گفت ‌و گو با غزاله حجتی درباره كتاب بررسی معرفت شناختی
|۸:۴,۱۳۹۸/۷/۲۲| بازدید : 115 بار

 

جنگ هفتاد و دو ملت

محسن آزموده: اجتماع انسان‌ها، معركه اندیشه‌ها و نظرات و باورهای مختلف و متقابل و گاه متعارض و متضاد است. هر انسانی از منظری متفاوت به جهان می‌نگرد(تفاوت پرسپكتیو) و جنبه‌هایی متفاوت از جهان را می‌بیند(تفاوت اسپكت) و بر این اساس دیدگاهی متفاوت درباره حتی یك چیز را عرضه می‌كند. این تفاوت‌ها به اختلاف نظر میان آدمیان می‌انجامد، امری كه هر انسانی به ناگزیر آن را تجربه كرده و به درجات مختلف آن را می‌پذیرد. در روزگار ما كه به دلیل گسترش رسانه‌های عمومی و مجازی، امكان عرضه این دیدگاه‌های متكثر فراهم شده، این اختلاف نظرها در حوزه‌های گوناگون بیشتر عیان شده و گاه این پرسش را در ذهن ایجاد می‌كند كه بالاخره در مواجهه با آنها چه باید كرد؟ آیا باید این تفاوت نظرات را پذیرفت و به همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگران تن در داد یا مدام در پی بحث و گفت‌وگو با دیگران برآمد و كوشید آنها را به دیدگاه خود متمایل كرد؟ از منظر معرفتی چه باید كرد؟ آیا این اختلاف نظرها را باید جدی گرفت یا خیر؟ بحث اختلاف نظر اگرچه امر تازه‌ای در حوزه فلسفه و اندیشه بشری نیست اما در دهه‌های اخیر به شكل متمایز و مستقل توجه برخی اهالی فلسفه را در حوزه‌های معرفت‌شناسی و اخلاق به خود جلب كرده است. كتاب اختلاف نظر دینی نوشته غزاله حجتی، دانش‌آموخته دكترای فلسفه دین درباره این بحث در حوزه باورهای دینی از منظر معرفت‌شناسی است. این كتاب كه رساله دكترای نویسنده است، اولین پژوهش در این بحث نسبتا جدید در فارسی است و به این مناسبت با نگارنده آن گفت‌وگویی صورت دادیم كه از نظر می‌گذرد.

 

************

 

اصولا موضوع كتاب شما یعنی اختلاف نظر دینی ناظر به چیست و ریشه و سابقه این بحث به چه چیز باز‌می‌گردد؟

به طور ساده موضوع این كتاب اختلاف نظر (disagreement) است البته نه هر نوع اختلاف نظری زیرا هر نوع اختلاف نظری نمی‌تواند مورد بحث فلسفی و معرفت‌شناختی قرار بگیرد زیرا بسیاری از اختلاف‌نظرهایی كه ما در زندگی روزمره با آنها مواجه می‌شویم و اطراف خودمان آنها را می‌بینیم، اختلاف نظر فلسفی یا معرفت‌شناختی نیستند بلكه در حقیقت برآمده از اشتباه یا اشتباهاتی هستند. مثلا خیلی از اختلاف نظرهای ما با دیگران بر اساس اشتراكات لفظی رخ داده یا به دلیل ابهام پدید آمده است. خیلی وقت‌ها اختلاف نظرها ناشی از استفاده از معیارهای سنجش مختلف است، یعنی اگر معیارهای سنجش‌مان را یكی كنیم، می‌بینیم كه با هم اختلاف نظر نداریم. در این كتاب كوشیده‌ام تمامی اختلاف‌نظرهایی از این دست یعنی اختلاف نظرهایی را كه ارزش معرفت‌شناختی ندارند،كنار بگذارم تا حوزه بحث روشن‌تر و مشخص شود كه اختلاف نظر فلسفی و معرفت‌شناختی كدام است. سابقه بحث اختلاف نظر نیز به ابتدای تاریخ اندیشه بشری بازمی‌گردد، یعنی از همان زمان كه انسان شروع به اندیشیدن كرده و این اندیشه‌ها به عنوان افكار فلسفی بشر ثبت شده شاهد اختلاف نظر هستیم و تا به امروز نیز ادامه داشته است بنابراین بحث چندان جدید نیست اما آنچه آن را جدید می‌كند این است كه در چند دهه اخیر به این اختلاف نظرهای فكری موجود از بعد فلسفی و معرفت‌شناختی نگاه جدیدی شده است. از زمانی كه مساله توجیه باور به شكل پررنگی در معرفت‌شناسی مطرح شده، یعنی این بحث كه چه زمانی یك باور موجه است و ما به لحاظ معرفت‌شناختی مجازیم آن را حفظ كنیم، اختلاف نظرها نیز از بعد دیگری اهمیت پیدا می‌كنند یعنی نه از جهت اختلافی كه بین افراد وجود دارد بلكه از این منظر كه آیا این اختلاف نظرها می‌توانند شاهد ناقضی باشند تا توجیه باور ما را بر هم بزنند یا خیر. در 3 دهه اخیر در حوزه‌های مختلف فلسفی از این منظر به اختلاف نظر نگاه شده و این بحث به شكل جدیدی در معرفت‌شناسی مطرح شده است. عمده مصادیق مهم معرفتی اختلاف نظر نیز در باورهای دینی، اخلاقی و علمی است هر چند در حوزه‌های دیگر مثل سیاست نیز اختلاف نظر داریم. اما تبعاتی كه در اختلاف نظر در زمینه باورهای دینی یا باورهای اخلاقی حاصل می‌شود به قدری مهم و تاثیرگذار است كه آن را به شكل مستقلی واجد اهمیت كرده است. در چند دهه اخیر تصمیم‌گیرندگان حوزه‌های آكادمیك در بسیاری از دپارتمان‌های جهان در حوزه فلسفه و معرفت‌شناسی و در بسیاری از نشریات قدیمی و معتبر در این زمینه‌ها، سهمیه‌ای را برای پرداختن به بحث اختلاف نظر در نظر گرفته‌اند. یكی از دلایل غیرمعرفتی این موضوع، امیدی است كه به یك‌باره در معرفت‌شناسان ایجاد شده برای اینكه شاید از دل این مباحث راه‌حلی برای این همه منازعاتی كه در جهان بر سر عقاید صورت می‌گیرد، پیدا كرد. امروزه بسیاری از فیلسوفان به این نتیجه رسیده‌اند كه شاید از دل این مباحث راه‌حل عملی نتوان یافت اما امیدی در معرفت‌شناسان هست كه شاید این مباحث به نوعی رواداری و تساهل و تسامح و فهم متقابل بینجامد. در این كتاب البته صرفا به ابعاد معرفت‌شناختی پرداخته‌ام اما این موضوع ابعاد اجتماعی و سیاسی زیادی نیز دارد مثل رابطه بین مباحث معرفت‌شناختی و اخلاق و گفت‌وگو و فهم متقابل و تساهل و... اما من صرفا به مساله از حیث معرفت‌شناختی پرداخته‌ام به بیان ساده مساله توجیه‌باور، مهم‌ترین موضوع بحث من در این كتاب است، یعنی چه زمانی ما باور موجه داریم در حالی كه اختلاف‌نظرهایی با باور ما وجود دارد.

 

همان طور كه در مقدمه ذكر شد و شما نیز در مقدمه كتاب بیان كرده‌اید، بحث اختلاف نظر جدای از رواجش در زندگی روزمره انسان‌ها به شكل تخصصی بحثی نسبتا جدید در فلسفه است. چرا و چطور این بحث در معرفت‌شناسی و اخلاق مورد توجه فیلسوفان تحلیلی قرار گرفته است؟

زیرا در چند دهه اخیر در میان فیلسوفان تحلیلی مساله باور به شكل جدی محل بحث قرار گرفته و مباحثی چون توجیه باور، شرایط نقض آن و اخلاق باور حول آن شكل گرفته است. عمده این ادبیات نیز انگلیسی‌ زبان است زیرا حوزه جغرافیایی كه فلسفه تحلیلی و مسائل ابتدا در آن شكل گرفته، كشورهای انگلیسی زبان مثل بریتانیا، امریكا و كانادا بوده‌اند. ضمن آنكه سابقه فلسفه تحلیلی به پوزیتیویسم منطقی و زمانی بازمی‌گردد كه مساله تحلیل زبانی جدی بوده است. بنابراین جنس این مباحث به خاطر صبغه تحلیلی كه از ابتدا داشته، چنان است كه در آن منطق و تحلیل زبانی نقش بازی می‌كند و با جزییات سر و كار دارد و مهم‌تر از همه اینكه مساله اصلی توجیه‌باور است. بنابراین بحث اختلاف نظر را باید در این زمینه و بستر (context) نگریست.

 

شما در مقدمه كتاب دو رویكرد اخلاقی و معرفتی در بحث اختلاف نظر را از یكدیگر متمایز كرده‌ و تاكید كرده‌اید كه در كتاب به بحث معرفت‌شناختی در این زمینه خواهید پرداخت.

باید میان اختلاف نظر از حیث اخلاقی و معرفت شناختی تمایز گذاشت. گاهی من به لحاظ اخلاقی تصمیم می‌گیرم كه به نظر مخالف خودم احترام بگذارم اما بحث معرفت‌شناختی اختلاف نظر در این باره است كه آیا دیدگاه مخالف من می‌تواند بینه یا دلیلی باشد برای من كه توجیه باور من ایراد دارد یا خیر.

 

بحث كتاب شما بعد از ارایه مقدماتی راجع به مبحث كلی‌تر اختلاف نظر به بحث اختلاف نظر دینی اختصاص یافته است. مراد از اختلاف نظر دینی چیست و اهمیت آن از دید شما چیست؟

مراد از اختلاف نظر دینی می‌تواند دو چیز باشد: یكی اختلاف نظرهای درون دینی و اختلاف نظرهای بین ادیان. در تمامی ادیان وجود دارد، بنابراین ادعای انحصارگرایی در صدق و توجیه از باورهای اساسی عموم ادیان است. در كتاب حاضر و به طور كلی در بحث اختلاف نظر معرفت‌شناختی، محل بحث اختلاف‌نظرهایی بین ادیان است یعنی آن ادعاهای متعارض بین ادیان محل بحث است، به عبارت دیگر در بحث اختلاف‌نظر، كثرت ادیان محل است. سابقه این بحث به ابتدای تاریخ ادیان بازمی‌گردد اما دوره‌هایی بوده كه افراد از این اختلاف نظر آگاه نبودند و با ادیان دیگر ارتباط نداشتند كه متوجه اختلاف نظر شوند. در دوران‌های بعدی است كه روابط و بده بستان‌های میان متدینان به ادیان مختلف زیاد شده و ایشان متوجه اختلاف نظر شده‌اند و این سوال برایشان پدید آمده كه این اختلاف نظرها چرا پدید آمده و چگونه می‌توان آن را توجیه كرد؟ آیا می‌توان به این اختلاف نظرها توجهی نكرد یا خیر؟ یعنی این بحث زمانی مطرح شده كه من نتوانم مخالف خودم را به راحتی نادیده بگیرم. جزو اولین فیلسوفان معرفت‌شناسی كه مساله كثرت ادیان را به عنوان یك مساله فلسفی دیده و به آن صراحتا اشاره كرده و كوشیده راه‌حلی برای آن بیاید، ویلیام آلستون(2009-1921) فیلسوف دین امریكایی است كه در یكی از فصول كتاب به بحث او در این زمینه پرداخته‌ام و در ادامه شمار دیگری از متفكران كه متاثر از او به این بحث پرداخته‌اند را معرفی كرده‌ام.

 

در فصل سوم كتاب به این بحث آشناتر برای مخاطبان فارسی‌زبان در بحث باورهای دینی، رویكردهای انحصارگرایانه و تكثرگرایانه و شمول‌گرایانه اشاره كرده‌اید. ربط و پیوند بحث اختلاف نظر دینی با مباحث مربوط به نگرش‌های پلورالیستی و مونیستی به باورهای دینی چیست؟ آیا اصلا به یكدیگر ارتباطی می‌یابند؟

علت پرداختن به این بحث آن است كه خواستم بین سنت فكری و فلسفی كه در معرفت‌شناسی دینی پیش از این در بحث پلورالیسم و مونیسم و... وجود داشت با بحث اختلاف نظر دینی از منظر معرفت‌شناسی ارتباط برقرار كنم. یعنی خواستم بحث پلورالیسم را بر اساس این صورت‌بندی جدید بازسازی كنم. در آن بحث از گروه‌های انحصارگرایان و شمول‌گرایان و كثرت‌گرایان نام برده می‌شود كه برای مخاطبان فارسی بحث آشناتری است. در این فصل كوشیده‌ام شباهت‌هایی میان انحصارگرایان دینی و نامصالحه‌گرایان در بحث اختلاف نظر را نشان بدهم. البته انحصارگرایی با نامصالحه‌گرایی تفاوت دارد و تعریف و حیطه بحث نامصالحه‌گرایی خیلی گسترده‌تر از انحصارگرایی دینی است اما شاید بتوان گفت بسیاری از نامصالحه گرایان، انحصارگرا محسوب می‌شوند. بنابراین به طور كلی شباهت این دو بحث در این است كه مساله هر دو تكثر و اختلاف نظرهایی بین ادیان است. اما وجوه اختلاف آنها زیاد است. در اختلاف نظر، بحث تماما معرفت‌شناختی است و بر محور توجیه باور می‌چرخد اما در بحث‌های كثرت‌گرایی و انحصارگرایی و شمول‌گرایی علاوه بر اینكه تكثر ادیان مطرح است و تا حدی ممكن است توجیه باور مطرح باشد اما مباحث غیرمعرفتی زیادی نیز دارند، مثلا در بحث پلورالیسم ابعاد هرمنوتیكی نیز مطرح است، یعنی مساله فهم مطرح است نه توجیه، یا كثرت‌گرایی ابعاد اخلاقی دارد یعنی مساله تساهل و مدارا مطرح است، یا ابعاد رفتاری مطرح است. بنابراین مباحث پلورالیستی اولا به دلیل سابقه بیشتر، وجوه بیشتری دارد ثانیا عمدتا وجوه غیرمعرفتی بحث را مدنظر دارند. مثلا جان هیك از مشهورترین كسانی است كه در حوزه كثرت‌گرایی دینی بحث كرده اما اصلا به توجیه باور نپرداخته است. در معرفت‌شناسی اختلاف نظر اولا نگاه به باور، یك نگاه واقع‌گرایانه است بنابراین رویكردهای ناواقع‌گرایانه كه در بحث پلورالیسم مطرح است اصلا عنوان نمی‌شوند، ثانیا بحث 100درصد بر محور توجیه می‌چرخد و ابعاد منطقی و تحلیل زبانی دارد و كلا با نتایج اخلاقی و تبعات فهم و اجتماعی و فرهنگی سر و كاری ندارد. البته ممكن است از دل این بحث نتایجی در حوزه‌های غیرمعرفتی اخذ شود اما محل بحث معرفت‌شناسی اختلاف نظر صرفا توجیه باور است یعنی جنبه‌ای كه در مباحث پلورالیستی بسیار كم به آن پرداخته می‌شود. بنابراین بحث اختلاف نظر به جنبه مغفول معرفت‌شناختی در مباحث پلورالیستی می‌پردازد.

 

شما در كتاب میان دو رویكرد مصالحه‌گرایی و نامصالحه‌گرایی به بحث اختلاف نظر دینی پرداخته‌اید. لطفا به اختصار بفرمایید هر كدام از این دو موضع به چه معناست؟

به نحو مختصر آنچه این دو گروه را از یكدیگر متمایز می‌كند، اهمیتی است كه این دو گروه از حیث معرفتی برای اختلاف نظر قائل می‌شوند. نامصالحه‌گرایان(steadfast view یا دیدگاه مبتنی بر ثابت قدمی) در مواجهه با اختلاف نظر به نوعی بر باور خود استوار می‌مانند و بر آن ابرام دارند و به هیچ‌وجه اختلاف نظرهای بروز پیدا كرده را ناقض توجیه باور خودشان نمی‌دانند و برای آنها اهمیت معرفت‌شناختی قائل نیستند اما مصالحه‌گرایی(conciliationism) موضع كسانی است كه به اختلاف نظرها از حیث معرفتی اهمیت می‌دهند. آنها در وهله نخست به آگاهی از اختلاف‌نظر تاكید می‌كنند. یعنی اگر آگاهی به اختلاف نظر پدید نیاید این بحث مطرح نمی‌شود و اهمیت معرفتی ندارد. اما از نظر مصالحه‌گرایان وقتی فرد به اختلاف نظر آگاه شود، دیگر نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد و نمی‌تواند باور قبلی خودش را با همان استقامت از نظر توجیهی حفظ كند. از این منظر در این مرحله این سوال مطرح می‌شود كه فرد پس از آگاهی باید چه واكنش معرفتی از خودش بروز دهد؟ واكنش معرفتی با واكنش اخلاقی و رفتاری متفاوت است و بدان معناست كه آیا من در ذهنم همچنان ادله قوی به نفع باور خودم دارم یا این اختلاف نظر به شكلی باور توجیه من را تضعیف كرده كه من باید از باور خودم دست بكشم؟ یا حتی به لحاظ معرفتی ناگزیرم پا را فراتر بگذارم و باور طرف مقابل را بپذیرم؟ این دو موضع(مصالحه‌گرایی و نامصالحه‌گرایی) در تاریخ اندیشه بشر هم در اندیشه غربی و هم در اندیشه اسلامی سابقه دارد. اما این كتاب عمدتا به ادبیات منسجمی كه در 3 دهه گذشته در زمینه اختلاف نظر (Disagreement) به عنوان موضعی در معرفت‌شناختی عمدتا به صورت مقاله پدید آمده، پرداخته است. نكته مهم در این بحث، اختلاف‌نظر بین همتایان معرفتی است یعنی اختلاف نظری اهمیت فلسفی دارد كه دو سوی اختلاف نظر مثلا از منظرهای اخلاقی، معرفتی، عقلی و... با هم برابر باشند به بیان خلاصه همتایی مهم‌ترین شرط اختلاف نظر است.

 

در انتهای كتاب شما پس از مباحث مفصل درباره دو رویكرد مصالحه‌گرایی و نامصالحه‌گرایی و نقد و انتقادهایی كه از سوی معتقدان به هر یك از این دو رویكرد به دیگری شده در نهایت از یك رویكرد مصالحه‌گرایی تعدیل شده، دفاع كرده‌اید و آن را پذیرفته‌اید. اگر ممكن است تا سر حد امكان با زبانی ساده و روان درباره این رویكرد توضیح دهید.

در كتاب حاضر كوشیده‌ام در مقابل دو رویكرد عمده مصالحه‌گرایی و نامصالحه‌گرایی، موضع سومی را برگزینم كه البته نزد كسانی چون پیتارد و كریستینسن سابقه دارد. اما با این صورت‌بندی روشن و عنوان‌بندی نمی‌شود، آن را یافت و این نقطه نوآورانه این كتاب است كه امیدوارم خالی از خطا باشد و بتوانم بعدا آن را بسط دهم. عنوان این رویكرد «مصالحه‌گرایی تعدیل شده» است كه اولین ‌بار پیتارد آن را به كار برده است. در این موضع چنانكه از عنوان برمی‌آید، اولا مصالحه‌گرایی پذیرفته می‌شود ثانیا مصالحه‌گرایی حداكثری پذیرفته نمی‌شود. در مصالحه‌گرایی حداكثری، ما بعد از آگاهی از اختلاف نظر معرفتی از منظر معرفتی موظف هستیم كه دست از باور خودمان بكشیم و آن را تا زمانی كه ادله‌ای به نفع یكی از طرفین پیدا نكردیم، تعلیق كنیم. انتقاد جدی به این رویكرد این است كه با پذیرش این فرض، ناگزیر می‌شویم همه باورهای خودمان را تعلیق كنیم و در نتیجه نوعی بی‌عملی و سست ارادگی پدید می‌آید و زندگی ما به لحاظ معرفتی دچار مخاطره می‌شود. پیتارد این مشكل را مطرح كرده است. پاسخی كه من از دل مباحث پیتارد و دیگران استخراج كرده‌ام، این است كه به نظر می‌رسد باورهای دینی از یك منظر با سایر باورها فرق دارند. یعنی هر دلیلی بیابیم گویی در آن نوعی مصادره به مطلوب هست. پیتارد این را ویژگی خاص باورهای دینی می‌داند. در این نوع موارد به نظر می‌رسد، مصالحه‌گرایان می‌توانند پس از بروز اختلاف نظر دست به تعلیق باور خودشان نزنند یعنی همچنان باور خودشان را حفظ كنند..

 

از نظر شما، اهمیت موضوع اختلاف نظر دینی در چیست؟

اهمیت موضوع اختلاف نظر چه دینی و چه اخلاقی به قدری زیاد است كه به نظر می‌رسد در قرن پیش رو مباحث معرفت‌شناختی فراوانی حول آن یا با محوریت بسیار بسط می‌یابد. زیرا به دلیل پیشرفت ارتباطات میان مردمان در سراسر زمین با باورها و ادیان مختلف و گسترش امكان بیان آرا و اندیشه‌ها، اختلاف نظرها نیز پررنگ‌تر شده است و همه امكان ابراز نظر را دارند. توجیه باور در بلبشویی كه رخ داده، اهمیت می‌یابد. به نظر من علاوه بر اختلاف نظر بین ادیان، اختلاف نظر درون ادیان نیز از مباحث مهمی است كه در دهه‌های آینده به صورت جدی‌تر مطرح می‌شود. در جامعه خودمان نیز مباحث معرفت‌شناختی هم جای طرح دارد و هم تا حدود زیادی مطرح شده است. بعد از كتاب قبض و بسط تئوریك شریعت در همه دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، توجه خاصی به مباحث معرفت‌شناسی دینی شده است. همچنین بحث‌های فلسفی قدیمی‌تر در میان طلبه‌ها و حوزویان جوان كنار گذاشته شده و جای آن را معرفت‌شناسی دینی كه برآمده از ریشه‌های فلسفه تحلیلی جدید است، گرفته است. در پایان تمایل دارم حتما از دكتر محسن زمانی و دكتر محمود مروارید كه در نگارش این رساله من را یاری رساندند، تشكر كنم زیرا تمام این مطالعات و تتبعات حاصل بحث و جلسات و گفت‌وگوهای مفصلی است كه با این دو استاد داشته‌ام. بیش از 40 جلسه دو ساعته مفصل به ویژه با دكتر محسن زمانی درباره این رساله داشتم و در نتیجه این كتاب كار مشترك گروهی ما 3 نفر است.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما