تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش سوم
|۹:۴۷,۱۳۹۸/۱۱/۸| بازدید : 227 بار

 

 

تاریخ‌نویس مانند هر کس دیگری که چیزی را به خاطر نفس آن مطالعه می‌کند، در قبال چیزی که مطالعه می‌کند، «بی‌طرف» است، و این مستلزم آن است که به تفکر خود بیندیشد تا نه تنها آن را از خطا بری سازد، که از آن در برابر انحراف در جهت‌گیری ناشی از انگیزه‌های خارجی محافظت نماید. با این معنی که تاریخ‌نویس در قبال فعالیت کار تاریخی، ادای حق می‌کند؛ چون با انجام آن به خاطر نفس آن تا حدودی در حکم نظریه‌پرداز است؛ زیرا نشانه‌های اصلی تفکر نظری دقیقاً آن است که انگیزه‌های خودخواهانه ‌ندارد و ژرف‌اندیش است؛ یعنی به روی آن تأمل می‌کند تا کفایتش را حفظ نماید.

 

پس آنجا که تاریخ‌نویس در جنبه‌ای از گذشته به خاطر نفس آن به تحقیق می‌پردازد، جستجو برای عینیت و حقیقت از کار او تفکیک‌ناپذیر است، و بدین دلیل ممکن است برخی اظهار دارند که تنها وقتی رشته تاریخ با آن روح برعهده گرفته می‌شود، به راستی تاریخ است. خلاصه کار تاریخی عینی و درست است (باید باشد). در حقیقت این موضع برای بسیاری خوشایند است و مادام که کسی این‌گونه تلویح نکند که در واقع رشته تاریخ به‌مثابه الگویی ورای ما وجود دارد که تاریخ‌نویسان باید آرزوی آن را داشته باشند و در برابرش تسلیم شوند، ظاهرا اشکالی در آن نیست. اما عینیت و حقیقت معیارهای خداداده کار تاریخی نیستند؛ آنها فقط چیزهایی هستند که بیشتر مردم از تاریخ انتظار دارند و منظورشان از کلمه تاریخ است. و برخلاف آنان که ادعا می‌کنند که این‌گونه تاریخ آرمانی ناممکن است، دقیقاً بدان دلیل که عینیت و حقیقت ناممکن‌اند (مثلا به دلیل مداخله باورشناسی)، این‌گونه کار تاریخی، در حدی که مانند هر فعالیت دیگری، به خاطر نفس آن قابل انجام باشد، کاری شدنی است، خواص عینیت و حقیقت از قضا نتایج جنبی لازم و نه مطالبه‌ای اضافی است که به نام آرمان‌گرایی علی‌الظاهر مأیوسانه افزوده شده باشد.

 

انتقال تاریخ: «کتاب» تاریخ

دیگر جنبه کار تاریخ‌نویس عامل، انتقال نتایج آن کار است. این وظیفه بیشتر با کتاب‌ها و مقالات و نیز سخنرانی و گه‌گاه فیلم‌های «مستند» انجام می‌شود. اگرچه این رسانه‌های مختلف تا حدودی به مقاصد متفاوت می‌پردازند (مثلا درسنامه‌های مقدماتی، مقاله تفصیلی، مجموعه‌‌های مستند موفق)، اما برای منظور بحث در اینجا، اجازه دهید آنها را ذیل کلمه عام کتاب تلفیق نمایم. و سؤال این است: کتاب‌های تاریخ به چه درد می‌خورند؟ یعنی باید به چه دردی بخورند؟ تاریخ‌نویس به این تحقیق ورود نموده است؛ حالا پیشنهاد می‌کند که نتایج آن را انتقال دهد. تاریخ‌نویس بدین عنوان باید بکوشد چه به دست آورَد؟ فایده کتاب تاریخ چه است؟

 

جواب بدیهی این است: انتقال شناخت درباره جنبه‌ای از گذشته؛ اما این پاسخی ساده‌لوحانه است؛ زیرا انتقال شناخت گذشته در ذات کتاب‌های تاریخ است. ممکن است این فایده، دلیل نوشتن آنها نباشد. بنابراین سؤال ما باید این نیز باشد: فایده انتقال شناخت درباره گذشته چیست؟ و در این شکل، می‌توان به‌وضوح دید که سؤال دو جنبه دارد: چرا «شناخت» درباره گذشته را انتقال دهیم؟ و چرا شناخت درباره گذشته را «انتقال دهیم»؟

 

در این بررسی، این امر را مسلم می‌انگاریم که کتاب نماینده طرز تفکر تاریخ‌نویس نیست، آن‌طور که گویی شبیه یا سابقه همه فکری است که در مسیر این تحقیق اندیشیده است، بلکه کتاب محصول آن تفکر است (با دقت تهیه شده است) و بدین لحاظ می‌توان آن را شاهد چیزی دانست که در ذهن تاریخ‌نویس انجام می‌گیرد. و این به ما امکان می‌دهد که همان رویکردی را در قبال نوشتن کتاب تاریخ اتخاذ نماییم که درباره فعالیت تحقیق تاریخ‌نویس داریم؛ یعنی پرداختن به موضوع انگیزه تاریخ‌نویس از منظر تفاوت میان داشتن هدفی عملی و انجام آن به خاطر نفس آن.

 

نوشتارهای تاریخی با انگیزه عملی

پس منظور من از نوشتارهای تاریخی با «انگیزه عملی»، آن نوشتارهایی است که به مثابه وسیله‌ای برای یک هدف تولید شده ‌است. همان‌طور که پیشتر توضیح دادم، بررسی اهداف عینی متنوعی که افراد احتمالا دارند، برای انجام کارها به مثابه وسیله‌ای در خدمت یک هدف موضوعیت ندارد (و بعید است امکان داشته باشد)، و در همین حد، در مورد نوشتن کتاب‌های تاریخی مصداق دارد. اما چیزی که می‌توانیم بگوییم، این است که در حدی که متضمن انتقال شناخت درباره گذشته است، عقلا ممکن است این مقاصد مختلف ارتباط نزدیکتری با امکاناتی معمولی داشته باشند که فعالیت‌ها ارائه می‌نمایند؛ مثلا ممکن است سرویس خودرو به خاطر خود خودرو انجام شود؛ اما وقتی به عنوان وسیله‌ای برای یک هدف انجام می‌شود، معمولا انتظار داریم که آن هدف یا مقصود ارتباط مستقیم‌تری با امکانات آشکاری داشته باشد که فعالیت ارائه می‌نماید. در این مورد، معلوم می‌شود که هدفها آشکارا محدود است؛ یعنی برای آنکه خودرو را سریعتر، اقتصادی‌تر و یا ایمن‌تر بسازیم و یا برای نگهداری ارزش بازار آن و یا طولانی‌تر ساختن عمر کاری آن. ممکن است هدف دورتر، جلوگیری از در خانه ماندن همسر و هدفهای فراوان دیگری باشد که هر کس می‌تواند تصور نماید!

 

اما ماهیت ذاتی فعالیت (یعنی انتقال شناخت درباره گذشته) ـ در صورت اعمال بر نوشتن کتاب تاریخ ـ مجموعه‌ای بسیار وسیع از اهداف ممکن و دارای ارتباط مستقیم با آن را ارائه می‌نماید (اگرچه تصور این‌گونه اهداف عاریتی ممکن است). ممکن است تاریخ برای سرگرمی خواننده نوشته شود؛ مثلا برای ایجاد اشتیاق، انگیزه، ترس یا سرگرمی. ماکیاولی شکایت می‌کرد که حتی اگر تاریخ بدون وجود چنین هدفی در ذهن نوشته شده باشد، این چیزی است که بسیاری از خوانندگان می‌خواهند و روشن است که «شناخت درباره گذشته» حوزه‌ای است که فرصت‌های فراوانی را برای کسانی فراهم می‌آورد که آرزو دارند تاریخ را برای آن هدف بنویسند و بدین منظور نیز نوشته شده‌اند. زندگینامه‌نویسی عامه‌پسند اغلب مثالی از این مورد است.

 

همچنین ممکن است تاریخ را به منظور ایجاد اختلاف نظر از طریق مختل ساختن برداشت‌های درازمدت مردم درباره دوره‌ها یا شرایط مهم گذشته نوشت، احتمالا به عنوان وسیله‌ای برای تاریخ‌نویس بلندپرواز تا اثری از خود بر جا گذارد. گونه بدیهی این نوشتارهای تاریخی، گونه «تجدیدنظرطلب» است که در آن قضاوت در این باره مهم است که آیا گزارش‌های بدیلشان عمداً در انزوا تهیه شده‌، یعنی دارای انگیزه عملی‌اند، یا از قضا دارای همان دقتی هستند که تاریخ‌نویس بی‌طرف چیزها را می‌بیند؟

 

راه دیگری که در آن تاریخ آشکارتر خود را به مثابه وسیله‌ای معرفی می‌کند که برای یک هدف نوشته شده، شیوه متقاعدسازی تاریخی است که در آن تاریخ‌نویس گزارش خود را به گونه‌ای تدوین می‌نماید که خواننده را به سوی این تعهد سیاسی جلب می‌کند که مثلا تاریخ رسمی، به منظور پرورش حس اعتماد ملی یا حتی پیروزی، از جانب دولت تأیید، بررسی و تأمین مالی شده است؛ اما سوای اینها، تاریخ‌هایی هستند که به منظور توجیه اهداف جنبش‌های انقلابی یا ملی‌گرایانه و با تلاش برای نشان دادن حقانیت شکایات تاریخی و تلویحاً تداوم انعکاس آرمانشان نوشته شده است. بدین لحاظ این تاریخ‌ها (مانند هر چیزی که به مثابه وسیله‌ای برای یک هدف نوشته شده است) در عین حال همان‌قدر در حال ورود می‌کند که در گذشته، و برداشت از ظاهرشان به عنوان تاریخ ساده‌لوحانه است. تا حدودی اطلاعات و قضاوت‌هایی که در بر دارند، به دلایلی، مورد ظن‌اند، اگرچه لزوماً نادرست نیستند.

 

این‌گونه اهداف سیاسی را می‌توان ذیل گونه موسع‌تری گنجاند، یعنی نوشتن تاریخ به منظور انتقال پیامی که می‌توان آن را عموماً اخلاقی خواند؛ مثلا ممکن است نویسنده‌ای بخواهد محرومیت اجتماعی، تبعیض نژادی یا جایگاه زنان را به مثابه موضوعات دارای ریشه در گذشته و تلویحاً به عنوان موضوعاتی برجسته سازد که هنوز باید مورد توجه قرار گیرند. تاریخ زنان، تاریخ سیاهان و تاریخ میراث و فرهنگ اقلیت‌ها، نمونه‌هایی هستندکه در آنها این پرسش معقول است که: آیا برای دستیابی به هدفی اخلاقی نوشته شده‌اند، یا همان‌طور که کاملا امکان دارد، به خاطر نفس‌آن؟

 

در همه این مثال‌ها که ممکن است انتقال شناخت گذشته با هدفی خارجی مرتبط باشد که آن فعالیت با وضوح بیشتری مشوق آن است (یعنی متمایز از اهداف «تجربی»)، این مشاهدات را بر این اساس انجام دادیم که نویسنده از هدف خود کاملا آگاه است؛ اما لزوماً نباید چنین باشد؛ زیرا بسیاری استدلال کرده‌اند که ممکن است نوشتارهای تاریخی را کسانی تولید کنند که اعتقاد دارند تنها به خاطر نفس آن می‌نویسند، اما نوعی یکسویگی از خود بروز می‌دهند و بدین ترتیب یک پیام اخلاقی را تلویح می‌کند که نویسنده از آن ناآگاه است.

 

باورشناسی و انتقال تاریخ

باورشناسی کلمه‌ای است که در اواخر سده هجدهم مطرح گردید و بعدها به‌خصوص به بخشی تفکیک‌ناپذیر از نظریه‌های مارکس درباره تاریخ و جامعه تبدیل شد و برای بیان مفهومی به کار رفت که با آن بسیاری از افکار مردم توجیه‌پذیر می‌گردد، البته نه به عنوان محصول آزاد تفکرشان، بلکه به عنوان افکار ناشی از جایگاهی که به‌خصوص از نظر منافع مادی مرتبط با آن، در جامعه دارند. اگرچه باورشناسی از آن زمان به بعد موجد بحثهای فراوانی بوده است، اما می‌توانیم بگوییم که کمابیش مجموعه منسجمی از افکار درباره دنیایی است که در خدمت وظیفه فهم‌پذیرسازی آن دنیا برای مقاصد عمل و یا تعهد قرار دارد.

 

وقتی عمل می‌کنیم، عمل‌مان بر این اساس است که چگونه ویژگی‌های مرتبط دنیایمان را می‌بینیم یا می‌فهمیم و همین‌طور وقتی در حوزه اجتماعی عمل می‌کنیم، شامل وظایف و تعهدات و برداشت‌های‌مان از عدالت، شر و فضیلت، فعالیت سیاسی و اهداف اخلاقی‌مان است. آن دیدگاه یا دریافت باید انعکاس دنیایمان بوده یا معنایی در آن باشد که منطبق بر پیگیری علایق‌مان و نه در تقابل با آن قرار گیرد؛ زیرا دیگر چگونه می‌توانیم در دنیا، در تمایز از صرف مشاهده یا تفکر بر آن، عمل کنیم؟ حتی موردی هست که در آن عمل مستلزم انجام کارهایی است که در غیر این صورت برای ما نامطلوب است، همانند وقتی که فرد مسیحی برخلاف منافع مستقیم خود عمل می‌کنند، مانند پیش آوردن گونه دیگر خود برای سیلی خوردن؛ زیرا به عدالت غایی اعتقاد دارد که اجرای آن در رستاخیز تضمین شده است.

 

فرض دیگر آنان که از مفهوم باورشناسی استفاده می‌کنند، این است که از آنجا که مردم جایگاه‌های متفاوتی در جامعه دارند، درنتیجه، دریافت‌ها یا نظرات متناظر متفاوتی درباره زندگی اجتماعی خواهند داشت که منافع مرتبط با آن جایگاه را منعکس می‌سازد. بدین لحاظ اگرچه ممکن است باورشناسی منحصر به فرد باشد، اما این کلمه معمولا برای اعمال بر گروه‌های قابل شناسایی در جامعه به کار می‌رود، مانند طبقات مختلف، گروه‌های سنی مختلف، جنسیت‌ها، اقلیت‌های فرهنگی، نژادی و ملی، که با اعضای دیگر گروهشان «جهان‌بینی» مشترکی دارند. بر این اساس، گفته شده که زنان به بسیاری از جنبه‌های دنیا، به گونه‌ای متفاوت از مردان می‌نگرند؛ فرضیات طبقه کارگر درباره کار، خانواده و سیاست، از فرضیات طبقه متوسط متفاوت است؛ سیاهان تنگدست دنیا را شاید به شکلهایی اساساً متفاوت از سفیدان متخصص ثروتمند می‌بینند.

 

فرض دیگر آن است که این شیوه‌های متفاوت نگرش به دنیا که برای مقصود عمل اجتماعی و اخلاقی مناسب، به دنیا معنی می‌بخشد، به منظور ارتقای منافع گروه ذیربط، نه تنها آگاهانه حفظ که در حقیقت عامدانه تبلیغ می‌شود، در عین حال می‌تواند مجموعه‌ای از فرضیات ناخودآگاهی را نیز شکل دهد که تفکر مردم را متأثر می‌سازد. خلاصه ممکن است افراد اعتقاد داشته باشند که با نگاهی منصفانه و عینی به دنیا می‌نگرند، اما در حقیقت یکسونگرند؛ زیرا فرضیات ناخودآگاهی دارند که این یا آن باورشناسی را شکل می‌دهد.

 

اگر چنین باشد، پس تفکر آنها باورشناختی است، نه بی‌طرفانه و بدین دلیل، وقتی اظهاراتی را درباره دنیا منتقل می‌سازند، بدون قصد یک دستور کاری عملی را ارتقا می‌بخشند که حامی موضع و اهداف گروهی است که به آن تعلق دارند. در حدی که این مفهومی واقع‌بینانه درباره چیزی است که می‌تواند ویژگی آگاهی مردم باشد، موردی خاص اما بالقوه همه‌جاگیر از چیزی را ارائه می‌کند که من آن را انگیز? دارای مبنای عملی خوانده‌ام: خاص (در حقیقت تقریباً ناسازوار) زیرا انگیزه ناخواسته است و بالقوه همه‌جاگیر؛ چون هر کس جایگاهی را در جامعه در تقابل با دیگران، و مرتبط با «منافع» مختلف اشغال می‌کند.

 

نکته آخر که نکته‌ای نگران‌کننده و مسئول بیشتر مجادلات حاد پیرامون مفهوم باورشناسی و تفکر باورشناختی است، این ادعا از جانب برخی است که تفکر باورشناختی تنها یک ویژگی نیست که به دریافت‌های مردم از دنیای (اجتماعی) ملصق گردد، بلکه ویژگی پرهیزناپذیری است که هیچ‌گاه از آن گریزی نداریم. خلاصه برخی مدعی‌اند که هر اندیشه‌ای دست‌کم در خصوص امور انسانی «باورشناختی» است، و بنابراین چیزی است مانند معنایی تا حدودی پیچیده یا تحریف‌شده که درباره تفکر عملی تبیین شده به طوری که اظهارنظری راستین درباره امور انسانی را ناممکن می‌سازد، یا حتی شاید سؤالاتی را درباره ماهیت عینیت و حقیقت پیش می‌آورَد، که معمولا وقتی در مورد امیدهایمان مطرح می‌شود که آرزومندیم چیزی را دریابیم.

 

این ادعا را که در انواع رشته‌ها صادق است، پایین‌تر بررسی خواهیم کرد، اما نباید تعجب کنیم که یکی از مظنونان اولیه اتهام برخورداری از محتوای باورشناختی (در موارد خاص یا به ناچار همیشه)، کتاب تاریخ است؛ زیرا دلیل ذاتی منطقی آن دقیقاً انتقال شناخت و درک امور گذشته انسان است. بدین ترتیب این باور وجود دارد که کتاب تاریخ علاوه بر ارائه فرصت‌های فراوان به مثابه ‌وسیله برای هدفی خارجی یا به مثابه وسیله انتقال یک جهان‌بینی باورشناختی، آشکارا برای متقاعد ساختن خوانندگان در جهت تعهدی اخلاقی، اجتماعی یا سیاسی طراحی شده و نیز به‌خصوص به عنوان مجمعی است که در آن ارزش‌های اجتماعی ـ ‌سیاسی به طرزی بسیار نامستقیم‌تر و متمایزتر، اما ناآگاهانه در گزارش‌های ظاهراً بی‌طرفانه ‌نفوذ می‌کند که تاریخ‌نویس در باره حوادث و اوضاع گذشته مطرح می‌کند.

 

هرگاه مورد اخیر رخ دهد، اگر باورشناسی خاصی که مورد اعتقاد ناخودآگاه تاریخ‌نویس است، ناخودآگاه مورد نظر خوانندگان نیز باشد، بسیار مخاطره‌آمیز است؛ زیرا قادر به درک آن نخواهند بود، با این فرض که در عوض تاریخی را می‌خوانند که از نظر عینی درست است. از سوی دیگر، هرگاه باورشناسیی که در کتاب تاریخ نفوذ می‌کند، از باورشناسی خواننده متفاوت باشد (یا آنجا که به‌رغم این ادعای ناممکن، خواننده اصلا تفکر باورشناختی ندارد)، امکان زیادی هست که خواننده نفوذ آن را کشف نماید و بدین ترتیب در حد مناسبی در قبال تاریخی که می‌خواند، محتاط حتی مظنون باشد.

 

برای ایضاح آنچه منظور مردم از باورشناسی است، به قدر کفایت گفتیم و گفتیم چگونه مانند دیگر انواع تفکر دارای انگیزه عملی بر شکل‌گیری و انتقال شناخت تأثیر دارد، و دیدیم که اگر قرار است تاریخ‌نویسان (و نیز برخی دیگر رشته‌ها) به عنوان عامل به تاریخ و خواننده آن، به خود اعتماد داشته باشند، لازم است قادر به درک مفهوم‌ها باشند. به دلیل پیچیدگی بالقوه مفهوم و موضوعات مطرح در بررسی‌های قبلی انواع صریح‌تر «کتاب» تاریخ دارای انگیزه عملی، اتمام این بخش با طرح قیاسی ساده و ترسیم نقاط اصلی مفید است.

 

بیایید کودک خردسالی را فرض کنیم که می‌خواهد بفهمد تیغ چیست. پدرش به او می‌گوید که تیغ نوعی کارد بسیار تیز و خطرناک است که برای اصلاح صورت به کار می‌رود. خوب، چیزی که گفت، درست است، اما تنها گزارشی «یکسونگرانه» از تیغ صورت‌تراشی است، «یکسونگرانه» به آن دو معنی کلمه که پیشتر اشاره شد: اول، یکسونگرانه است، زیرا چیزهای بسیار دیگری را که می‌توانست درباره تیغ اصلاح بگوید حذف نمود؛ یعنی سایر کاربردها، از چه ساخته شده، چرا آنقدر تیز است و مانند آن. با این همه پدر تنها یک یا دو چیز درباره تیغ اصلاح گفت و درک آن دشوار نیست که این بدان روست که می‌خواست دخترش را از خطری حفظ کند که تیغ برایش دارد. پس این دومین معناست که در آن دریافتی که او ارائه می‌کند، «غیر بی‌طرفانه» است، یعنی «یکسویه» یا تحریف‌شده و در جهت تحقق هدف برحذر داشتن دخترش از دست زدن به تیغ اصلاح است. خلاصه، این مثالی است از انتقال دریافت با انگیزه عملی. این گزارشی بی‌طرفانه از تیغ اصلاح نیست؛ اما این بدان معنی نیست که براین اساس چیزی که می‌گوید درست نیست، بلکه به بیان حقوقی، آن «حقیقت، کل حقیقت و هیچ چیز جز حقیقت» نیست.

 

به علاوه اگر می‌خواست هشدار خود را درباه تیغ اصلاح پیش ببرد، البته می‌توانست افسانه ترسناکی برای متقاعدکردن بیشتر دختر تأثیرپذیر خود ابداع کند. اما در مورد نوشتن تاریخ برای مقاصد عملی، باید فکر کرد که ممکن است این‌گونه «اسطوره‌سازی»، مقصود او را تحت‌الشعاع قرار دهد، زیرا خطر غافلگیری ضمن دروغگویی وجود دارد، اما نه اینکه مانع آن شده باشد که تاریخ‌نویسان دارای انگیزه عملی از انجام آن (به‌خصوص آنجا که از تاریخ برای اهداف صریحاً باورشناختی سیاسی استفاده می‌کنند)، و سوق میلیون‌ها نفر به اعتقاد به آنها (حتی اگر فقط برای مدتی باشد) خودداری کنند.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما