نگاهی به چاووش‌خوانی، سنتی در محاق
|۷:۵۵,۱۳۹۸/۷/۲۸| بازدید : 99 بار

 

هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم‌الله

نیلوفر رسولی: اربعین میعادگاه زائران كربلاست؛ زائرانی كه امروز با پای پیاده و در گذشته با همراهی كاروان، دشواری‌های مسیر را به جان می‌خریدند، از بیابان و سنگلاخ می‌گذشتند تا اینكه زائر بین‌الحرمین باشند. در آداب سفرهای زیارتی، خصوصا زیارت كربلا چاووش‌خوانی یكی از سنت‌هایی است كه امروز به محاق رفته و دیگر جز در برخی نقاط كشور رواج ندارد. با این حال در گذشته و خصوصا در دوران قاجار مشخصه جدایی‌ناپذیر هر زیارتی، خصوصا زیارت كربلا بود. چاووش‌خوان به كسی گفته می‌شد كه در آستانه سفرهای زیارتی با آواز خوش خود مردم را به سفر تشویق می‌كرد، همراه با آنها به زیارت می‌رفت، مسیر را می‌شناخت و در زمان برگشت هم اولین كسی بود كه به اعضای خانواده زائران خبر بازگشت را می‌داد. چاووش هم به آوازی گفته می‌شد كه چاووش‌خوان می‌خواند. با اینكه دیگر در شهرهای امروز و به وقت زیارت چاووش‌خوانی آواز سر نمی‌دهد و مردم را به زیارت كربلا نمی‌خواند اما به گفته فواد توحیدی، آهنگساز، نوازنده و پژوهشگر موسیقی نواحی كشور این رسم در روستاها و شهرهای كوچك كشور خصوصا در كرمان رواج دارد. توحیدی كه حاصل 20 سال مطالعه روی موسیقی نواحی و بیش از 250 سفر به نواحی روستایی كرمان را در مجموعه 15گانه «كویرانه» منتشر كرده است، نگاه ویژه‌ای به چاووش‌خوانی دارد و تاكنون چاووش‌های زیادی را در استان كرمان جمع‌آوری و ثبت كرده است. او در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به تشابهات چاووش‌خوانی و تعزیه از این لحاظ كه هر دو در دستگاه‌های ایرانی خوانده می‌شوند، می‌گوید: «چاووش در بیان سفر زیارتی خوانده می‌شود. حتی در تعزیه‌های كرمان اگر شخصیتی بخواهد به دیدار امام حسین(ع) برود، این صحنه با خواندن چاووش همراه می‌شود.» با وجود جایگاهی كه تعزیه در ایام محرم دارد، چاووش‌خوانی با پیشینه غنی و اشعاری در بیان آرزوی دیدار كربلا می‌تواند جایگاه مستحكم‌تری را در میان آیین‌های اربعین و بدرقه زائران كربلا داشته باشد.

 

بانگ زیارت

هر كه دارد هوس كرب‌و‌بلا بسم‌الله

هر كه دارد هوس كرب و بلا خوش باشد

 

این مطلع یكی از چاووش‌هایی است كه برای زیارت كربلا خوانده و ادامه آن با این مصرع‌ها دنبال می‌شود:

اول به مدینه مصطفی را صلوات

دوم به نجف شیر خدا را صلوات

در طوس غریب‌الغربا را صلوات

پس كشته شهر نینوا را صلوات

مردم و زائران با تمام شدن هر مصرع صلوات می‌فرستند. چاووش‌خوانی در گذشته بانگ زیارت بود و چاووش‌خوان‌ها مردان معتمد شهر یا روستا بودند. صوت‌ خوش داشتند و نفس‌شان گرم و موثر بود. آنها در آستانه سفرهای زیارتی علم خود را در مكانی مشخص و مثلا جلوی مسجد، سقاخانه، میدان ده و امثال آن برپا می‌كردند یا به نقل از دكتر غلامحسین یوسفی در «چاووش» «علم بر دوش، سوار بر اسب و چهارپا یا پیاده در گردش بودند و مشتاقان را با خواندن اشعار خوش در بشارت سفر و توصیف زیارتگاه و مناقب پیغمبر و امامان و برآورده شدن مرادها دلگرم می‌كردند.» حتی در برخی از نقاط ایران مثال سنگسر در شمال سمنان، چاووش به زبان رایج هم گره خورده است. مثلا «چاووش بیرون كردن» یعنی چاووش سوار بر اسب در كوی‌ها می‌گردد و گاه در خانه‌ها را می‌كوبد و سفر قریب‌الوقوع زوار را خبر می‌دهد و برای همگان برخورداری از چنین توفیقی را آرزو می‌كند. چاووش‌خوان‌ها علم به دست می‌گرفتند و علم‌شان معمولا سه گوش بود و سبز رنگ و بر آن تصویری از حرم كعبه یا حرم علی(ع) با ابیاتی مشخص نقش می‌بست. مردم هم با شنیدن نوای چاووش برگ سفر می‌بستند و حلالیت می‌گرفتند. در دوران قاجار چاووش‌خوانی به عنوان شغل ثابت هم لحاظ می‌شد. در برخی از اسناد مثل گزارش اوژن اوبن در سفرنامه‌اش ثروتمندان بین 15 تا 20 تومان به چاووش‌خوانان حق‌الزحمه می‌دادند با این حال این حق‌الزحمه هم خرج تنگدستان می‌شد. حق‌الزحمه دیگری به نام «گنبدنما» به چاووش‌خوانان و به وقت نمایان ‌شدن گنبد حرم از دور و به عنوان مژدگانی داده می‌شد. در بازگشت هم روال كار متفاوت بود. چاووش‌خوانان معمولا در بازگشت چند منزل جلوتر از كاروان حركت می‌كردند و با چاووش‌خوانی بازگشت زائران را خبر می‌دادند و مژدگانی می‌گرفتند. با اینكه چاووش‌خوان‌ها در گذشته به نسبت سفر زیارتی و مقصد، اشعاری را از حفظ می‌خواندند اما بدیهه‌خوانی نیز توانایی مهم آنها بود.

 

غلامحسین یوسفی چنین صفاتی را برای چاووش‌خوان در نظر می‌گیرد: «چاووش كه پیشرو كاروان در سفر معنوی بود به هر نسبت به تقوی و اخلاص و دل پاك برخورداری داشت سخنش موثرتر و مقبول‌تر می‌نمود. از این رو كسانی كه به بدی شهرت داشتند نمی‌توانستند چاووشی اختیار كنند زیرا كسی به آنان اقبال نمی‌نمود.»

 

چاووش‌خوانی به رنگ كرمان

«حدود 20 سال است كه چاووش‌خوانی در كرمان كمرنگ شده است، با این حال هنوز هم چاووش‌خوان‌هایی داریم كه اشعار را از حفظ می‌خوانند و صدای بسیار خوشی دارند.» فواد توحیدی با گفتن این جمله اشاره می‌كند كه در برخی روستاهای استان كرمان مانند روستای انار هنوز چاووش‌خوانی رونق دارد. چاووش‌خوان‌ها در گذشته همراه با زائرین به سفر می‌رفتند، در طول مسیر كمك حال كاروان بودند، راه را می‌شناختند و البته گفتن اذان هم به عهده آنها بود. به گفته توحیدی چند صفت بود كه هر چاووش‌خوانی باید بهره‌ای از آن می‌برد. خلوص نیت، صدای خوش و آشنایی با مسیر از مهم‌ترین ویژگی‌های چاووش‌خوانان بود. آنها تك‌خوان بودند و چاووش‌خوانی اغلب به صورت تك اجرا می‌شد، با این حال عموما شاگردان آنها یا به اصطلاح نوچه‌های‌شان در خواندن كمك می‌كردند. به این صورت كه ابیات را با صلوات یا بسم‌الله پاسخ می‌دادند. چاووش به زعم توحیدی مثل تعزیه‌خوانی از جنس آواز و آن هم آواز مذهبی است. زیرا چاووش‌خوانان ریتم خاصی را دنبال نمی‌كنند یا به بیانی دیگر با اینكه اشعار آنها منظوم است، خواندن آنها متر مشخصی ندارد. اما نكته جالب دیگری كه این پژوهشگر به آن اشاره می‌كند، جوهره موسیقایی چاووش‌خوانی است. با اینكه این سنت بیشتر در روستاها جریان دارد، حتی در مناطقی كه موسیقی مقامی پررنگ‌تر است، چاووش را نه با موسیقی مقامی بلكه بر اساس موسیقی كلاسیك ایران و در ردیف و دستگاه می‌خوانند. توحیدی معتقد است همین نكته نشان می‌دهد چاووش‌خوانی از مركز وارد روستاها و نواحی شده است.

 

چاووشی صبح عاشورا، چاووشی تعزیه، چاووشی مرگ، چاووشی مكه، چاووشی كربلا، اشعار این آواز مذهبی بنا به مقصد زیارت و موقعیت كاملا با هم متفاوتند. چاووشی‌هایی كه پیش از سفر خوانده می‌شوند بیان احساسات و عواطف است یا بیان آرزو و حاجات زائران و حتی گاهی مسائل و سختی‌های سفر هم در آن خوانده می‌شود. چاووشی مرگ یكی از چاووش‌خوانی‌های متفاوتی است كه در كرمان اجرا می‌شود. به گفته توحیدی مردم كرمان معتقدند مرگ سفری است به سوی خدا و از این‌رو در تشییع جنازه، چاووشی ‌مرگ می‌خوانند. با اینكه چاووش‌خوانی به آواز زیارت شناخته شده است اما حتی در تعزیه‌هایی كه در استان كرمان برگزار می‌شوند، اگر در صحنه‌ای از تعزیه شخصیتی بخواهد به دیدار امام حسین(ع) برود این صحنه با خواندن چاووش همراه می‌شود. خود چاووش‌خوانی هم بخش‌های مختلفی دارد. مثلا یكی از آنها بسم‌الله‌خوانی نام دارد. ابیات با بسم‌الله شروع می‌شوند و نوچه‌ها هم در بین ابیات با بسم‌الله پاسخ چاووش‌خوان را می‌دهند. قسم دیگر صلوات‌خوانی است. ابیات این نوع چاووش در آخر خود با صلوات به یكی از امامان معصوم و عموما آن امامی كه مقصد زیارت است پایان می‌گیرد و نوچه‌ها هم با فرستادن صلوات چاووشی را همراه می‌كنند. نوع دیگری از چاووش هم دعاخوانی است كه عموما در بین مسیر خوانده می‌شود چاووش بازگشت هم آوازی است كه به هنگام برگشت از زیارت خوانده می‌شود. به زعم توحیدی یكی از كاركردهای چاووش‌خوان‌ها این بود كه از دور به مردم روستا خبر بازگشت كاروان زیارت را می‌دادند و شعر این نوع آواز مضمون تبریك به زائران را داشت.

 

آداب چاووش‌خوانی

با اینكه دكتر یوسفی در مقاله «زبان فارسی: چاووش» می‌نویسد كه چاووش‌خوان‌ها لباس مخصوصی ندارند. اگر سید باشند شال سبزی بر گردن می‌اندازند و در غیر این صورت شال سیاهی را حمایل سینه می‌كنند، اما توحیدی از لباس وصله اسم می‌برد كه مخصوص چاووش‌خوان‌هاست. این لباس هفت وصله دارد؛ دو دستكش، نعلین، پاپوش، شلوار، سفره خدمت و ابلق كه پر دو رنگی است كه روی كلاه جای می‌گیرد. این لباس را می‌توان لباس قلندری دانست. در واقع چاووش‌خوان‌ها خود قلندر بودند، یعنی عارفانی كه به دور از مادیات مثل دراویش جامه سفید به تن می‌كردند و با كشكولی سر راه مردم بازار می‌نشستند و به اصطلاح درویش‌خوانی می‌كردند. مردم هم داخل كشكول آنها سكه‌ای می‌انداختند و این پول‌ها به تنگدستان می‌رسید. درویش‌خوانی تا چند دهه پیش در كرمان پررنگ بود و درویش‌خوان‌ها چاووش نیز می‌خواندند.

 

توحیدی در خلال صحبت‌هایش درمورد چاووش‌خوانی به دو ساز اشاره می‌كند؛ ساز اول شاخ نصیر نام دارد؛ ‌سازی از جنس شاخ قوچ. این ساز را درویش‌خوانان و چاووش‌خوانان به همراه داشتند تا در بیابان برای دور كردن حیوانات وحشی استفاده كنند. این ساز صدای رسایی داشت و حیوانات وحشی با شنیدن صدای ساز دور می‌شدند. ساز بعدی هم سفیدمهره نام دارد. در كرمان رسم است وقتی كسی فوت می‌كند در سفیدمهره می‌دمند تا مردم مطلع شوند و به خانه متوفی بروند. علاوه بر آن هنگام جمع ‌كردن مردم در روستا برای زیارت، چاووش‌خوانان در سفیدمهره می‌دمیدند تا مردم را در مركز روستا گردهم بیاورند. مردم كه جمع می‌شدند تازه نوبت چاووش‌خوانی می‌رسید. در واقع این دو ساز، ساز اعلان بودند و به مردم خبررسانی می‌كردند.

 

چاووش‌خوانی در استان‌های دیگر

هرمزگان، بوشهر، فارس، یزد، مازندران و دیگر شهرهای ایران هم هر یك به شكلی چاووش‌خوانی داشتند و حتی در برخی روستاهای این شهرها چاووش‌خوانی اجرا می‌شود. سیدعلیرضا هاشمی در مقاله «چاووش و چاووش‌خوانی در سفرهای زیارتی» نمونه‌های متعددی از این چاووش‌ها را در جای‌جای ایران معرفی می‌كند برای مثال در میان اهالی زرجه بستان قزوین «در روز حركت زائران صبح اول وقت چند نفر از اهالی خوش‌صدا كه به اصطلاح محلی آنها را چی‌وش می‌گویند، از خانه بیرون می‌آمدند و با صدای بلند اشعار مذهبی می‌خواندند و به این ترتیب حركت زائران را به مردم اعلام می‌كردند.» یكی از چاووشی‌های مردم قزوین در آستانه سفر به كربلا چنین است:

كای موالی موسم فصل بهار كربلاست

لاله باید چید هركس داغدار كربلاست

تشنه آب فراتم ‌ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید كربلا

 

در فریدونشهر اصفهان زائران كربلا را یك چاووشی‌خوان بر فراز اسب سیاه همراه می‌كند و می‌خواند:

چه كربلاست كه آدم به هوش می‌آید

هنوز ناله زینب به گوش می‌آید

چه كربلاست عزیزان خدا نصیب نكند

خدا مرا به فدای شه غریب كند

كه خدا فرموده در همه آیات

به باب فاطمه پیغمبر خدا صلوات

 

در زاهد شهر فسا در روز حركت زوار چاووش‌خوان جلوتر از سایرین ابتدا به سمت امامزاده ابراهیم مشهور به «زاهد» در گورستان ده حركت می‌كند و ندا سر می‌دهد كه:

هر كس كه دلش هوای حوض كوثر دارد

باید كه دست از مال جهان بردارد

دلا بیا تا رویم سوی كربلای حسین (ع)

به پا كنیم در آنجا عزا برای حسین (ع)

 

با اینكه چاووش‌خوانی می‌تواند عموما در آستانه سفرهای زیارتی خوانده شود، اما در برخی از استان‌ها مثل سمنان و خراسان نوع دیگری از چاووش‌خوانی مذهبی رواج دارد كه به نقل از دانشنامه جهان اسلام در مدخل چاووش‌خوانی این چاووش‌ها با سنت زیارت در ارتباط مستقیم نیستند و به‌طور ویژه روایتی استعاری از حركت كاروان امام‌ حسین (ع) به كربلا را ترسیم می‌كنند. برای مثال در بیرجند به مناسبت سالروز ورود اهل بیت امام ‌حسین (ع) به كربلا چاووش‌ می‌خوانند و از نزدیك‌ شدن ایام عزاداری محرم و رسم علم‌بندان خبر می‌دهند. حین خواندن این چاووشی اسفند دود می‌كنند و مردم در پایان ابیات صلوات می‌فرستند. در بیرجند و میبد این رسم مستقیما با ایام محرم پیوند می‌خورد و چاووش‌خوان درون نخل عزاداری كه بر شانه مردم قرار دارد ندای چاووش سر می‌دهد. در تكیه بیدآباد شاهرود و شب‌های شهادت امام‌حسین (ع) مراسمی به «نام شمع و چراغ» برگزار می‌شود كه پس از خواندن خطبه و دعا، چاووش اشعار محتشم كاشانی را درباره واقعه كربلا و رثای شهدا می‌خواند و مردم هم با صلوات او را همراهی می‌كنند. چاووش‌خوانی در شاهرود موروثی است و سینه به سینه منتقل می‌شود. از دیگر چاووش‌خوانی‌هایی كه از مصایب كربلا می‌گویند می‌توان به چاووش‌خوانی در نوش‌آباد كاشان نیز اشاره كرد كه طی مراسم سنتی چاووش‌خوان روز عاشورا سوار بر اسب و پیشاپیش تعزیه‌خوانان چاووشی می‌خواند.

 

با اینكه این سنت همچنان در برخی از شهرهای كوچك و روستاهای ایران رونق دارد اما در قیاس با تعزیه در محاق است و رو به فراموشی. اگر تعزیه در دهه ابتدایی محرم رونق چشمگیری دارد و مردم ظهر عاشورا را با تعزیه می‌شناسند، شاید بتوان همین جایگاه را برای چاووش‌خوانی اما در این ‌باره به‌طور ویژه در اربعین بازتعریف كرد. باتوجه به رونق چشمگیر پیاده‌روی اربعین در سال‌های اخیر شاید چاووش‌خوانی جزو مراسم سنتی باشد كه بتواند به لطف استقبال بیكران مردم دوباره احیا شود و رنگ زندگی دوباره به خود ببیند.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما