ادبیات فارسی / دکتر محمدجعفر یاحقی – بخش دوم
|۱۱:۱۴,۱۳۹۸/۵/۲۳| بازدید : 101 بار

 

نظم داستان‌های تاریخی و اندرزی از دوره‌های پیش از اسلام در ادب فارسی رواج داشته و در دوره اسلامی نیز از همان آغاز به کار آمده است. منظومه ظاهراً اخلاقی «آفرین‌نامه» از ابوشکور بلخی و نظم «کلیله و دمنه» و «سندبادنامه» از رودکی از کهن‌ترین مثنوی‌های داستانی و اخلاقی ادبیّات فارسی دوره اسلامی است. بعد از آن‌ در دوره غزنوی، نظم چندین منظومه غنایی، از جمله «وامق و عذرا»، «شادبهر و عین‌الحیات» و «خنگ‌بت و سرخ‌بت» به عنصری ـ ملک‌الشّعرای دربار غزنویان ـ نسبت یافته است و نشانی‌می‌دهد که اقبال به این قالب شعری به‌ویژه در حوزه ادب غنایی، رو به تزاید بوده است. منشأ وامق و عذرا یک افسانه قدیم ایرانی است که بعد از عنصری هم بسیاری از شاعران در ایران و شبه‌قاره هند با استقبال از او آن را به صورت‌های گوناگون به سلک نظم کشیده‌اند.

 

نظم داستان‌های غنایی در عصر سلاجقه با ترجمه منظومه مشهور «ویس و رامین» (به سال ۴۴۶ق) از روی متن پهلوی به شعر دری استمرار یافت. این قصه کهن ایران که ره به عصر اشکانی می‌برد، به قلم فخرالدین اسعد گرگانی(درگذشته ۴۶۵ق)، شاعر منتسب به دربار طغرل و به دستور والی اصفهان عمید‌الدین ابوالفتح مظفر نیشابوری در اصفهان به نظم فارسی درآمد و از پاره‌ای جهات سرمشقی برای شاعر بلندآوازه عرصه داستان‌سرایی، نظامی گنجوی قرار گرفت. بعدها محققان فرانسوی و ایرانی میان این منظومه با سرگذشت عاشقانه «تریستان و ایزوت» اثر ژوزف بدیه (۱۸۶۴ـ ۱۹۳۸) در طرح و جریان داستان‌ها مشابهت‌هایی یافته‌اند.

 

سده ششم قمری با وجود نظامی گنجوی در قلمرو نظم داستان‌های غنایی، درخشندگی خاصی یافت. نظامی با بهره‌گیری از تجربه ادبی دو شاعر بزرگ و منظومه‌پرداز پیش از خود، یعنی فردوسی و فخرالدین اسعد گرگانی، توانست نظم داستان‌های غنایی را به کمال برساند. پنج منظومه نامبردار وی، یعنی «مخزن‌الاسرار»، «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون»، «هفت‌پیکر» و «اسکندرنامه»، بر روی هم «پنج‌گنج» یا خمسه وی را تشکیل می‌دهند. روح عرفانی و اخلاقی که در اوّلی بارز و آشکار است و روح تاریخی و حماسی که بر آخری سایه افکنده است، به مقدار کمتر و گاه خفیفی، بر سه منظومه دیگر هم سایه افکنده است. توانایی و کمال هنر نظامی از یک طرف و درد و صمیمیتی که وی از طرف دیگر در نظم پنج‌‌گنج به کار گرفته، سبب شده است که پس از او دهها شاعر، از جمله بعضی از تواناترین شاعران زبان فارسی، مانند امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی و عبدالرحمان جامی(د۸۹۸ق)، به تقلید از او، منظومه‌ها و حتی خمسه‌هایی، چه در ایران و چه در شبه‌قاره و خراسان بزرگ (آسیای مرکزی) بپردازند، به طوری که امروز آمار تقلیدهای نظامی بدون تردید از صد مورد فراتر می‌رود.

 

جامی با افزودن دو مثنوی بر خمسه‌ای که به تقلید از نظامی سروده بود، «هفت‌اورنگ» خویش شامل هفت منظومه سلسله‌الذهب، سلامان و ابسال، تحفه‌الاحرار، سبحه‌الابرار، یوسف و زلیخا، لیلی مجنون و خردنامه اسکندری را پدید آورد. جامی علاوه بر این هفت منظومه غنایی و عرفانی، دیوان شعری مشتمل بر غزل و قصیده و نیز آثاری به نثر فارسی دارد که از آن میان نفحات‌الانس، لوایح، لوامع و بهارستان (به تقلید از گلستان سعدی) از همه مشهورترند. کثرت و اعتبار آثار او سبب شده است که برخی او را واپسین شاعر کهن فارسی بدانند و ادبیات پس از او را به چیزی نگیرند.

 

موضوعات تعلیمی و اندیشه‌های اخلاقی چنان با انواع شعر فارسی درآمیخته که بعید است هیچ یک از قالب‌های شعری را بتوان جدا از آن به تصور آورد. حتی بخش ستایشی و توصیفی شعر فارسی هم با آن به‌کلی بیگانه نیست. برخی از این هم دورتر رفته و بسیاری از مضامین ستایشی را که به ارباب قدرت عرضه شده است، گونه‌ای ارشاد و تبلیغ غیرمستقیم مفاهیم اخلاقی به ممدوح و مخاطب اشعار و به منظور تزکیه آنان معرفی کرده‌اند.

 

از نظر زمانی، آغاز «ادبیات تعلیمی» به عبارتی ره به ادبیات ایران پیش از اسلام می‌برد. وجود اندرزنامه‌های فراوان مربوط به ادبیات فارسی میانه و انتقال این میراث خطیر فرهنگی به ادبیات دوره جدید و تلفیق آن با اندیشه‌ها و تعالیم اسلامی، ادبیات فارسی دوران جدید را از بنیاد بارور و سرشار کرده است. پس جای شگفتی نیست که همان ابیاتِ آغازینی که به عنوان نخستین اشعار فارسی به شاعرانی از قبیل حنظله بادغیسی، ابوسلیک گرگانی در عصر طاهریان و صفاریان نسبت یافته مشحون به مضامین تعلیمی باشد. شعر دوره سامانیان اساسا خردورزانه و آمیخته با اخلاق و ادب است، تا آن حد که می‌توان مشخص? برتر این شاعران به‌ویژه رودکی، شهید بلخی و فردوسی، را خردورزی و اخلاق‌مداری دانست.

 

ادبیات تعلیمی تقریباً قالب مخصوصی ندارد و در دامن همه قالبهای شعری، حتی منظومه‌های حماسی و غنایی بالنده تواند بود، چنان که فی‌المثل در شاهنامه و خمسه نظامی نیز هست. یک سر ادب تعلیمی در اندیشه‌های ناب و ژرف فلسفی و فکری است که شعر فارسی قالب ترانه یا رباعی را عمدتا به این منظور برگزیده است. ترانه را همانند غزل و مثنوی قالبی صرفا ایرانی و مخصوص زبان فارسی دانسته و در پاره‌ای موارد ابداع آن را به رودکی نسبت داده‌اند. از رودکی هم چند رباعی در دست است مشخصه سایر سروده‌های او را به همراه دارد.

 

اما قالب ترانه در شعر خیام (متوفی ۵۲۷ق) در سده ششم ق با درونمایه فلسفی و تفکر ژرف و فراگیر به کمال رسید، چیزی که اندکی بعد در شعر شیخ فریدالدین عطار شاعر عارف و همشهری او گسترس یافت و تا حدی به قلمرو مضامین عرفانی نزدیک شد. بعد از خیام هم، هر شاعری که سخنی نغز و ژرف و فکرانگیز داشته، آن را در همین قالب و در همان حال و هوای خیام عرضه کرده و کار شناخت رباعیات واقعی منسوب به وی را با دشواری‌هایی مواجه کرده است. درونمایه و موضوع رباعی‌های خیام و پس از او متنوع است. برخی از جمله جمال خلیل شروانی که بعدها به جمع و تدوین قالب رباعی اهتمام داشته‌اند، این رباعی‌ها را بر اساس مضمون و محتوا دسته‌بندی کرده و در هر مورد از شاعران متقدم نمونه‌هایی آورده‌اند.

 

غیر از رباعی که بیشتر سروده‌ای خیامی معرفی شده است، قصاید و قطعات هم پذیرای مضامین تعلیمی بوده‌اند. این مضامین گذشته از قصیده‌های اخلاقی و اجتماعیات که در دیوان شاعرانی مانند ناصر خسرو، سنایی غزنوی، خاقانی شروانی، سعدی و سیف فرغانی موضوع غالب است، در بسیاری از دیگر قصاید نیز به همراه سایر مضامین، قابل اعتنا بوده است. قصاید و ترکیب‌بندها و مسمطاتی که موضوع آن نعت پیامبر(ص) و یا مناقب و مراثی بزرگان دین و دنیاست، عرصه پهناور دیگری است سرشار از مضامین تعلیمی و اخلاقی که میراث ادب اخلاقی فارسی را گرانبار می‌کند. همه اینها از زمره میراث ادبی عرفانی فارسی است.

 

مضامین تعلیمی در قالب قطعه به مراتب بیشتر از رباعی و قصیده خوش افتاده است، به‌ویژه که قطعه‌سرایی هم گویی با شعر فارسی همزاد و همزانو بوده و از همان آغاز در دواوین اغلب شاعران جایی به خود اختصاص داده است. هم تقریباً تمام قطعات منسوب به رودکی و ابوشکور اخلاقی و تعلیمی است و هم قطعات اندک و بسیاری که شاعران مدیحه‌سرا، مانند عنصری و انوری از خود به یادگار گذاشته‌اند؛ اما نامبرداری قطعات تعلیمی و اساساً هنر قطعه‌سرایی اخلاقی را باید در دیوان ابن‌یمین فریومدی (م ۷۶۳ق) جستجو کرد. در روزگار نزدیک به زمانه ما مقطعات پروین اعتصامی (م۱۳۲۰ش) هم از این نگاه درخور ذکر است، تا آنجا که مجموع سروده‌های وی را می‌توان در زمره ادبیات تعلیمی عصر حاضر قلمداد کرد.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما