قلمرو زیبایی در گفتگو با دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
|۱۴:۴۶,۱۳۹۸/۱۰/۴| بازدید : 429 بار

 

اشاره: از جمله ویژگی‌های استاد یگانه این روزگار، آقای دکتر شفیعی کدکنی این است که به هر دلیل، از مصاحبه و گفتگو با جراید پرهیز می‌کنند. شاید یکی از دلایل توفیقشان در انجام این‌همه آثار پربرگ و بار، همین باشد. با این حساب پیداست که وقتی در نشریه‌ای مطلبی از ایشان با عنوان گفتگو چاپ می‌شود، چقدر برای خیل مشتاقان جذاب و شنیدنی خواهد بود. فصلنامه مطالعات ایرانی «پویه» در یکی از شماره‌هایش که به نوعی ویژه گفتگوست، مطلبی را که برآمده از جلسه‌ای دوستانه با حضور استاد شفیعی بود، در اختیار عموم گذاشته که با همه کوتاهی‌اش، بسیار آموزنده است. در بخشی از مقدمه پویه می‌خوانیم: موسیقی، شعر و عرفان، سه میدانی است که در مرتبه‌ هنر و زیبایی، فضاهایی را می‌آفریند که فهم و به رسمیت شناختن «آن دیگری» را بر پایه‌ای عینی و واقعی، ممکن می‌کند. بر اساس نظریات امروزین در مورد گفتگو، مفاهمه و به رسمیت شناختن طرف مقابل، گفتگو را از حالت تک‌گویی و چانه‌زنی به سوی دوگویی (دیالوگ) جهت می‌دهد. در چنین گفتگویی «آن دیگری» فقط یک عامل برای رسیدن به هدف نیست، بلکه یک هستی است که باید آن را فهمید و خود را به آن فهماند و با او درآمیخت.

 

اگر بخواهیم به عنوان یک ایرانی، گفتگو را به مثابه بنیاد دمکراسی توجیه کنیم، باید از کجا آغاز کنیم؟

برای گفتگو باید از تمام سطوح استفاده کرد. گفتگویی که پایه‌هایش بر داده‌های فلسفی و حکیمانه باشد، خیلی ارزش دارد؛ اما چیزی هست فراتر از «علم» و «فلسفه»، و آن «هنر» است. در شمال آفریقا، ‌مثل مصر یا مراکش وقتی حتی ترانه‌های موسیقی پاپ قدیم ایران را می‌شنوند، با علاقه به آنها گوش می‌دهند و لذت می‌برند. باید بدانیم که هنر بنیاد ازلی و ابدی دارد. در تاریخ بشر، سخن آخر را علم و فلسفه نمی‌گوید؛ فاتح نه علم است و نه فلسفه، بلکه هنر و زیبایی است. دولت‌های ما به هنر توجهی ندارند. در صورتی که گفتگویی که شما درصدد تحقق آن هستید، آن چیزی که گفتگوی هرچه وسیعتر را برای میدان فرهنگ ملی ما و جهان ایرانی تحقق می‌دهد، هنر است و زیبایی. پایه‌های گفتگو باید بر هنر باشد. با سینمای فرهادی و کیارستمی و موسیقی علیزاده و شجریان بهترین گفتگو را می‌توانیم داشته باشیم. رادیو و تلویزیون ما نابخردانه مردم را از صدای شجریان محروم می‌کند. در صورتی که شجریان وقتی می‌خواند، تا داخل ایالت سین‌کیانگ چین‌ هر که آن را بشنود، لذت می‌برد؛ ما قدر آن را نمی‌دانیم. مردم نباید از این زیبایی‌ها محروم شوند.

 

یک اصل در گفتگو این است که وقتی دیگری را به رسمیت می‌شناسیم و «آن دیگری» را همچون خود واجد ارزش انسانی می‌دانیم، می‌توانیم گفتگو کنیم. در ادبیات و فرهنگ ما به چه چیزی اشاره شده است؟

شما حرف عجیبی می‌زنید. مثل این است که بپرسیم کجا هوا وجود دارد؟

 

در ادبیات ما کجا چنین شواهدی وجود دارد که بتوانیم بر آن تکیه کنیم به نحوی که آن دیگری را که دین و کیش دیگری دارد، به رسمیت بشناسیم و با او گفتگو کنیم؟

مثنوی. در دورترین جاهایی که در آسیای میانه کوچکترین اثری از مذهب نمانده، هنوز خانقاه‌ها و مثنوی و عرفان هست. در قسمت‌هایی از یوگسلاوی سابق همین الان خانقاه‌هایی هست که می‌نشینند و مثنوی به فارسی می‌خوانند. باورتان نمی‌شود! ما از دیالوگ عرفان باید بهترین بهره را در گفتگو ببریم. گفتگو یک ارزش انسانی دارد، ما باید نشان دهیم که آدمکش و بمب‌گذار نیستیم، انسانیم، تربیت‌شده سعدی و جلال‌الدین مولوی هستیم. بهترین گفتگو عرفان ماست که قدرش را نمی‌دانیم و هیچ ملتی در کره زمین این‌چنین پایه‌های درخشانی برای گفتگو، چه با خود و چه با دیگران در جهان ندارد.

 

حتی عرفان را در ابن عربی هم نمی‌شود، دید؟

اصلا ابن‌عربی به نظر من ربطی به عرفان ندارد. ابن‌عربی یک نکته مهم دارد که ارزش اپیستمولوژیک و فلسفی دارد و آن هم مسئله حق و خلق است. این مسئله یک نوع جهان‌بینی خاصی را برای اولین بار عرضه می‌کند. وگرنه انسان در «فتوحات» یا در «فصوص‌الحکم»، آن‌طور نیست که در مثنوی یا منطق‌الطیر یا در بوستان وجود دارد. این را باید پذیرفت.

 

جایگاه موسیقی در قلمرو فرهنگ ایرانی و نسبت این موسیقی با مقوله گفتگو چگونه است؟

الان کتاب‌های موسیقی عرب را باز کنید در آن کلمه «الرست» را می‌بینید که این همان «راست» فارسی است. در بخش موسیقی کتابخانه دانشگاه هاروارد یک کتاب عربی پیدا کردم که حاوی مصطلحات موسیقی عرب بود. به نحوی باورنکردنی مشاهده کردم که ۹۵درصد آن ایرانی است. موسیقی ما از شمال آفریقا شروع می‌شود و می‌آید در مصر تا ترکیه تا ایران، افغانستان، آسیای میانه و می‌رود در داخل خاک چین. همین اصطلاحات و همین گوشه‌ها و همین دستگاه‌ها در این مناطق هم هست، ولی با روایت جغرافیایی متفاوتی.

 

همین اصطلاحاتی که ما به کار می‌بریم؟

بله، چندین کتاب به خط فارسی دیدم که در سین‌کیانگ چین راجع به موسیقی اویغورها چاپ شده و می‌بینیم که در این موسیقی چهارگاه و پنج‌گاه و نوا و سه‌گاه و رهامی و راست و عراق و زنگوله حضور دارد. اگر یک ابوعطا یا همایون از شجریان در رادیو پخش شود، از داخل ایالت سین‌کیانگ چین تا تونس و مراکش به آن گوش می‌دهند و لذت می‌برند. ما قدر این موسیقی را نمی‌دانیم.

ما قدر شعر فارسی را هم نمی‌دانیم. وارد اسکندریه که می‌شوید، یکی از دیدینی‌‌ترین بناها مزار ابن عطاء‌الله اسکندری ـ صاحب ‌الحکم ‌العطائیه ـ است که تقریباً در کشورهای عربی نقش مناجات‌های خواجه عبدالله انصاری را دارد. وارد مزار ابن عطاء‌الله که می‌شوید، بر تمامی کاشیکاری‌ها شعر فارسی نقش بسته است. شعر فارسی چیز عجیبی است و قدر شعر فارسی را نمی‌دانیم. نمی‌خواهم زبانی را بزرگ کنم و زبان‌های دیگر را ندیده بگیرم؛ ‌اما شعر فارسی چیز عجیبی است. از شمال آفریقا تا شمال غربی چین، همه از یک بیت شعر سعدی لذت می‌برند. زمانی انورسادات در پاسخ به پیشنهاد شاه ایران برای کمک به مصر در یک کنفرانسی، بلند شد و به فارسی و با لهجه عربی گفت: «هر که نان از عمل خویش خورَد، منت حاتم طائی نبرد»!

 

در مکتبخانه‌های مصر گلستان تدریس می‌کردند.

بله، همین‌طور است.

 

با ایده‌ای که مطرح کردید و اشارات کوتاهی که به سه میدان عرفان ایرانی، شعر فارسی و موسیقی ایرانی در مرتبه زیبایی و هنر کردید، این گفتگو در عرصه واقعیت چقدر امکان‌پذیر است؟

من به عنوان یک کدکنی، یک همدلی با روستای خودم دارم، یک همدلی با خراسان دارم، یک همدلی با ایران دارم، یک همدلی با قلمرو فرهنگ ایرانی دارم که اکنون جغرافیای سیاسی آن را تکه‌تکه کرده است. همدلی دارم با آن تاجیک، با آن ازبک، با آن قرقیز یا هر کسی که هنوز از یک بیت شعر سعدی، می‌تواند لذت ببرد. از داخل ایالت سین‌کیانگ شروع می‌شود و تا شمال آفریقا امتداد می‌یابد. گفتگو را باید از کوچکترین حلقه‌ها تا گسترده‌ترین حلقه‌ها که عملا وجود دارد، آغاز کنیم. کار مشکلی است و این‌طور نیست که با یک تصمیم یک‌شبه بتوانیم این کار را سامان بدهیم. حتماً این کار امکان‌پذیر است، اما یک‌شبه نمی‌شود و به زمان نیاز دارد. باید بدانیم بهترین گفتگوی بشری گفتگوی هنری است و خوشبختانه سه عرصه‌ بزرگ فرهنگ ایران: عرصه‌ موسیقی ایرانی، عرصه‌ شعر فارسی و عرصه عرفان ایرانی، می‌تواند میدان گسترش گفتگو باشد.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما