نگاهی به كارنامه سیاسی عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار پهلوی اول
|۱۱:۱۱,۱۳۹۸/۷/۱۰| بازدید : 70 بار

 

از وزارت دربار تا مرگ در زندان

علی الله‌جانی: عبدالحسین‌خان تیمورتاش در سال 1260 خورشیدی در نردین خراسان به دنیا آمد. پدرش كریم‌داد خان، پیشكار و مباشر یارمحمدخان سهام‌الدوله بجنوردی، ملاك بزرگ شمال خراسان بود. سهام‌الدوله به واسطه اعتمادی كه به كریم‌داد خان پیدا كرده بود، دختر خود گوهر خانم را به همسری كریم‌داد خان برگزید كه ثمره این ازدواج، عبدالحسین‌خان تیمورتاش بود. گرچه نام فامیلی كه عبدالحسین‌خان برای خودش انتخاب كرد، تركی بود اما طایفه عبدالحسین‌خان اصالتا از كردهای شمال خراسان بودند كه گویا در دوران شاه‌عباس بزرگ صفوی از غرب ایران به شمال خراسان كوچ داده شدند.

 

در دوران نوجوانی

تیمورتاش در نوجوانی مدتی در عشق آباد نزد یكی از دوستان قدیمی پدرش اقامت كرد و زبان روسی را فرا گرفت. سپس با موافقت پدر برای ادامه تحصیل به مدرسه نظامی «نیكولایف» در سن‌پترزبورگ روسیه فرستاده شد. این كار تنها با مساعدت و توصیه سفیر كبیر ایران در روسیه، «پرنس رضا ارفع‌الدوله» امكان‌پذیر بود. پس از 6 سال تحصیل در مدرسه نظامی به ایران بازگشت و به عنوان مترجم زبان روسی در وزارت‌ خارجه مشغول به كار شد.

 

حاكم جوین

اندكی بعد از تاج‌گذاری محمدعلی شاه قاجار، برای اعلام پادشاهی او با سرپرستی محمودخان علاالملك و تعدادی دیگر از پرسنل وزارت خارجه راهی سفری 4 ماهه به اروپا شد. پس از بازگشت از اروپا، استعفا داده و به سبزوار جایی كه املاك پدری‌اش واقع بود، رفت. در مدت اقامت در املاك پدری، لقب «معززالملك» را از دربار تهران گرفت و حاكم «جوین» شد. پس از بازگشایی مجلس دوم مشروطه به عنوان جوان‌ترین نماینده مجلس از سبزوار راهی مجلس شد. مجلس دوم عمر كوتاهی داشت و بر اثر فشارهای روسیه و ماجرای «مورگان شوستر» مستشار مالی امریكایی مقیم ایران با دستور «ناصرالملك» نایب السلطنه تعطیل شد.

 

فرماندهی لشكر خراسان

تیمورتاش كه بیكار شده بود به خراسان بازگشت و با مساعدت «شاهزاده حسین‌خان نیرالدوله» حاكم كل ایالت خراسان به فرماندهی لشگر خراسان منصوب و لقب «سردار معظم» را دریافت كرد. مقارن بازگشایی مجلس سوم مشروطه مجددا از سبزوار به نمایندگی مجلس برگزیده و راهی تهران شد. هنوز یك سالی از عمر مجلس نگذشته بود كه جنگ بین‌الملل اول به ایران رسید و تحت فشارهای روسیه كه تهدید به اشغال تهران كرده بود، مجلس سوم كه بیشتر نمایندگانش طرفدار آلمان و عثمانی در جنگ بودند، منحل شد. تیمورتاش برخلاف دور قبل كه پس از تعطیلی مجلس به خراسان بازگشته بود این بار در تهران ماند تا در مركز ثقل تحولات سیاسی كشور برای خود جایگاهی درخور پیدا كند. اولین مسوولیت مهم او پس از انحلال مجلس سوم، عضویت در كمیسیون «میكس» یا مختلط بود. این كمیسیون كه اعضای آن را افرادی از ایران، بریتانیا، روسیه و رییس بلژیكی گمركات ایران تشكیل می‌دادند، وظیفه‌اش نظارت بر دخل و خرج دولت ایران در طول جنگ بین‌الملل اول بود.

 

فرمانروایی تیمورتاش بر گیلان و بركناری‌اش

مدتی بعد در كابینه «وثوق‌الدوله» با حفظ سمت به فرمانروایی ایالت گیلان منصوب شد. در آن زمان «میرزاكوچك‌خان جنگلی» در گیلان جنبشی ضد اجنبی راه انداخته بود. اما در عمل حكومت و دربار تهران را تهدید می‌كرد. وثوق‌الدوله به این امید كه تحصیلات نظامی تیمورتاش و قدرت جوانی و اقتدار او شاید بتواند غائله جنگل را فیصله بدهد، او را راهی گیلان كرد. اما تیمورتاش بی‌تجربه و مغرور نه‌ تنها كمكی به تهران نكرد بلكه اعمال خودسرانه و دور از سیاست او باعث بروز ناراحتی و دمیدن در آتش گیلان شد. اعدام چند نفر كشاورز به ظن عضویت در جنبش و همراهی با مجاهدان جنگلی، احساسات مردم را جریحه‌دار كرد به گونه‌ای كه تهران مجبور شد او را احضار كرده و حكومت گیلان را از او بستاند. اما تیمورتاش هیچ‌گاه مسوولیت اعدام آن چند نفر را نپذیرفت و همواره ادعا می‌كرد كه كلیه مسوولیت نظامی گیلان بر عهده ژنرال «استراسلسكی» فرمانده كل قشون دولتی بوده و اوست كه فرمان اعدام را صادر كرده و او اختیاری در حوزه نظامی نداشته است.

 

تیمورتاش از كودتا تا سقوط قاجاریه

پس از عزل از حكومت گیلان مدتی بیكار بود تا اینكه در سوم اسفند سال 1299 خورشیدی، «سیدضیاءالدین طباطبایی» مدیر روزنامه رعد و «رضاخان میرپنج» فرمانده لشگر قزاق مستقر در همدان، كودتا كرده و تهران را اشغال كردند. تیمورتاش بر اثر یك سوءتفاهم توسط سیدضیاء كه حكم رییس‌الوزاریی را از احمدشاه قاجار گرفته بود، دستگیر و ابتدا به قم سپس به كاشان تبعید شد. پس از سقوط كابینه سیدضیاءالدین و نزدیك به 3 ماه تبعید، تیمورتاش به تهران بازگشت و بلافاصله با بازگشایی دوره چهارم مجلس شورای ملی به عنوان یكی از نمایندگان ایالت بزرگ خراسان وارد مجلس شد. از همان ابتدا او به عنوان ریاست كمیسیون نظامی مجلس انتخاب شد و بدین‌گونه رابطه و نزدیكی او با رضاخان كه حالا دیگر لقب «سردار سپه» را یدك می‌كشید و وزارت جنگ را عهده‌دار بود، وارد فصل جدیدی شد. این مراودت و هم‌صنفی بودن(هر دو نظامی بودند) آرام‌آرام تبدیل به دوستی و رفاقتی عمیق شد. چندی بعد احمدشاه حكم رییس‌الوزرایی را به نام «مشیرالدوله» صادر كرد و رییس‌الوزرای تازه، تیمورتاش را به عنوان وزیر عدلیه منصوب كرد. در این سمت جدید، تیمورتاش ادامه اصلاحات در عدلیه را كه از نیمه‌های جنگ جهانی اول توسط وزیر عدلیه وقت- فیروز میرزا نصرت‌الدوله- آغاز شده بود، ادامه داد. هدف از اصلاحات در عدلیه، برچیدن سیستم سنتی قضاوت و پیاده كردن یك سیستم مدرن مطابق با استانداردهای غربی بود. او پس از شروع به كار ابتدا تمام محاكم قضایی را منحل و قضات سنتی را كه عمدتا روحانی بودند از كار بركنار كرد.

 

عزیمت به كرمان

این اقدام او سبب بروز ناراحتی میان روحانیون شاغل در امر قضا شد و شكواییه‌هایی علیه تیمورتاش به رییس‌الوزرا و مجلس واصل شد. حجم اعتراضات آنچنان بالا گرفت كه رییس‌الوزرا مجبور شد، تیمورتاش را از وزارت عدلیه عزل كند. پس از به پایان رسیدن دوره چهارم مجلس و عزل از وزارت عدلیه، تیمورتاش به عنوان حاكم ایالت كرمان به آن سامان عزیمت كرد. او نزدیك به 20 ماه در كرمان حكومت كرد. دوران حاكمیت كرمان، دورانی آرام و بی‌سروصدا نسبت به حكومت گیلان بود. مهم‌ترین اقدام تیمورتاش در كرمان تلاش برای اصلاحات در كارگاه‌های قالیبافی آن ایالت بود. او در بازرسی‌ها مشاهده كرد كه اغلب كارگاه‌های قالیبافی كرمان غیراستاندارد و شرایط كار در آنها غیرانسانی است. بیشتر این كارگاه‌ها در زیرزمین واقع شده بود و عدم وجود نوركافی خورشید و نبود تهویه مناسب باعث زمینه بروز بیماری‌های استخوانی و ریوی را در میان قالیبافان فراهم كرده بود. او در اولین اقدام دستور داد كه مالكان قالیبافی‌ها، كارگاه‌های خود را به سطح زمین منتقل كنند تا نور كافی آفتاب و تهویه مناسب وارد كارگاه‌ها شود. فعالیت دیگر او در كرمان توجه به ایجاد خط ترانزیت بین كرمان و سیستان بود كه تاثیر مهمی در تبادل كالا و خدمات و رونق اقتصاد منطقه داشت.

 

تاسیس حزب تجدد و انتصاب به وزارت فواید عامه

همزمان از تحولات تهران هم غافل نبود و با برگزاری انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی دوباره از خراسان انتخاب شد و بعد از 20 ماه دوری از پایتخت به تهران بازگشت. در مجلس پنجم بسیار فعال بود و در چند كمیسیون مهم عضویت داشت و با همراهی فیروزمیرزا نصرت‌الدوله، علی‌اكبر داور، تدین و چند نفر دیگر «حزب تجدد» را تاسیس كرد و در مجلس به عنوان حزب متحد رضاخان فعالیت می‌كرد. سردار سپه كه از آبان سال 1302 با حكم احمدشاه قاجار به رییس‌الوزرایی رسیده بود و لقب «حضرت اشرف» را یدك می‌كشید، بنا به سوابق دوستی و برخی توانایی‌های تیمورتاش، او را با حفظ سمت نمایندگی مجلس به وزارت فواید عامه منصوب كرد. او در وزارت فواید عامه، پروژه اصلاحات كارگاه‌های قالیبافی كشور را پیگیری كرد. تیمورتاش در یك نطق جالب و منحصر به فرد در سال 1303 در مجلس، موضوع نزول صادرات قالی ایران به بازارهای جهانی را مورد توجه قرار داد. نكاتی كه او مطرح كرد، حاكی از تسلط او بر اموری بود كه عهده‌دار شده بود. تیمورتاش در مجلس گفت كه كشور چین با جمعیتی بالغ بر 800 میلیون نفر درحال تبدیل شدن به یك رقیب برای كالاهای سنتی و صادراتی ایران از جمله «قالی» است. او اضافه كرد كه قالیباف ایرانی برای سود بیشتر از رنگ‌های شیمیایی در رنگ‌آمیزی قالی‌های خود استفاده می‌كند و این امر سبب شده تا قالی ایرانی پس از چند بار شست‌وشو، رنگ خود را از دست بدهد. اما بافنده چینی از رنگ‌های طبیعی برای قالی خود بهره می‌برد و در نتیجه خریدار اروپایی ترجیح می‌دهد كه قالی بافت چین را خریداری كند. او در مدت تصدی وزارت فواید عامه موفق شد اولین نمایشگاه تجهیزات مدرن كشاورزی را در ایران با حضور شركت‌های خارجی برگزار كند.

 

تیمورتاش در مجلس و در جریان دو واقعه مهم، اعطای سمت فرماندهی كل قوا به رضاخان و رای‌گیری اضمحلال قاجاریه از جمله پشتیبانان رضاخان سردار سپه بود.

 

تاج‌گذاری رضا خان و وزارت دربار تیمورتاش

رضاشاه در تاریخ پنجم اردیبهشت ماه سال 1305 در كاخ گلستان تاج‌گذاری كرد و بدین وسیله حكومت پهلوی رسما آغاز شد. رضاشاه بنا به توصیه دوست دیرینه‌اش- دبیر اعظم بهرامی- تیمورتاش را به عنوان وزیر دربار خود برگزید. نقل است هنگامی كه دبیر اعظم برای تصدی پست وزارت دربار شخص تیمورتاش را كاندیدا كرد، رضاشاه خطاب به او گفت:«تیمور خوب است فقط بیش از حد با خارجی‌ها معاشرت دارد». تیمورتاش در پست وزارت دربار همه كاره كشور شد. او به سرعت تمام اركان اداری و اجرایی كشور را در دستان خود گرفت به گونه‌ای كه دیگر پست‌های مهم كشور از قبیل نخست‌وزیری و وزارت خارجه و... از او دستور می‌گرفتند. رضاشاه بارها به وزرا و كارمندان عالیرتبه دولت گفته بود كه حرف تیمور حرف من است. به تیمورتاش هم گفته بود كه امور نظامی با من و مابقی امور با تو. بدین ترتیب تیمورتاش در سیاست داخلی و خارجی كشور فعال مایشاء شد.

 

تیمورتاش و سیاست خارجی

پس از به قدرت رسیدن پهلوی اول، دستگاه سیاست خارجی كشور با انبوهی از مشكلات و مسائل تلنبار شده در حوزه روابط بین‌الملل مواجه بود كه باید هر چه سریع‌تر برای حل‌وفصل آنها اقداماتی عاجل به عمل آید. یكی از این مسائل مهم، گفت‌وگو پیرامون اختلافات ایران و شوروی در زمینه تجارت بود.

 

اما مهم‌ترین كارزار سیاست خارجی ایران در آن سال‌ها، موضوع روابط ایران و بریتانیا بود. چندین موضوع در روابط ایران و بریتانیا تبدیل به معضل شده بود. این موارد عبارت بودند از: مساله قرارداد دارسی(نفت)، حق قضاوت كنسولی یا كاپیتولاسیون و موضوع حضور بریتانیا در خلیج فارس و اشغال جزایر ایرانی توسط آن كشور و به رسمیت شناختن كشور تازه تاسیس عراق. ایران همواره خواهان اصلاح قرارداد دارسی بود چراكه تصور می‌كرد این قرارداد به هیچ‌ وجه عادلانه نیست و ایران نمی‌تواند از ثروت ملی خود به نحو مناسبی بهره ببرد.

 

مذاكرات تیمورتاش با بریتانیا

در نتیجه تیمورتاش مذاكرات مفصل و جدی را با موضوع نفت با بریتانیا آغاز كرد. ایران خواهان افزایش سهم خود از سود سالانه شركت از 16درصد به 25 درصد بود. به اضافه دریافت مبلغ ثابتی معادل 2 شیلینگ در هر تن نفت صادراتی و اختصاص مقدار قابل ملاحظه‌ای از سهام شركت به دولت ایران و درنهایت، تحدید حوزه عملیات شركت در ایران بود. در موضوع خلیج فارس هم تیمورتاش خواسته‌های روشنی از بریتانیا داشت. ایران خواهان بازپس‌گیری بحرین، جزایر باسعیدو، سیری، تنب بزرگ و كوچك و جزیره ابوموسی بود و به رسمیت شناختن حق كشتیرانی ایران در شط‌العرب به عنوان پیش‌شرط به رسمیت شناختن عراق و جلوگیری بریتانیا از قاچاق اسلحه به داخل ایران از سواحل جنوبی كشور. اما بریتانیا در تمام موضوعات مورد اختلاف سرسختی زیادی نشان می‌داد و ابدا حاضر به دادن هیچ امتیازی به ایران نبود. برای نمونه، تیمورتاش به بریتانیایی‌ها پیشنهاد كرد كه در ازای دست كشیدن از ادعای مالكیت بر بحرین، بریتانیا 6 فروند ناو جنگی یك‌‌ هزار تنی به ایران بدهد. اما بریتانیا اعلام كرد كه فقط حاضر است، جزیره باسعیدو را به ایران مسترد دارد و بحث بر سر كشتی‌های جنگی منتفی است. تیمورتاش ناگزیر برای ساختن نیروی دریایی ایران، قراردادی برای خرید ناو جنگی با ایتالیایی‌ها منعقد كرد. در جریان شورش قشقایی‌ها در سال 1308 تیمورتاش عمیقا به بریتانیا اعتراض كرد، چراكه معتقد بود آنها با نادیده گرفتن عمدی مساله قاچاق اسلحه در خلیج فارس، زمینه را برای ورود اسلحه به داخل ایران و در نهایت مسلح شدن عشایر با آن تسلیحات را فراهم كرده‌اند. از طرفی دیگر بریتانیا برای به رسمیت شناختن حكومت عراق به ایران فشار می‌آورد اما تیمورتاش به آنها اطلاع داد كه فقط در صورت به رسمیت شناخته شدن حق مالكیت ایران در شط‌‌العرب حاضر است، عراق را به رسمیت بشناسد. پس از چندین سال مذاكره هیچ پیشرفتی در موضوعات مورد اختلاف دو طرف حاصل نشد اما مذاكرات همچنان ادامه داشت.

 

تیمورتاش و سیاست داخلی

تیمورتاش در سیاست داخلی هم بسیار فعال بود. او به همراه علی‌اكبر داور و نصرت‌الدوله فیروز سیاست‌های كلان مدرنیزاسیون كشور را به پیش می‌بردند. در میان اوراق و اسناد باقی مانده از تیمورتاش، سندی یافت شده كه نشان می‌دهد او برای ایجاد تحولات عمیق در كشور طرح‌های گسترده‌ای داشته است. در این سند كه به خط اوست، آمده كه دولت ایران برای پیشرفت كشور باید یك‌سری از اصلاحات بنیادین را انجام دهد. برخی از این اصلاحات عبارت بودند از: منسوخ كردن القاب و عناوین، كوتاه كردن دست روحانیون از آموزش و امر قضا، كم كردن تعداد مستخدمین دولتی، مبارزه با مرگ و میر نوزادان و اجرای سیاست ازدیاد جمعیت كشور، مبارزه با امراض واگیر و مسری، جلوگیری از استعمال تریاك، گسترش تربیت ‌بدنی در مدارس، اصلاح خط فارسی و اجباری كردن تدریس به آن زبان، ترویج لباس و كلاه متحدالشكل، فرستادن دانشجویان به خارج از كشور، تشویق مردم به استفاده از كالاهای ساخت داخل كشور و ده‌ها مورد دیگر كه مطرح كردن آنها در این مختصر امكان ندارد.

 

سرانجام تیمورتاش

فعال مایشاء بودن گرچه در ظاهر اغوا كننده و فریبنده به نظر می‌رسد اما در باطن برای فرد، دشمنان ریز و درشتی هم می‌سازد كه عمده دلیل آن حسادت و رقابت‌های سیاسی با هدف بیرون كردن حریف از صحنه است. در مورد تیمورتاش می‌توان به طور آشكاری این موضوعات را مشاهده كرد. او طی خدمت خود به عنوان وزیر دربار، دشمنان داخلی و خارجی متعددی برای خود تراشید. در این میان رقبای داخلی او كسانی بودند كه حضور او در صحنه سیاست كشور را به بهای نادیده انگاشته شدن خود می‌دیدند. در نتیجه پیدا و پنهان برای ضربه زدن به او تلاش می‌كردند. یكی از این فعالیت‌های مخرب بر ضد او، مشوش كردن ذهن رضاشاه نسبت به وزیر دربارش بود. رضاشاه بسیار به مطالبی كه در مطبوعات خارجی درباره او می‌نوشتند، حساس بود و از طرفی همواره تصور می‌كرد كه عده‌ای با هدف ساقط كردن حكومت او مدام مشغول توطئه هستند. دشمنان داخلی تیمورتاش كه از این دو موضوع مطلع بودند، تلاش كردند تا با مشوش كردن ذهن بیمار شاه، تیمورتاش را از چشم او بیندازند و موجبات سقوط او را فراهم كنند. یكی از این اقدامات، چاپ كاریكاتورهای موهن در مطبوعات فرنگی بود. برای مثال در یكی از روزنامه‌های فرانسوی كاریكاتوری منتشر شد كه موجبات خشم رضاشاه را باعث شد و كار تا تهدید به قطع روابط دو كشور پیش رفت. در این كاریكاتور، رضاشاه در هیبت الاغی تصور شده بود كه تاج شاهی بر سر دارد و تیمورتاش در حالی كه سوار بر اوست، افسارش را در دست گرفته است. یا در روزنامه تایمز چاپ بغداد، مطلبی منتشر شد كه در ضمن تشریح سیاست ایران در قبال عراق، آمده بود كه شاه جدید ایران یك فرد دهاتی و سربازی ساده‌ است كه از سیاست چیزی نمی‌داند و این تیمورتاش وزیر دربار اوست كه همه ‌چیز را به او یاد می‌دهد حتی طرز درست در دست گرفتن قاشق و چنگال!

 

اخراج از دربار، محاكمه و مرگ در زندان

تیمورتاش مشروب می‌نوشید، سیگار می‌كشید و تا دیروقت در دفترش كار می‌كرد. تركیب الكل، نیكوتین و استرس و فشار روحی و جسمی، او را مبتلا به پرفشاری خون كرده بود. در اوج كارزار و مذاكره با بریتانیایی‌ها و مبارزه با بدخواهان دولت در داخل و خارج، چندین ‌بار دچار حمله قلبی شد. پس از آخرین سفرش به اروپا در سال 1311 هنگامی كه به ایران بازگشت دوباره دچار حمله شد. پزشكان دربار او را معاینه كرده و برای كنترل بیماری‌اش نیتروگلیسیرین و مقداری داروی آرام‌بخش تجویز و توصیه كردند كه سیگار را ترك كند و برای استراحت به شمال كشور برود. او پس از دو هفته استراحت در ساحل چمخاله به تهران بازگشت و مستقیم به دیدار رضاشاه رفت. احساس كرد كه دیگر شاه آن صمیمیت سابق را با او ندارد. گویا توطئه دشمنانش كارساز شده و موفق شدند، ذهن شاه را خراب كنند. اواخر پاییز همان سال دیگر صبر رضاشاه به اتمام رسید و دستور داد كه تیمورتاش را از دولت اخراج كنند. روز شنبه سوم دی‌ ماه مطبوعات تیتر زدند كه:

 

«آقای تیمورتاش وزیر دربار پهلوی از خدمت معاف گردیدند». او ابتدا در خانه‌اش تحت نظر قرار گرفت سپس راهی زندان قصر شد. پس از دو دوره محاكمه به اتهام واهی دریافت رشوه از حاج حبیت‌الله امین‌التجار اصفهانی در جریان واگذاری حق انحصاری تجارت تریاك به تحمل حبس و مصادره اموال محكوم شد و به زندان قصر بازگشت. تیمورتاش در تاریخ نهم مهر ماه سال 1312 در زندان قصر از دنیا رفت. پس از استعفای رضاشاه از سلطنت در سال 1320 و محاكمه اعضای شهربانی و ماموران زندان قصر، مشخص شد كه ماموران شهربانی، تیمورتاش را در زندان به امر شاه خفه كرده‌اند.

 

سیدحسن تقی‌زاده درباره او می‌گوید:«تیمورتاش در زمان خود همه‌كاره بود و هیچ كاری برخلاف نظر او انجام نمی‌گرفت و نظریات و خواسته‌های رضاشاه را به خوبی و درستی و صداقت و لیاقت انجام می‌داد ولی افسوس كه تیمورتاش این بوذرجمهر عصر، مردی كه نقص و عیبی مهم نداشت از میان ما رفت».

 

نقل است هنگامی كه دبیر اعظم برای تصدی پست وزارت دربار شخص تیمورتاش را كاندیدا كرد، رضاشاه خطاب به او گفت:«تیمور خوب است فقط بیش از حد با خارجی‌ها معاشرت دارد».

 

رضاشاه بارها به وزرا و كارمندان عالیرتبه دولت گفته بود كه حرف تیمور حرف من است. به تیمورتاش هم گفته بود كه امور نظامی با من و مابقی امور با تو. بدین ترتیب تیمورتاش در سیاست داخلی و خارجی كشور فعال مایشاء شد.

 

در یكی از روزنامه‌های فرانسوی كاریكاتوری منتشر شد كه موجبات خشم رضاشاه را باعث شد و كار تا تهدید به قطع روابط دو كشور پیش رفت. در این كاریكاتور، رضاشاه در هیبت الاغی تصور شده بود كه تاج شاهی بر سر دارد و تیمورتاش در حالی كه سوار بر اوست، افسارش را در دست گرفته است.

 

تیمورتاش بر اثر یك سوءتفاهم توسط سیدضیاء كه حكم رییس‌الوزاریی را از احمدشاه قاجار گرفته بود، دستگیر و ابتدا به قم سپس به كاشان تبعید شد. پس از سقوط كابینه سیدضیاءالدین و نزدیك به 3 ماه تبعید، تیمورتاش به تهران بازگشت.

 

از همان ابتدا او به عنوان ریاست كمیسیون نظامی مجلس انتخاب شد و بدین‌گونه رابطه و نزدیكی او با رضاخان كه حالا دیگر لقب «سردار سپه» را یدك می‌كشید و وزارت جنگ را عهده‌دار بود، وارد فصل جدیدی شد. این مراودت و هم‌صنفی بودن(هر دو نظامی بودند) آرام‌‌آرام تبدیل به دوستی و رفاقتی عمیق شد. چندی بعد احمدشاه حكم رییس‌الوزارایی را به نام «مشیرالدوله» صادر كرد و رییس‌الوزرای تازه، تیمورتاش را به عنوان وزیر عدلیه منصوب كرد.

 

بریتانیا در تمام موضوعات مورد اختلاف سرسختی زیادی نشان می‌داد و ابدا حاضر به دادن هیچ امتیازی به ایران نبود. برای نمونه تیمورتاش به بریتانیایی‌ها پیشنهاد كرد كه در ازای دست كشیدن از ادعای مالكیت بر بحرین، بریتانیا 6 فروند ناو جنگی یك‌هزار تنی به ایران بدهد. اما بریتانیا اعلام كرد كه فقط حاضر است جزیره باسعیدو را به ایران مسترد دارد و بحث بر سر كشتی‌های جنگی منتفی است.

منبع: روزنامه اعتماد

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما