دکتر مجتبایی: سرچشمه‌های عرفان اسلامی و ایران، خراسان است
|۷:۴۷,۱۳۹۸/۷/۲۳| بازدید : 77 بار

 

 

دکتر فتح‌الله مجتبایی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دیروز در محل این فرهنگستان در حضور بزرگان ادب و عرفان، درباره داستان‌ها و تمثیل‌های هندی در ادبیات صوفیانه به ایراد سخن پرداخت.

در این نشست که با حضور بزرگانی همچون دکتر محمدعلی موحد، دکتر مهدی محقق، دکتر معصومی همدانی، دکتر نصیری، دبیر فرهنگستان ادب فارسی برگزار شد، دکتر مجتبایی به شرح برخی نکات درباره داستان‌های هندی در ادبیات تصوف و عرفان پرداخت.

 

دکتر مجتبایی توضیح داد: کتابی در دست دارم درباره داستان‌ها و تمثیلات هندی در ادبیات صوفیانه که بیشتر متمرکز بر عطار و مولوی است. البته کار را باید با سنایی آغاز کرد زیرا در «حدایق الحقیقه» نکات نغزی نهفته است. من سعی کردم در این کار حق خراسان را ادا کنم. سرچشمه‌های عرفان اسلامی و ایرانی و آنچه در آن باره نوشته شده، از خراسان است و متفکران غربی کمتر به خراسان توجه کرده‌اند و می‌خواهم بی‌مهری آنها را جبران کنم.

 

وی افزود: ‌ایران و هند از چند هزار سال پیش از این، همسایه دیوار به دیوار هستند و روابط فرهنگی هم بین این دوکشور همواره برقرار بوده ‌است و از همان روزگار مسیر فرهنگی و تجاری هندیان، از ایران به غرب بود

 

دکتر مجتبایی با تأکید بر این که از آغاز دوران هخامنشیان ادیان مختلف از جمله بودا، پیروان خود را داشتند، گفت: می‌دانیم در دوران اشکانیان نیز گروهی از مبلغان بودایی این دیانت را به چین بردند. در دوران ساسانیان نیز این احوال ادامه داشت. بیشتر پیروان دیانت مسیحی و عیسوی که در غرب ایران ساکن بودند نیز تعاملاتی با بودایی‌ها داشتند. بسیاری از بوداییان در خراسان بزرگ، حضور و معابد و اجتماعات خود را داشتند و تا دو و سه قرن بعد از غلبه اسلام به باور خود بودند.

 

وی افزود: این نواحی از دیرباز با مکاتب مسیحی و هلنیستی مرتبط بودند. این دو گونه رویکرد به جهان‌بینی غربی و شرقی در طول قرن‌ها برقرار بوده و راه و روش زندگی را ترسیم می‌کرده است. حتی مزداپرستی ایرانی در دو سوی این سرزمین یکسان نبوده است.

 

دکتر مجتبایی در بخش دیگری از سخنرانی‌اش به برخی از کتاب‌ها که از زبان هندی به پارسی ترجمه شده بودند، اشاره کرد و گفت: در ایران بعد از عصر ساسانیان تفاوت فکری وجود داشت. در خراسان بزرگ در شهرهایی مانند بلخ و بخارا و بامیان مراکزی از بودایان وجود داشت. شکی نیست که با ورود اسلام تغییراتی به وجود آمد و به دیانت نو پیوستند اما این گونه نبود که رسومات خود را به یکباره فراموش کنند، بلکه به آن رسومات به اقتضای احوال و شرایط همساز ‌شدند. تفاوت چشمگیری که در ادبیات صوفیانه دیده می‌شود برخاسته از همین شرایط و احوال بود.

 

وی افزود: عنوان صوفیه از سده سوم هجری ظهور کرد؛ از فردی به نام ابوهاشم صوفی. ظاهراً نخستین خانقاه را نیز در شام یکی از امرای مسیحی بنا نهاد و تصوف به صورت یک طبقه فکری ظهور کرد.

 

رواج ادبیات صوفی و مطالب و نکات تازه‌ای از عرفان خراسان که به سرزمین شام می‌رسید، تحولات فکری در میان مسلمانان به وجود آورد و طبعاً مخالفت‌هایی نیز از سوی متشرعان پیش آمد، طوری‌که به نهانخانه‌ها و مخفیگاه‌ها می‌رفتند و بنیان‌های فکری و عرفانی را تبیین می‌کردند.

 

دکتر مجتبایی نقدی به سخنان برخی از غریبان وارد دانست و گفت: آنها اغلب اسلام‌شناس بودند و توجه آنها به عرفان وتصوف چندان دقیق نبوده و داستان آنها از ابراهیم ادهم و دیگر داستان‌ها و صوفیان مسلمان و خرقه‌دوزی فراتر نمی‌رود یا به بیانی دیگر این اظهارنظری سطحی و عامیانه است.

 

وی در ادامه با طرح و نقد نمونه‌هایی از تحقیقات اسلام‌شناسان غربی،بحث مفصلی درباره خداوند نزد بایزید بسطامی طرح کرد و با بررسی افعال توحیدی و شهودی، نقد غربی‌ها به آن‌ را نیز نقد کرد.

 

دکتر مجتبایی تأکید کرد: مکتب عرفان خراسان نشان می‌دهد این مکتب از همین سرزمین ریشه گرفته و اغلب چهره‌های این مکتب عامی بوده‌اند. در واقع منطقه خراسان خاستگاهی برای تعاملات فکری شرق و غرب بود. در این سرزمین عارفان ظهور کردند و ادبیات صوفیه را قوام بخشیدند.

 

همچنین یکی دیگر از ویژگی‌های ادبیات خراسان، ادبیات منظوم است که از لحاظ مایه‌های درونی و چگونگی ساخت و پرداخت مطالب به زبان پارسی آشکارا متفاوت است و در فضای فکری و ذوقی برجسته‌ای است. آنها اغلب داستان و تمثیل هستند و می‌دانیم ادبیات هندی سرشار از داستان و تمثیل است. بودا، داستان‌پردازی را برای تقریب فهم واجب می‌دانست و از نشانه‌های خاص این آثار، طرح داستان در داستان است و این شیوه در آثار سنایی و عطار وجود دارد .

 

وی افزود: من در آثار این بزرگان گشت و گذار داشته‌ام و یادداشت‌هایی نوشته و زمینه‌ها و شباهات آنها با هندی‌ها را مطرح کرده‌ام. من پیش از این در چند مقاله این نکات را آورده‌ام و شمار این تمثیلات از یک صد مورد متجاوز است.

 

درباره داستان فیل و کوران که در ادبیات هندی‌ها آمده و در حدیقه سنایی هم طرح شده است، من قبلاً مقاله‌ای نوشته‌ام. البته این داستان در متون مختلف عرفانی ذکر شده و تفسیرهای متخلفی از آن طرح شده است؛ اما زمینه این داستان برگرفته از متون هندی است .

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما