يک کشف مهم در تاريخ‌نگاری علم کلام / حسن انصاری
|۱۲:۵۹,۱۳۹۸/۱۱/۷| بازدید : 448 بار

 

کتاب تثبيت الامامة که سامی مکارم در سال ۲۰۱۳ و از سوی مؤسسۀ اسماعيلی لندن چاپ کرد بی ترديد اثری از منصور خليفه فاطمي (خلافت: ۳۳۴ تا ۳۴۱ ق) نيست. ناشر البته کتاب را منسوب به منصور فاطمی منتشر کرده و دربارۀ اين انتساب قطعيتی ابراز نکرده اما برای کسی که با ادبيات بحث‌های کلامی در زمينۀ امامت از ديدگاه شيعه آشنا باشد و تحول تاريخی آن را بداند ترديدی وجود ندارد که اين کتاب نه تنها نمی‌تواند از منصور فاطمی باشد بلکه حتی نمی‌تواند تأليفی از دوران او باشد. محتوای کتاب با ادبيات فاطمی و تحول انديشگی آنان در زمينۀ مباحث کلامی و اعتقادی سازگار نيست و بل معلوم است که نمی‌تواند نوشته کسی باشد که خود مدعی سيادت و انتساب به حضرت امير (ع) و پيامبر (ص) است و همچنين خود ادعای امامت دارد. اين نوشته تأليف کسی هم عصر منصور هم نمی‌تواند باشد. ادبيات و سبک و سياق پردازش کتاب حتی از لحاظ فورم و صورت به نوشته‌ای از سدۀ دوم و نهايتا اوائل سده سوم می‌ماند. اگر کسی با ادبيات متن‌های کلامی قرن دوم آشنا باشد به سادگی می‌تواند به عدم امکان انتساب این کتاب به آغاز سده چهارم باور کند. نوع اصطلاحات و دنيای واژگانی و مفاهيم به کار گرفته شده و تحولی که در بحث امامت نمايندگی می‌کند کتاب را تأليفی از آخر سده دوم نشان می‌دهد. من در این زمينه ترديدی ندارم. اين کتاب بر پایۀ دو نسخه بسيار متأخر (از اوائل قرن چهاردهم قمری) تصحيح شده و بر اساس آن نسخه‌ها کتاب تأليفی از منصور فاطمی فرض شده است. معلوم است که اين سند استواری نيست. هيچ دليل داخلی و يا خارجی ديگری هم در سرتاسر کتاب وجود ندارد که بر آن اساس کتاب را تأليف منصور فاطمی و بل سهل است حتی نويسنده‌ای اسماعيلی مذهب بدانيم. در سرتاسر کتاب هيچ گونه مفهوم و يا باوری که خاص اسماعيليان باشد ديده نمی شود.

 

آقای مادلونگ چند سال قبل از انتشار اين کتاب مقاله‌ای دربارۀ اين کتاب منتشر کرد و نسبت اين کتاب به منصور فاطمی را نه تنها جدی گرفت بلکه اسباب و اغراضی هم از روی تاريخ فعاليت منصور به عنوان خليفه فاطمی و سياست‌های مذهبی او مرتبط با تأليف اين کتاب پيشنهاد کرد. طبعا با توجه به آنچه ما در اينجا گفتيم معلوم است مطالب ايشان صرفا بر پايۀ اعتماد به اين انتساب متأخر و گمانه‌زنی‌هایی فاقد سنديت تاريخی است. در واقع آنچه آقای مادلونگ دربارۀ اين کتاب مرتبط با انتساب آن به منصور فاطمی نوشته‌اند فرضياتی است که با واقعيت کتاب سازگار نيست. چنانکه گفتم ادبيات کتاب به نوشته‌ای سدۀ دومی می‌ماند و کتاب اساسا نمی‌تواند از منصور فاطمی باشد. البته آقای مادلونگ در آن مقالۀ خود اذعان دارد که جز به دلیل يکی دو نکتۀ خيلی حاشيه‌ای کتاب را می‌توان نوشتۀ عالمی امامی مذهب دانست. با اين وصف کل نوشتۀ ايشان بر اين فرض استوار است که کتاب تأليفی است از منصور فاطمی. آنچه آقای مادلونگ به عنوان نکاتی جزیی در مخالفت اين فرض که «نوشتۀ مورد بحث اثری از عالمی امامی است» مطرح کرده‌اند برخلاف گفتۀ ايشان ابدا دليلی بر عدم تأليف کتاب از سوی عالمی امامی نیست. در واقع اتفاقا آنچه در اين يکی دو مورد ديده می‌شود نشان از قدمت کتاب و تأليف آن قبل از تثبيت باورهای اماميه در خصوص دکترين امامت و نص دارد.

 

کتاب مورد بحث نوشتۀ عالمی است از متکلمان اماميه و با ادبياتی که نشان می‌دهد نويسنده اش يک متکلم برجسته است. مبانی فکريش دقيقا همانی است که از مکتب هشام بن الحکم می‌شناسيم. ادبياتش و نوع بيانش به آن دوره می‌ماند. معتقد به نص است و با هر گونه غلوی در حق ائمه که آنان را جای خدا و يا پيامبر قرار دهد مخالف است. در عين حال اين کتاب سند بسيار ارزشمندی است برای اصالت و قدمت انديشۀ امامت و نص و علم امام در مقام وارث پيامبر در تشيع سده دوم قمری. از نکات بسيار مهم اين کتاب آن است که نويسنده اصل در امامت را نص می‌داند و قرابت و نسب را به نحوی بيان می‌کند که در ضمن آنکه اهميت دارد اما برای او مرکزيت ندارد. در واقع اين برخلاف آنچه آقای مادلونگ در اين مقاله گفته و آن را شاهدی بر مخالفت جزیی کتاب با عقايد اماميه فرض کرده خود بر امامی بودن نويسنده دلالت دارد. در انديشۀ متکلمان امامی آنچه مهم است نص است و ملاک در امامت بر آن استوار است. البته نويسنده طرز بيانش طرز بيان کسی است از سده دوم قمری. اگر کتاب تأليف آخر سده دوم است روشن است که هنوز بسياری از جزئيات تاريخی در نحوه تداوم سلسلۀ امامت که برای نويسنده‌ای از اول سدۀ چهارم آشکار بود نمی‌توانست روشن باشد. متن کتاب کاملا گواه آن است که نويسنده در زمان حضور امامان کتاب خود را نوشته و خود هم مدعی امامت نيست.

 

نام کتاب با اينکه در نسخه‌ها تثبيت الامامة است اما در خطبه و مقدمه کتاب اشاره‌ای به اين نام ديده نمی‌شود و به نظر من اين عنوان ريشه‌ای در زمان تأليف کتاب ندارد. من احتمال قوی می‌دهم که کتاب ما تأليف ابوالحسن علي بن اسماعيل بن شعيب بن ميثم بن يحیی التمار باشد که از متکلمان برجستۀ اماميه و از شاگردان هشام بن الحکم بود و در وصف او گفته شده که "أول من تکلم في مذهب الإمامة" (در منابع گاهی تنها به عنوان علی بن ميثم شناخته می‌شود). اين عبارت در واقع هم اشاره دارد به مذهب اماميه و هم بحث امامت. البته قبل از او هشام بن الحکم آثار متعددی در امامت داشته اما آنچه ابن نديم دربارۀ علی بن اسماعيل می‌گويد به معنی اين است که او نخستين کسی بود که دکترين امامت اماميه را در شکل منظومه‌ای کامل، یعنی آنچه پايۀ مذهب اماميه شد، در ساختاری کلامی مطرح کرد. اين کاملا با وضع کتاب مورد بحث سازگار است. او علاوه بر کتابی به نام الکامل في الامامة کتابی ديگر داشته به نام الاستحقاق. متن مورد بحث می‌تواند يکی از اين دو کتاب باشد. در مقدمه کتاب (ص ۲) از "واستحقاقه الأمر دون غيره" به عنوان هدف تأليف کتاب و در ارتباط با امامت حضرت امير (ع) سخن می‌رود. او کتابی هم با عنوان مجالس هشام بن الحکم داشته و گفته شده که با ابوالهذيل علاف و ابراهيم نظام، دو متکلم معروف معتزلی، مناظره داشته است. از علی بن ميثم مطالبی دربارۀ امامت در اختيار است که مضامين آنها با کتاب ما سازگار است.

 

احتمال دارد که از نام نويسنده اين کتاب يعنی علی بن اسماعيل در نسخه‌ای کهن تنها نام اسماعيل ديده می‌شده و به همين دليل آن را نوشته منصور فاطمی دانسته‌اند که می‌دانيم نامش اسماعيل است. ما می‌دانيم که فاطميان و اسماعيليان به برخی از ميراث کهن شيعی دسترسی داشته‌اند. بعيد نيست در حالی که نسخۀ اين کتاب علی بن اسماعيل در ميان اماميه مفقود شده در نزد اسماعيليه و فاطميان موجود بوده و در گذر زمان در خزانه‌های آنان بر اثر اشتباه به اسماعيل منصور، خليفه فاطمی نسبت داده شده باشد. آنچه مسلم است اين است که نشانی از تأثيرپذيری از خط استدلالی اين کتاب در زمينۀ امامت در آثاری که از اسماعيليان در زمينۀ امامت در اختيار داريم ديده نمی‌شود. هيچ يک از کتاب‌های احمد بن ابراهيم نيشابوري، ابوالفوارس و حميد الدين کرماني که مستقلا درباره امامت نوشته شده و همه نويسندگان آنها اندکی بعد از زمان منصور فاطمی می‌زيسته‌اند شيوه تأليفی و استدلالی شان درباره موضوع امامت شباهتی به کتاب "تثبيت الامامه" و يا بهتر بگويم کتاب ما که به احتمال زياد تأليف علي بن اسماعيل است ندارد.

 

بر اساس اين کتاب می‌توان تاريخ علم کلام امامی نخستين را از نو بازنوشت. من در سلسله مقالات و بحث‌هایی به اميد خدا اين کار را پی خواهم گرفت؛ ولله الحمد أولا وآخرا.

منبع: کاتبان - بررسی‌های تاریخی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما