نخستین دادگاه مطبوعات
|۱۱:۹,۱۳۹۸/۱۱/۱۵| بازدید : 116 بار

 

 

مرتضی میرحسینی: نیمه بهمن ماه 1301 دادگاهی برای رسیدگی به اتهام مدیر یكی از روزنامه‌های پایتخت برگزار شد كه گویا نخستین دادگاه مطبوعات در تاریخ ایران بود. آن روز سیدعلی‌اكبر موسوی‌زاده‌یزدی، مدیر روزنامه «قیام» برای پاسخگویی به شكایت احمدشاه قاجار به محكمه رفت و مقابل قاضی و هیات منصفه ایستاد. ماجرا آن‌قدر برای مردم، حتی عامی‌ترین آنها جالب و بی‌سابقه بود كه جمع بزرگی به تماشای دادگاه رفتند و عملا خیابان منتهی به ساختمان محكمه را بند آوردند. بی‌سابقه و جالب بود از آن جهت كه شاه كشور از یك فرد عادی جامعه شكایت می‌كرد و منتظر طی شدن روال قانونی شكایت خود و رسیدگی حقوقی به موضوع می‌ماند. البته این ماجرا با میانجی‌گری میرزا حسن مستوفی‌الممالك، از سیاستمداران متنفذ آن سال‌ها خاتمه یافت و احمدشاه به خواست او شكایت خود را پس گرفت. چون شاكی خصوصی دیگر وجود نداشت، دادگاه هم موضوع را پایان‌یافته به «مصالحه طرفین» اعلام كرد و حكم به ختم پرونده داد. اما دولت، موسوی‌زاده را كه پیش از آن هم چند بار دیگر به شاه نیش و طعنه زده و به عده‌ای دیگر هم فحاشی و اهانت كرده بود از پایتخت اخراج كرد و به تبعید به یزد فرستاد. چنین دادگاهی دیگر تكرار نشد و كل ماجرا در حد یك اتفاق جالب و نادر باقی ماند. چندی بعد مجلس شورای ملی قانونی را تصویب كرد كه توهین آشكار مطبوعات به یكی از مقامات رده‌بالای دولت یا دربار یا یكی از بزرگان مذهبی، جرم عمومی شناخته و در محاكم عادی به آن رسیدگی شود. طبق این قانون حتی اگر شاكی خصوصی هم وجود نداشت یا وجود داشت و بعد شكایت خود را پس می‌گرفت، مجازات برای جنبه عمومی جرم نسبت به مجرم اعمال می‌شد. اما مقاله روزنامه قیام چه بود كه باعث رنجش احمدشاه و شكایت او از مدیر آن روزنامه شد؟ سوم بهمن، این روزنامه -كه البته هفتگی منتشر می‌شد و در واقع هفته‌نامه بود- در مقاله‌ای با عنوان «ایران آزاد» به شاه و قوام‌السلطنه (كه آن زمان ریاست دولت را به دست داشت) تاخت و یكی را برای بی‌توجهی به مسائل كشور و دومی را هم به خاطر بی‌تدبیری و فساد نواخت. «در مملكت مشروطه و استبدادی، شاه مادامی كه بر سریر سلطنت نشسته نمی‌تواند خود را بی‌علاقه نسبت به مملكت بداند.

 

هرقدر هم بی‌حس و عیاش و خوشگذران و پول‌دوست باشد باز به مملكت و تاج و تخت بی‌اعتنا نخواهد بود و در خلال خوشگذرانی‌ها و منفعت‌پرستی‌ها راضی نمی‌شود كه زمام امور به دست كسی قرار گیرد كه در اثر زمامداری او شورش و هیجانی میان مردم بر ضد سلطنت ریشه بدواند... سفر می‌كند در حالتی كه ملت ایران از علل موجبه آن مسافرت بی‌خبر و بی‌اطلاع است، مراجعت می‌كند در حالتی كه از مسافرت به خارج و دین احوال ممالك سائره و مشاهده ترقی ملل تغییری در او مشهود نمی‌شود... عجبا این همه استرحام و استغاثه ملت در گوش او موثر واقع نشده، توجه به مسائل مهمه از او دیده نمی‌شود. اگر از اوضاع داخلی و عدم صلاحیت زمامدار كنونی

[یعنی قوام] بی‌خبر است، پس صرف‌نظر كردن از مقام سلطنت مقدس‌ترین وظایف اولیه ملت خواهد بود.»

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما