حقوق متقابل حكومت و مردم در تجربه دولت علوی / مصطفی دلشاد تهرانی
|۸:۱۴,۱۳۹۸/۵/۲۸| بازدید : 176 بار

مروری بر نسبت حاكمیت و جامعه بر مبنای گفتار و رفتار امیرالمومنین

از جلوه‌های والای حكومت امام علی (ع) حقوق‌مداری آن است. علی (ع) حقوق‌مداری را مبنای حكومتداری قرار داد. بنابر نقل طبری از علی بن‌الحسین (ع) در نخستین خطبه‌ای كه امام پس از تصدی حكومت ایراد كرد چنین فرمود:

«همانا خدای عزّوجل كتابی‌ راهنما را نازل فرمود و در آن نیك و بد را آشكار نمود؛ پس راه خیر را بگیرید [تا هدایت شوید] و راه شرّ را رها ‌سازید. واجبها! آن را برای خدا به جا آرید كه شما را به بهشت می‌رساند. خدا حرامی ‌را حرام كرده كه ناشناخته نیست و حرمت مسلمان را از دیگر حرمت‌ها برتر نهاده و حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه‌پرستی پیوند داده است. پس مسلمان كسی است كه مردمان از دست و زبان او آزاری نبینند جز آنكه برای حق بود و گزندِ مسلمان روا نیست جز در آنچه واجب شود. بر چیزی پیشی‌گیرید كه همگان‌تان را فراگیر است، یعنی مرگ كه یك یك شما از آن ناگزیر است. همانا مردم پیش روی شمایند- و مرگ آنان بر شما آشكار ـ و مرگ از پس، شما را می‌خواند ـ و شما در چنگالِ آن گرفتار. سبكبار باشید تا برسید، كه پیشرفتگان، پسماندگان را می‌پایند. خدا را! واپایید در حقّ شهرهای او و بندگان، كه شما مسوولید حتی از سرزمین‌ها و چارپایان. اگر خیری دیدید آن را دریابید و اگر شری دیدید روی از آن بتابید.» (تاریخ الطبری، ج 4، ص 436؛ با مختصر اختلاف در لفظ: نهج‌البلاغه، خطبه167)

 

امیرمومنان علی (ع) نخستین سخن حكومتی خود را با بحث حقوق و رعایت و پایبندی حقوق آغاز كرد. آن حضرت تمام روابط و مناسبات و رفتارهای سیاسی و مدیریتی و حكومتی را تابع حقوق و حدودی مشخص می‌دانست و تلاش می‌كرد زمامداران و كارگزاران و مردمان را با این حقوق و حدود آشنا سازد و پیرو آن گرداند؛ هر چند كه در این جهت راه بسیار دشوار را طی كرد، اما هرگز از حقوق‌مداری در حكومتداری عدول نكرد. آن حضرت در این ‌باره خطاب به مردمان فرمود:

 

«اما بعد، همانا خداوند بر شما برای من حقی قرار داده، چون سرپرستی شما را به عهده‌ام نهاده و شما را نیز حق است بر من، همانند حقّ من كه شما راست بر گردن. پس حق فراخ‌تر چیزهاست كه وصف آن گویند و مجال آن تنگ، اگر خواهند از یكدیگر انصاف جویند.» (نهج‌البلاغه، خطبه 216)

 

 

 

نمونه‌ای از حقوق‌مداری برای تاریخ

حافظه تاریخی بشر آكنده از سرگذشت حكومت‌هایی است كه بنای‌شان بر نادیده گرفتن حقوق متقابل زمامداران و مردمان و زیر پا گذاشتن حقوق انسان‌ها بوده است، اّا در این حافظه حكومتی است به درخشندگی خورشید كه بنایش بر كار و تلاش به خاطر حفظ حقوق همگان و ادای آن بوده است؛ حكومتی كه بر سر این امر سخت‌ترین فشارها و كارشكنی‌ها و فتنه‌ها را تحمل كرد ولی از حقوق‌مداری در حكومتداری پا پس نگذاشت. حكومت امام علی (ع) از نظر حقوق‌مداری در تاریخ بشری در اوج قرار دارد. امیرمومنان علی (ع) عدالت اجتماعی، زندگی انسانی، روابط و مناسبات و رفتارهای مدیریتی، همه و همه را بر پایه حقوق‌مداری می‌خواست، زیرا تا چنین نشود، هیچ امری در زندگی و سیاست و حكومت و مدیریت بنیانی سالم و استوار و انسانی نخواهد داشت. امام علی (ع) این را به خوبی‌ می‌دانست و از مشكلات این‌گونه حكومتداری، آن هم در زمانه‌ای كه فرهنگ حقوق‌مداری كه اسلام برای بشر به ارمغان آورده بود و در حكومت پیامبر اكرم(ص) جلوه كرده بود، به دست فراموشی سپرده شده بود و زمامداران و مردمان- هر دو- بر همان روابط و مناسبات و رفتارهای رایجِ فارغ از حقوق‌مداری زندگی و حكومت و سلوك می‌كردند، به نیكی آگاه بود. اما علی(ع) در پی ارایه نمونه‌ای برای همه تاریخ بود تا نمونه نمونه‌ها باشد و در این راه، استقامت و استوار ماند و هرگز از حقوق‌مداری در حكومتداری دور نشد. جورج جرداق مسیحی در این‌باره می‌نویسد:

 

«او در حكومت خود عالی‌ترین نمونه زمامداری بود كه در آن قسمت از تاریخ بشر، حقوق انسان را حفظ و نگهداری می‌كرد و با تمام قوا و با همه وسایلی كه در اختیار داشت در اجرای این هدف كار می‌كرد و با اینكه همه چیز برای امام روشن بود، ولی چیزی در ذهن او روشن‌تر از واقعیت اجتماع در آن عصر نبود كه به چه شكل است و چگونه بر اساس محرومیت اجتماعی، پایه‌گذاری شده است؛ او به خوبی‌ می‌دانست كه به چه شكل باید درآید و زمان تا چه حد بر ایجاد تحول اجتماعی اجازه می‌دهد.

 

در اراده امام - كه انگیزه‌های نیكی در آن زیاد بود - چیزی كه آن را بیشتر از كوشش در راه این تحول، به خود مشغول كند، وجود نداشت و هیچ یك از فریبندگی‌ها را یارای پیروزی بر این اراده و جلوگیری از این كوشش نبود و توطئه‌های بدخواهان نیز این قدرت را نداشتند كه در اراده امام، نیروی كار و پیشبرد آن را، از بین ببرند و در آن میان، در قلب امام چیزی دوستداشتنی‌تر از برپا داشتن حق و نابود ساختن باطل وجود نداشت و البته در نظریه امام هم نسبت به حق و باطل و چگونگی آنها، كوچك‌ترین تزلزلی به وجود نمی‌آمد.

 

درستی اندیشه و ادراك او و سپس اخلاصش در اجرای آنچه به فكرش می‌آمد و درك می‌كرد دو عاملی بودند كه باعث شده بودند او در هیچ یك از كارهای اجتماعی و عمومی‌، راه مبهمی ‌را نشان ندهد و همچنین در مقابل رفتار ناروای فرمانداران و كاركنان و زورمندان نسبت به توده‌ها و بیچارگان خاموش ننشیند و در قبال دسته‌بندی و حزب‌بازی در برابر حكومت حق عقب‌نشینی نكند و در این كار توجه به چگونگی تلقی روش خویش از طرف دوستان و دشمنان نداشت. این به خاطر بیان و اثبات حقوق طبیعی انسان در زندگی شرافتمندانه و در حیات سعادتمندانه بود، تا مردم به دو گروه، با دو روش جداگانه تقسیم نشوند: سیاه دردمند و گرسنه، سفید خندان و سیر!

 

او در پرتو عقل كامل و نكته‌سنج خود، به خوبی ‌دریافته بود كه وجود امتیازات مادی طبقاتی در بین مردم، راه است كه سیر در آن، سرانجام زشت و ناگواری از قبیل جمود فكری و خبث باطن و رذایل اخلاقی دارد و منجر به ظلم و ستم، زورگویی و خیانت در حكومت و روابط مردم با یكدیگر می‌شود؛ همچنین باعث فسادی عظیم و اعمالی ناپسند در میان این گروه غاصب و از راه به در رفته و هوادار مقام و ثروت بی‌كوشش می‌شود، چنان كه در بین گروه دیگری كه ثمره كوشش آن عاید گروه دیگری می‌شود، منجر به ناخوشی و مرض، دلسردی نسبت به زندگی، سوءظن و بدبینی به انسان و دشمنی و حسادت می‌شود و بدون شك نتیجه نهایی این عوامل و انگیزه‌های موجود دو گروه، چیزی جز شكست و ویرانی اجتماع نخواهد بود و گویا وجود این دو طبقه در اجتماع، به مثابه دو سنگ آسیا یا دو فك جونده می‌مانند كه در میان آن دو، تساوی‌ها و حقوق، جویده شده و قربانی‌ها كوبیده می‌شوند.

 

 

 

روش آریستوكرات‌ها در حكومت بنی امیه

روش اكثریت آریستوكرات‌ها و اشراف و نجبا بالخصوص گروه بنی‌امیه در اواخر خلافت عثمان آن بود كه بر ضد سنت‌های اسلامی ‌كه خواست عدالت و برابری در حقوق بود، قیام كنند و توده‌ها را به ذلت بكشانند و آنان را به بردگی بگیرند و در میان صفوف آنها ترس و بیم از حاكم را ایجاد كنند، تا آنجا كه جرات ایستادن در مقابل فرمانروای خود را نداشته باشند! و اگر دل‌شان بخواهد، خون آنان را بریزند، چنان كه حقوق‌شان را پایمال می‌كنند. سپس آنان جاسوسانی از خودشان می‌فرستادند تا خبرهایی درباره كارهایی كه می‌خواهند انجام بدهند، به آنها برسانند تا آنها بیرق‌های خود را از خون بی‌گناهان و حقوق همگان، رنگین كنند و خلافت را به سلطنت و دموكراسی اسلام را به حماقت استبداد و حكومت فردی مبدل سازند. اینان در میان شدت و سختی امام علی در عدالت اجتماعی، هوس‌ها و مطامع خویش در ریاست و والی شدن و ثروت، شب و روز را می‌گذرانیدند و مانند قماربازان هر ساعت در انتظار سود و غنیمت ناگهانی بودند.

 

موقعیت دشوار امام علی (ع)

چون روش این گروه، برخورداری از این طمعكاری وارونه بود و همیشه منتظر بودند كه اساس عدالت اجتماعی را براندازند تا بتوانند از نو، بت‌پرستی سیاسی و بت‌پرستی اجتماعی را زنده كنند و برپا دارند. امام علی بن ا بی‌طالب (ع) در مقابل تجربه‌ای دردناك و آزمایشی سخت قرار داشت. این آزمایش در نهایت سختی بود. علل و عوامل آن به هم پیوسته بودند و در همدیگر تداخل داشتند و برای او موقعیتی را به وجود آورده بودند كه برای امام سازش و نرمش با آن بحران و رهایی از آن در نهایت سختی و دشواری بود و زمان هم آشفته و ناراحت، متزلزل و مملو از حوادث سهمگین بود. موضوع به مقیاس عظیمی ‌مهم بود. به ‌طوری كه بقای خلافت و اسلام با همه فضایل اخلاقی و عدالت اجتماعی كه این دو، در بین مردم به وجود آورده بودند، بدان بستگی داشت. همچنین موضوع طوری دقیق بود كه میزان و معیار شخصیت زمامدار و حقیقت مواهب و استعدادهای وی در مراعات حقوق عامه و گذرایی عزم و تصمیم او در اشاعه فضایل فردی و اجتماعی و نیرو و توان وی بر صبر و شكیبایی و استقامت به شمار می‌رفت.

 

علی بن ابی‌طالب در برابر آزمایشی قرار گرفته بود كه درست مانند آزمایش پیامبر در آن روزی بود كه بین گذشت و جوانمردی و دموكراسی و اشاعه روح عدالت از یك طرف و بین مكر و نیرنگ و استثمار و سودپرستی تجار و اشراف، از طرف دیگر پیكاری برپا شده بود.

 

علی بن ابی‌طالب در برابر آزمایشی سخت بود. ولی این سختی و دشواری مفهوم و معنای خود را فقط از كسانی می‌گرفت كه از دور مراقب و ناظر بودند، ولی در قلب و فكر امام، آنچنان سختی نبود كه او را از راه و روش انتخابی ‌خود به اندازه تار مویی منحرف كند. هر كس آن نیرو و توانی را كه خداوند به علی داده بود داشته باشد، همه سختی‌ها و دشواری‌ها در مقابل او آسان و ناچیز شود و فقط یك چیز بر او دشوار و ناگوار باشد و آن كناره‌گیری از ترویج و توسعه عدالت و روح آزادی و دوری از كار و كوشش برای كاشتن بذر فضایل اخلاقی است كه این آزادی و این عدالت را نگهبانی می‌كند.» (امام علی، صدای عدالت انسانیت، ترجمه خسروشاهی، ج 1، ص 143-145)

 

امام علی (ع) در پی آن بود كه با تحقق حقوق‌مداری، جامعه را در جهت عدالت همه‌جانبه متحول سازد؛ این خواست و تلاش او با مناسبات و روابط دیرینه امتیازجویانه و تمایزطلبانه گروه‌های قدرتمند و صاحب نفوذ و تمامیت‌خواه در تزاحم جدی بود و این گروه‌ها با تمام توان و امكانات خود در برابر حكومتِ حقوق‌مدار علی (ع) ایستادند. ولی مقابله آنان با حكومت امام برای وادار كردن آن حضرت در عدول از حقوق‌مداری، به هیچ وجه وی را به عقبگرد از حقوق‌مداری نكشاند و امام (ع) حكومت خود را بر مبنای حقوق‌مداری سامان داد و بر همین اساس پیش برد و زیباترین صحنه‌های حقوق‌مداری را در حكومت جلوه بخشید.

 

حق، آموختنی است

در اندیشه سیاسی امام علی (ع) حق آموختنی است و تا زمانی كه مردمان حرمت نیابند و حقوق‌مداری را نیاموزند و بر مبنای آن تربیت نشوند، نظام اجتماعی و سیاسی و حكومتی به درستی حقوق‌مدار نمی‌شود و مطالبه حقوق و ادای حقوق به‌طور همه‌جانبه معنی نمی‌یابد. از این رو امام (ع) بیش از هر چیز بر این تاكید داشت كه مردمان و زمامداران و كارگزاران را با حقوق‌مداری آشنا سازد و خو دهد تا همه تابع حقوق و حدود شوند و مناسبات و روابط انسانی، آنسان كه باید شكوفا شود. پیشوای حقوق‌مداران درباره اهمیت حقوق انسان‌ها و رعایت و پاسداری آن فرموده است:

 

«جعل‌الله سُبْحانهُ حُقُوق عِبادِهِ مُقدِّمةً لِحُقُوقِهِ، فمنْ قام بِحُقُوقِ عِبادِ‌الله كان ذلِك مُودِّیا إِلی الْقِیامِ بِحُقُوقِ‌الله.» (شرح غررالحكم، خوانساری، ج 3، ص 370)

 

خدای سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم داشته است. پس هر كه حقوق بندگان را ادا كند، این امر به ادای حقوق خداوند منجر خواهد شد.

 

امام علی (ع) حقوق مردمان را تا این اندازه والا معرفی كرده و مشخص است كه با چنین دیدگاه در حقوق‌شناسی، رفتار دینی و سلوك انسانی و مناسبات حكومتی و مدیریتی چگونه خواهد بود و انسان‌ها تا چه اندازه حرمت و كرامت خواهند یافت و پاس داشتن حقوق‌شان چه اعتباری خواهد داشت.

 

آن حضرت در جهت آموختن حقوق‌مداری به جامعه اسلامی‌ می‌آموزد كه حرمت مسلمان ـ هر كه و با هر مذهب و گرایشی كه باشد ـ بر همه حرمت‌ها مقدم است و از همه چیز محترم‌تر شمرده می‌شود و حقوق مسلمانان در بنیان توحید و یكتاپرستی نهادینه شده است و جز با رعایت همه‌جانبه و دقیق حقوق مردمان و حقوق‌مداری نمی‌توان دم از توحید و یكتاپرستی زد. امام علی (ع) در این‌باره فرموده است:

 

«همانا خداوند حرامی ‌را حرام كرده كه ناشناخته نیست و حلالی را حلال كرده كه از عیب خالی است و حرمت مسلمان را از دیگر حرمت‌ها برتر نهاده و حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه‌پرستی پیوند داده؛ پس مسلمان كسی است كه مسلمان از دست و زبان او آزاری نبیند جز آنكه برای حق بُود و گزندِ مسلمان روا نیست جز در آنچه واجب شود.» (نهج‌البلاغه، خطبه 167)

 

در این سخن چون مقام بیان حلال و حرام اسلام است، تعبیر مسلمانان آمده است؛ ولی در آموزه‌ها و سیره امام علی (ع) پاسداشت حرمت همگان و همه انسان‌ها چنین است.

 

با چنین جهت‌گیری است كه امام علی (ع) حقوق‌مداری را مبنای حكومت خود ساخت و به تبیین حقوق متقابل زمامداران و مردمان، حقوق مخالفان، حقوق اقلیت‌های دینی، حقوق محیط زیست، حقوق حیوانات و حقوق طبیعت پرداخت. گوشه‌هایی از آنچه امیرمومنان علی (ع) در این‌باره فرموده و در راه تحقق آن تلاش كرده‌اند، راه و رسم آن حضرت را در این جهت به خوبی‌ ترسیم می‌كند.

 

حقوق متقابل زمامداران و مردمان

در دیدگاه حقوق‌مدارانه امام علی (ع) حقوقِ یك‌طرفه بی‌معناست و حق و تكلیف و همچنین حقوق و حدود ملازم یكدیگرند و اگر قرار باشد حق یك‌طرفه وجود داشته باشد، جز برای خدای متعال معنی ندارد؛ آن هم به سبب قدرت بی‌حد و لایزال و عدالت محض و فراگیر خداوند است كه با وجود این، خدای رحمان از سرِ رحمت و بخشندگی و از باب كرامت و افزونده آن را نیز دو طرفه قرار داده است. بیان امیرمومنان (ع) در این‌باره كاملا روشن و روشنگر است:

 

«كسی را حقّی نیست جز كه بر او نیز حقّی است و بر او حقّی نیست جز آنكه او را حقّی بر دیگری است. و اگر كسی را حقّی بُود كه حقّی بر او نبود، خدای سبحان است نه دیگری از آفریدگان، زیرا او را توانایی بر بندگان است و عدالت او نمایان است در هر چیز كه قضای او بر آن روان است و دگرگونی‌ها در آن نمایان. لیكن خدا حقّ خود را بر بندگان، اطاعت خویش قرار داده و پاداش آنان را در طاعت، دو چندان یا بیشتر نهاده از درِ بخشندگی كه او راست و افزونده كه وی را سزاست.» (همان، خطبه 216)

 

بنابراین درباره مخلوقات به هیچ وجه حقوق یك‌طرفه وجود ندارد و كسی را بر دیگران حقّی نیست، مگر اینكه دیگران را نیز بر او حقّی است و در این میان مهم‌ترین و اساسی‌ترین و كارسازترین حقوق دوطرفه، حق زمامداران و مردمان است:

 

«پس خدای سبحان برخی از حق‌های خود را برای بعض مردمان واجب داشت و آن حق‌ها را برابرِ هم نهاد و واجب شدنِ حقّی را مقابل گزاردنِ حقّی گذاشت و حقّی بر كسی واجب نبود مگر حقّی كه برابر آن است گزارده شود و بزرگ‌ترین حق‌ها كه خدای سبحان واجبش كرده است، حقّ زمامدار بر مردم است و حقّ مردم بر زمامدار كه خدای سبحان آن را واجب نمود و حقّ هر یك را به عهده دیگری واگذار فرمود و آن را موجب برقراری پیوند آنان كرد و ارجمندی دین ایشان. پس حالِ مردمان نیكو نگردد جز آنگاه كه زمامداران نیكورفتار باشند، و زمامداران نیكورفتار نگردند، جز آنگاه كه مردمان درستكار باشند.» (همان)

 

باور و ایمان به حقیقت هستی محكم‌ترین پشتوانه حقوق متقابل زمامداران و مردمان است، زیرا این حقوق و متقابل بودن آنها مبتنی بر جعل الله است و از اموری است كه خداوند برای سامان یافتن روابط اجتماعی و حكومتی واجب كرده است و در صورت رعایت این حقوق متقابل است كه حكومت انسانی می‌شود و سلامت و قوت و عزت در وجوه مختلف جلوه می‌یابد و با زیر پا نهادن آن همه چیز به تباه كشیده می‌شود:

 

«پس چون مردم حق زمامدار را بگزارند و زمامدار حق مردم را به جای آرد، حق میان آنان بزرگ‌مقدار شود و راه‌های دین پدیدار و نشانه‌های عدالت برجا، و سنت چنان‌كه باید اجرا. پس كارِ زمانه آراسته شود و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم آز دشمنان بسته شود و اگر مردم بر زمامدار چیره شوند یا زمامدار بر مردم ستم كند، اختلاف كلمه پدیدار شود و نشانه‌های ستم آشكار و تبهكاری در دین بسیار؛ راه گشاده سنت را رها كنند و كار از روی هوا كنند و احكام فروگذار شود و بیماری جان‌ها بسیار و بیمی‌ نكنند كه حقّی بزرگ فرو نهاده شود یا باطلی سترگ انجام داده است. آنگاه نیكان خوار شوند و بدكاران بزرگ‌مقدار و تاوانِ فراوان بر گردن بندگان از پروردگار.» (همان)

 

حكومت امام علی (ع) سرشار از آموزش حقوق متقابل حكومت و مردم است و امام (ع) در این راه سخن‌ها ایراد فرموده و تلاش بسیار كرده تا مردم با حقوق خویش و حقوق حكومت به درستی و به خوبی ‌آشنا شوند، به گونه‌ای كه حقوق خود را مطالبه كنند و حقوق حكومت را ادا كنند و نیز كارگزاران حقوق مردم و حكومت را به درستی و به خو بی‌دریابند تا حقوق مردم را به جا آورند و حقوق حكومت را برپا كنند. این حركت امام (ع) شاخصه‌ای است در توفیق حكومت آن حضرت.

 

امام علی (ع) در راه آموزش حقوق متقابل حكومت و مردم حق مطلب را ادا كرد و در حیطه حكومت خود مراقب بود تا كارگزارانش با این جهت‌گیری عمل كنند و به سمت و سوی حقوق یك‌طرفه میل نكنند و خود در این عرصه بهترین نمونه بود.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما