از رنجی كه می‎بریم*
|۸:۵۵,۱۳۹۸/۷/۲۱| بازدید : 90 بار

 

نشست نقد و بررسی كتاب «درباره شر»

غزاله صدر منوچهری: در یكی از درخشانترین و تكاندهندهترین صحنههای تاریخ رمان، دكتر ریو، پزشك انساندوست رمان «طاعون» آلبر كامو در برابر پدر پانلو كه بیماری واگیردار را عقوبتی برای شهروندان میخواند، میایستد و از او میپرسد كه آیا این كودكی كه از درد طاعون میمیرد، مجازات كدام عصیان را پس میدهد؟ اینجا كشیش كه نماینده تئولوژی سنتی است از ارایه پاسخ وا میماند و نمیتواند بر‌اساس همان دستگاه مفهومی و نظری پیشین به پرسشی قدیمی كه در دوران جدید صورتبندی نویی یافته، پاسخ دهد. در واقع مساله شرور اعم از شرور طبیعی یا انسانی یكی از كهن‌ترین مسائل فلسفی است كه نظامهای تئولوژیك از دیرباز كوشیدهاند، پاسخی به آن ارایه دهند. آنها تلاش كردهاند با تكیه بر عقل یا دین، البته با تفسیر نظری خودشان، توضیحاتی برای وجود این پدیدههای آزارنده پیدا كنند، پاسخ‌هایی كه برای انسان مدرن چندان قانعكننده به نظر نمیرسد، شاید به این دلیل كه هیچ زمان چون امروز انسان چنین در مركز توجهات نبود. به همین دلیل است كه در دهههای اخیر فیلسوفان و متالهان میكوشند با نگرشی متفاوت و البته با تكیه بر منابع دینی یا در همراهی با آنها به مساله شر بپردازند. روشن است كه در این كوششهای تازه به جای فلسفههای كلاسیك، نگرشهای عرفانی و كوششهای خلاقانه الهیات جدید برجسته میشوند. انتشارات كتاب طه به ‌تازگی كتاب «درباره شر» را روانه بازار كتاب كرده است. این مجموعه دو جلدی منتخبی از متون و مقالات كلاسیك و معاصر درباره شر است كه زیر نظر نعیمه پورمحمدی انتخاب و ترجمه شده است. جلد نخست این مجموعه به الهیات سنتی اختصاص دارد كه در آن تئودیسه‌های سنتی در ادیان و عوامل ناكامی آنها از نظر متفكران مدرن پیگیری می‌شود. جلد دوم به بازنمایی پاسخ‌های جدید الهیات به شر اختصاص دارد. در اینجا كوشش خلاقانه و تحول‌خواه الهیات مدرن برای پاسخ دادن به مساله شر بررسی شده است. نشست هفتگی شهر كتاب روز سه‌شنبه ۱۶ مهر به نقد و بررسی كتاب «درباره شر» اختصاص داشت و با حضور مهراب صادق‌نیا، محسن جوادی، نعیمه پورمحمدی و محمدحسین صالحی در مركز فرهنگی شهر كتاب برگزار شد.

 

 ***********

 

مساله شر/ علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهر كتاب

یكی از مسائل مهم در حوزه دین‌پژوهی و فلسفه دین بررسی، تحلیل و تبیین مساله شر است. پرسش از لزوم وجود شر برای جهان مادی، عدمی بودن شر، لزوم وجود شر برای اختیار و آزادی انسان، نقش انسان در شر، ارتباط شر با جزیی‌نگری و كلی‌نگر نبودن قضاوت‌های انسانی در این حوزه مطرح است. برخی منتقدان وجود شر در جهان را منافی خداباوری می‌دانند و بر آنند كه وجود خداوند قادر مطلق، خیرخواه مطلق و عالم مطلق با مساله شر در جهان توجیه ‌شدنی نیست. مساله شر در فلسفه غرب و فلسفه‌های دیگری ازجمله هندی، بودایی و در حوزه فلسفه و كلام اسلامی مهم بوده است. در فلسفه غرب، شخصیت‌هایی مانند اپیكور، هیوم، كانت، لایب‌نیتس، نیچه، آگوستین و سوئین‌برن درباره مساله شر بحث‌های مهمی مطرح كرده‌اند. همچنین در حوزه فلسفه و كلام اسلامی نیز از ابن‌سینا و فارابی و ملاصدرا و خواجه‌نصیر گرفته تا علامه طباطبایی دلایل و مباحثی را درباره شر در جهان مطرح كرده‌اند.

 

متفكران و فیلسوفان شرور را به انحای گوناگون تقسیم كرده‌اند. مثلا در مورد چرایی وجود شرور طبیعی مانند زلزله، سیل یا شرور در رابطه انسانی مانند كشتار، بیماری، ظلم یا نادانی، معلولیت و جنگ سخن گفته‌اند. در این میان كسانی مانند فارابی، ابن‌سینا، خواجه‌نصیر و آگوستین و توماس آكویناس و لایب‌نیتس شر را امری عدمی می‌دانند؛ یعنی بر این باورند كه نمی‌توان شر را به خداوند انتساب داد.

 

كتاب «درباره شر» شامل مقالاتی مهم درباره شر در فلسفه و الهیات است. این ۶۱ مقاله از رویكردهای مختلف انتخاب شده‌اند. نعیمه پورمحمدی یك مقدمه تحلیلی ۱۲۰ صفحه‌ای به این كتاب افزوده كه خود كتابی جداست و می‌تواند به ‌خوبی رویكردهای موجود در این حوزه را برای مخاطب تبیین كند. با این‌ حال به نظر جای چند مقاله تالیفی در مورد شر در دیدگاه‌های حوزه فلسفه‌ یا تفكر اسلامی در این مجموعه خوب خالی است.

 

 

 

در پی تسلی الهی / نعیمه پورمحمدی، استادیار فلسفه دین در دانشگاه ادیان و مذاهب قم

من این ۶۱ مقاله را انتخاب كردم و فصل‌بندی و چیدمانی به آنها دادم. بعضی از این مقالات به دلیل نگاه انتقادی‌شان به الهیات سنتی و پاسخ‌هایشان به مساله شر انتخاب شدند. این مقالات پاسخ‌های الهیات سنتی به شر را ناكافی، دچار اشكالات اخلاقی و گفتمانی و بی‌توجه به جنبه‌های اگزیستانسی وجود انسان می‌دانند. دسته دیگر این مقالات از الهیات سنتی عبور كرده بودند و پاسخ‌های مدرنی به مساله شر می‌دادند. این مقالات در حوزه‌هایی چون الهیات خدای گشوده، الهیات پویشی، الهیات اعتراض، الهیات روایی، الهیات صلیب و... بودند. پس نگاه انتقادی به پاسخ‌های الهیات سنتی و تحول و گذر به الهیات مدرن اساس شكل‌گیری این مجموعه بود.

 

مراحل اولیه تولد این كتاب با تولدی دیگر گره خورد و آن تولد پسرم بود. با بیمار متولد شدن پسرم، دغدغه مساله شر در من به وجود آمد. پیش از آن به شر و رنج نمی‌اندیشیدم. اما حالا به دنبال پاسخی بودم كه از لحاظ ذهنی اقناعم كند و روحم را تسكین دهد. ولی هر چه در پاسخ‌های سنتی می‌گشتم، ناامیدتر می‌شدم. هر پاسخی برای مدتی كوتاه كمك می‌كرد اما وقتی كار بالا می‌گرفت این پاسخ‌ها همه ناچیز می‌شدند و در مقابل مشكلات نگهداری از كودكی بیمار، ارزش خودشان را از دست می‌دادند. من در پس سازگار كردن ایمانم با مساله رنج و شر بودم. خلاصه این كار آفاقی با دغدغه‌های سنگین انفسی انجام شد.

 

من تسلی الهی را از لابه‌لای سنت اسلامی دریافت كردم. با این پاسخ‌ها بین ایمان و رنجم جمع كردم.ولی این تسلی‌ها مادرانه و انسانی نبود. همچنین شرور الهیات سنتی خیلی عادی هستند. شرور وحشتناك، ساختاری یا متافیزیكی در این بحث‌ها جایی ندارند. وقتی الهیات سنتی از تئودیسه پرورش روح سخن می‌گوید، شرهای وحشتناكی مانند تجاوز یا گسیختگی شخصیت بر اثر بیماری‌های عصبی و روانی را نمی‌بیند. نه در آن دختری كه مورد تجاوز واقع شده، ظرفیت معناسازی مانده و نه آنكه شخصیتش از‌ هم ‌گسیخته می‌تواند پاسخی از جنس اختیار بگیرد. افزون بر این شرور وحشتناك، الهیات سنتی به شرور ساختاری علیه زنان، معلولان، سیاه‌پوستان و طبقات پایین جامعه توجهی ندارد چراكه الهیات سنتی خیلی وارد الهیات اجتماعی نشده است. همچنین الهیات سنتی شرور متافیزیكی یا تاملات اگزیستانسی انسان مانند محدود بودن وجود انسان، مرگ و محكوم بودن او به اختیار و نیستی را نادیده می‌گیرد.

 

الهیات سنتی به این مساله توجه ندارد كه شرور فراوان، متنوع و دارای گستردگی و پراكندگی نامتناسب‌اند. بحث الهیات سنتی تاریخی نیست. الهیات سنتی از مفهوم شر سخن می‌گوید و نه از شر به ‌منزله چیزی كه در بافت زمان و مكان شكل می‌گیرد و در زمان و مكان قربانی‌هایی می‌گیرد. به بیانی الهیات سنتی درگیر شرور عینی و تاریخی نشده و درباره شر انتزاعی بحث می‌كند. این الهیات بیشتر در پی آن است كه متفكر اسلامی یا مسیحی بتواند شر را در ذهن خود حل كند نه اینكه قربانی یا ابژه درد پاسخ بگیرد. این پاسخ‌ها بیشتر سوژه‌محورند نه ناظر بر زندگی‌های واقعی رنجبران. به بیانی دیگر از اشكالات گفتمانی الهیات سنتی در مورد شر این است كه ذهنی سوژه‌محور، انتزاعی، مفهومی و غیروابسته به موقعیت و تاریخ است.

 

الهیات سنتی از شر به ‌منزله یك حقیقت كلی جهانی حرف می‌زند ولی ما رنج می‌كشیم. انسان‌ها به‌ صورت شخصی با رنج روبه‌رویند نه ‌مانند امری عمومی در خارج. از این ‌رو چرخشی گفتمانی در پاسخ‌های مدرن شكل گرفت. حالا بیشتر در مورد رنج انسان سخن گفته می‌شود چراكه سخن گفتن از شر به ‌منزله حقیقتی جدا از ما به درد زندگی انسان‌ها نمی‌خورد. الهیات سنتی خدا، شر و عدالت الهی را در نظر دارد. در این الهیات، شر وجودی خارج از ماست كه ما از آن تاثیر نمی‌پذیریم، به ما حمله نمی‌كند و خشن نیست. اما شر در زندگی این‌چنین نیست. الهیات مدرن در مورد انسان، رنج و عدالت بشری سخن می‌گوید. این الهیات با سخن گفتن از الهیات بشری، مسوولیت انسان‌ها را پررنگ می‌كند و انسان‌ها را در ساختن شرها و جبران آنها مسوول می‌بیند. اگر گفتمان سنتی به دنبال تبیین و درك‌پذیر كردن شرور بود، گفتمان مدرن بر آن است كه اینها را مهندسی، مدیریت و اصلاح كند. متون دینی به انسان‌ها توصیه می‌كنند در اجتماع‌شان حضور موثر داشته باشند و مصلح اجتما‌ع‌شان باشند. این گفتمان مدرن می‌تواند از دل متون دینی برآید. چنانكه بهترین تئودیسه‌های مدرن دینی‌اند. همچنین‌در دوران مدرن شاهد شكل‌گیری آنتروپودیسه به‌ جای تئودیسه(در این اصطلاح «تئو» به معنای خدا و «دیسه» به معنای عدل) هستیم. نشستن «آنترو/انسان» به‌ جای «تئو» در این اصطلاح بدین معناست كه انسان‌ها باید خودشان دست ‌به‌ كار شوند و با الهام از دین تغییراتی صورت دهند. مراجعه به متون دست ‌اول دینی مانند قرآن كریم یا سنت عرفانی عطار و مولانا بسیار نویدبخش خواهد بود.

 

 

 

نقشه‌هایی برای مطالعات شر/ محمد حقانی‌فضل، مدرس پژوهشكده ادیان و مذاهب

به نظر من این كتاب صرفا دانشگاهی نیست و خیلی اوقات می‌توان آن را به آدم‌های معمولی هم توصیه كرد. ترم پیش با دوستی كه آمده بود فلسفه دین بخواند، گفت‌وگو می‌كردم. می‌گفت من روحانی بودم و در بیمارستان با كسانی سروكار داشتم كه به بیماری‌های سختی مبتلا بودند. به زودی متوجه شدم یك جواب به درد همه این افراد نمی‌خورد و من روحانی اگر می‌خواهم اینجا باشم باید جیبم پر از جواب باشد. حالا من از دیدگاه هر كسی كه دچار رنج می‌شود به موضوع می‌نگرم. در دنیای مدرن این بحران معنا و مساله شر و رنج است كه همچنان ما را به دین و الهیات و فلسفه بازمی‌گرداند. این رنجی كه می‌كشیم، سوال‌هایی پیش‌روی‌مان می‌آورد كه جواب‌شان برای همه آدم‌ها یكسان نیست. خود من بیشتر در بخش روایت‌پویشی ترجمه كردم و این بخش برایم بسیار جذاب‌تر بود. آن منظومه‌ای كه در ذهن من شكسته بود، اینجا بهتر جواب می‌گرفت. در این كتاب، جدای از اینكه منظرها اعلام می‌شود، مجموعه‌ای از پاسخ‌ها ارایه می‌شود. این برای هر كسی كه نیازمند فهمیدن دیدگاهی جدید است، می‌تواند مفید باشد. در این وانفسا كه مدام در مورد فضای دانشگاهی ما نقد می‌نویسند این كار از نظر من بسیار آموزنده است كه تیمی دو، سه سال روی كاری وقت گذاشته كه در سیستم دانشگاهی هیچ امتیاز و نمره‌ای ندارد. اهمیت این كار در این است كه این افراد به ‌جای اینكه وارد بازی‌ها شوند، كاری تولید كردند كه مخاطبش نه فقط دانشگاهیان بلكه همه مردم‌اند.

 

 

 

الهیات عملی برای كاستن از رنج / محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

چیزی حدود یك‌سوم این كتاب را خود گردآورنده ترجمه كرده‌ است. او اكثر این مقالات را دیده‌ و برای‌شان چكیده آورده‌ است. همچنین با اعتماد به دوستان جوان برای‌شان فرصتی فراهم كرده است. فكر می‌كنم این كار بیشتر به ‌صورت شخصی انجام شده كه نشان می‌دهد نباید كارهای بزرگ را به انتظار حمایت مراكز بزرگ واگذاشت. من تعبیر الهیات سنتی را چندان نمی‌پسندم. الهیات سنتی بیشتر الهیات نظری است نه وجودی یا عملی. فضای نظری هم در هر بحثی استدلال و نظر است و نمی‌توان توقع داشت به چالش‌ها و مسائل وجودی شخص در اینجا و اكنون توجه كند. باالطبع نمی‌توان در مورد این مسائل از آن جوابی هم گرفت اما ما چیزی به نام الهیات عملی هم داریم.

 

ارسطو می‌گوید، عقل ما فقط نظر كردن نیست. شاید 3 فضیلت آن، نوس و سوفیا و اپیستمه برای بحث‌های نظری باشند ولی عقل ما ویژگی عملی هم دارد. این همان چیزی است كه ما در طول تاریخ و بحث تاریخی خودمان از آن غفلت كرده‌ایم. یكی از ویژگی‌های عقل عملی تخنه است؛ یعنی سازندگی، ساختن و صنعت. با این ویژگی می‌توانیم به ساختن، درست كردن و تغییر دادن روی ‌آوریم و مثلا پزشكی را رونق دهیم. اما به نظر می‌رسد امروز حتی الهیات مدرن هم گرفتار نظر شده است، این بار نظر روی این مقولات. اما آنچه مشكل شر را در ساحت شخصی و وجودی حل می‌كند از جنس عمل است. حل مشكل شخصی و وجودی شر در حوزه الهیات اخلاقی و عملی است نه بحث نظری.

 

دسته‌بندی سنتی و مدرن شاید در تعبیر الهیات قدری غلط‌انداز باشد چراكه الهیات سنتی، عرفان، كلام و اخلاق را هم درگیر می‌كند. بهتر است بگوییم فلسفه كلاسیك ما یا كلام سنتی ما خیلی برای این امر جواب ندارد. درحالی‌ كه عرفان سنتی ما جواب‌هایی دارد. مشكل ما سنت و مدرنیته نیست كما اینكه خیلی از رویكردهای مدرن هم فقط حرف می‌زنند. درحالی ‌كه آنچه مشكل را حل می‌كند، آن كاری است كه انجام می‌شود، آن افراد یا نهادها یا تشكل‌های مردمی‌ای هستند كه در زندگی رنج‌دیدگان ورود می‌كنند تا از این رنج‌ها بكاهند.

 

ما باید چیستی مساله‌مان را تبیین كنیم. وقتی مساله ما نظری است و خودمان فارغ‌دلیم یا فارغ‌دلانه به مشكل خودمان نگاه می‌كنیم، مسیر و منطقی داریم. ولی وقتی خودمان درگیر رنجی هستیم و حرف‌های نظری رنجمان را شعله‌ورتر می‌كند، وقتی شری كه درگیر آن هستیم از نوعی دیگر است، راه دیگری لازم است. اینجاست كه نوعی همدلی، اخلاق و سلوك باید لحاظ شود كه از آن غفلت شده است.

 

شاید با اینكه در موردی دفاعیه‌ای داریم، تئودیسه‌ای برای آن نداشته باشیم. دفاعیه زمانی است كه در مقابل كسانی كه از بحث شر به نفع موضع الحاد استفاده می‌كنند، استدلال می‌كنیم. اما تئودیسه جایی است كه من می‌خواهم راز شری را بفهمم و شاید نتوانم. اینجاست كه الهیات عملی، عرفان یا معنویت كمك می‌كند. به ‌خصوص نه حرف معنویت و اخلاق كه آن زندگی و سلوك اخلاقی می‌تواند در كاستن آلام كمك كند. ما كمتر به این مساله پرداخته‌ایم. نه ‌فقط در زندگی فعلی ما از آن غفلت شده بلكه تاریخ هم از آن غفلت كرده است. به قول سقراط به هر تاریخی بنگرید، تاریخ جنگ‌ها و درگیری‌ها و رنج‌هاست و در آن از دوستی‌ها، همدلی‌ها و همكاری‌ها یا چگونگی فائق آمدن بر رنج‌ها سخنی گفته نمی‌شود.

 

این بحث بسیار خوبی است اما تعبیر الهیات سنتی را چندان مناسب نمی‌بینم. هم در الهیات سنتی می‌توان زمینه‌ها و فضاهایی پیدا كرد كه با شر وجودی درگیر شوند و هم در تفكر مدرن. باز هم آنچه مشكل را حل می‌كند، حرف‌ها نیستند. چنانكه ارسطو می‌گوید، ما از شجاعت بحث نمی‌كنیم كه بدانیم شجاعت چیست. بحث از شجاعت وقتی فایده دارد كه شجاعتی صورت بگیرد. ممكن است ما در الهیات مدرن از همدلی سخن بگوییم ولی همدلی كردن مهم است.

 

این كار بسیار ارزشمندی است. ترجمه روان بود گرچه نتوانستم آن را مقابله‌خوانی كنم. اینكه در یك بحث، فضا را عوض كنیم و چشم‌اندازهای تازه‌ای ارایه كنیم. اكثر مدخل‌ها مربوط به ۲۰۱۱ است و جلوتر نیامده‌اند. شاید علت این باشد كه این مقالات آن زمان انتخاب و به ترجمه سپرده شده‌اند. در اینجا در عنوان و مقدمه محدودیتی مشخص نشده است ضمنا یكی، دو مقاله در مورد اسلام هم آورده شده است. پس این انتظار در مخاطب ایجاد می‌شود كه به‌ اندازه الهیات سنتی غرب به الهیات سنتی ما نیز پرداخته شود. در دستینه راتلج ۲۰۱۹ چند مدخل مناسب این بخش ارایه شده كه می‌تواند در ویراست یا تكمله كار افزوده شود.

 

به نظرم اینكه دفاعیه‌ها را فقط به بحث منطقی مربوط دیدید و تئودیسه‌ها را به بحث‌های شواهدی، چندان دقیق نیست چراكه بسیاری از تئودیسه‌ها می‌توانند، دفاعیه حساب شود. افزون بر این اصطلاح «شر اگزیستانس» یكجا به معنای شر متافیزیكی و دیگر جا به معنی شر وجودی به‌ كار رفته است. اما چیزی با عنوان شر اگزیستانسیال نداریم. آن رویكرد اگزیستانسیال به شر است. به نظرم این تفاوت باید دیده شود.

 

 

 

زمین‌های الهیات برقرارند / مهراب صادق‌نیا، استاد دانشگاه ادیان و مذاهب

سخنان من بیشتر به بافتاری برمی‌گردد كه الهیات مدرن در آن قرار دارد. من قصد دارم از مفهوم الهیات سنتی و الهیات مدرن دفاع كنم. ما در اسلام هیچ حادثه یا رخداد مشخصی نداریم كه مفهوم الهیات به آن اشاره كند و بتوانیم از آن به الهیات در جهان اسلام یاد كنیم. بلكه باید مجموعه‌ای از رخدادها را كنار هم قرار دهیم تا معادل چیزی قرار بگیرد كه در مسیحیت به آن الهیات گفته می‌شود. ممكن است ما تفسیر، فلسفه، عرفان، فقه، اخلاق را كنار هم بگذاریم تا چیزی به نام الهیات پدید بیاید. از قضا آنچه ما معمولا در مقابل الهیات قرار می‌دهیم(كلام) در ادبیات مسیحی بخشی از الهیات شناخته نمی‌شود بلكه به آن آپولوژی یا دفاعیه‌نویسی می‌گویند ولی ما به ‌غلط وقتی می‌خواهیم قضاوتی كنیم، كلام را محل مقایسه قرار می‌دهیم.

 

من معتقدم چون ما در الهیات مسیحی شاهد دو چارچوب هستیم كه در موضوع، روش، غایت و رویكرد معرفت‌شناختی با هم متفاوت‌اند به‌ وضوح می‌توانیم بگوییم كه از دو الهیات سخن می‌گوییم. گرچه شاید نتوانیم بگوییم كه این دو زمین بازی آنچنان از هم جدایند كه بشر از یك زمین بازی به زمین بازی دیگری كوچ كرده است چراكه در دنیای مدرن نیز الهی‌دانان می‌كوشند خودشان را متعهد به زمین بازی الهیات سنتی نشان بدهند. پروتستان‌ها می‌كوشند نشان دهند كه به سنت آباء بیش از كاتولیك‌ها معتقدند. ارتدوكس‌های مدرن هم می‌كوشند نشان بدهند به سنت بیش از كاتولیك‌ها یا پروتستان‌ها وفادارند. اتفاقی كه در الهیات مدرن رخ می‌دهد از قضا ما را به چیزهایی در الهیات سنتی علاقه‌مندتر می‌كند حتی به خرافه. پس این دو زمین بازی هستند و در 4 مساله با هم متفاوت‌اند.

 

نخست آنكه در الهیات سنتی موضوع خداست. گویی مساله الهی‌دانان در این الهیات خدا و انسجام الهیات است. این در حالی است كه در دوران مدرن یا روزگار صنعتی، مساله الهی‌دانان انسان است. اگر پیش ‌از این سوال این بود كه خداوند متعال چگونه می‌تواند با جهان نامتعال ارتباط برقرار كند حالا مساله این است كه چطور ممكن است این انسان در این جهان زندگی كند و به خدا باور داشته باشد؟ حالا بحث وجود خدا یا صفات خدا نیست. پرسش این است، این منی كه با تورم و سیل و زلزله و رنج دست‌ به‌گریبانم چطور می‌توانم باور داشته باشم.

 

این دو الهیات از حیث روش هم متفاوت‌اند. از سال ۱۹۶۶ به این‌ سو روش الهیات تغییر كرده و در آن منطق استنباط جای منطق استنتاج را گرفته است. اگر پیش ‌از این با مفروض دانستن چیزهایی برای تبیین واقعیت می‌كوشیدند، حالا براساس منطق استنباط از بررسی واقعیت و رسیدن به یك نتیجه سخن گفته می‌شود. برای مثال اگر پیش‌تر بر این باور بودند كه كتاب مقدس خطاناپذیر است چون حاصل وحی و الهام خداست از ۱۹۶۶ به این ‌سو می‌گویند بایبل بی‌خطاست؛ یعنی در این بررسی خطایی یافت نشده و ای‌ بسا در آینده خطایی پیدا شود. اینجا ادعا بسیار فروتن شده است.

 

درباره تفاوت الهیات سنتی و مدرن از حیث معرفت‌شناختی پیش‌ از این نسبت میان الهیات‌دان و موضوع دغدغه ذهنی او تباین بود. گفته می‌شد نه متأله موضوع را می‌سازد و نه موضوع او را بلكه موضوع‌ها از پیش وجود داشته‌اند. این در حالی است كه در الهیات مدرن گفته می‌شود میان موضوع و محقق یا الهیات‌دان نسبت تامی وجود دارد و اینها یكدیگر را می‌سازند. ای ‌بسا آنچه برای محقق یا متألهی موضوع است برای دیگری مصداق رنج نباشد.

 

درباره تفاوت الهیات سنتی و مدرن از حیث دستاوردها، الهیات سنتی در پی تبیین درونی جامعه خودش است. پس مسیحیت در الهیات سنتی می‌كوشد چیستی خود را بیان كند. درحالی ‌كه متألهان الهیات مدرن به‌ سختی مشغول گفت‌وگو با بافت فرهنگی و نشان دادن سودمندی خودشان در دنیای جدیدند. این اتفاق شگرفی است. به همین دلیل است كه كسی مانند نعیمه پورمحمدی در رویاروی مساله رنج، می‌گوید من كاری ندارم این استدلال شما در الهیات سنتی تا چه اندازه قانع‌كننده و منطقی است برای من این مهم است كه این استدلال تا چه اندازه در دنیای جدید برایم سودمند است، تا چه اندازه كاركرد دارد و من را در این وضعیت كمك می‌كند.

 

حركت از پارادایم تبیین انسجام به پارادایم سودمندی اتفاق بزرگی بود. جامعه امروز از الهی‌دانان انتظار دارد سودمندی خوانش خود را از دین توضیح دهد. اگر قبلا در منطق ارزیابی ادیان به برخورداری آنها از انسجام بیشتر توجه می‌شد، امروز معیارهای كاربردی‌ای مانند توانایی شاد كردن انسان، معنا بخشیدن به زندگی انسان و خوش‌بین كردن او اهمیت یافته‌اند.

 

بر این اساس، ما واقعا شاهد دو الهیات هستیم و این ‌طور نیست كه اینجا صحنه‌ای ساخته شده باشد. اما ما نمی‌توانیم یك زمین بازی را به ‌جای زمین بازی دیگری قرار دهیم. اینها دو زمین بازی‌اند كه هر یك كار خودشان را انجام می‌دهند. لزومی ندارد ما از كلام اسلامی یا الهیات سنتی مسیحی انتظار داشته باشیم نقش الهیات مدرن را ایفا كند. اما اینكه ما الهیات مدرنی داریم و می‌توانیم چنین واژه‌ای را به‌ كار ببندیم یا نه، كار خیلی سختی است. خیلی‌ها كوشیدند به‌ نوعی الهیات مدرن را دسته‌بندی و وجود آن را ثابت كنند. اما درنهایت در این روزگار الهیات مدرن مانند الهیات سنتی چیزی مشخص و شامل موضوعات از پیش تعیین ‌شده نیست. الهیات در زمان حاضر مانند دسته‌ای پرنده است كه در آسمان پرواز می‌كنند و نه جهت واحدی دارند و نه ارتفاع یكسانی.

 

موضوع رنج برای الهیات مدرن است. این موضوع به الهیات سنتی ربطی ندارد. شر در الهیات سنتی حیث آبجكتیو دارد. در الهیات مدرن است كه شاهد مفهوم گرانبار رنج می‌شویم. همان طور كه مرگ مفهومی سرشار از معناست و با مردن یا فنا شدن، فرق می‌كند. مرگ و رنج به انسان تعلق دارند درحالی ‌كه درد می‌تواند پدیده‌ای مشترك میان همه انسان‌ها در طول تاریخ همچنین انسان و حیوان باشد. شاید آنچه شما آن را رنج می‌نامید، من رنج ندانم یا 50 سال پیش، رنج تلقی نمی‌شده است. مثلا عدم انتخاب برای منی كه امروز زندگی می‌كنم، رنج است. ولی از قضا این برای كسی كه 200 سال پیش زندگی می‌كرد، موهبت بود. پس رنج امری انسانی و سرشار از معنا و كاملا فرهنگی است.

*عنوان برگرفته از مجموعه داستانی از جلال آل احمد

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما