نکوداشت یاد شاعر قرآن پژوه مرحومه طاهره صفارزاده در انجمن مفاخر
|۹:۴۶,۱۳۹۸/۸/۱| بازدید : 124 بار

 

مراسم بزرگداشت مرحومه دکتر طاهره صفارزاده، قرآن‌پژوه و مترجم، ادیب و شاعر، عصر روز گذشته با حضور اصحاب فرهنگ و علاقه‌مندان به وی در محل انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

 

دکتر حسن بلخاری، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در آغاز این مراسم در سخنانی گفت: پرسش آن است که آیا متن مقدس قابل ترجمه به زبانی دیگر است؟ آیا می‌توان معانی خاصی را که در متن یک دین و در قالب الفاظ جای گرفته‌اند از قالب خویش به درآورد و در قالبی دیگر جای داد؟ و اگر چنین کردیم معنا به همان حقیقت ذاتیه خود انتقال می‌یابد یا در متن، این جابه‌جایی دچار نقص یا نقض می‌شود؟ این سؤالات به‌ویژه آنگاه اهمیت مضاعف می‌یابند که دینی در انتخاب زبان یا همان قالب ظهور بیان معانی خود، زبانی خاص را برگزیده و بر آن اصرار و ابرام داشته باشد؛ همچون اسلام که در باب زبان عربی به عنوان ساختار ظهور معانی خود چنان اصرار دارد که گویی اگر این زبان وجود نمی‌داشت قرآن نازل نمی‌شد.

 

مرحومه طاهره صفارزاده در میان آثار سودمندش، اثری دارد با عنوان ترجمه مفاهیم بنیادی قرآن مجید، این کتاب در عین ترجمه دقیق برخی مفاهیم بنیادی قرآن، به دلیل تسلط آن مرحومه بر اصول و ضوابط نقد، نوعی اثر نقادانه و انتقادی نیز به شمار می‌رود. مرحومه صفارزاده در این کتاب با محور قرار دادن هفت ترجمه فارسی از قرآن و چهار ترجمه انگلیسی، ترجمه‌های مفاهیم بنیادی قرآن توسط این مترجمان را مورد نقد و بررسی قرار داده و خود ترجمه دقیق‌تری را برای مفاهیم بنیادی قرآن ارائه کرده است.‏

 

علی موسوی گرمارودی هم در این مراسم درباره مرحوم طاهره صفارزاده گفت: محمد حقوقی شعر «فتح کامل نیست» را آغاز دور تازه‌ای در حیاط شعری طاهره صفارزاده می‌دانست اما من زمانی با شعر طاهره درگیر شدم که دیگر به نظر من فتح در شعر او کامل است.

 

وی افزود: حقوقی شعر طاهره را از دامنه پیموده است شاید از همین رو شناخت او از شعرش اصیل‌تر و ابراز نظرش سزاوارتر باشد اما من شعر طاهره را فقط در چکامه دیدم و آن در سفر پنجم بود.

 

موسوی گرمارودی ادامه داد: شعر ترجمه‌های مجموعه سد و بازوان، همان برگردان فارسی شعرهایی از طاهره است که به زبان انگلیسی در کتاب چتر سرخ سروده و حال و هوای دیگری دارند؛ یعنی شعر این دیار نیستند و به نظر من این شعرها کوک غربی دارند.

 

وی تأکید کرد: به نظر من شعرهای مجموعه رهگذر مهتاب به عنوان کارهای نخست قابل اعتنا هستند. حرکت شعری شاعر در این کتاب به خواب‌زده‌ای می‌ماند که در یک شب تابستانی بالای بام در رهگذر مهتاب دچار راه روی در خواب شده باشد و خدا را شکر که سقوط نکرده و دستی او را از خواب‌زدگی در شعر بیدار کرده است. به راستی طاهره در رسیدن به مکان ویژه‌ای که هنوز در شعر دارد سخت کوشیده است. سفر پنجم، اوج کمال شعری طاهره است. او در سفر پنجم به ذات والای جامعه به عنوان یک کل محترم و اصیل، نزدیک‌تر می‌شود ولی عنان اسب نجیب شعرخود را به دست افراد نمی‌سپارد.

 

فاطمه راکعی دیگر سخنران این نشست بود که در سخنانی گفت: طاهره صفارزاده از شاعران نواندیش و صاحب‌نام است که در عرصه شعر نیمایی با کنار زدن وزن تحولاتی ایجاد کرد. او یکی از معدود شاعران انقلاب اسلامی است که قبل از انقلاب نیز از شاعران مطرح بود؛ اگر چه صاحب سبک خاص خود و مبدع شعر طنین است. صفارزاده بیش از فرم و صورت به محتوا و پیام شعری می‌اندیشید. شعر او متأثر از دغدغه‌ها و مطالعات دینی و قرآنی و حدیثی و اشارات مختلفی به تاریخ اسلام است .

 

وی ادامه داد: صفارزاده از جمله شاعران تحول‌گرا، معتمد و دارای سبک و اندیشه خاص به شمار می‌رود. زبان شعر او پالوده و عاری از ابتذال است و عناصر آن زنده و محسوسند و جهان بیرون را به شعر خود وارد می‌سازد و بی آن که در پی تقلید باشد، از پرداختن به ریشه‌ها دوری می‌گزیند. او شعر را وسیله‌ای برای بیداری می‌داند و وارستگی انسان از هر تعلقی. از این رو می‌توان او را یکی از بزرگ‌ترین شاعران نوپرداز شعر مقاومت دینی به شمار آورد.

 

سید محمود دعایی نیز در این مراسم طی سخنانی درباره ویژگی‌ها و سجایای اخلاقی مرحومه طاهره صفارزاده گفت: من ابتدا از آشنایی خودم با مرحومه صفارزاده توضیح می‌دهم. وقتی حضرت امام حکم دادند که مسؤولیت روزنامه اطلاعات را داشته باشم، خدمت دکتر بهشتی رسیدم تا تیمی را برای همکاری در اختیار من قرار دهد که یکی از آن افراد، دکتر بهرام قاسمی‌ بود که ایشان با مرحومه صفارزاده آشنایی داشت و توصیه کرد از ایشان برای همکاری با روزنامه دعوت کنم. آن موقع ایشان به دلیل این که من از طرف امام منصوب شده بودم، مرا تکریم کرد. من متوجه شدم ساختمانی که ایشان به‌عنوان مستأجر در آن حضور دارد، ساختمانی مصادره شده است و ایشان هم به بنیاد مستضعفان اجاره می‌داد، هم به صاحب اصلی خانه. ایشان نوعی همکاری با ما را قبول کرد و گفت می‌خواهد از این فرصت استفاده کند تا از امام وقت بگیرد و بپرسد به اوراد و ختم‌ها ادامه دهد یا نه. من از امام وقت گرفتم و به منزل ایشان رفتم و مژده دادم که امروز وقت دیدار شما با امام است.

 

وی افزود : حجاب ایشان حجاب اسلامی کامل بود اما چادر سر نمی‌کرد. از من پرسید آیا امام مرا با این حجاب می‌پذیرد یا نه. من گفتم ایشان می‌پذیرند. من خدمت امام، مقدمتاً شرح زندگی و خدمات ایشان را دادم و شعر«سروش قم» را که در وصف امام هنگامی که پاریس بودند سروده بود، برای امام خواندم. وقتی شعر را می‌خواندم، گریه‌ خانم صفارزاده شروع شد. نیم ساعت بعد از آنکه ایشان با امام تنها بود، خیلی آرام از نزد امام بازگشت. تصادفاً همان‌روز خانم «مرضیه ریاضی» هم با امام قرار ملاقات داشت. من حساس شدم که او از امام چه خواسته است. او گفت من از امام خواستم که مرا شفاعت کند.

 

دعایی ادامه داد: من برای ارائه مطلب جدیدی در اینجا، چند‌روزی مطالعه کردم. من در این نوشته از علی جهان شاهی وام گرفته‌ام. در سال ۴۹ مقامات دانشگاه‌ با استخدام خانم صفارزاده در دانشگاه ملی موافقت کردند. طاهره صفارزاده پایه‌گذار آموزش ترجمه به عنوان یک علم بود. او با هدف سامان بخشی ترجمه، با مراجعه به کتابخانه‌ها و کتاب فروشی‌ها به مطالعه درباره روش ترجمه پرداخت و روش مورد نیاز را یافت. شیوه پیشنهادی او، نزد همکاران وی الگو شد. کتاب او نقشی مؤثر در صحنه ترجمه ایران بازی کرد. وی در زمینه شعر و شاعری هم، به معرفی زبان و سبک جدیدی از شعر توفیق یافت که عنوان «شعر طنین» بر آن نهاد. وی می‌گوید «شعر من شعر اندیشه است، من با شعر عاطفی بیگانه‌ هستم، اگر دو هزار کتاب شعر جلوی من بگذارند و من چیزی جدیدی بین آنها نبینم، آنها را شعر نمی‌دانم.»

 

مدیر مسؤول روزنامه اطلاعات افزود: محمدحقوقی از سبک صفارزاده، به عنوان جریان تازه در شعر یاد کرد. شعر طنین از آنجایی که حکومت پسند نبود، در آغاز با حرف و حدیث مواجه بود و سرانجام از دانشگاه اخراج شد. وی اوقات خانه‌نشینی را صرف مطالعات قرآنی کرد و کتاب «سفر پنجم» را نوشت و پایه‌گذار «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» بود تا در آن جوان‌های مسلمان بتوانند حرفشان را به صورت هنری بزنند. طاهره صفارزاده پس از انقلاب به عنوان رئیس دانشگاه شهید بهشتی، پیشنهاد داد درسی به نام ترجمه متون اسلامی به دروس گروه زبان اضافه شود.

 

دکتر سیمین دانشور درباره ترجمه صفارزاده از قرآن می‌گوید: من با خواندن ترجمه صفارزاده، معنای قرآن را فهمیدم. این ترجمه، صفارزاده را موفق به ترجمه برخی از متون و دعاهای دینی کرد. او در سال ۷۱ از سوی وزارت علوم به عنوان استاد نمونه انتخاب شد. او در ماه مارس ۲۰۰۶، به عنوان شاعر مبارز و زن دانشمند جهان اسلام برگزیده شد. دعایی در پایان، شعر صفارزاده درباره دکتر شریعتی را قرائت کرد.

 

حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حجتی کرمانی دیگر سخنران این مراسم بود. وی گفت: مطالبی که آقای بلخاری فرمودند را من از زبان خود خانم صفارزاده شنیدم. تأکید ایشان آن بود که وقتی دو صفت خدا پشت سر هم می‌آیند دومی قید اولی است. «علی قدیر» دو تا صفت نیست؛ دومی قید است و این نکته ظریفی بود که امروز آقای بلخاری هم بیان کرد.

 

وی افزود: درباره ترجمه قرآن من جمله‌ای از صدرالدین بداغی از ترجمه صحیفه سجادیه دارم که می‌گوید من از ترجمه صحیفه عاجزم موجی که در متن هست قابل ترجمه نیست. ترجمه من مثل عکس کمرنگی است که از یک گلستان زیبا می‌گیرم. ترجمه قرآن هم به طریق اولی چنین است. جمله من این است که موسیقی و آهنگ قرآن کلاً غیر قابل ترجمه است. معجزه قرآن آن است که کلام در قرآن زنده است. کلام خدا را نمی‌توان ترجمه کرد و این آیات به یک معنا اصلاً قابل ترجمه نیستند. ولی مطلب آقای بلخاری هم درست است؛ اگر قرآن قابل ترجمه نباشد غیر عرب‌ها چطور مسلمان می‌شوند؟ پس بنابراین عکسی از قرآن را می‌توانیم برداریم و یک شمایلی از آن داشته باشیم.

 

احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران نیز در این مراسم گفت: خیلی از اشعار مرحوم صفارزاده در نسبت با شرایط محیطی، خانوادگی و فرهنگی قابل فهم است. کتاب سفر پنجم اوج شعر طاهره است. ولی این اوج یکباره طاهره شده است. برخی از معانی و مفاهیم در آغاز شکل‌گیری شخصیت طاهره وجود داشت که ما کمتر به آن پرداخته‌ایم.

 

وی افزود : خانم صفارزاده جایگاه شعر را در حوزه انسان‌سازی و اصلاح جوامع می‌داند و از همین رو در اکثر شعرهای او ما رد پای یک مسأله اجتماعی را می‌بینیم. شعر ایشان اندیشه محور است. نگاه ایشان به شعر مورد تأیید دیگران هم هست؛ حتی کسانی که به لحاظ فکری با او متفاوت بوده‌اند. صفارزاده به دنبال انتقال پیام های اجتماعی، اخلاقی و انقلابی است. او بیان می‌کند که از لحاظ اجتماعی تحت تأثیر پروین اعتصامی است. «بینوا و زمستان» نخستین شعر طاهره این تأثیر پذیری را به خوبی نشان می‌دهد که نگرشی که صفارزاده در این شعر داشته، در تمامی دوران شعری او استمرار داشت. او به دنبال عدالت و برابری اجتماعی است البته عدالت و برابری مد نظر او با آن‌که فروغ فرخزاد مدنظر داشت، متفاوت است.

 

معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده نیز طی سخنانی گفت: خانم صفارزاده علاوه بر شاعر و ادیب بودن، مترجم قرآن بود. ایشان مسیر زندگی خود را آگاهانه انتخاب کرد و در کنار همه فعالیت‌های علمی و فرهنگی زنی بود که از مسائل سیاسی و اجتماعی دوران خود غافل نبود. او نقش بسزایی در این زمینه داشت. وضعیت ایشان می‌تواند برای امروز ما ارزنده باشد من از انجمن درخواست می‌کنم از آموزش و پرورش و آموزش عالی بخواهند متنی درباره شخصیت خانم صفارزاده در کتاب‌های درسی تنظیم کنند. وی نگاه امیدوارانه به آینده داشت و این برای جوانی که امروز به دنبال الگو می‌گردد بسیار الهام‌بخش است. من به عنوان معاون رئیس جمهور در امور زنان قول می‌دهم برای تهیه فیلم زندگی خانم صفارزاده اقدام کنم.

 

در پایان این مراسم به مهندس جلال صفار زاده، نماینده خانواده صفارزاده لوح تقدیر انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و لوحی از سوی جشنواره بین‌المللی فارابی تقدیم شد.

منبع: روزنامه اطلاعات

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما