آیین رونمایی از "تالار روزنامه توفیق" در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد
|۱۶:۱,۱۳۹۸/۹/۲۵| بازدید : 293 بار

 

 

 

 

به مناسبت اهدای آرشیو نشریه توفیق به دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، عصر روز یکشنبه ۲۴ آذرماه، مراسم «توفیق،آفاق طنز و فکاهه در ایران» در مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

 

 درآغاز، آیین افتتاح «تالار روزنامه توفیق» (مجموعه آرشیو مؤسسه توفیق، اهدایی خاندان توفیق)، با حضور کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و حسن توفیق، از مدیران مسئول نشریه طنز «توفیق» و بزرگ‌ترین برادر از برادران توفیق، در کتابخانه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

 

 

کاظم موسوی بجنوردی، رئیس و بنیانگذارمرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، اولین سخنران این مراسم بود که به ایراد سخن پرداخت و گفت: اهداء مجموعه اسناد و مدارک و نشریات توفیق به کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از هر جهت فرصتی فرخنده و بجا پدید آورده است تا از این طریق، بار دیگر بر اهمیت بی‌نظیر آن نشریه و مجموعۀ نفیس متعلّق به آن تأکید شود. گردآوری و حفظ و نگاهبانی از این مجموعه در طول سالیان دراز و در کوران حوادث این سرزمین در دهه‌های اخیر، برگ زرینی بر کتاب افتخارات مدیران و مسئولان و بنیان‌گذاران این نشریه می‌افزاید و باید به برادران بزرگوار توفیق تبریک‌ها گفت و بر همّت والای ایشان درودها فرستاد که این مجموعه را همچون بخش مهمی از تاریخ فرهنگی و مطبوعاتی کشور ما در قرن اخیر از گزند انواع حوادث محفوظ داشتند و اینک آن را به ملت ایران تقدیم کردند.

 

وی افزود: اهداء این مجموعه فرصتی گران‌بها برای محققان و پژوهشگران تاریخ سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ایران در قرن اخیر است تا با تحقیق و پژوهش در آن، به زوایای مهم‌تر و ناشناخته‌تری از وجوه شگفت‌انگیز فرهنگ و تاریخ کشور ما دست یابند. در میان مطبوعات سدۀ اخیر ایران و زبان فارسی، به اغلب احتمال کمتر نشریه‌ای از حیث محبوبیت و نفوذ در انواع طبقات اجتماع به پایگاه و جایگاه توفیق دست یافته است، از آنکه توفیق نشریه‌ای مردمی بود و در همه احوال کوشید صدای مردم باشد و در جامۀ طنز، حوادث و طبایع ایران و جهان را منعکس کند و تأثیر آن بر افکار عمومی ایرانیان در چندین دهه، موضوعی قابل بررسی است، به‌ویژه که مردم آن روزگار، غالباً نکته‌ها و مضامین جالب و شیرینی از توفیق در خاطر داشتند و جالب آنکه برخی از آن نکته‌ها و مضامین اساساً در توفیق نیامده بود، ولی مردم دوست داشتند آن مطالب را به توفیق نسبت دهند. طنز گرچه در تاریخ ادبیات منظوم و منثور فارسی، سابقه‌ای کمابیش به همان مدت دارد و توفیق به نحو کافی از آن برخوردار بوده است، بااین‌همه، نوآوریهای توفیق و کامیابی‌های آن مایۀ شگفتی است و بجاست که دست‌اندرکاران مطبوعات در روزگار ما از این جنبه نیز به توفیق نظر کند و این امتیاز مهم را در مرکز توجه قرار دهند. درواقع، گرچه توفیق پایی استوار در سنت طنزنویسی و طنزپردازی ایرانی و فارسی داشت، اما انواع طنز در آن به صورتی نو و قالبی نوین عرضه می‌شد و این دو را به خوبی در خود پیوند داده بود. بی‌شک سهم عمدۀ نویسندگان و سرایندگان و دیگر هنرمندان دست‌اندرکار نشر توفیق را می‌باید در این عرصه در نظر گرفت و اجر نهاد، به‌ویژه که غالب آنها از سرامدان نویسندگان و هنرمندان عهد بودند.

 

در ادامه رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی اظهار داشت:  تشکر و سپاسگزاری از خانوادۀ توفیق که این مجموعۀ ارزشمند را تا این زمان حفظ کردند و اینک در کمال بزرگواری آن را به کتابخانه و مرکز اسناد مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی سپردند، برعهدۀ خویش می‌شناسیم و هر محققی که در آینده از این مجموعۀ بی‌نظیر بهره‌مندی حاصل خواهد کرد، متوجه اهمیت فوق‌العادۀ آن خواهد شد. به همین سبب است که در کتابخانۀ مرکز، محل مناسبی برای استقرار این مجموعه اختصاص داده شد و چنان‌که ملاحظه خواهید کرد، این مجموعه علاوه بر نشریات، شامل مقدار قابل توجهی از لوازم و اسناد و مدارک توفیق در طول مدت فعالیت آن است.

 

 

مایۀ بسی‌خوشوقتی و خوشحالی است که مجلس ما به وجود نازنین و حضور پربرکت جناب آقای حسن توفیق آراسته است و از خداوند متعال برای ایشان سلامتی و عزت مستدام مسألت دارم.

 

کاظم موسوی  بجنوردی در پایان گفت: لازم می‌دانم از همۀ بزرگوارانی که کوشیدند تا این هدف عالی برادران توفیق جامۀ عمل بپوشد و در این راه، متحمل زحمات بسیار و صرف وقت شدند، از دوستان و علاقه‌مندان این خاندان، به‌ویژه سرکار خانم نی‌داوود (رفیع) و جناب آقای شروین شاه وردی تشکر و قدردانی کنم. بی‌گمان، این مجموعۀ ارزشمند، بسی بیش از گذشته، بر غنای کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی که به ملت ایران تعلق دارد، افزوده است.

 

این مراسم با سخنرانی دکتر احمد مسجد جامعی، عضو شورای شهر تهران ادامه یافت. وی اظهار کرد: این روزها با نزدیک‌‌شدن به شب یلدا، بحث حافظ‌خوانی مطرح است ولی در گذشته کتاب‌های دیگری هم می‌خواندند، از جمله شاهنامه و کتاب عبید زاکانی که به طنز شهره بود. این نشان می‌دهد که طنز چقدر با زندگی ایرانی‌ها آمیخته است.

 

 

مسجدجامعی افزود: توفیق، به طنز پرداخته و صرفاً برای خنداندن نیست بلکه دردها و تلخی‌ها را هم بیان می‌کند. یکی از آفت‌های حوزه طنز در زمان ما، از بین رفتن حریم‌های طنز است. در تابلوهای شهری می‌بینیم که با اسطوره‌های ملی ایران شوخی می‌شود و رستم را سوار بر دوچرخه نشان می‌دهند که در خوان هشتم می‌خواهد مشکل آلودگی هوا را حل کند؛ این ادبیات برای شخصیتی که نماد ملی ایران است، مناسب نیست. توفیق یک نگاه علمی داشت و لبخندش هم لبخند ملی بود و همه آحاد مردم آن را می‌فهمیدند.

 

عضو شورای شهر ادامه داد: ما نمی‌توانیم برای آنکه لبخند به لب مردم بیاوریم، بزرگانی چون فردوسی را وارد این عرصه‌ها کنیم. مکتب توفیق، حرمت و حریم ملی را نسبت به شاهنامه و نسبت به باورهای مردم حفظ می‌کرد. توفیق برخنده استوار نبود، مشکلات را با خنده بیان می‌کرد .

 

وی توضیح داد: توفیق به هرکدام از بزرگان سیاست، لقبی می‌داد؛ به اسداله علم لقب «کلنگی» را داده بود. نگاه کلنگی از نظر توفیق به تفکر و زندگی کلنگی اشاره دارد که هیچ پیشنه‌ای ندارد و طبیعی است در این نگاه می‌توان فردوسی را هم دست انداخت. در همین نگاه است که باغ‌های تهران نابود شدند تا امروز مشکل آلودگی هوا داشته باشیم. اگر پیشینه نداشته باشیم، جامعه و فرهنگ شکل نمی‌گیرد و صاحب آثار نمی‌شویم.

 

یکی از راه‌های مبارزه با این نگاه، حفظ آثار تاریخی است. تاریخ خودمان را باید حفظ کنیم. توفیق بعد از ۵۰ سال مجموعه‌اش را حفظ کرده است که کار بسیار ارزشمندی است.

 

مسجدجامعی تصریح کرد: اگر نخواهیم تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی ایران را مطالعه کنیم، بخش‌های نانوشته‌اش در همین شوخی‌های توفیقی وجود دارد. توفیق ادامه دهخدا و نسیم شمال بود. این مجموعه، برای مطالعه تاریخ مفید است. متأسفانه ساختمان توفیق در چهار راه استانبول امروز وجود ندارد. این موزه باید آنجا برگزار می‌شد و امیدواریم این مجموعه همچنان حفظ شود.

 

سید محمود دعایی، سرپرست مؤسسه اطلاعات نیز در این مراسم اظهار کرد: قبل از هر چیز خاطره مرحوم گل‌آقا را گرامی می‌دارم که یادگار خاندان محترم توفیق بود و گل آفرید.

 

وی با قرائت بیتی از صائب تبریزی سخنانش را ادامه داد: طنز در دیده‌ها سبک سازدر پله احتشام دولت را، دولت‌ها و صاحبان قدرت همواره درخطر تکبر قرار دارند اما ابزارهایی برای جلوگیری از درافتادن دولت‌ها و قدرت‌ها به تکبر وجود دارد؛ همچنان که رهنمایان اخلاق و دین هم می‌باید همواره خود را از تکبر برکنار دارند و از انتقاد استقبال کنند. یکی از بهترین شیوه‌های نقد، طنز است که فواید زیادی را عاید دولت‌ها می‌کند. طنز، فاصله‌ها را از میان می‌برد و از بهترین شیوه‌های بیان حقایق و نقد مفاسد است.

 

 

دعایی گفت: در اینجا جمع شده‌ایم تا درباره یکی از نشریات خوشنام در حوزه طنز صحبت کنیم. تقریباً همه طنز‌پردازان و کاریکاتوریست‌های ایران در آن زمان با توفیق همکاری داشته‌اند. اهالی مطبوعات می‌دانند که چه زحمت و استعدادی باید پشت سر یک نشریه باشد تا چنین جایگاهی پیدا کند. شأن نزول این جلسه، اهدای آرشیو توفیق و افتتاح موزه آن به یک مرکز معتبر است. نشریه توفیق استادان بزرگی را پرورش داد یا به خود جلب کرد، ازجمله ابوالقاسم حالت، باستانی پاریزی و به ویژه کیومرث صابری (گل‌آقا) که از مدیران توفیق بود و بعدها در مؤسسه اطلاعات با ستون «دوکلمه حرف حساب» روح تازه‌ای به نشریات طنز‌آمیز دوران پس از انقلاب بخشید.

 

وی تصریح کرد: درباره دستاوردهای توفیق باید منصفانه به آن بنگریم و اشتباهات آن را چنان نبینیم که خوبی‌هایش دیده نشود. باید به‌جای خطاپوشی، منصف باشیم. امیدواریم با در دسترس قرارگرفتن اسناد و آرشیو توفیق، امکان تاریخ‌نگاری تحلیلی در زمینه طنز در ایران فراهم شود. خانواده توفیق، مدافع منافع مردم ایران بودند و در این راه، زندان رفتند ولی سرخورده نشدند. آرشیو موزه‌ای که امروز افتتاح شد، تاریخ مجلات و بخشی از نشریات ایران نیست؛ بلکه یک سرمایه ملی است و تاریخ ۵۰ ساله توفیق از مهم‌ترین و درخشان‌ترین دوره‌های تاریخی در نشریات ایران است.

 

توفیق درد دل مردم را بیرون می‌ریخت، نشریات طنز باید این خصوصیت را داشته باشند و مسؤولان باید بدانند که اگر درد دل مردم با طنز منتقل شود بهتر است تا مشکل اعتراض و خشونت به خود بگیرد.

 

در ادامه سید مسعود رضوی، محقق و روزنامه‌نگار و نویسنده کتاب تاریخ توفیق گفت: توفیق برای من، نه به عنوان یک محقق و از جنبه تحقیقاتی، بلکه یک خاطره دور دست کهن بوده است. سال‌ها پیش در الیگودرز که امکانات زیادی هم نبود، توفیق می‌خریدیم و اثر زیادی بر روحیه خانواده‌ها داشت. تأثیر توفیق بر روحیه انسان‌ها، ساده نبود. ما به لحاظ روانی نیازمند چنین نشریاتی هستیم. بعد از تعطیلی نشریه گل‌آقا، جامعه ایران لطمه سختی خورد. طنز یکی از ارکان برون‌فکنی روحی و روانی جامعه ایران است. نشریاتی مثل گل‌آقا و توفیق، مرجعیتی ایجاد کردند که ما بتوانیم طنز را از حالت قوم‌زدگی نجات دهیم.

 

وی افزود: توفیق، محصول انقلاب مشروطیت و هدف مشروطیت، احیای فرهنگی جامعه ایران و مدرنیته بود. میرزا حسین‌خان توفیق، مؤسس این نشریه، هم سواد داشت و هم ذوق ادبی. او یک نشریه ادبی را آن زمان تأسیس کرد و بعد‌ها توانست در زمینه طنز، همین نشریه توفیق را راه‌اندازی کند. این نشریه، توسط پسر ایشان، محمدعلی خان توفیق، ادامه پیدا کرد و به شدت سیاسی و ارگان چپ فرهنگی شد.

 

 

رضوی توضیح داد: امروز خیلی‌ها انتقاد می‌کنند که توفیق کاریکاتورهای سطح پایین چاپ می‌کرد اما درآمیختگی مسائل اجتماعی با سیاست، طرز تازه‌ای در طنز ایجاد کرد. این سبک یکباره به وجود نیامد. فضای آن بتدریج شکل گرفت، تعطیل‌شدن توفیق باعث شد این دستاورد به بار ننشیند. امیدواریم یک روزی در سایه همه دستاوردهای توفیق و سایر مطبوعات طنز بتوانیم مجموعه خوبی را گرد آوریم. برای درک عظمت توفیق، باید بگویم بزرگان ادبیات ایران از جمله زرین‌کوب، فریدون مشیری، ابوالقاسم حالت، استاد شهریار و … مطالب خود را به توفیق می‌فرستادند.

 

سخنران بعدی مراسم، خانم مژگان نی‌داوود، ضمن خوش آمد گویی به حضار گفت: من می خواهم به جای استفاده از کلمات زیبای مصطلح که بار اثر گذاریشون کم شده، با کلمات ساده شروع کنم. که صحبت از دل به دل باشد. به جای خیر مقدم، بگویم بسیار خوش آمدید. و جناب بجنوردی از ابراز محبت و مهرتان تشکر می کنم.من هم از طرف خودم و خاندان توفیق از شما تشکر می کنم، که در این پروسه – شما خودتان شخصاً والبته با همکاری دوستان بسیار عزیز بخصوص آقای مجیدی و آقای شروین شاه وردی قدم به قدم همراه بودید. من دیدم که شما علی رغم ظاهر جدی چه قدر طبع لطیفی دارید و نشان دادید که« قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری »چرا که برادران توفیق گذشته از کار عظیم نشریه توفیق خودشان به خودی خود اسطوره ساز شدند، و نمادی سمبلیک از شخصیت یک ایرانی متعهد را ثبت کردند که حاضر است برای حرفش و عقیده اش به هر قیمتی ایستادگی کند. صحبت هایم را  در راستای صحبت های آقای رضوی با یک بیتی که اولین سر دبیر توفیق در یک قرن قبل با این جملات، خدمات مطبوعاتی خودش را شروع کرد.

چو  حق تلخ است با شیرین زبانی                حکایت سر کنم آن سان که دانی

 

نی داود با تشریح اوضاع اجتماعی ایران در قرن گذشته گفت: حدود یک قرن قبل، در یکی از آشفته ترین دوران های ایران، در 30 اردیبهشت ماه 1302 در زمان سلطنت احمد شاه قاجار، روزنامه ی کوچکی فقط در 4 صفحه، به بهای 6 شاهی پا به عرصه ی انتشار گذارد. این روزنامه ی کوچک، با  وجود همه ی از هم پاشیدگی ها: سقوط سلطنت قاجار، به پادشاهی رسیدن رضا شاه، جنگ بین المللی دوم، اشغال ایران، خلع رضا شاه و کودتای 28 مرداد: با تحمل همه ی سانسورها، توقیف ها، زندان ها، و غارت ها: نزدیک به نیم قرن – در دورانی که سنگ به روی سنگ بند نمی شد – به انتشار خود ادامه داد.

 

وی در ادامه در توضیح چرایی توقیف نشریه توفیق اظهار داشت: در حدود نیم قرن پیش، در سال 1350، چون این روزنامه ی ملی و مردمی حاضر نشد پرنسیب های خود را زیر پا بگذارد و به خدمت دولت در آید، برخلاف قانون، توقیف و تعطیل شد و حتی چاپخانه ی آن لاک و مهر گردید. اکنون، این روزنامه ی محبوب پیر و جوان، پس از حدود نیم قرن که از تعطیلی ظالمانه ی آن میگذرد، هنوز نام شریفش بر سر زبان هاست و یادآور شیرین ترین خاطرات مردم ایران.

 

 

وی افزود: شادروان حسین توفیق اول، در یک قرن قبل، با این جملات خدمات مطبوعاتی خود را آغاز کرد:

چو حق تلخ است با شیرین زبانی                 حکایت سر کنم آن سان که دانی

نامه توفیق به استعانت حق و حقیقت و پشتیبانی عناصر صالح و پاک، برای روشن نمودن فکر طبقه سوم و دفاع از حقوق آنان، با مسلکی ثابت می رود که قدم در دائره مطبوعات بگذارد. چون حرف حق تلخ است لذا ما حقایق را در کلمات شیرین و بیان نمکین ادا خواهیم کرد:

خشت اول چون نهد معمار راست                           تا ثریا میرود دیوار راست

این روش بسیار شرافتمندانه روزنامه نگاری توفیق، با تلاش، از خودگذشتگی، ایثار و مبارزه ی شبانه روزی سه نسل توفیق تا آخرین روز ادامه یافت گرچه این روش، برای بنیان گذار  توفیق به قیمت جان او تمام شد، برای دومین ناشر توفیق به قیمت غارت و آتش زدن دفتر و منزل و زندان های مکرر و تبعید او تمام شد، و در مورد آخرین توفیق ها به قیمت توقیف و تعطیل موسسه ی بزرگ مطبوعاتی توفیق و کلیه ی نشریات شان: هفته نامه، ماهنامه، سالنامه و 14 عنوان کتاب های توفیق و حتی لاک و مهر کردن چاپخانه شان تمام شد.

در منطقه ای بسیار حساس، و در کشوری ثروتمند ولی فقیر، که تمام قدرت های جهانی به خاطر غارت منابع عظیم ثروت آن با زر و زور اعمال نفوذ  می کردند، توفیق، مستقل از همه ی سیاست ها، و در جنگ و گریز دائم با همه ی صاحبان داخلی و خارجی زر و زور و تزویر، با ثبات رای و ثبات قدم، و ایمان به حق و حقیقت، در یک صراط مستقیم، طی نیم قرن فقط جانب مردم را گرفت و جز راست ننوشت.

 

نی داود با اشاره به نقش مجله توفیق گفت: توفیق نه تنها در تاریخ مطبوعات ایران، که در تاریخ فرهنگی اجتماعی و سیاسی کشورمان نیز نقشی غیر قابل انکار داشت.  توفیق در سومین دوره انتشار خود که پس از 28 مرداد 1332 بود، بعد از 4 سال و نیم توقیف مجددا منتشر شد در حالیکه اجازه دخالت در سیاست را نداشت و کاریکاتور های روی جلد توفیق در انتقاد از قصاب و بقال و یخ فروش بود نه انتقاد از وکیل و وزیر و نخست وزیر. اما توفیق با سال ها تلاش، با حوصله و پشتکار، با بهره برداری هوشمندانه و بموقع از اوضاع و احوال داخلی و بین المللی، با خطر کردن و با تحمل سانسورها و توقیف ها، به تدریج و قدم به قدم:«حق شوخی و انتقاد طنز آمیز از دولت و دستگاه» را بدست آورد، به گردن دولت گذارد و سطح انتقادات طنز آمیز زیر صفر خود را تا حد انتقادات محکم از وزیر و وکیل و سناتور و نخست وزیر و هیات حاکمه و شهربانی و ژاندارمری ودادگستری بالا برد. توفیق کاری باور نکردنی کرد.

 

وی در ادامه با اشاره به جایگاه نشریه توفیق افزود: به تصدیق بسیاری از مردم و بزرگان و ادیبان ایران: «روزنامه فکاهی توفیق جدی ترین روزنامه ی کشور» بود. خنده برای توفیق هدف نبود، وسیله بود. وسیله ی گفتن آنچه به جد نمیتوان گفت کار توفیق«نه سخن گفتن از آنچه خنده ناک است، بلکه خنده ناک سخن گفتن بود از آنچه سخت غم انگیز است».

در تاریخ مطبوعات ایران هیچ نشریه ای به اندازه ی توفیق عمر نکرده بود. پس از توفیق نیز، هیچ نشریه ای با حفظ یک روش سیاسی ثابت، تاکنون به اندازه ی توفیق عمر نکرده است.

افتخار توفیق این است که توفیق حاضر شد « ناحق بمیرد» ولی «ناحق ننویسد».

فردوسی بزرگ گفت:

جز از نیکنامی و فرهنگ و داد                 ز رفتار گیتی مگیرید یاد

به نام ار بریزی مرا، گفت، خون               به از زندگانی به ننگ اندرون

جهان جوی اگر کشته آید به نام              به از زنده، دشمن بر او شادکام

اگر مایه ی زندگی، بندگی است            دو صد بار مردن به از زندگی است

و فرخ سیستانی گفت:

القصه در این زمانه ی پر نیرنگ       یک کشته به نام، به که صد زنده به ننگ

 

 نی داود در پایان گفت: توفیق به گفتار والای بسیار اخلاقی محبوب ترین بزرگان ایران عمل کرد..... و تفاوت، بسیار است بین «گفتن» و «عمل کردن»، چه فردوسی بزرگ، خود، گفت:

بزرگی سراسر به گفتار نیست       دو صد گفته چون نیم کردار نیست

توفیق با مقاومت اش، و با نساختن اش، نه تنها آبروی توفیق را صد چندان کرد، بلکه حیثیت و آبروی طنز پردازان ایرانی را بسیار بالا برد و نشان داد که هنوز هم اگر شرفی باشد و غیرتی، بیشتر در بین اینان است.

این ها بود راز دوام و بقای نیم قرنی روزنامه ی توفیق در زمان حیاتش، و این است راز دوام و بقای محبوبیت اش حتی تا به امروز یعنی تا نیم قرن پس از توقیف و تعطیل همیشگی آن.

این چنین بود که توفیق به یک «نهاد اجتماعی محبوب ایرانی» بدل گشت. محبوبیت اش جاودان باد!

 

 

سخنران دیگر این نشست، سیدعمادالدین قَرَشی بود که توفیق را از نظر هنری مورد بررسی قرار داد: بررسی کارنامه هنری و مدیریتی حسن توفیق، به‌عنوان یک کاریکاتوریست و صاحب‌امتیاز روزنامه، حاوی نکات مستتر بسیاری است که شاید همواره در میان خلاقیت‌ها و نوآوری‌هایش مغفول مانده باشد. بدین جهت بد نیست برای روشن‌تر شد دامنه فعالیت‌های گسترده‌اش، به اختصار به‌مرور برخی نکات بپردازیم. برای حسن توفیق می‌توان سه دورۀ کاری را در نظر گرفت.

 

او افزود: دورۀ نخست کاری حسن توفیق در تحریریه در خلال سالهای ۳۲-۱۳۲۲ است. اردیبهشت ۱۳۲۲، نخستین طرح جلدش که متأثر از کاریکاتوری از عصر قاجار در مطبوعه «کشکول» بود، با امضای «ح.توفیق» منتشر و در ۱۸ سالگی آرام‌آرام به جمع بزرگان هیأت تصویریه اضافه می‌شود. در این دهه طرح جلدهای توفیق از تنوع بالایی برخوردار است و آثار کاریکاتوری متنوعی از داوری، تجارتچی، دولو، خطیبی، ماهر، یاسری، خرسندی، جاهد، معدنچی، میربابایی، محصص، نعمت‌اللهی، نیکزاد و سایرین روی جلد توفیق دیده می‌شود اما به فاصله اندکی از ورود حسن توفیق، محور اصلی کاریکاتورهای جلد، آثار حسن توفیق است. از خاطر نبریم که دورۀ دوم توفیق به مدیریت محمدعلی توفیق، از پیچیده‌ترین دوره‌های تاریخ مطبوعات فارسی بشمار می‌رود. از یک سو، با آزادی مقطعی مطبوعات روبه‌رو هستیم و از دیگرسو توفیق بارها و بارها به محاق سانسور و توقیف می‌رود و گاه با اسامی متفاوتی همچون «یزدان»، «بهرام»، «زندگی»، «مستحکم»، «دنیای امروز» و حتی نام «باباآدم» منتشر می‌شود. طرح جلدهای حسن توفیق بر صفحه نخست این جراید، اصالت توفیقی بودن آنها را امروز تأئید می‌کند. او در این دهه، با سردبیرانی همچون ابوالقاسم حالت، پرویز خطیبی، محمدامین محمدی، حسین فرزام‌بهبودی و برادرش حسین توفیق همکاری موثری داشت. سرلوحه زیر نشانه‌نوشته مطبوعه در این دوره «بسی رنج بردم در این سال سی/ که بیرون کنم وارث دارسی!» است که نشان از خط‌مشی سیاسی و فکری تحریریه‌ و تصویریه‌اش دارد. از مرداد ۱۳۲۶، نشانه تصویری و پرچم حزب‌خران (دوره اول) را خلق می‌کند. در مواردی با اسامی مستعار تصویری «اسداله توفیق» (ارجاعی به شوخی با آیت‌اله کاشانی) و «عمل حسن سه‌عباسی» (ارجاعی به شوخی با فضای مینیاتورهای رضا عباسی) حتی با خودش مطایبه می‌کند. در تحریریه نیز با اسامی متنوع «میرزا قشم‌شم»، «شرمسار» و «خشن» متن طنز و فکاهی می‌نویسد. هوشمندانه کاراکتر «ملّت» را خیلی زودتر از شخصیت «کاکاتوفیق» به مخاطبان معرفی می‌کند و حضورش را در اکثر جلدهای توفیق در این دوره نشان می‌دهد. با کشیدن کاریکاتورهای اصلی در تولید اولین کتاب جیبی توفیق «دختر حوا» (فروردین ۱۳۲۹) مشارکت مستقیم دارد. برگزاری اولین دوره کلاس‌های آموزشی کاریکاتور در ایران و سازماندهی کردن تیم کاریکاتور توفیق از دیگر خلاقیت‌های اوست. از اوایل دهۀ سی، نمونه آگهی‌های کلاس تعلیم کاریکاتورش به‌طور مرتب در توفیق و سایر نشریات منتشر و به‌مرور با جذب و آموزش نیروهای جوان و مستعد، سبب تضمین شکوفایی آتلیه کاریکاتور توفیق در دوره سوم شد. همکاری‌اش با سایر نشریات طنز، از جمله مجله «ماه» (به امتیاز اسداله شهریاری) نشان از پرکاری مضاعف او در این دوره دارد.

 

این پژوهشگر اضافه کرد: دورۀ دوم کاری حسن توفیق، از اسفند ۱۳۳۶ لغایت تیر ۱۳۵۰، مقارن صاحب‌امتیازی او و همکاری با برادرانش (حسین و عباس) در هدایت سُکان روزنامه و بازگشت اعتبار آن از «فکاهی» به «توفیق» با سرلوحه «توفیق روزنامه‌ای است ملی و مستقل که به هیچ حزب و دسته و جمعیتی بستگی ندارد بجز حزب‌خران» است. احیای دوباره حزب‌خران، آزادی بیان در اداره جلسات، تفکیک ساختمان تحریریه و چاپخانه (شاه‌آباد، باغ سپهسالار) از آتلیه تصویری (چهارراه استامبول)، ورود ده‌ها نویسنده و طراح جوان و خوش‌آتیه، برندسازی برای توفیق با خلق شخصیت‌های کاکاتوفیق، گشنیزخانم، ممولی، کُری و...، در کنار انتشار منظم ماهنامه، سالنامه، کتاب‌جیبی، آلبوم توفیق، توفیق هوایی (اشتراک خارج از ایران)، کارت‌پستال و لوازم جانبی (از جمله عینک‌ مخصوص برای دیدن کاریکاتور سه‌بُعدی، ضمیمه بند تنبان در شماره ویژه اسفند ۱۳۳۸، صدور  کارت حزب خران، تمبر کاکا،...) و برگزاری مسابقات کاریکاتور در طول سال، و نیز نمونه تبلیغات کاریکاتوری که با ایده‌های او در این دوره منتشر می‌شود در عین مقبولیت عوام، مورد تشویق منتقدان و خواص نیز هست. مکاتبات بسیاری از رجال عرصه فرهنگ، ادب، هنر، ورزش و علم شاهد این مدعا است. انتشار کمیک‌مصور دنباله‌دار قصه‌های کاکاتوفیق در توفیق، به مثابه داستان‌های پاورقی اولین‌بار در سال ۱۳۳۷ توسط او منتشر می‌شود. بسیاری از جلدهای این دوره، به‌خاطر پیش‌بینی‌های وقایع سیاسی روز، به چاپ دوم و سوم رسیده است که به‌جرات اکثرشان طرح‌های او هستند. حسن توفیق در این دوره کاری، از مطبوعه‌اش یک شهرفرنگ تمام‌عیار جهانی خلق می‌کند که با مجلاتی همچون پانچ (انگلستان)، مَد (امریکا)، شارلی‌ابدو (فرانسه)، آق‌بابا (ترکیه) و... پهلو به پهلو می‌زند و به‌مراتب از آنها سَرتر است.

 

 

او در فراز آخر سخنان خود ابراز کرد: و اما دورۀ سوم کاری حسن توفیق، از تیرماه ۱۳۵۰ به بعد آغاز می‌شود. دوره‌ای که روزنامه به شکلی ناجوانمردانه و خلاف قانون مطبوعات و با فشار حاکمیت توقیف می‌شود و توفیق که قلمش طرفداران بیشماری دارد، آن‌را بر زمین گذاشته و این‌بار با برداشتن خودنویس در مقام یک وکیل، با مکاتبات با سایر نشریات، درج آگهی و اعلان، تولید توفیق شفاهی و جمع‌آوری اسناد و مدارک مستدل و کم‌نظیر از شهربانی و وزارت اطلاعات، در پی اعاده حیثیت از جریده‌اش برمیاید. به اقرار شفاهی و مکتوب بسیاری از رجال عصر پهلوی، توفیق هرگز قلمش را نفروخت، بلکه بارها و بارها مچ توقیف‌کنندگانش را گرفت و رندانه و کنایه‌آمیز رسوای‌شان کرد. شراکت با حضرت‌ ابوالفضل(ع) به‌جای امیرعباس تنها نمونه کوچکی از این موارد است. تاریخ مطبوعات معاصر ایران وجود این «گنجینۀ پژوهشی و خزانه تحقیق» یعنی «مطبوعه توفیق» را مدیون و مرهون خدمات شبانه‌روزی و مخلصانه این خاندان و بزرگ ایشان «حسن توفیق» است.

 

 

غلامرضا کیانی رشید، طنز نویس و کارتورنیست مجلات توفیق و گل‌آقا هم در این مراسم عنوان کرد: روزنامه توفیق ۵۰ سال انتقاد سازنده کرد و مکتبی بود برای پرورش نویسندگان. مأموریت من، تحلیل حرف‌های شخصیت‌های برجسته آن زمان درباره توفیق بود. همه بزرگان از جمله دکتر مصدق و جلال‌الدین همایی و جمالزاده و … از توفیق تعریف کرده بودند.

غلامرضا کیانی رشید، به بیان گفته بزرگان درباره توفیق پرداخت و گفت: طبق آخرین سال‌های انتشار توفیق، به منظور انجام یک نظرسنجی کتبی، از عموم طبقات مردم، نظرشان را درباره توفیق پرسیدیم؟ طبقاتی که در این نظرسنجی شرکت داشتند، عبارت بودند از مردم عادی، هنرمندان، نویسندگان توفیق، همکاران اداری توفیق، شاعران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران،  مترجمان، وکلای دادگستری، قضات، روحانیون، ادیبان، استادان دانشگاه، دانشجویان، روان‌پزشکان، جامعه‌شناسان، رجال، نمایندگان مجلسین، وزیران و نخست‌وزیران. این نظرات به تدریج شروع به چاپ شد. بری اینکه بهتر و بیشتر بدانید چه نشریه‌ای را توقیف کردند فقط فشرده‌ای از نطرات در همان ایام که در روزنامه توفیق به چاپ رسید، به آگاهی‌تان می‌رسانم:

 

 کاکا توفیق خیرِ محض است و همه‌اش به فکر مردم است؛ افتخار مطبوعات است از نظر اهلش (حبیب یغمایی)، توفیق در نوع خود بی‌نظیر است. در سراسر این جریده، یک سطر پیدا نمی‌کنید که قابل خواندن نباشد (سید جلال‌الدین همایی)، متاسفانه به جز نامه نکته‌بین توفیق نامه‌ای نیست که قدمی در راه تنویر افکار مردم بردارد. بی‌شک نامه ارزنده توفیق در مطبوعات امروز ما، همان مقام ارجمند شامخی را احراز کرده است که عُبید در قرن خود داشت (محمد قاضی)، از صمیم دل و جان برای توفیق که به نظرم امروز، زبان حق‌گوی ایران و مردم است، از روی اخلاص‌مندی و صفای باطن دعا کنیم (سیدمحمدعلی جمالزاده)، توفیق، توفیق‌یافته است. نویسندگان توفیق مردم پاک‌نهاد را با زبانی شیرین به حقایق تلخ آشنا ساخته‌اند (حسین گل‌گلاب)، یاد توفیق و حضورش در صحنه طنز ایران در خور هرگونه احترام است. حقی که توفیق به گردن طنز سیاسی ایران دارد، فراموش‌نشدنی است (صدرالدین الهی)، طنزِ آمیخته با اغراض سیاسی که امروز فی‌المثل؛ شاعران توفیق هفته‌نامه هزل‌آمیز اما بسیار جدی عصر ما را در انتقاد از معایب اجتماعی قدرت می‌بخشد، پدیده‌ای است تازه و مخصوص به عهد ما. طنز اجتماعی در واقع اعتراض به نابسامانی‌ها و بی‌رسمی‌ها در یک جامعه هست (عبدالحسین زرین‌کوب).

 

 

کتابخانه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چندین بخش دارد که هرکدام به موزه یکی از افراد شاخص در علوم انسانی تبدیل شده است. در هر موزه، مجموعه آثار اهدایی از طرف این افراد جمع‌آوری شده و به صورت موزه، نگهداری می‌شود. تاکنون 150 مجموعه اهدایی بزرگ، 9 مجموعه انتقال یافته و توافقی و چندین مجموعۀ کوچک دیگر که شرح آن در مقدمۀ کتاب " کتابخانه ها و مجموعه های اهدا شده به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی" آمده است؛ علاوه بر این، زندگی‌نامه اهدا کنندگان و اطلاعات مربوط به مجموعه‌های اهدایی آنها به زودی منتشر خواهد شد.

 

*************

 

توفیق، هفته‌نامهٔ فکاهی و طنزآمیز فارسی‌زبان ایران با حدود نیم قرن فعالیت از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۲۳ تا ۱۹۷۱ میلادی) بود.نخستین شمارهٔ توفیق در ۳۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۲ منتشر شد و انتشار آن در سه دورهٔ ناپیوسته ادامه یافت. از موضوع‌های همیشگی توفیق، ارائهٔ چهرهٔ نادان و عقب‌افتاده از نمایندگان مجلس بود که مجلس را نهادی سخیف معرفی می‌نمود. نخست‌وزیران نیز دستمایه اصلی کاریکاتورهای توفیق بودند. علاوه بر کاریکاتورهای سیاسی، کاریکاتورهایی با پیام‌های اجتماعی نیز در این نشریه چاپ شد که حکایت از فساد ادارات و دستگاه‌های دولتی و شرکت‌ها می‌کرد. این نشریه در سال 1350به علت همسو نبودن شیوهٔ آن با سیاست‌های حکومتی و انتقادهای روزافزون از دستگاه حاکم با دستور شاه توسط نخست وزیر، هویدا توقیف شد و و در مهرماه سال ۵۱، امتیازش لغو و چاپخانه‌اش تعطیل شد.

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما