برده و برده داری در ایران / زهره روحی – بخش پنجم
|۱۲:۲۷,۱۳۹۸/۷/۶| بازدید : 80 بار

 

 

 

اعراب و سلطه بر ایرانیان

ایرانیان در قالب غلامان و کارگزاران دربار و دیوان سالاری خلفا

بنابراین شاید بتوان گفت دلیل این امر، فقر اقتصادی و معیشتی اعراب بود. اعراب تا قبل از اسلام، به لحاظ اقتصادی، بسیار تنگدست بودند. تصور فتح سرزمینی ثروتمند و دست یابی به غنائم (و از جمله به اسارت درآوردن کسانی بسیار به عنوان برده )، برای هر یک از لشکریان می توانست انگیزه ای قوی به شمار آید؛ بنابراین از همان لحظه ای که اعراب تازه مسلمان شده در صدر اسلام، مشتاق دستیابی به غنائم بیشمار در سرزمینهای کفار (فی المثل ایران و روم ) شدند، مغلوب نفس خود در آلوده شدن به مادیّات زندگی شدند. به بیانی، بازگشت به همان خوی غارت گری دوران بدوی و چادر نشینی ...، با چیرگیِ اهداف صرفاً مادی و اقتصادی بر اهدافی الاهی و دینی ، «جنگ» با توجیحات غیر واقعی اش ، دیگر نمی‌توانست جهادی بر علیه کفر و کُفار باشد. و به همان صورتی درآمد که اهداف مادی و اقتصادی  جهت کشورگشایی ، و دستیابی به غنائم و منابع  انجام می‌گرفت ؛ نشانه های سقوط چنین چرخشی  به سوی دوران جاهلیت را می توان از همان ابتدا در حکومت امویان دید که بی آنکه از جاهلیت ، تعصب  و کوتاه اندیشی شان چیزی کم شده باشد ، با ثروت به دست آمده از راه تجارت برده ، و حرص و تمعی که دامن گیر این نحوه زندگی شده بود ، خیلی زود به فسادهای مالی دیگر ، آلوده گردید؛ چنانچه  به زندگی پر تجمل فاسد اشرافی روی آوردند؛ عجین گشته با تعصبات قومی و نژاد پرستانه دیرینه شان ؛ که این همه علناً سقوطی بود از ایدئولوژی و آیین اسلام . و ناگفته نماند عمر، یعنی خلیفه دوم، در جنگهایی که با ایرانی ها و رومی ها داشت ، به منظور پیروزی حتمی ، تصمیم گرفت تا از «جنگاوران قبایل بدویِ» اعراب استفاده کند. جنگاورانی که همواره با  انگیزه و هدف بسیار مهم و اساسیِ «غارت و چپاول» به «جنگ» می‌رفتند ؛ و نکته جالب آنکه عمر آنها را «مایه اسلام» می دانست (  68) .

 

به هر حال کسب منافع اقتصادی، برای اعراب مهاجم و غارتگر تنها هدف و انگیزه در زندگی شد. شهر تیسفون [پایتخت ایران ساسانی ] بی آنکه فرصت و مجالی برای گفتگو و پیمان بیابد یکسره به چنگ عربهای طماع افتاد و در معرض چپاول و غارت قرار گرفت . گفته می شود بهای اموال غارت شده ، چیزی حدود نهصد هزار درهم بوده است. آن گروه از مردم تیسفون که از دم تیغ جان بدر برده بودند، به بردگی گرفته شدند (  69). « مولفان تازی هنگام نگارش شرح لشکر کشی ها معمولا از فراچنگ آوردن اسیر و برده یاد نمیکنند و گاهی تنها می نویسند که "غنایم بسیار به دست آمد " ؛ همانگونه که مرد برده را «غلام» می‌گفتند ، «زن برده را چون بخشی از غنائم بوده "کنیز" می گفتند »  ( 70 ). یزد بن مهلب ، حکمران سلیمان بن عبدالملک بر خراسان (96 ـ 99 هـ ق.) ، طی حمله ای به گرگان «شش هزار برده از گرگانیان بگرفت و همگی را به بندگی بفروختند » ( 71 ).

 

و از جمله شهرهای ایرانی که به خاک و خون کشیده شد ، شهر استخر ، ـ یکی از بزرگترین و مهمترین شهرهای دوران باستان ـ بود و تعداد کثیری هم از ایرانیان به بردگی گرفته شدند. گفته می شود تعداد اسیران و بردگانی که در زمان عمر از اهواز و شوشتر گرفته بودند، به قدری زیاد بوده  که عمر دستور بازگرداندن آنان را داده بود (72).  آمار کشتگان شهر استخر و نواحی آن را بالغ بر چهل هزار نفر تخمین زده اند . ضمن آنکه جمعیت وسیعی از زنان و کودکان را به بردگی بردند . «بخشی از بزرگان و اعیان پارس سر به اطاعت اعراب فرود آورده ، اراضی و دژهای خویش را حفظ کردند. اعراب 33 میلیون درهم خراج بر پارس گذاشتند و بر غیر مسلمانان آن خطه 18 میلیون درهم مالیات سرانه یا جزیه وضع کردند » ( 73)   ؛ به بیانی آزادی در مقابل پرداخت فدیه (74 )  . به طور کلی جمعیت بردگان اعم از ایرانی و غیر ایرانی در جهان عرب، چنان به سرعت رو به افزایش گذاشت که داشتن «برده در خانه»، دیگر در انحصار طبقه متمول جامعه عرب به شمار نمی‌آمد . قیمت پایین برده در بازار برده فروشها ، امکان خرید را برای همگان فراهم کرده بود.  بدین ترتیب به این ترتیب حدس این مسئله چندان دشوار نیست که وجود  «کثرت جمعیت برده» ،  جامعه اسلامی را به «جامعه ای برده دار» تبدیل کرد  (75 ) .

 

مسلماً این وضعیت، نمی توانست مطلوب و مورد تأیید تعالیم پیامبر اسلام بوده باشد ؛  اما این واقعه اتفاق افتاد و جامعه اسلامی بر خلاف آنچه پیامبر و یاران و اخلافش از آن توقع می کردند،  به سوی فرهنگ بربریتِ قبل از دعوت، چرخش کرد. اکنون به لحاظ آسیب شناسیِ اجتماعی و هستی شناسیِ تاریخی، لازم است عواملی را که به نوعی، باعث بسترسازی این چرخشِ فرهنگی گردید، مورد بازبینی قرار دهیم ؛ شاید خوب باشد ، از اینجا آغاز کنیم که در  شرایط تاریخی و اجتماعیِ دورانی که در افق زمانه اش،  «برده» ، جزئی تفکیک ناپذیر از شکل و ماهیت زندگی اجتماعی و سیاسی در همه سرزمینها بوده ، «اسلام» ،  نمی‌توانسته مطالبه ای برای «لغو برده داری» داشته باشد : «ل. ای. نادرزاده، بودن بردگی را در اجتماع تازیان در دوران پیش و پس از تأسیس خلافت ، انکار نمی‌کند. آری انکار این نکته ناممکن نیز هست : در سده های ششم تا هفتم میلادی  نیز مانند روزگاران پیش از آن، برده ساختن "اسیران جنگی" و همچنین مردم غیر نظامی سرزمینها یا ملتهای مغلوب را در بر می گیرد. یکی از "موازین" نانوشته گونه ی حقوق بین المللی بود. بیزانس و ایرانِ ساسانی نیز همانند اجتماع "سرزمین های دور دست بربرها" ـ گوت واندال ها، لانگوباردها ، آنگلوساکسن ها ، هون ها، ترکان آلتایی، ساویرها ، خزرها و دیگران ـ از این حقوق بین المللی به گونه ای گسترده ، بهره می گرفتند؛ [پس] شگفت آور می بود که تازیان در این موردِ یگانه، تافته جدا بافته می شدند» (76) ؛  ساختار اجتماعی و سیاسی مبتنی بر وجود برده ، چنان بدیهی جلوه می کرد که در آیین اسلام ، حتی مسلمان شدن اسیران و برده ها ،  تغییری در وضعیت بردگی شان به وجود نمی آورد . «اگر اسیر پس از اسارت مسلمان شد ، این تغییر دین باعث الغای بردگی و رفع استرقاق نمی شود» ( 77) . بنابراین گرچه اسلام ، به لحاظ شرایط تاریخی واجتماعی ، افقی مطالباتی برای «لغو قانون نانوشته ی برده » نداشته است ، اما به عنوان «جریانی مترقی»، و منتقدی سرسخت نسبت به رفتار و سلوکی که عربها با برده ها داشتند،  تعالیم خاصی داشته که به نوعی می توان آنرا «آیین رفتار با برده ها» ، تلقی کرد.  در سوره نساء (4)، 36 ، توصیه صریحی درباره احسان به بردگان آمده است؛ و «پیشوایان دین ، احسان به بردگان در این آیه را چنین تفسیر کرده اند، 1. آنها را به کارهای طاقت فرسا وادار نکنند، 2. با الفاظ زشت و توهین آمیز و با عصبانیت با آنها سخن نگویند، بلکه با زبان نرم و رویی گشاده با آنها معاشرت کنند؛ 3. از همان غذا و لباسی که خود استفاده می کنند، به بردگانشان بدهند » ( 78) ؛ ضمن آنکه پیامبر (ص) به عنوان عملی صالح ، مومنان را به خرید و آزادسازی غلامان تشویق می‌کرده است ؛ اما اینها مانع از این نمی شد تا پیامبر از نافرمانی و سرکشی برده ها نسبت به اربابان شان چشم پوشی کند :  «هرکس برده ای را علیه صاحبش بشوراند از ما نیست و هر کس زنی را بر شوهرش بشوراند از ما نیست » ( 79) .

 

در اینجا می توان گفت ، گرچه اسلام در تعارض با «قانون نانوشته برده داری» نبوده ، اما چنانچه دیده می‌شود در تفسیری که از آن آیه شد ، داشتن برده را «مشروط به رفتاری صالح و انسانی»، مطابق با موازین اخلاقیِ اسلام دانسته است . و از قضا همین آیین نامه رفتاری است که به قضاوت جامعه اسلامی و حکومت خلفایی می پردازد که به دلیل  تکبر ، خشونت و آزار نسبت به طبقات ضعیف جامعه و از جمله برده ها،  «ناشایست» ، «غیر انسانی و معارض با آیین اسلام» ، شناسایی می شوند . اکنون با توجه به محوریت بحث که بر اساس «برده و بردگی» است ،  می‌باید گام دیگری برداریم و خود را نسبتاً به نقطه آغازینی نزدیک سازیم که خلفا با سوء استفاده  از آن ، موجبات انحراف و فساد در جامعه اسلامی را به وجود آوردند.

 

بنا به تجربه ، معمولا چنانچه پژوهشهای آسیب شناسانه نشان می دهند ، ـ به لحاظ انحراف ـ ، طرحها و آیین هایی ، آسیب پذیرتر می‌شوند که ایده هایشان معطوف به مطرح شدن به صورت «کلان» است . زیرا در بازخوردی سیستمی، حامل تأثیری پارادوکسیکال می‌شوند. به عنوان مثالی مشخص ، زمانی که جامعه اسلامی ، به واسطه خلفای ناشایست در مقام رهبری ، در رابطه با برده ها، مبتنی بر آیین نامه رفتاری مورد تأیید پیامبر، عمل نکرد و برده را به عنوان کالای اقتصادیِ پر سود در نظر گرفت و بدین ترتیب خصوصیات جامعه ی برده دار را به خود گرفت، در موقعیت و شرایطی سقوط کرد که به «خود تخریبی» خویش دامن زد.  اما آن شِقی که این جریان پارادوکسیکال را بدین صورت هدایت کرد ، از کجا ناشی ‌شد !؟ احتمالا می توان گفت ، از آن لحظه ای که  اهداف مادی جانشین جهاد و اهداف الاهی در اسلام شد ( 80)؛  و جریان «مترقی اسلام» به انزوا رانده شد، بی آنکه از سوی مرجعی موجه و مشروع «مجوز جهاد» در راه خدا و اسلام خلفا باطل گردد؛  بر اساس این مجوز غیر واقعی و باطل ، تمامی جهان غیر اسلام ، به دارالحرب تبدیل شد.  و اعراب را مجاز در کشتار و غارت و  تاراج غنائم ( و از جمله اسارت ملتها به عنوان برده)  کرد . و جالب است بدانیم که در «شرح شرایع الاسلام» ، حکم بردگی ، تنها منوط به میدان جنگ نمی شود ، بلکه جمعیت تمامی سرزمینهای غیر اسلامی (دارالحرب) را شامل می‌شود؛ آنهم به صِرف «غیر مسلمان بودن ». تفاوتی هم نمی کرد که آنها نظامی باشند یا غیر نظامی : کودک باشند یا زن یا مرد و یا جوان و پیر؛ از نظر اعرابِ مسلمان ، همه آنها برده هایی بالقوه به شمار می‌آمدند ( 81)  . فقط کافی بود تا دسترس پذیر شوند؛ «از اینرو برخی فقها در آن ایام معتقد [بودند] اگر افرادی از دارلحرب ، از راهی غیر از راه جنگ ، نظیر سرقت و نیرنگ به دارالاسلام آورده شوند ، در حکم غنیمت هستند و پس از پرداخت خمس آنان ، ملک رباینده محسوب می شوند و تصرف در آنها با اجازه امام معصوم جایز و خرید و فروش آنها مباح است» (82). شوق به جنگ و غارت ، کشتن و به اسارت و بردگی گرفتن کفار چنان در روحیه اعراب اثر منفی گذاشته بود که حجاج ، کارگزار خونریز و مقتدر بنی امیه ، متأثر از چنین نگرشی ، اظهار شرم می کرد که مدتی کوتاه از عمر خود را صرف معلمی کرده بود ( 83 ).

 

در واقع بین «اسارت ـ  بردگی» از نظر مسلمانان و غیر مسلمانان، تفاوت مفهومیِ هستی شناسانه ای وجود داشت؛ بدین معنی که تا قبل از اسلام ، تمامی افرادی که در سرزمین مغلوب ، به اسارت و بردگی گرفته می شدند ،  به این دلیل «برده» به شمار می آمدند که سپاهشان در جنگ «شکست خورده» بود ؛ حال آنکه نفس «بردگی» در اسلام، از سوی «کافر بودگی» رقم می‌خورد. یعنی تمام کسانی که در جنگ با مسلمانان به دست مسلمین اسیر می‌شدند ، به لحاظ شرع و دین بود که برده محسوب می شدند ؛ در واقع، آنچه آنها را به اسارت می گرفت ، وضعیت «کافر بودگی» آنها بود.  بدین ترتیب که پیشاپیش ،  همگان در برابر مسلمانان «کافر» محسوب می شدند. تفاوتی هم نمی کرد که آنها از اهل کتاب بودند (پیامبران الاهی) و یا کافران حربی . ماهیتِ برده بودگی، صرف وجودی «کافر» بودگی آنها بود. و تلقی از کافر، هم «غیرِ مسلمان» بود ؛ اعم از کافر حربی یا اهل کتاب. ( 84 )  .

 

ژان ژاک روسو ، نظریات جالبی در خصوص «قدرت و برحق بودگی» دارد ؛ و یکی از آنها حامل این نظر است که «قدرت» و «علتِ قدرت»، رابطه‌ای دیرینه و غیر قابل تفکیک از یکدیگر دارند. به طوری که فی‌المثل معتقد است که  اگر قوی‌تر قدرت‌اش را به صورت «حق» و همچنین «اطاعت» از آن‌ را به صورت «وظیفه» در نیاورد، هرگز، آنقدر قوی نیست که همیشه حاکم بماند ( 85) . این می‌تواند مصداقی باشد از  وضعیت برده ها و اسرای جنگی تا قبل از جهان اسلام؛ اما چنانچه دیدیم ، تفاسیر «برحق بودگی» ای که توسط سود جویانی که در صدد انحراف مسلمانان از اهداف اولیه خود بودند ،  خیلی زود با اتکا به ثروت اندوزی ها و فساد مالی و تجارت برده و رونق اقتصادیِ ناشی از غارت گری ها ،  معیار دیگری را برساختند که بر اساس آن ، «بردگی» و جریان «برده ساز»،  از میدان جنگ فراتر می‌نشست و سراسر جهان عاری از اسلام را در بر می گرفت . و ناگفته نماند که حتی اگر برده ها، آنهایی که به دین اسلام گرویده بودند ،  در ازای پرداخت فدیه ، از بردگی خلاص می یافتند ، در مقام شهروند درجه دو محسوب می شدند (  86 ) .

 ادامه دارد ...

منابع :

.68    تاریخ طبری ، ج 2 ، ص 439 و 560؛ برگرفته از کتاب جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران / بشرا دلریش . ـ تهران : نشر هزار ، 1392 ،  ص130

.69    تاریخ طبری؛  برگرفته از کتاب سه مقاله درباره بردگی ، نوشته ای . پ. پتروشفسکی و ی . آ. بلیایف ؛ ترجمه سیروس ایزدی ؛ تهران ، انتشارات امیر کبیر ، 2536 شاهنشاهی ، ص 16

.70    بلاذری ، ص 232 ؛ برگرفته از کتاب سه مقاله درباره بردگی ، نوشته ای . پ. پتروشفسکی و ی . آ. بلیایف ؛ ترجمه سیروس ایزدی ؛ تهران ، انتشارات امیر کبیر ، 2536 شاهنشاهی ، ص 17

.71    گردیزی ، ابو سعید عبدالحیی بن ضحاک ابن محمود. تاریخ گردیزی . تصحیح عبدالحی حبیبی . تهران ، دنیای کتاب ، 1363 ، ص 251 ؛ از بشرا دلریش؛ جایگاه سیاسی غلامان در تاریخ ایران ، تهران : نشر هزار ، 1392 ، ص 40 

.72    احمد یحیی بن جابر بلاذری ، فتوالبدان ، ص 142 ؛ برگرفته از کتاب بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ، عبدالرضا عرب ابوزید آبادی ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،    ص 265

.73    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ،  ص 157

.74    عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص 103

.75    عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص 266

.76    سه مقاله درباره بردگی ؛ نوشته ای . پ . پتروشفسکی و ی . آ . بلیایف ؛ ترجمه سیروس ایزدی ، انتشارات امیرکبیر ، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول ، ص10 ، 11

.77    محمد حسن النجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، تحقیق عباس قوچانی ، محمد قوچانی و علی آخوندی ، ج 7 ، ص 556ـ 554؛ از کتاب تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص103

.78    عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص 195

.79    عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص 165

.80    عبدالرضا عرب ابوزید آبادی ،  بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ، ص267

.81    محمد حسن النجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، تحقیق عباس قوچانی ، محمد قوچانی و علی آخوندی ، ج 7 ، ص 556ـ 554؛ برگرفته از کتاب  بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص103

.82    محمد حسن النجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، تحقیق عباس قوچانی ، محمد قوچانی و علی آخوندی ، ج 7 ، ص 556ـ 554؛ برگرفته از کتاب  بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  صص 104

.83     زرین کوب ، عبدالحسین . تاریخ مردم ایران (از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه ) ، ص 55 ـ 56

.84    عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا ، بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص 103

.85    روسو، ژان ژاک، قرارداد اجتماعی، ترجمه منوچهر کیا، انتشارات دریا، تاریخ انتشار  1348،  ص 9

.86    محمد حسن النجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، تحقیق عباس قوچانی ، محمد قوچانی و علی آخوندی ، ج 7 ، ص 556ـ 554 ؛ برگرفته از کتاب بررسی تاریخی اسلام و برده داری با تکیه بر سیره معصومان علیهم السلام ؛ عرب ابوزید آبادی ، عبدالرضا قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ه) ، مرکز انتشارات ، 1388 ،  ص103

بخش چهارم مقاله را اینجا بخوانید.

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما