یادی از استاد دكتر محمد معین
|۶:۵۹,۱۳۹۸/۷/۷| بازدید : 180 بار

 

 

تاریخ شفاهی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (1)

دبا: گفتگو با استاد دكتر رسول شایسته ویراستار بخش ویرایش و چاپ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و ناظر علمی و سرویراستار لغت‌نامۀ بزرگ فارسی از انتشارات دانشگاه تهران

به كوشش و ویرایش: دكتر كیانوش كیانی هفت‌لنگ، مدیر تاریخ شفاهی مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

 

در تاریخ 10/4/1398 در محل كار دكتر رسول شایسته، عضو مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، گفتگوی كوتاهی درباره دكتر محمد معین انجام شد.حاصل این گفتگو مطالبی است كه از نظر گرامیتان می‌گذرد:

 

لطفاً درباره سابقۀ آشنایی‌تان با استاد دكتر محمد معین و چگونگی همكاری با لغت‌نامه دهخدا مطالبتان را شروع بفرمایید.

من در سال ١٣٣٨از دانشسرای عالی تهران، در مقطع لیسانس فارغ‌التحصیل شدم. بلافاصله در كنكور دوره دكترای ادبیات فارسی در دانشگاه تهران شركت كردم.

در این كنكور حدود ٢٠ تا ٢٥نفر شركت كرده بودند... 3 نفر قبول شدیم... من بودم و آقای جلیل دوستخواه که اکنون مقیم استرالیا ست و محمدجواد شریعت استاد دانشگاه اصفهان.

پس از نامنویسی نوبت به انتخاب واحد رسید. از واحدهایی كه بنده انتخاب كردم، یکی درس دستور زبان فارسی بود. تدریس این درس در دورۀ دكتری بر عهده استاد محترم دكتر محمد معین بود... دوازده، سیزده نفر بیشتر نبودیم كه در این كلاس شركت كردیم... آن موقع، بین لیسانس و دكتری، فاصله فوق لیسانس نبود...

با مدرک لیسانس و پس از كنكور مستقیماً وارد دوره دكتری می‌شدیم... البته نُه یا ده نفر از این دوازده نفر از دانشجویان سالهای قبل بودند، در كلاس درس، مرحوم دكتر محمد معین برای هركدام از ما تكلیفی تعیین كرد... از مباحث دستور، گمانم برای من هم نشانه‌های صفت فاعلی در زبان فارسی را تعیین نمودند... تحقیق را به نظر خودم خوب و مفصل انجام دادم... رسم بود كه حاصل تحقیق را در كلاس می‌خواندیم... از سؤال و جواب‌هایی كه در كلاس می‌شد و ایرادهایی كه گرفته می‌شد، من برای كار دیگران و دیگران برای كار من و مرحوم دكتر معین برای همه... استاد دانشجویان را سبك، سنگین می‌كرد... روزی به من گفتند: شما بعد از پایان درس بمانید. گفتم: چشم. نمی‌دانستم، چكار دارند. وقتی كلاس تمام شد، من ماندم... دكتر معین فرمودند: شما اهل آذربایجان هستید؟ گفتم :بله. فرمود: كجا؟ گفتم: تبریز... دیپلم را آذربایجان گرفتم و آمدم تهران... گفتند: شما میل دارید كه در لغت‌نامه دهخدا كار كنید؟ (این در سال ١٣٣٩ است). من وصف لغت‌نامه را شنیده بودم و می‌دانستم كه در آنجا اعاظم ادبای ایران حضور دارند... حالا نام نمی‌برم... خیلی زیاد بودند... از این جهت، هم خیلی واهمه برم داشت و هم خیلی خوشحال شدم... گفتم: بله! و قبول كردم... در روز موعود، رفتم خدمتشان كه در طبقه دوم ساختمانی در باغ نگارستان بود... آن موقع لغت‌نامه در باغ نگارستان، سه‌راه ژاله بود...همان باغی كه محمد شاه، مرحوم قائم‌مقام فراهانی را خفه كرد... قائم مقام معروف... بعدها زمان رضا شاه تجدید بنا شد و ساختمانهای نوساخته احداث شد و دانشسرایعالی و دانشکدۀ ادبیات قبل از اینكه منتقل شوند، آنجا بودند. الآن به موزه تبدیل شده است... لغت‌نامه دهخدا در یكی از ساختمان‌های همین باغ بود...

رفتم خدمتشان ... ایشان به آقای دكتر سید جعفر شهیدی كه آن موقع معاون لغت‌نامه بود گفتند كه: آقای شایسته از حرف (ر) بنویسند... تعیین هم كردند كه از (رگ) به این طرف، بنویسند... در آن موقع لغت‌نامه بطور پراكنده نوشته می‌شد... بدین معنی که به موازات تألیف و چاپ حرف «الف» برای تسریع در کار، حروف دیگر مثلاً ر، ز، د، ذ و دیگر حروف به‌تدریج تألیف و حتی چاپ و منتشر می‌شد. از این جهت اگر امروز کسی در چاپ نخستین این اثر بزرگ به جلدهای مختلف دویست و بیست و دو هزار صفحه‌ای آن که اغلب در 50 جلد تجلید می‌شود، مراجعه کند، متوجه خواهد شد که هرکدام از حروف الفبا شماره‌گذاری مستقل و جداگانه‌ای دارد و البته کسی که از سابقۀ کار بی‌خبر باشد، بسیار تعجب خواهد کرد. به‌هرحال آقای دکتر شهیدی مقداری توضیحات به من دادند كه باید این كار را بكنید، آن كار را بكنید ... آقای دكترجعفر شعار هم آنجا بودند. ایشان در تبریز معلم عربی ما بود... آشنایی دادم ایشان هم راهنماییهایی کرد، شروع كردم به كار كردن... در آن زمان ٢٣-٢٤ساله بودم... واقعا هم می‌ترسیدم، ولی شروع كردم. سه نفر مؤلف مبرز آنجا بودند... مرحوم استاد محمد پروین گنابادی، استاد دكتر دبیرسیاقی كه همشهری مرحوم دهخدا بود و اخیراً فوت كردند و مرحوم دكتر علینقی منزوی برادر بزرگ دكتر احمد منزوی... اینها سابقه زیادی در آنجا داشتند... روال کار اینگونه بود. بعد از اینكه مؤلفین مطالبشان را آماده می‌کردند، پیش این 3 نفر می‌رفتند. اصطلاحی در آن زمان داشتند و آن این بود كه به این 3 نفر و مرحوم دکتر شهیدی می‌گفتند: هیأت مقابله!

هیأت مقابله، مثل حلقه محدثان قدیم بود كه طالبان علم می‌رفتند و مطالبشان را به شیخ عرضه می‌كردند... ما هم خدمت این بزرگواران می‌رفتیم و مطالبمان را می‌خواندیم و عرضه می‌كردیم... آنها هم ایراداتی كه كار داشت، می‌گرفتند و تصحیحاتی می‌كردند...

شادروان استاد پروین گنابادی كه الآن نوه‌اش یكی از استادان خوب دانشگاه است... خیلی آدم خوبی بود... مرد بسیار خوب و پاك و منزه... حیف... حیف... حیف... (ضرورت دیدم كه در اینجا ذكر خیری از ایشان بكنم)... مطالبم را پیش ایشان خواندم... .ایشان هم نظریاتشان را گفتند و من هم تصحیح كردم... بعد آمدم بیرون. یکی دو نفر دیگر هم می‌بایست می‌دیدند... بعد گفتند: پیش آقای دكتر منزوی ببرید. پیش ایشان هم رفتم و گفتم: پیش آقای گنابادی این مطالب را خوانده‌ام. ایشان مطالبم را گرفت و گفت: من هم می‌خوانم و بعد نظریاتم را می‌نویسم. چیزهایی هم نوشت و من اصلاح كردم. مرحوم گنابادی گفته بود كه این جوان بااستعدادی است و مطالبی كه تهیه كرده، خیلی خوب است... از همان زمان مشغول كار شدم...

 

لطفاً روش و منش استاد و کیفیت رابطۀ ایشان با دانشجویان چگونه بود؟

ایشان افزون بر داشتن دانش عمیق و کم‌نظیر در تاریخ ادب و فرهنگ ایران، در برخورداری از فضایل اخلاقی نیز واقعاً فردی شاخص و ممتاز بودند. استاد به مال و منال و مکنت دنیا اعتنایی نداشتند. در برابر صاحبان زر و زور و تزویر هرگز قامت خم نکردند. تعبیر مشهوری در زبان فارسی وجود دارد که می‌گویند: «فلانی یک سر دارد و هزار سودا»، اما این استاد بزرگ یک سر داشت و فقط یک سودا، یک سودای بزرگ و مهم و مقدس: عشق به وطن، عشق شدید به ایران عزیز و به تبع این عشق، مهرورزی و دلدادگی به تاریخ و فرهنگ و هنر و ادب این کشور، چنان‌که در این راه سر از پا و شب از روز نمی‌شناخت. ایشان در هر کاری اعتدال را رعایت می‌کردند، مگر در این سودای مقدس که واقعاً عنان اختیار در دست خودشان نبود و تمام عمر پربرکت و نسبتاً کوتاه خود را در سر این سودا هزینه کردند و عاقبت چنان که می‌دانید، زندگی خود را عاشقانه در این راه باختند. می‌گویند یکی از پزشکان معالجش گفته بود که مغز این شخص به سبب کثرت کار در پنجاه سالگی به اندازۀ مغز یک آدم نود ساله فرسوده شده است.

البته حمل بر خودستائی نشود، اینكه مرحوم دكتر معین تشخیص داده بود كه فلانی می‌تواند در لغت‌نامه كار بكند و آقای گنابادی هم تأییدكرده و دكتر منزوی هم تأیید كرده بود، نظر صائب ایشان را می‌رساند. واقعاً شاگردپروری می‌كرد. من در دوره لیسانس با ایشان درس نداشتم، ولی در دوره دكتری كه درس داشتیم، اولاً: در کلاس بسیار جدی و سخت‌گیر بودند. در ادارۀ لغت‌نامه هم بسیار سخت‌گیر بودند و در جهت اصلاح كارها جدی بودند... یادم هست یکی از مؤلفان که فرد باسوادی بود و تألیفات زیادی هم دارد، مطالبی تهیه كرده بود، گویا آنطور كه مرحوم دكتر معین دیده بودند، خیلی در تهیه مطالب دقت نشده بود... ایشان خصوصی این مؤلف را خواسته بود و تذكراتی داده بود و در جلسه عمومی هم تذكر دادند و فرمودند كه برخی از مؤلفین كار را ساده تلقی كرده‌اند و نباید اینگونه باشد...

ثانیاً چنان‌که مشهور است در آن زمان، و لابد هر زمان دیگر، برخی از استادان آلودگی‌هایی داشتند... هم آلودگیهای مالی و هم آلودگیهای اخلاقی... ولی مرحوم استاد بزرگ ما، دكتر محمد معین، پاك و منزه بود...یك خانه قسطی در چهارصد دستگاه در سه‌راه ژاله (مجاهدین اسلام کنونی) كه گویا آلمانی‌ها ساخته بودند، خریده بود و تا آخر عمرش هم همانجا زندگی می‌كرد... واقعاً آن مرحوم از نظر نزاهت ساحت و پاک‌دستی و پاک‌زیستی بین سایرین بی‌نظیر بود...

با اینكه می‌توانست به مقامات و مناصب بزرگتری برسد و می‌دانم كه به ایشان پیشنهادهایی هم شده بود، نپذیرفته بودند ... مطلقاً تمام همتش را صرف مطالعه، تحقیق و تألیف كرده بود. استاد به ندرت می‌خندیدند، اما عبوس و ترشرو و اخم‌آلود نبودند. در جلسات عمومی لغت‌نامه، هرگاه یکی از حاضران به مناسبتی سخنی شیرین یا لطیفه‌ای خوشمزه می‌گفت و ایشان خوشش می‌آمد، چنان قهقهۀ خنده را سر می‌دادند که انسان تعجب می‌کرد که آیا این شخص همان استاد متین و موقر و جدی چند لحظه پیش هستند که چنین اختیار از دست داده و این‌طور بی‌ریا و شادمانه می‌خندند؟ اما هرگز اجازه نمی‌داد این حالت ادامه یابد و فوراً حال و هوای مجلس را عوض می‌کردند و دنبالۀ صحبتهای جدی را پیش می‌گرفتند. من قیافۀ خشمگین ایشان را کمتر دیده بودم. اگر گاهی خشم می‌گرفتند، به مسائل شخصی ربطی نداشت، بلکه در جهت اصلاح امور بود. هرگاه کجی و انحرافی می‌دیدند، آثار خشم در صورتشان دیده می‌شد. این‌گونه خشم را خشم مقدس می‌نامند که البته نه تنها ناپسند نیست، بلکه اگر بجا باشد بسیار کارساز و پسندیده و ستوده است.

ایشان تألیفات مهمی هم دارد...كتابهای مهمی دربارۀ دستور زبان فارسی نوشته‌اند و برنامه ای داشتند برای دستور زبان فارسی و می‌خواستند دستور زبان فارسی مفصل و مستندی تهیه كنند كه متأسفانه اجل مهلت نداد.برای این لغت‌نامه (فرهنگ فارسی) قرار بود لغت‌نامه مفصل‌تری كه چندین برابر این فرهنگ موجود که در دسترس همه است، تهیه كنند و بعد هم تلخیص اینها، سه دوره قرار بود تألیف كنند كه مهلت نیافتند برای انجام این كار...

 

پس فرهنگ فارسی مبنای كار بزرگتری بود؟ آیا طرح تكمیلی هم داشتند؟

بله! طرح مفصلی داشتند ولی بعد از فوت آن مرحوم دنبالش گرفته نشد ... دختر محترمشان (سرکار خانم دكتر مهدخت معین) نمی‌دانم چرا به این كار نپرداخت و من از كم و كیف و سرنوشت این طرح دیگر خبر ندارم...

 

برگردیم دوباره به موضوع تألیفات و تصنیفات استاد. ممکن است در این مورد توضیحات بیشتری بفرمایید.

بیت مشهوری در زبان عربی هست که من ترجمۀ آزاد آن را خدمتتان عرض می‌کنم. شاعر در این بیت می‌گوید: اثار هرکس بهترین معرف اوست، برای شناخت ما بعد از مرگ به آثارمان بنگرید. واقعاً مطالعه و بررسی آثار و تألیفات استاد شادروان بهترین معرف ایشان است. از طریق ارزیابی این آثار از سویی به عمق دانش ایشان می‌توان پی برد و از سوی دیگر عشق و علاقۀ ایشان را به این آب و خاک می‌توان دریافت. می‌دانید شادروان استاد تقریباً در همۀ رشته‌ها و شاخه‌های زبان و ادب فارسی و نیز در زمینۀ تاریخ و فرهنگ ایران، مطالعات و تحقیقات عمیق و حتی تبحر و تسلط داشتند. از این جهت آثار بازماندۀ ایشان، اعم از تألیف، تصحیح متون کهن، مقالات و ترجمه‌ها بسیار متنوع است. اکنون در این فرصت کوتاه به بررسی و تحلیل همۀ آثار ایشان نمی‌توانم بپردازم. از این جهت به برخی از این آثار اشاره می‌کنم و دربارۀ بعضی از آنها که از اهمیت بیشتری برخوردارند ــ البته تمامی آثار استاد مهم و مفید است ــ کمی به تفصیل صحبت می‌کنم.

به‌طورکلی آثار و نوشته‌های استاد را می‌توان در 5 گروه طبقه‌بندی کرد:

الف ـ تألیفات: شمار تألیفات استاد به بیش از 20 اثر بالغ می‌شود. مهم‌ترین این آثار را می‌توانم چنین نام ببرم:

1. حافظ شیرین‌سخن که اثری است دربارۀ زندگی حافظ و اشعار او. استاد با مراجعه به اسناد و منابع معتبر این اثر را تألیف کرده‌اند که در نوع خود کم‌نظیر است.

2. مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی. این اثر رسالۀ دکترای ایشان است و نخستین‌بار دانشگاه تهران آن را چاپ و منتشر کرده است. این اثر نیز موضوعی تازه و بدیع دارد و اغلب مورد مراجعۀ محققان و پژوهشگران است.

3. شمارۀ هفت و هفت پیکر نظامی. چنان‌که خود استاد نوشته‌اند: «از میان اعداد، شمارۀ هفت از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است. تعداد سیاره‌های مکشوف جهان باستان و همچنین رنگهای اصلی آنها مؤید رجحان و جنبۀ مابعدطبیعی آن گردید». حتی برخی از ملل برای عدد هفت گونه‌ای قداست قائل بودند و از این جهت بسیاری از چیزها را محدود به عدد هفت می‌پنداشتند مانند هفت فلک، هفت سیاره، هفت دریا، هفت خوان (رستم و اسفندیار)، هفت خواهران و هفت دوزخ (جهنم را هفت طبقه می‌دانستند) و بسیاری از این قبیل نامها. شادروان استاد معین دربارۀ عدد هفت تحقیقات بسیار مفصل و دقیق و عالمانه‌ای انجام داده‌اند و حاصل این پژوهشها همین اثر است.

3. چندین اثر مستقل در دستور زبان فارسی ازجمله اسم مصدر و حاصل مصدر، مفرد و جمع و اضافه و انواع آن و جز اینها. چنان‌که قبلاً عرض کردم این تک‌نگاریها در موضوعات مختلف دستوری قرار بود پایه و مبنایی باشد برای تدوین و تألیف مفصل دستور زبان فارسی.

4. فرهنگ فارسی شامل همۀ واژه‌های فارسی و واژه‌ها و ترکیبهای عربی متداول در فارسی و نیز واژه‌های اروپایی متداول در فارسی و حتی واژه‌های یونانی و لاتین به کار رفته در زبان فارسی از قدیم‌ترین زمان تا عصر حاضر. این اثر در 6 جلد منتشر شده که 4 جلد آن مخصوص لغات است و 2 جلد آن اختصاص به اعلام یعنی نامهای خاص تاریخی و جغرافیایی دارد ... این اثر نخستین فرهنگ لغتی است که به شیوۀ علمی و براساس استقصا در متون فارسی قدیم و جدید و معاصر تألیف شده است. این اثر بارها و بارها چاپ و منتشر شده است و دهها هزار دوره از آن در کتابخانه‌ها و خانه‌های ایرانیان و دیگر فارسی‌دانها و فارسی دوستهای شرق و غرب عالم وجود دارد و مشکلات لغوی آنان را رفع می‌کند.

ب ـ تصحیح متون، شادروان دکتر معین 8 اثر مهم زبان فارسی را با دقت و صحت تمام تصحیح کرده‌اند و مقدمه‌های عالمانه برای آنها نوشته‌اند. ازجمله این تصحیحات می‌توانم اینها را نام ببرم:

1. چهار مقالۀ نظامی عروضی سمرقندی، این کتاب از متون معتبر زبان فارسی است که در اواسط سدۀ ششم هجری نوشته شده است او قبلاً توسط علامه محمد قزوینی تصحیح و در اروپا چاپ شده بود. شادروان دکتر معین بار دیگر آن را با استادی تمام تصحیح کردند و همراه با معنی و شرح و توضیح عبارات عربی و واژه‌های دشوار چاپ و منتشر کردند.

2. جامع الحکمتین اثر معروف فلسفی و کلامی ناصرخسرو با همکاری هانری کربن دانشمند و شرق‌شناس فرانسوی.

3. بخشی از جوامع الحکایات سدیدالدین عوفی مؤلف کتاب معروف لباب الالباب.

4. از همه مهم‌تر تصحیح فرهنگ فارسی برهان قاطع. اجازه بدهید دربارۀ این کتاب، به سبب اهمیتی که دارد، بیشتر سخن بگویم این کتاب در اصل توسط محمدحسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان در اواسط سدۀ یازدهم هجری در هندوستان تألیف شده و بارها در هندوستان و ایران چاپ و منتشر شده است. اما هیچ‌کدام از این چاپها چاپ علمی و انتقادی نبوده است. شادروان دکتر معین به این کار مهم دست زد و تصحیح انتقادی این اثر از 1317ش تا 1329ش به درازا کشید. به عقیدۀ بسیاری از پژوهشگران حواشی عالمانه‌ای که مصحح دانشمند این کتاب بر آن نوشته است، بسیار ارزشمندتر و مفیدتر از متن خود کتاب است. استاد دکتر معین در بسیاری از موارد به اتیمولوژی یعنی ریشه‌شناسی واژه‌ها نیز پرداخته است. ایشان در این کار از تحقیقات دانشمندان ایران‌شناس اروپایی که دربارۀ فارسی میانه (پهلوی)، زبان اوستایی و فارسی باستان کار کرده‌اند، بهره برده‌اند و اثری کم‌نظیر و بدیع و ابتکاری به جامعۀ علم و ادب ایران عرضه داشته‌اند. این اثر واقعاً در آن زمان در زبان فارسی بی‌سابقه بود و از زمان انتشار تاکنون مرجع مهمی دربارۀ ریشه‌شناسی واژه‌های فارسی به شمار می‌رود. با اینکه سالهای بعد پژوهشهای جدیدی در ریشه‌شناسی واژه‌های فارسی شده و حتی دو سه کتاب مستقل به زبان فارسی تألیف یا ترجمه شده است، این حواشی استاد معین بر برهان قاطع هنوز هم دارای اعتبار و اهمیت است و محققان از مراجعه به آنها بی‌نیاز نیستند.

ج ـ ترجمه‌ها، از مهم‌ترین کارهای استاد در این مورد ترجمۀ کتاب ایران اثر معروف گیرشمن باستان معروف فرانسوی است.

د ـ مقالات بسیار در مباحث مربوط به تاریخ و ادب و فرهنگ ایرانی، شامل دورۀ قبل از اسلام و دورۀ اسلامی که در مجلات معروفی مانند یغما، یادگار، سخن، مهر، دانش و حتی برخی از آنها در نشریات هند و فرانسه چاپ و منتشر شده‌اند.

ه‍ ـ یادداشتهای فراوانی در موضوعات مختلف مربوط به ایران و زبان فارسی از ایشان باقی مانده، اما تا آنجا که من اطلاع دارم در سالهای اخیر مجموعه‌ای از مقالات، نوشته‌ها و یادداشتهای استاد به کوشش و همت سرکار خانم دکتر معین، در دو جلد چاپ و منتشر شده است.

آخرین سخن خود را دربارۀ استاد بزرگم بگویم. این مرد بزرگ آزاده هرچه داشت، حتی جان گرامی خود را در طبق اخلاص نهاد و عاشقانه و پاکبازانه در پای محبوب خودش یعنی ایران و زبان و ادب فارسی ریخت و نام جاودانه یافت. امروزه هرکجا ایرانی و ایران‌دوست و فارسی‌زبان و فارسی‌دانی است به روان پاک این بزرگمرد درود می‌فرستد و نام و یاد او را در دل خود زنده نگه می‌دارد. معنی و رمز و راز واقعی جاودانگی پس از مرگ جز این چیزی نیست. تا نام زنده است، صاحب نام نیز زنده است، «مرده آن است که نامش به نکویی نبرند».

آقای دكتر! از فرصتی كه برای این گفتگوی كوتاه اختصاص دادید، سپاسگزارم...

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما