار عزیز و بلبلم لالار اُلالا بلبلم لالار بخواب جون دلم لالار چرا از بی کسی نالمر که همچی بلبلی دارمر اُلالا بلبلی با غمر تو هستی مرهم داغمر اُلالالا گل پنبهر بخوابه بلبل عمهر اُلالالا گلم باشیر به کاچو بلبلم باشیر اُلالای، لالالاییر بخواب ای کبک صحراییر که در مجموعه لالایی‌های کرمان آورده شده است طفل شش بار به بلبل و یک بار به کبک تشبیه شده است.

 

از دیگر موارد تشبیهات، تشبیه اطفال به جواهر قیمتی و پارچه‌های نفیس است.

 

اُلالالا، عزیز دونهر عزیزم لعل و مرجونهر اُلالالا، خدا دادستر خدا گنجی به ما دادست.ر (عبدالسلامی، ۱۳۴۱، ۱۵۹)

 

۳ـ قربان صدقه

دسته دیگر از لالایی‌ها، لالاهایی هستند که در آن مادر صریحاً علاقه خود را به فرزند ابراز می دارد و یا اصطلاحاً قربان صدقه فرزندش می رود.

 

اُلالالا که لالاتمر اسیر قدر و بالاتمر اُلالالا گل زردمر به قربون تو می گردمر اُلالالا، گل سوسنر سرت خم کن لبت بوسمر اُلالالا، حبیب منر به هر دردی طبیب منر (لوریمر، ۱۳۵۳، ۴۲)

 

۴ـ نگرانی‌ها

بخش دیگری از لالایی‌ها، آنهایی هستند که مادر فرزند خویش را از خطر بر حذر می‌دارد و به او هشدار می دهد که مراقب خود باشد و البته هشدارها گاهی هم با لحن خشونت همراه است.

 

اُلالالا، گل نعنار از این کوچه مرو تنهار که این کوچه همه شوخنر سرت را می برند از راه. (همان)

 

۵ـ دلگرمی

در بعضی از لالایی‌ها مادر فرزند خود را تسلی و نوید می دهد و پدر را به پشتیبانی او می فرستد.

 

اُلالالا، انار و بِهر خدا عمری به طلفم دهر که رود من پدر دارهر که خنجر بر کمر دارهر من از خنجر نمی ترسمر که قرآن در بغل دارهر (همان، ۶۰)

 

۶ـ آرزوها

دسته دیگری از لالایی‌ها که ناشی از مهر و محبت مادران است، شامل آرزوهایی است که برای فرزندان ذکر می گردد. آرزوهایی مثل سلامتی، طول عمر، زندگی و تحصیل و زیارت اماکن مقدس٫

 

اُلالالا، خدا یارتر خدا باشه نگهدارتر (همایونی، ۱۳۷۵، ۸۵)

 

البته گاهی هم آرزوهایی هستند که جنبه مادی آن قوی تر است و مادر در آن برای فرزند چیزهای قیمتی می طلبد و او را با شاهان و شاهزادگان هم طراز می داند؛ مثلاً فرزند را به ململ ملوس تشبیه می کند و کمربند زمرد و لباس قلم کار برای او می خواهد و برای او کاخی از مروارید می سازد:

 

اُلالالا، ملوس ململر که گهوارت چوِ صندلر کمربندت زمرد کارر که روپوشت قلم کارر (لوریمر، ۱۳۵۳، ۷۱)

 

۷ـ گلایه‌ها

گاهی هم در ضمن لالایی‌ها به اشعاری می رسیم که لحن گلایه مند دارند و در آن مادر از طفل می خواهد که آرام بگیرد و بخوابد ولی باید اذعان نمود که در ورای همین گلایه‌ها، محبت مادران از چشم مخفی نمی‌ماند و در اوج ناراحتی او را به گُل تشبیه می نماید:

 

اُلالالا، گل دشتیر همه رفتن تو برگشتیر همه خوابن، تو بیداریر همه مست و تو هوشیاریر اُلالالا تو لالا کن، دل ما را تسلی کنر (همان، ۵۶)

 

۸ـ ترساندن

گاهی هم لالایی‌هایی را می یابیم که در آنها مادران سعی در خواباندن فرزندان خود دارند و فرزند را از موجود خیالی «لولو» می ترسانند، ولی در نهایت و در اوج عشق مادری، از لولو می خواهند که بلاگردان طفل آنها باشد:

 

اُلالالای، لالاییر برو لولوی صحراییر برو لولو جهنم شور بلاگردون رودم شور برو لولوی صحراییر تو از رودم چه می خواهیر برو لولو پس دیوارر که طفلم می شود بیدارر برو لولو جهنم شور بیا پیش مرگ رودم شو… (همان، ۶۴) 

 

۹ـ مسائل زنان

در میان لالایی‌هایی که اکثراً به مسائل اجتماعی می پردازند، موقعیت اجتماعی زنان از مشخص ترین مضمون‌هایی است که به چشم می خورد و شاید بتوان علت را در این دانست که سازنده لالایی‌ها، عمدتاً زنان هستند و در این ترانه‌ها از وضعی که به آن‌ها تحمیل شده، گلایه دارند. در لالایی زیر به وضوح مرد سالاری و رسم نادرست چند همسرگزینی مردان مورد اعتراض قرار می گیرد:

 

اُلالالا، گل زیرهر بابات رفته زنی گیرهر خدا کنه سر نگیرهر زنش نیمه را بمیرهر (سخن، ۱۳۳۳، ۷۴۱)

 

از دیگر مسائل و مشکلات زنان در جامعه و در حوزه لالایی‌ها، دوری مرد از خانه است. دوری مرد از خانه و خانواده به علل گوناگون همسر در بین بعضی از لالایی‌ها به وضوح دیده می شود، دلایلی همچون کار، سربازی، جنگ و… مثلاً در لالایی زیر پدر در بیابان مشغول کار است و دنبال نان می گردد. لالالالا، گل پینهر باباش رفته پی گینه…. (گون) (فقیری، ۱۳۵۷، ۱۷۱ و ۱۷۲)

 

در لالایی دیگری مادر به فرزندش نوید آمدن قطار فشنگ و تفنگ لوله مرواریدی می‌دهد، البته توصیف همسر در این لالایی بسیار لطیف و عاشقانه است و با زیبایی فراوانی بیان شده است:

 

لالالالا، گل پستهر بُوات اومد قطار بستهر قبای زرد زنگاری برش بودر تفنگ لوله مرواری کولش بودر عرق به زیر زلفش دونه دونهر که گل بر زیر زلفش کرده خونهر (همان، ۱۷۴)

 

۱۰ـ محیط جغرافیایی

از دیگر اشارات و مضامین در لالایی‌ها، اشارات به محیط جغرافیایی و آثار تاریخی آنهاست:

بابات رفته سفر شیراز، لالاییر به جنگ شیر رفته باز، لالاییر (همان، ۱۷۴)

 

۱۱ـ اشارات مذهبی

از دیگر مضامین و موضوعات در لالایی‌ها، توجه به موضوع مذهب و شخصیت‌ها و اماکن مذهبی است؛ مثلاً: لالایت می کنم خوابت نمی آدر بزرگت می کنم یادت نمی آدر بزرگت می کنم تا زنده باشیر غلام حضرت معصومه باشیر غلام حضرت معصومه قمر زیارت می کنم هر صبح و هر شُم (همان، ۱۷۲)

 

۱۲ـ جنسیت

در خلال پاره ای از لالایی‌ها و خطاب‌های مادران به فرزندان، می توان جنسیت فرزند را هم حدس زد. البته در روایات مختلف بعضی از لالایی‌ها می توان به وضوح مشاهده نمود که اصل لالایی یکی است و فقط جنسیت متفاوت فرزندان، دو روایت گوناگون ایجاد کرده است. مثلاً: بزرگت می کنم تا زنده باشیر غلام حضرت معصومه باشیر و بزرگت می کنم تا زنده باشیر کنیز حضرت معصومه باشی…

 

که مشخص می گردد در روایت نخست، مسلماً طفل درون گهواره پسر و در دومی دختر است و نکته قابل تذکر و توجه این که مصراع آغازین و یا پایانی اکثر لالایی‌ها با نام فرزند پسر شروع می شود و یا به اتمام می رسد.

 

شیراز: حبیب الله به گهواره…

کرمان: حسین جانم به گهواره

تهران: محمدخان به گهواره

شیراز: ملک احمد به خواب رفته

و بسیار نادر اتفاق می افتد که گوینده، لالایی را با نام دختر شروع و یا ختم نماید.

 

۱۳ـ بیان ظلم و جور حکّام

از دیگر مضامین مطرح در ورای الفاظ لالایی‌ها، ظلم و جور حاکمان است که می توان از محتوا و الفاظ لالایی‌ها دریافت؛ مثلاً:

 

اُلالالا، به خواب میرهر که آب وِر باغ شاه میرهر که آب ور باغ شفتالور عزیزم مست و خواب آلو (عبدالسلامی، ۱۵۹،۱۳۴۱)

 

که در این لالایی می توان دریافت که روزگاری در سرزمین خشک و در اوج بی آبی، تنها آب به باغ شاه می رود و دیگران از نعمت آب محروم هستند.

 

۱۴ـ اشتغال

گاهی در یک لالایی می توان به اندازه یک کتاب در باب مناسبات و حرفه‌های یک منطقه آشنایی پیدا کرد. مثلاً مادر خراسانی، فرزند را به پای تخت حضرت رضا (ع) می فرستد و می داند که در حول و حوش این آستان مقدس، برای فرزندش کار و نان یافت می گردد. فرزند خراسانی می تواند اگر سرمایه ای هم ندارد، بر سر راه زوار بنشیند و یا به کار در مزارع وقفی حضرت بپردازد و یا در خود آستان مقدس به کار مشغول شود و غلام حضرت باشد.

 

بابات رفته به گلدستهر بابات رفته سر صندوقر دَرِ واکُن آقاش مِیهر (شکورزاده، ۱۱۷، ۱۳۴۶)

 

لالالالا، به مشهد ریر به پای تخت حضرت ریر اگر حضرت بفرمایهر تو جار و کش مرقدریر (همان، ۱۲۰)

 

امّا ژرف اندیشی در لالایی‌های شمال نشان می دهد که شاخص ترین اشتغال زنان و مردان شمالی، کار در مزارع برنج است که در جلگه‌های گیلان و مازندران به طور وسیع کشت می شود؛ همچنین توجه به ماهی گیری و ماهی فروشی را می توان در لالایی‌های شمالی دریافت:

 

لالا گِمه تِرخو بَیْرهر ته دشمنون تو بَیْرهر دوست دل آرزو بَیْرهر شکار بوره آهو بَیْرهر ماهیَ اِزدریو بَیْرهر تی مسِ چِشِ خوبَیْره

 

لالایی می کنم تا تو را خواب بگیردر دشمنانت تب کنندر دوستان تو به آرزوی خود برسندر شکار بروی آهو بگیریر ماهی را از دریا بگیریر چشمان مست تو را خواب بگیرد (عمرانی، ۱۱۶، ۱۳۸۱)

 

ج: ویژگی‌های برجسته لالایی‌ها

۱- عدم رعایت قافیه سنتی

قافیه در لالایی‌ها با اشعار فصیح و سنتی فرق اساسی دارد و بسیار دیده می شود که هیچ گونه قافیه ای رعایت نشده و فقط به آهنگ و وزن اکتفا می گردد و اوزان آن‌ها با اوزان عروضی متفاوت است و دارای حالتی انگار معلق و بینابین اوزان هجایی و عروضی با خصلت و ویژگی خود بیان شده است.

 

۲- سادگی و روانی

لالایی‌ها دل انگیزترین و پر احساس ترین شکل ادبیات با زیباترین و دل نوازترین عواطف پاک انسانی است و از آن جایی که سراینده و به کار برنده آن توده مردم هستند، بنابر این سادگی و روانی و پرهیز از آرایه‌های ادبی معنوی از مهم ترین ویژگی‌های لالایی است و نیازی به کار بردن واژگان مغلق و پیچیده ندارد.

 

۳- خصلت جمعی

لالایی‌ها از مسائل مشترک ناشی می گردد و «زاده اندیشه تنی واحد نیست» (آریان پور، ۹۶، ۱۳۵۸)

 

۴- خیال پردازی

لالایی‌ها خیال پرور هستند، از آن جایی که آدمی در همه حال خیال پردازی نمی کند و زمانی به این کار دست می زند که خود را از چیزی که لایق خویش می پندارد محروم و کوتاه دست می بیند برای جبران محرومیت و ایجاد تعادل روحی به تلاش برمی خیزد و در لالایی‌هایی که برای فرزندش می خواند به آرزوهایش دست می یابد.

 

۵- تقدیس زیبایی و نیکویی

در لالایی آن چه برای انسان سودمند است زیباست و آن چه به انسان آسیب می رساند زشت و نازیباست، به عبارت دیگر هنر لالایی مثبت اندیشی است و خوش بینی و امیدواری و دلپذیری.

 

۶- زبان گردی و انتقال

لالایی‌ها در زمان و مکان حرکت می کنند، راکد و جامد نیستند، از جایی به جایی و از شهری به شهری و از نسلی به نسل دیگر در گردش اند و از این رهگذر توشه خود را هم غنی تر می سازند.

 

۷- تشابه مضمونی

لالایی‌ها گاهی آن قدر به هم نزدیک و حتی شبیه می شوند که خواننده را به ناباوری می کشاند و حتی گاهی در جوامع مختلف هم این تشابه را می توان مشاهده نمود که شاید علت شباهت‌ها را در شفاهی و زبان گرد بودن لالایی‌ها و نقل و انتقال آن‌ها در میان نسل‌ها دانست.

 

۸- سرایندگی زنان

مضامین بسیاری از لالایی‌ها، بازگوی احساس و بار عاطفی مادرانه، همسرانه، خواهرانه و عاشقانه ای است که فقط می تواند از ذهن و خاطر یک زن بگذرد و بجوشد. چه در ورای لالایی‌ها بیان حال و احساس و اندوه و شوق آن، چنان با زندگی و طبیعت و روحیه زنانه همراه است و چنان ظریف و هوشیارانه از احساسات نهفته زنان پرده می بردارد که گاه یک مرد حتی قادر به تصورش هم نیست.

 

۹- گره خوردگی با نوا و آهنگ

لالایی‌ها اگر بدون نوای ویژه خود خوانده شوند هرگز بار خود را ندارند و به خاطر همین است که آن‌ها را اگر بخواهیم لمس و احساس کنیم باید با نوای خودشان بخوانیم تا بتوانیم تأثیر و نفوذ حیرت انگیزشان را بر جان و دل کودک تشخیص دهیم.

 

۱۰- سرایش تحت تأثیر زمان

شرایط زمان سرودن لالایی‌ها، همانند دیگر ترانه‌های محلی در ورای آنها متبلور است و از روی کلمات و پیوند کلمات آنها می توان شرایط اجتماعی-سیاسی و آداب و رسوم حاکم بر جامعه آن روزگار را بازشناخت و حتی کهنه و نو بودن شان را می توان از اصطلاحات آن تشخیص داد.

 

۱۱- شاعرانه بودن

هر چند سرایندگان لالایی‌ها شاعران برجسته و نامدار و حتی آشنا به علوم عروض و قافیه هم نیستند، اما گاهی بعضی لالایی‌ها چنان با ظرافت و لطافت و دقاقت پرداخته شده‌اند که از نظر محتوا و کلمات و واژگانی که در آن به کار رفته و شیوه ترکیب آنها و برداشتی که از محیط و اطراف در آنها وجود دارد و مایه غنای شعری و هنری در ردیف زیباترین اشعار قرار می گیرند و با چنان تازگی و شاعرانگی و شادابی همراهند که هرگز گرد و غبار نسیان و فراموشی و کهنگی نمی گیرند.

 

۱۲- توصیف عشق و امید

عشق به فرزند و همسر و برادر و خواهر و خانواده و دل بستگی و پیوستگی‌های مادر به آینده فرزند و گذراندن زندگی همسر از بیشتر مایه‌های لالایی هستند.

 

۱۳- توسل به امام علی(ع)

مادران در لالایی خود در سراسر ایران به امام علی (ع) امید بسیار بسته اند و برای برآرودن آرزوهای شان در خوشبختی فرزند، او را شفیع رئوف و مهربان و آشنا می دانند و حتی ویژگی‌هایی کریمانه را از او جست و جو می‌کنند که بسیار حیرت انگیز است.

 

۱۴- شوخی و طعن و گله

در متن لالایی‌ها، گاهی شوخی، گاهی طعنه و گاهی گله و شکوه‌های مطبوع مادرانه به چشم می خورند که زمزمه آنها بیان حال مادر از گریه‌های متداوم، بی خوابی و بهانه جویی کودک است که گاه شیرین می‌نماید و گاه طنز ولی در همه حال مادرانه.

 

د: اثرات لالایی

۱- لالایی‌ها علاوه بر نقش سرگرم کنندگی که از نقش‌های اصلی و کارکردهای پیدا و پنهان است، در آموزش مردم و نظم دهی به افکار، تداوم و ثبات بخشی به فرهنگ‌های جامعه مخصوصاً جامعه‌های سنتی اهمیت بسیار فراوانی دارد.

 

۲- لالایی‌ها حاوی شناخت‌ها، بینش‌ها، دانش‌ها و آگاهی‌هایی است که مردم به تجربه در زندگی اجتماعی خود از نسل‌ها آموخته اند و به کار برده اند.

 

۳- لالایی‌ها، مجموعه ای از آداب و رسوم، شکل پوشاک، باورهای مردم در عروسی، جنسیت فرزندان، آداب دید و بازدید با بزرگان، نشست و برخاست در مجالس، آئین رزم و پیکار، فتوّت و جوانمردی و اخلاق مربوط به گروه‌های قومی، اجتماعی، شغلی، سپاهی، اداری و مذهبی و… در دوره‌های متفاوت را بیان می کند و می‌شناساند.

 

۴- لالایی‌ها، ارزش و اعتبار مجموعه اعتقادات، اصول و اعمال مذهبی- اخلاقی، حقوق فردی و اجتماعی و رفتارهای آیینی- مذهبی را در جامعه تصدیق و تأیید می نماید.

 

۵- لالایی‌ها گاهی از شدّت سختی و موانع احتمالی جامعه به مادر و کودک می کاهد و روان خواننده و مستمع را آرامش می بخشد، ضمن این که لالایی‌ها با تکیه بر اعتبار و ارزش فرهنگ سنتی و ملی و نشان دادن بخردانه و بهنجار بودن رفتارها و سنت‌های گذشتگان، احساس پاس و احترام بر میراث فرهنگی را در جامعه بر می انگیزد و مردم را در تداوم و تکرار رفتارها و عقاید سنتی گذشتگان ترغیب و تشویق می نماید.

 

نتیجه :

۱ـ به جرأت می توان گفت که صبغه و سابقه ادبیات عامه عموماً و لالایی خصوصاً از تاریخ پیدایش خط و کتابت جلوتر است و قبل از نگاشت تاریخ و ادبیات مکتوب، نمونه‌های ادبی و هنری و در قالب لالایی از سینه راویان و نقّالان محفوظ مانده و به نسل‌های آینده سپرده شده است.

 

۲ـ لالایی، علاوه بر نقش نوازشی جهت خوابانیدن کودکان، سرشار از زندگی و واقعیت‌های یک جامعه است که گاهی برای کم کردن فشارهای ناشی از مبارزه با طبیعت و اجحافات مناسبات اجتماعی و بیان شوق‌ها و شادی‌ها ابراز می گردد، به عبارت دیگر لالایی نمایی از زمینه‌های ذوقی و ذهنی همگان و خصوصاً زنان جامعه در طول تاریخ و روبرو شدن با وقایع گوناگون و نحوه عکس العمل آن‌ها در برابر مسائل و حوادث زندگی شان را نشان و آموزش می دهد.

 

۳ـ به نظر می رسد که سرایندگان لالایی‌ها بیشتر مادران و زنان هستند که در گستره فرهنگ مردم ایران زمین گمنام هستند. چرا که نگاهی به مضامین لالایی اعم از محبت، قربان صدقه، دلگرمی، نگرانی، گلایه، ترساندن و بیان واقعیات زنان و… همگی از موضوعاتی هستند که به حسّ و حال و عواطف زنانه مرتبط می‌گردد و نقش مردانه در آنها کمتر نمایان شده است.

 

۴ـ ژرف اندیشی در درونمایه لالایی‌ها نشان می دهد که اکثر لالایی‌ها با وجود اختلاف از مکان و گویش دارای ویژگی‌های مشترک هستند که از جمله آنها می توان سادگی و روانی، خصلت جمعی، خیال پردازی، تشابه مضمونی، تقدیس زیبایی و نیکویی، پیوستگی و گره خوردگی نوا و آهنگ و شاعرانه بودن و… اشاره کرد.

 

۵ـ و نهایتاً باید گفت که مادران و زنان ایران زمین با خوانش لالایی‌ها علاوه بر ایفای نقش مادری و تربیتی خویش از حیث پاسداری از فرهنگ ملی و مذهبی در طول تاریخ، پیوسته حصنی حصین و در حقیقت گهواره جنبان تمدن و سیر متوالی فرهنگی ما بوده و هستند.

 

فرهنگ درخشانی که به یمن مادر بودن شان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی سترون و عقیم نبوده و پیوسته در کنار حفظ میراث‌های منقول شفاهی لالایی‌ها، افتخارآفرین ترین فرزندان بشری را در عرصه‌های گوناگون علمی، ادبی، هنرهای تاریخی، ورزشی و سیاسی و…. پرورش داده اند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــ

 

منابع و مآخذ:

ـ آریان پور، امیرحسین، جامعه شناسی هنر، انجمن کتاب دانشکده هنرهای زیبا، تهران، ۱۳۵۷

ـ دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، زیرنظر محمد معین و جعفر شهیدی، سازمان لغت نامه دهخدا، تهران، ۱۳۲۵

ـ شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، انتشارات فرهنگ ایران، چاپ علمی، تهران، ۱۳۴۶

ـ عبدالسلامی، حسین، لالایی کرمانی، کتاب هفته، شماره ۲۶، ۱۹ فروردین ۱۳۴۱

ـ عمرانی، سید ابراهیم، لالایی‌های ایران، انتشارات پیوند نو، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۱

ـ فقیری، ابوالقاسم، ترانه‌های عامیانه شیرازی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، شیراز، ۱۳۵۷

ـ لوریمر. ل. م. فرهنگ مردم کرمان، به کوشش فریدون وهمن، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۳

ـ محمد بن خلف تبریزی، برهان قاطع، به تصحیح و اهتمام محمد عباس، نشر پیروز، تهران، ۱۳۳۶

ـ معین، محمد، فرهنگ فارسی، جلد (۱) و (۳)، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۴۶

ـ همایونی، صادق، ترانه در فرهنگ مردم ایران، روزنامه همشهری، شماره ۲۱۹۳، ۲۵ مرداد ۷۹

منبع: روزنامه اطلاعات

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما