مرگ سردار اسعد بختیاری
|۹:۴۴,۱۳۹۸/۸/۱| بازدید : 101 بار

 

مرتضی میرحسینی: علی‌قلی‌خان بختیاری كه بیشتر ما او را با لقبش، یعنی سردار اسعد می‌شناسیم به سال 1236 در یكی از اقامتگاه‌های زمستانی بختیاری‌های هفت‌لنگ متولد شد. بیست و پنج ساله بود كه قاجارها در دسیسه‌ای مزورانه پدرش را كشتند و خودش را هم مدتی به زندان انداختند. چندی بعد آزاد و از او دلجویی شد و حتی مقام مهمی هم در دربار گرفت، اما دشمنی و كینه قاجارها در قلب او و بسیاری از بختیاری‌ها- كه همگی از این ماجرای تلخ، زخم خورده بودند- باقی ماند. همین كینه و دشمنی، در سیر حوادث بعدی موثر افتاد و او و بیشتر بختیاری‌ها را به همراهی با مشروطیت كشاند. به قول سهراب یزدانی در كتاب مجاهدان مشروطه: «آنان مزه ستم شاهان و شاهزادگان قاجار را چشیده بودند و انگیزه‌ای قوی برای رویارویی با دربار استبدادی داشتند.» اما خود «علی‌قلی‌خان سردار اسعد در بین خان‌های بختیاری، شخصیتی یگانه و ممتاز داشت.

 

او فردی بود جهان‌دیده و كتاب‌خوان كه با چند زبان خارجی آشنا بود و كتاب‌هایی را از زبان‌های فرانسه و عربی به فارسی برگردانده، یا به ترجمه و نشر آنها كمك كرده بود. این درست است كه او به علت جایگاه اجتماعی و شیوه پرورش خود خلق‌وخویی استبدادی داشت، اما تنها خان بزرگ بختیاری بود كه مفهوم حكومت و نظام مشروطه را می‌شناخت.» علی‌قلی‌خان سال‌های زیادی از عمرش را در اروپا زندگی كرد و حتی در روزهای منتهی به كودتای محمدعلی‌شاه و به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی ایران در پاریس بود. اما در دوره استبداد صغیر كه پس از كودتا آغاز شد به پشتیبانی از مشروطه‌خواهان برخاست و حتی برای جنگ با دولت كودتا به كشور برگشت. او بود كه بختیاری‌ها را در لشكركشی به تهران فرماندهی كرد و خودش فاتحانه پیشاپیش آنان وارد پایتخت شد. پس از آن چندی وزیر داخله و مدتی هم نماینده مجلس بود و گاهی اوقات هم شغل رسمی نداشت، اما سایه او- تا روزی كه زنده بود- همیشه بر سیاست و تصمیم‌گیری‌های كشور سنگینی می‌كرد. حتی در مقطعی نامش در میان كسانی كه مناسب عنوان نایب‌السلطنه بودند، دیده می‌شد و برخی نمایندگان مجلس و محافل سیاسی پایتخت از انتخاب او برای این مقام سخن می‌گفتند كه البته در شرایط پیچیده و مناسبات خاص آن سال‌ها چنین چیزی ممكن و شدنی نبود. سردار اسعد در جنگ با شاه كودتاگر و احیای نظام مشروطه نقش مهم و موثری داشت، اما مرد همراهی با جریان انقلاب و تن دادن به اصلاحات ریشه‌ای و بنیادی نبود. اساسا در مقام ایلخانی نمی‌توانست با آرمان‌هایی مثل برابری حقوق و وظایف همه مردم و پایبندی بی‌چون و چرا با قانون كنار بیاید وسازگار شود.

 

همچنین بسیار بیشتر از آنچه ضروری بود در بازی‌های سیاسی آن روزگار مداخله كرد و بخشی از آبرو و اعتبار خود را هم پای اشتباهات كسانی كه خودشان را به او می‌چسباندند، فدا كرد. اما همان یك انتخاب درست و تاریخی، یعنی انتخاب مشروطیت به جای استبداد كافی بود تا آیندگان اشتباهات و نقاط تاریك و مشكوك و مبهم كارنامه‌اش را نادیده بگیرند و با احترام از او یاد كنند. او نخستین روز آبان سال 1296 در تهران درگذشت و در اصفهان به خاك سپرده شد.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما