برده و برده داری در ایران / زهره روحی – بخش ششم
|۱۰:۴۸,۱۳۹۸/۷/۲۱| بازدید : 117 بار

 

 

حضور «غلامان» ، در دربار و دیوان سالاریِ خلفا ؛ نهضت قرمطیان

نخستین حضور «غلامان» (برده های مذکر) در ساختار نظامی خلفا ، در جنگی نمایان می شود که اعراب با سپاه ترک داشت . تاریخ طبری ، از نبردی یاد می کند که در آن سرداری به نام جنید ، با وعده آزادی، بردگان را مشتاق به جنگ علیه ترکان کرد. و در این جنگ بردگان چنان جانفشانی کردند که اعراب متحیر ماندند  ( 87) . وانگهی در عرصه های دیوانی دربار بنی امیه حتی با وجود تحقیری که نسبت به «برده»ها  یا غلامان (موالی) می شد، شاهد فعالیتهای غلامان هستیم. گفته می شود ، همه خلفای بنی امیه ، کارگزاران و منشی های خود را ، از بین غلامان انتخاب می کردند (88 ) ؛ خصوصا اینکه خلفا در برپا ساختن دیوان سالاری ، از غلامان ایرانی، استفاده بسیاری کردند؛  در واقع گسترش سلطه اعراب در سرزمینهای دیگر ، شدیدا مورد نیاز توانمندی های ایرانیان در این زمینه بود؛  که مسلماً تنها دلیل آن ، تبحّر و کارآمدی ایرانیان به لحاظ قدمت ساختار دیوانی و فرهنگ و تمدن دیرینه و درخشان شان بود ؛ به هر حال در زمان معاویه ، رسیدگی به امور مالی اموالِ مصادره شده از پادشاهان ایرانی ، توسط عبدالله بن دراج انجام ‌می‌گرفت  (89) . و یا می توان به تغییر نگارش از خط پهلوی به خط عربی استناد کرد که توسط غلامی ایرانی به نام  صالح بن عبدالرحمان انجام گرفت (90 ) . وانگهی برخی از اسیران ایرانی ، متعلق به خاندانهای با اهمیت ساسانی بودند ، به عنوان نمونه می توان از سردار «هرمزان» ، نام برد که متعلق به یکی از هفت خاندان ممتاز ساسانیان بود و در جنگ اعراب و ایران، فرمانده لشکر ایران در خوزستان بود . و پس از شکست از اعراب ، ضمن آنکه از پایه گذاران دیوان سالاری مسلمانان بود ، خلیفه دوم (عمر)، او را مستشار خود کرد ( 91) و با وجودیکه معمولا اعراب ، تعصب و بغضی نسبت به اسیران و برده های ایرانی و به طور کلی غیر عربها داشتند ،  به دلیل نیاز در ساختن و برپایی امور دیوانی ، ناگزیر به بکار گرفتن آنها بودند . ضمن آنکه عربهایی هم بودند که به قابلیت های رزمی سردارهایی ایرانی همچون «مختار» واقف بوده و به خدمت می‌گرفتند. ابراهیم بن مالک اشتر که از یاران امام علی (ع) بود، از آنها با احترام یاد کرده است. چنانچه دینوری به نقل از وی می نویسد : « همانا این مردمی که همراه من می‌بینی فرزندانِ سوارکاران و مرزبانان ایرانیانند » ( 92 ) .

به هر حال حکومت خلفا خیلی زود، به طبقه پر جمعیت جدیدی دست یافت که متشکل از غلامان و کنیزان و یا به بیانی بردگان و موالی بود که از قِبَل آنها سودی سرشار از تجارت برده را نصیب خود ‌کرد ؛ و نیروی کار بسیار ارزانی را هم به جامعه مسلمانان اهداء کرد که در بخشهای مختلف به کار گمارده شدند.

 

قیام زنگیان  در قرن نهم میلادی (سوم هجری)

اگر چه در جنبشهای آزادی خواهانه ایرانیان ، مطالبه ای در جهت آزادی برده ها وجود نداشت ، اما در قرن نهم میلادی/ 255 هـ. ، قیام بسیار مهمی از سوی خود برده ها در بصره شکل گرفت که آنرا «قیام زنگیان» نامیدند . گستردگی و اثر این شورش چنان وسیع بود که قلمرو خلافت عباسی را چه در ایران و چه در عراق به طور جدی با مشکلاتی مواجه ساخت. و شهرهایی هم از ایران و هم از عراق را فراگرفت و به محاصره َبرده های قیام کننده درآورد . در قیام شکل گرفته از سوی زنگی های بصره ، برده های دیگری که در مجاورت آنها بودند از هر  نژاد و رنگی به آنان پیوستند. و علاوه بر برده ها، توده های مردم فقیر نیز به آنان ملحق شدند. این جنبش توانست چهارده و یا به قولی پانزده سال در برابر خلفای عباسی مقاومت کند و شهرهای بسیاری را به تصرف خود درآورد .  به هر حال  برده های زنگی ، همان برده هایی بودند که از آفریقا آورده می‌شدند و در بازار برده فروشانِ زنگبار به خرید و فروش می‌رسیدند. به دلیل تقاضای زیادی که برای خرید اینان وجود داشت، معمولا پرجمعیت ترین برده ها به شمار می‌آمدند؛ گذشته از رنج و سختی فراوانی که به برده های سیاه بیش از دیگر بردگان  می آمد ، از عوامل بسیار مهم شکل گیری این قیام ، تجمع بسیار کثیر  بردگان در یک منطقه بود. در آن ایام در بصره ، برده های بسیار زیادی در املاک دولتی  بر روی زمین کار می کردند. که  به دستجات بزرگی تقسیم شده بودند. . طبری که معاصر قیام زنگیان بوده می نویسد : «تنها در یک ناحیه عراق (بخش سفلای بین النهرین) 15000 برده در اراضی دولتی مشغول کار بودند» (93 ). 

کمترین تردیدی نیست که از آنجا که این جنبش ، بر علیه حکومت خلیفه عباسی بوده ، جنبشی مترقی به شمار می‌آمد ؛ اما از آنجا که در این جنبشی که از سوی برده ها شکل گرفته بود ، همان الگوی «سلسله مراتب حکومت خلیفه» تکرار شده بود ، نمی توانست مترقی محسوب شود ؛ زیرا  «رهبران زنگیان، برده وار از دستگاه دولتی خلفا تقلید می‌کردند» . به بیانی ، پس از تصاحب اراضی حاصلخیز ، خود نیز به زمینداران فئودال تبدیل شدند  (94 ). اما به لحاظ تاریخی ، این شورش ، در تکوین گذر از نظام برده داری به نظام فئودالی ـ در همان مناطق ایران و عراق ـ نقش بسیار مهم و اثر گذاری داشت . زیرا به دلیل چشم ترس شدنِ حکومت و نیز بزرگ مالکان، از تراکم جمعیتِ بَرده در یک منطقه ، این امر باعث شده بود تا خود به خود از اهمیتِ «کار برده ها در زندگی اقتصادیِ» همان مناطق مزبور به شدت کاسته شود . و از سوی دیگر به دلیل نیاز به نیروی کار در املاک همان مناطق ، فرآیند جدیدی از اقتصاد زمین شکل گرفت که این بار به جای اتکاء به «بردگان» ، متکی بر «روستاییانِ وابسته به فئودال»  بود. و این یعنی تحول در ماهیت اجتماعی و اقتصادی بردگانِ  مزبور ؛ «از آغاز قرن نهم و در طی قرن دهم ، صاحبان اراضی،  قطعاتی زمین به بردگان دادند و در واقع آنان را به صورت روستائیانِ وابسته به فئودال درآوردند » ( 95).

 

نهضت قرمطیان با اعتقادات اسلامی «خاص» خودش ، ماهیتی ضد فئودالی داشت که  در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم/ (قرن سوم ـ چهارم هـ . )، در بحرین به وقوع پیوست ؛ این بار ، این قیام ، از سوی «زکرویه » داعی قرمطی بود که با اتکاء و استفاده از نارضایتی قبایل بدوی (بیابانگردان) سوریه، بر علیه خلیفه عباسی شوریدند . خلفای عباسی در سراسر قرن دهم در حال مبارزه با این قیام بودند و ضربات سختی هم از آنان خوردند. حامیان این نهضت قبایل بدوی اعراب (بخوانیم قبایل فقیرِ بیابانگرد) بودند که به تدریج بخشهای وسیعی را ، از جمله بخش سفلای عراق و همچنین دمشق را هم به محاصره خود درآوردند و یک قرن و نیم دوام آوردند . اینکه اعتقادات مذهبی شان چه بود ، و چه تفاوتهایی با دیگر انشعابهای دین اسلام داشت، ربطی به بحث حاضر ندارد ، مهم ساختار اجتماعی شان است که به احیای برده داری، دامن زد .  مهمترین ویژگیِ قرمطیان، داشتن مرام اشتراکی  و ضدیت با نظام فئودالی خلیفه بود. هنگامی که شهر «لحسا» به محاصره قرمطیان درآمد و تشکیل حکومت دادند ، همگی ، در حکم کشاورزان آزاد و پیشه وران آزادی  بودند که از پرداخت مالیات به دولت خود معاف بودند . اما این «آزاد بودگی» شامل حال «برده ها» نمی شد . و از آنان به صورت جماعتی استفاده می کردند. گفته می‌شود ، دولت قرمطیان را «سی هزار بنده درم خریده زنگی و حبشی بود ، و در اختیار کشاورزان می گذاشت تا در مزارع و بستانها کار کنند » (96 ).

 

جنبش های آزادی خواهانه در ایران؛ در قرنهای هشتم ،  نهم و دهم

سده هشتم میلادی / ( اواخر دوم هجری و اوائل سوم)، به دلیل سختی و فشار بسیار زیادی که به روستاییان ایرانی آمده بود ،  همراه شد با شورشهای قابل ملاحظه در ایران ؛ که پس از مدتی نمایندگان محلی ـ ایرانیِ تابع خلفای اسلامی نیز، به امید بازیافتن قدرت پیشین خود به این شورشها پیوستند . در قرن هشتم میلادی ، در نیشابور و ری شورشی به رهبری «سندباد» شکل گرفت. گفته می‌شود «محرک این عصیان، قتل ابومسلم بود»  ( 97) . اما آنچه در این شورشِ ملی حائز اهمیت است ، صرف نظر از حمایت «مزدکیان» از این شورش که هنوز در این ایام فعالیت داشتند ، حضور شیعیان بر علیه خلفا بود () ( 98) . «شهرستانی» در کتاب «ملل و نحل» از جنبشهای آزادی خواهانه دیگری مانند «خرمدینان» در آذربایجان و غرب ایران به رهبری «بابک» و نیز «سرخ علمان» در گرگان یاد کرده است . در قرن نهم میلادی/ 225 هـ «در طبرستان (مازندران) عامه مردم به رهبری «مازیار» خروج کردند و روستاییان در این شورش، مالکین عرب را بیرون کردند؛ بزرگترین نهضت خلق، قیام بابک بود. قیام کنندگان را «الحمره» یا سرخ علمان و یا سرخ جامگان می خواندند»  (99 ).

اما هیچکدام از این شورشهای ملی و آزادیخواهانه ،  (همانگونه که پیشتر هم گفتیم)، دغدغه ای برای «آزاد سازی برده» ها و لغو برده داری نداشتند. در واقع جریان مترقی این دسته از شورشها، حامل آزادسازی سرزمین ایران از سلطه اعراب بود که  البته تنها می‌توانست از راه پراکندگی های فئودالیستی انجام گیرد. آزادسازی هایی برخاسته از قدرت یافتن فئودال های محلی در سرزمین ایران که البته همین برگزیدن حاکمان محلی ، برای خلیفه ، همواره قماری بزرگ به شمار می‌آمد؛ زیرا هر آن ، این خطر وجود داشت که فئودالهای محلی فرقی نمی کرد در کدام کشور (ایران یا اسپانیا و یا مراکش و یا ...،)، سر به عصیان بردارند و استقلال طلبانه ، قدرت را به دست گیرند . «خلیفه ناگزیر بود برای تأمین وفاداری اعیان و دهقانان ایرانی و فلان و بهمان ایالت نسبت به خود متنفذترین نماینده و فرد اعیان و بزرگان مزبور را به حکومت موروثی آن ایالت منصوب نماید. اینگونه امارتها به تدریج به صورت دولتهای مستقل درمی آمدند . گاهی نیز پیش می آمد که فئودالها به اتکای نیروی نظامی خویش، خودسرانه و بدون اینکه از طرف خلیفه منصوب شده باشند یا فرمانی از وی صادر شده باشد، حکومت محل را به دست می گرفتند. اینگونه حکام را درمنابع موجود "متغلبان" نامیده اند و اینان نیز غالباً سلاله ای تأسیس کرده و عملاً دولتهای مستقلی تشکیل می‌دادند» ( 100). البته این توضیح هم لازم است که «استقلال طلبیِ» حکام محلی و حتی زمانی که به «نافرمانی از خلیفه» ، عمل می‌کردند، برای طبقات ضعیف اجتماعی توفیری نداشت ، زیرا دریافت مالیاتهای سنگین ، و کسب درآمد از کار و تلاش زحمت کشان ، امری طبیعی و بدیهی بود . و اگر زمانی هم از شورشهای روستاییان بر علیه مالکان عرب حمایت کردند ، تنها برای کسب منافع سیاسی و اقتصادی خودشان بود.

 

منابع :

.87    تاریخ طبری ، ج 4 ، ص 49 برگرفته از کتاب جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران ؛ از  بشرا دلریش؛  جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران. ـ تهران : نشر هزار ، 1392 ، ص 135

.88    یعقوبی . تاریخ یعقوبی . جزء ثالث  ، ص 35 ، 42 ـ 43 ، 56 ، 73 ، 74 ، 84 ؛ از بشرا دلریش ؛ جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران. ـ تهران : نشر هزار ، 1392 ، ص 136

.89    یعقوبی ، تاریخ بیهقی . جزء 2 ، ص 194 ـ 193  ؛  از بشرا دلریش ؛  جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران ، تهران : نشر هزار ، 1392 ص 135

.90    بلاذری ، ص 298 ؛ از بشرا دلریش ؛  جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران ؛ تهران : نشر هزار ، 1392 ص 135

.91    بلاذری ، ص 300 ـ 374  ؛  از بشرا دلریش ؛ جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران ؛ تهران : نشر هزار ، 1392 ص 136

.92    دینوری ، اخبارالطوال . ص 295 ـ 296؛  از بشرا دلریش؛ جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران ؛ تهران : نشر هزار ، 1392 ص 136

.93    تاریخ طبری ؛ برگرفته از کتاب  تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ص 209 

.94    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ص 209 

.95    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ص 209 

.96    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354، ص 213

.97    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ص، 188

.98    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ص، 188

.99    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ص 190

.100    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ،ص 193.

بخش پنجم مقاله را اینجا بخوانید.

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما