دستخط خواجه حافظ شیرازی / سعید کافی انارکی- ساربان
|۷:۴۲,۱۳۹۸/۵/۵| بازدید : 147 بار

 

هرآنکه شعرخواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی را شناسد؛ اسرار عشق و مستی رااز بطن ابیات پر رمز و رازش در خواهد یافت و در این رهگذار قرن‌ها است که پیوسته اندیشه و کلام او به یادگار در دست نسیم صبا جانب اهل وفا را نگاه می دارد. با امعان نظر در اعصار و قرون بعد از حافظ، گویی دیوان شعر او کشتی سیّال ادب، فرهنگ و فلسفه ایرانی است که در پهنۀ ژرف تمدّن دیروز، امروز و فردای انسان، نشان جاودان عشق را بر جریدۀ عالم معنا ثبت کرده است. در این راستا بر دیدگان و ضمایر اصحاب این سفینه پوشیده نخواهد بود که در لابه‌لای اوراق درخشان غزل‌های جهانگیرش، بُعد مکان و زمان بی‌معناست و اندیشۀ اسرار آمیز این حکیم، جان آدمی را به اوج بیکران سپهری می برد که ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوتش در طول، عرض و ارتفاعی تا بی‌نهایت‌ها، ابعاد هستی را در تار و پود مهبانگ باستانی آفرینش، به نظم دل انگیز حافظ در پرده عشاق از بهر روشنا بخشیدن به جان‌های آزاده، به هم در می آمیزند و روان عاشق را با خروش آفتاب صبحدم عرش چون پروانه‌ای مست در دیوان خورشید می کنند.

گهر ز شوق برآرند ماهیان به نثار

اگر سفینۀ حافظ رسد به دریایی

 

بزرگان فرهنگ و صاحبان تذکره، شاعری را دون مرتبه و مقام بلند معنوی او دانسته اند و از آنجا که همواره وی را مشهور خوبان دو عالم می دانستند، غافل از حوادث دهر و عمر کوتاه حافظه شفاهی؛ در کتب و آثار خویش اشارات کامل و مبسوطی به احوال و زندگانی وی ننموده‌اند. بر این اساس، در میان مشاهیر بزرگ تاریخ ایران زمین، هیچ شاعر بزرگ و پر آوازه ای نیست که چون شمس الدین محمد حافظ شیرازی، جزئیات زندگی و روزگار شخصی و اجتماعی پیچیده اش برای عاشقان بی‌شمار وی و نسل‌های بعد، بدین‌سان در‌هاله‌ای از ابهام و پردۀ ناواضح گمانه زنی‌های اهل معرفت باقی مانده باشد.

 

نه در دوران حیات مبارکش کسی به شرح مستنداز احوالش پرداخت و نه در سالها و قرون دور و نزدیک پس از رحلتش هیچ کاتب یا تذکره نویسی از روزگار پر فراز و نشیب و احوالات غامض این شاعر بی همتا سخن جامع و چندان با اهمیّتی را برای ما به ارمغان گذاشت.

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

 

حتی جامع(گردآورنده) دیوان اوبا نثری فنی در دیباچه ای که بر دیوان خواجه نگاشته، به جز سال وفات وی و ذکر پاسخ موجزحضرت حافظ که به درخواست دوستان موافق و محبان صادق: «برای کشیدن اقوال و اشعار پرفایده اش در یک عقد وآوردن غرر دُرر در یک سلک» در مقدّمۀ دیوان بیان گشته است؛ مطلب چندان با اهمیّتی را از داستان زندگانی این همای اوج آسمان ادب ایران بیان نکرده است.

 

بنابر روایت فوق،خواجه در پاسخ به درخواست یاران، مبنی بر گردآوری دیوان اشعارش اشارت و حوالت:«به دفع و منع آن به ناپروایی روزگار کردی و به غَدر اهل عصر»؛ یعنی خیانت، پیمان شکنی و بی وفایی ایشان عُذر آوردی.

اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

صراحی یی و حریفی گرت به چنگ افتد

به عقل نوش که ایّام فتنه انگیز است

در آستین مرقّع پیاله پنهان کن

که همچو چشم صُراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می

که موسم ورع و روزگار پرهیز است

 

در این وصف،نابسامانی‌های گسترده اجتماعی و سیاسی، منازعات و کشمکش‌های عمیق قومی، مذهبی وعرفانی که هفتاد و دو ملّت عصر خواجه را چون امروز به جنگ‌های خانمانسوز و پر اختناق وا‌می‌داشت؛ جملگی برخاسته از اشتیاق مردمان روزگار حافظ به وصلتی نامبارک با عروسی است که در مطمح نظر خواجه، عجوزۀ مخدّرۀ هزار داماد است.

 

در شیراز قرن هشتم،کسی حقیقت را نمی بیند و رهروان طریق افسانه در سنّت تکرار شونده و نامیمون این دیر خراب آباد و ویرانه، جمله تزویر می‌کنند و در لباسی بیگانه با روح پرشور شاعر،خود را شیخ و حافظ و صوفی و محتسب می خوانند. مردان دروغزن،حال روزگاران را بر آزادگان و عاشقان راستین یزدان، پر خطر و ناپروا جلوه می دهندو پیک نامور جان حافظ را ناگزیر به انتخاب سلوک رندی و تابش آفتاب بلند معرفتش از پشت ابرهای سیاه زمان می نمایند.

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تکفیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتی است که تقریر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

 

چون نیک بنگرید، در دوران حیات حافظ،حاکمان یکی پس از دیگری می آیند و می روند امّا همچنان تشویش وقت پیر مغان می دهند و خود درون پرده در معاملت عشق و تقسیم مهر و معرفت با خلق خدای عزوجل، تقصیر می کنند. امیر مبارزالدین زاهد و شاه شجاع حاسد، منصور مظفری، احمد ایلکانی و امیر تیمور گورکانی همچون سایر صاحبان قدرت سیاسی، به ثبات موهوم دهر اعتماد می کنند و در خیال باطل اکسیر هستند که ناگاه صبح صادق خزان بر تاج و تختِ سلطنت ایشان می دمد و در بطن کارخانۀ زمان، بی اختیار تغییر می کنند.

 

حافظِ شیرین سخن اما سرانجام رخت وجود از دهلیز تنگ اجل بیرون می‌برد و غریبانه در رنج و انزوا و تنگ دستی، بدون یافتن توفیق گردآوردن دیوان جامعی از اشعار بی نظیر و آبدارش با زبانی خموش و آتشی نهفته در سینه، ودیعت حیات را به موکلان قضا و قدر می سپارد و به سوی جنّت اعلا روان می گردد.

پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن

بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است

سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد

که کام بخشی او را بهانه بی سببی است

 

پس از رحلت خواجه؛ یکی از دوستان و یاران گرمابه و گلستانش به گردآوری کتاب کاملی ازاشعار او اهتمام می ورزد. شمس الدین محمد گلندام یا شاه قاسم انوار و یا هر مرد شریف و آزاده ای که مبادرت به جمع آوری اشعار حافظ کرده است؛ با انجام خدمتی بزرگ به ساحت تمدّن فرهمند ایران؛ آثار گرانقدر این نابغۀ بی بدیل پارسی گو را از گزند حوادث روزگار محفوظ نگاه داشت و دیوان او را برای نسل‌های آینده و بشریّت به یادگار گذارد. با این حال در کمال تأسف اما از اشعار حافظ که به دست خط خودش باشد تا به امروز چیزی به دست ما نرسیده و دوستداران و عاشقانش پس از قرن‌ها هنوز امید به طلوع و کشف این اوراق از زوایای مغفول و تاریک کتابخانه‌های خطی شخصی یا عمومی جهان دارند.

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست

نهد به پای قدح هر که شش درم دارد

 

با این مقدمه به محضر مبارک خوانندگان روزنامۀ شریف اطلاعات و دوستداران حافظ شیرازی نوید می‌دهیم که چندی است این فلق مغفول بر ما را دمیده و بامداد رجای واثقش به جانها رسیده.

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو

 

نگارندۀ این سطور که در حال تصحیح همزمان دیوان حافظ و ناصر بخارایی است هر از چندی؛ به کشفیاتی تازه و مطالبی مستور در کتابهای کهنه وقوف می یابد که یکی از مهیّج ترین آنها در خصوص دست خط شمس الدین محمد حافظ شیرازی است.

 

تا به امروز دو نسخه خطی معتبر یافت شده که در دوران حیات شمس الدین محمد در دارالملک شیراز نوشته شده اند و در انتساب آنها به حافظ تردیدهای کمرنگی وجود دارد.لازم به ذکر است که هیچیک از این دو منبع؛ مربوط به اشعار حافظ نمی‌باشند و آثاری منظوم و منثور از دیگران هستند که تنها به دست او استنساخ (کتابت) شده اند.

 

پیش تر از مقدمۀ جامع دیوان او نقل گردید که به دلیل اختناق و فضای بستۀ سیاسی و اجتماعی؛ حافظ هرگز موفق به انتشار دیوان کاملی از اشعار خود در دوران حیاتش نگردید. مطابق گزارش قابل تأمل پروفسور ادوارد براون در مجلّد سوّم کتاب تاریخ ادبیات ایران؛ چون حافظ وفات یافت، بعضی از تخطئه کنندگان وی مانع شدند که او را در گورستان مسلمانان دفن کنند زیرا او را مردی باده گسار و بی دین می شناختند. پس از در گرفتن بحث‌ها و مجادلات بسیار؛ سرانجام با استناد به بیتی که گفته است:

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ

که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت

 

خاک مصلی را به کالبد او تا ابد مزین ساختند.همچنین ادوارد براون با استناد به رساله لطیفۀ غیبیه بیان می دارد که در قرون بعد برخی از افراد متعصب در تلاشی نافرجام تلاش داشتند سلطان اسماعیل صفوی را تشویق به ویران کردن مرقد حافظ نمایند۱٫

 

از اینرو می توان به ضرس قاطع به صحت گزارش گردآوردنده دیوان او اذعان داشت و بیان نمود که علت عدم کشف دیوان کاملی از وی که مربوط به دوران حیات او باشد؛ ناپروایی روزگار، جهل و تعصّب اکثریّت مردم و برخی از حاکمان زمانۀ خواجه حافظ می باشد. امّا صرف نظر از اشعار و غزلیّات سروده شده توسط این شاهباز سدره نشین،موضوع این مقالت سایر آثار بر جای مانده از حافظ است که علی الظاهر وی مبادرت به رونویسی و کتابت آنها کرده. در کمال تأسف هیچیک از این کتب در ایران امروز یافت نمی شوند و جملگی در کتابخانه‌های دیگر ممالک محفوظ می باشند.

 

بر این پایه، نخستین و مهمترین منبع ما نسخه خطی «خمسه» امیر خسرو دهلوی است که در سنۀ ۷۵۶ هجری توسط خواجه حافظ شیرازی کتابت شده و تحت شماره ۲۱۷۹در کتابخانه فرهنگستان علوم ازبکستان (انستیتوی خاور شناسی ابوریحان بیرونی) در شهر تاشکند نگهداری می شود.

 

این نسخه در دوران شوروی از شهر بخارای شریف به شهرتاشکند انتقال یافته و تا حدود یک قرن قبل درکتابخانه نسخ خطی قاضی کلان بخارا نگاهداری می شده است. در ترقیمه یا همان صفحۀ پایانیسه فصل ازپنج فصل نسخه مذکور، کاتب خود را «محمد بن محمد الملقّب به شمس الحافظ الشیرازی» معرفی کرده و بنا بر سنت مرسوم با ذکر جملاتی دعایی، سال اتمام کار خویش را به حروف تازی بیان داشته است.

 

در این خمسه، کتاب اسکندرنامه در ۲۴ ماه صفر سنه ۷۵۶ هجری قمری، کتاب هشت بهشت در ۱۶ ربیع الآخر سنه ۷۵۶ و کتاب خسرو و شیرین در ۱۳ جمادی الاولی همان سال توسط حافظ کتابت شده‌اند.

 

مرحوم علامه علی اکبر دهخدا در کتاب لغت نامه خویش در ذیل توضیحات مربوط به«حافظ شیرازی» ضمن معرفی و شرح احوال نسبتاً جامع حافظ؛ از کتاب خمسۀ مضبوط در ازبکستان سخن می گوید و تعلق دست خط سه بخش از این کتاب را به خواجه حافظ شیرازی با اندک احتیاطی تأیید می نماید.

 

ایشان همچنین مطالبی را از مقاله ای به قلم یک پروفسور ایرانشناس روسی به نام سمینوف که در یکی از جراید شوروی به نام «دوستی ایران- شماره ۴۶» چاپ شده است، در نوشتار خویش منعکس کرده‌اند که نظر به اهمیّت توضیحات مذکور، مطالب آن با تلخیصی مختصر در اینجا نقل می گردد.

 

دهخدا به نقل از این دانشمند روس می نویسد: «در شعبه کتابهای خطی شرقی کتابخانه دولتی شهر تاشکند (ازبکستان ) نسخه خطی خمسه امیرخسرو دهلوی موجود است که نه تنها از لحاظ قدمت بلکه از نقطه نظر اینکه سه منظومه خمسه یعنی هشت‌بهشت، خسرو و شیرین و اسکندرنامه را خود حافظ بزرگترین شاعر ایرانی استنساخ کرده فوق العاده جالب توجه است.

 

درزیر منظومه اوّل این کتاب در صحیفه ۸۳ چنین امضا شده است : کتبه الفقیر محمدبن محمد الملقب بشمس الحافظ احسن ا&#۶۵۰۱۰; احواله فی‌الثالث عشر جمادی الاول سنه ست و خمسین و سبعمائه [۷۵۶] والحمد&#۶۵۰۱۰; حمداً کثیراً و سلم تسلیماً.

 

درزیر منظومه دوم در صحیفه ۱۳۰ چنین نوشته شده: کتبه الفقیر اضعف خلق ا&#۶۵۰۱۰; تعالی محمدبن محمد الملقب بشمس الحافظ الشیرازی احسن ا&#۶۵۰۱۰; احواله فی الرابع و عشرین صفر ختم بالخیر و الظفر سنه ست و خمسین و سبعمائه والحمد&#۶۵۰۱۰; الذی هدینا لهذا و سلم تسلیماً کثیراً.

 

در پایان منظومه اخیر که هشت بهشت است نوشته شده : کتبه الفقیر اضعف خلق ا&#۶۵۰۱۰; محمدبن محمدبن محمد الملقب بالشمس الحافظ الشیرازی احسن ا&#۶۵۰۱۰; احواله فی یوم الاثنین سادس عشر شهر ربیـع‌الاَّخر سنه ست و خمسین و سبعمائه الهجریه والحمد&#۶۵۰۱۰; اولاً و آخراً والصلوة علی محمد باطناً و ظاهراً و سلم تسلیماً.

 

معلوم نیست منظومه لیلی و مجنون بدست چه کسی نوشته شده است و در انتها به آن اشاره ای نشده. این کتاب با خط یکنواخت و بسیار جالبی که خطی است بین نَسْخ و ثلث و در آسیای میانه آن را نسخ ثلث می نامند نوشته شده است.[در سه منظومه فوق الذکراز پنج منظومه این کتاب که توسط حافظ شیرازی کتابت گردیده]؛ خط خواجه مخصوصاً بسیار متین و زیباست و با خطی که[در همان نسخه]منظومه لیلی و مجنون با آن به توسط یک نفر خوش نویس نامعلوم نوشته شده وخطی است که خیلی تند و از روی بی مبالاتی تحریر یافته، تفاوت دارد.

 

اهمیت علمی و صنعتی این کتاب که از آثار باستانی ادبیات وصنعت ایران است، بسیار می باشد و محتاج به شرح و تفصیل نیست، ولی در ترجمه حال حافظ یک قسمت جالب توجهی را اضافه می‌کند و آن این است که معلوم می شود شاعر بزرگ کتابها را رونویس هم می کرده و عبارت عربی احسن‌ا&#۶۵۰۱۰; احواله که پی درپی در امضاهایش دیده می‌شود؛ گویا موید آن است که زندگی شاعر همیشه هم به وضع خوبی نبوده است.(روزنامه «دوست ایران شماره»، ۴۶ به قلم استاد آ. آسمینوف)

 

***

 

در کنار علامه دهخدا، مرحوم سعید نفیسی، نسخه شناس و پژوهشگر صاحب نام ادبیات ایران در مقدمه مجلّد اوّل کتاب تاریخ نظم و نثر ایران در ذیل عنوان «قرن هشتم» به نسخۀ ۲۱۷۹ازبکستان اشاره می کنند و کاتب آن را حافظ شیرازی می داند. گویا زنده‌یاد نفیسی به شوروی سفر کرده و عکسهایی از این نسخه تهیه کرده اند که این تصاویر با کیفیتی نسبتاً خوانا در کتاب ایشان به چاپ رسیده است.

 

سومین منبع قابل وثوقی که به این کتاب خمسه اشاره کرده و کتابت آن را بی هیچ تردیدی به حافظ نسبت داده است؛ کتاب سفینۀ حافظ متعلق به مصحّح و حافظ پژوه دهۀ چهل شمسی، تیمسار مسعود جنّتی عطایی است که پس از سالها تحقیق و کنکاش در نسخ خطی کتابخانه‌های معتبر ایرانی و خارجی، تصحیح خود از حافظ را به نام «سفینۀ حافظ» در سال ۱۳۴۶ شمسی توسط چاپخانه احمدی تهران به زینت طبع آراسته می نمایند.

 

در سفینۀ مرحوم جنتی عطایی نیزهر سه ترقیمۀ نسخۀ شماره ۲۱۷۹ ازبکستان و سه امضای علیحده از محمد بن محمد حافظ شیرازی به شرح مذکور در فوق به زینت طبع آراسته شده و قابل مشاهده است.

 

امّا در عین حال، سرپرست فقید مرکز حافظ‌شناسی شیراز مرحوم استاد علی نقی بهروزی(۱۳۶۲-۱۲۸۴) در شماره ۲ از دوره چهل و هفتم مجله ارمغان در دهۀ پنجاه با تقریر مقاله ای نه چندان دقیق،احتمال می دهند که «حافظ خوش نویس» فردی خطاط و کاتب بوده است که معاصر با «خواجه حافظ شاعر» در شیراز زندگی می کرده و امضای مندرج در ترقیمۀ نسخ خطی که تاکنون با نام حافظ شیرازی ثبت و ضبط شده است،مربوط به حافظ شاعر نیست.

 

شاید یکی از اصلی ترین دلایلی که ایشان به این گمان رسیدند، این باشد که به دلیل کیفیت پایین عکس‌ها و تصاویری که از نسخه ازبکستان در اختیار ایشان بوده؛ در کمال تأسف دچار خطا در خواندن تاریخ دقیق سه امضای حافظ شده اند و در مقالت خویش، یکی را سنه ۷۵۶، دیگری را سنه ۷۷۴ و آخرین ترقیمه را سال ۷۹۳ ذکر کرده اند.

 

بر این اساس از آنجا که شمس الدین محمد شاعر در ۷۹۱ وفات کرده؛ نوشتن بخش آخر کتاب در یک یا دوسال بعد از مرگ او؛ نامعقول و نشان از وجود حافظ کاتبی مستقل از حافظ شاعر در شیراز قرن هشتم دارد که با وی تنها تشابه اسمی داشته است.

 

در اینکه ایشان به خطا تواریخ مذکور را خوانده‌اند، نمی‌توان تردید کرد؛ زیرا اولاً عکسهایی که از نسخه ازبکستان به ضمیمۀ مقاله چاپ کرده اند، از روی منابعی ثانوی است که کاملاً ناخوانا و بی‌کیفیت می باشند و دوّم اینکه بدون شک ایشان هرگز دسترسی به کتاب سفینه حافظ تیمسار جنّتی عطایی یا کتاب سعید نفیسی و عکسهای نسبتاً خوانای آنها نداشته اند که دچار چنین مشکلی در خوانش مطالب شده اند۲٫

 

در عین حال ایشان استدلال‌های نه چندان محکمی را نیز در رد تعلّق دستخط نسخۀ ازبکستان به خواجه حافظ کرده اند و به عنوان مثال بیان می فرمایند که نام حافظ شاعر«شمس الدین محمد حافظ»بوده و اسم پدرش«بهاء‌الدین است»؛ در حالی که در خمسه تاشکند، حافظ فرزند محمد است.

 

در ردّ این دیدگاه باید گفت که اطلاع و اخبار ما از حافظ به قدری اندک، پراکنده و گاه متناقض است که هیچکس نمی تواند به وجه مسلم از نام پدر او سخن بگوید. در این راستا نگارنده این سطور نیز در بیش از صد نسخه خطی دیوان حافظ که تاکنون مشاهده کرده است؛معمولاً نام و صفت واحدی را در صدر دواوین مذکورو حتی تذکره‌ها مشاهده نکرده و کاتبان اسامی و صفاتی نظیر: محمد حافظ، شمس حافظ، محمد شمس حافظ، شمس الله حافظ، شمس‌الدین محمد حافظ، حافظ شیرازی و غیره را به صدر و ختم دیوان او وارد کرده‌اند.

 

حتی نام «شمس الدین محمد حافظ»که متداول‌ترین اسم و صفت برای شاعر بزرگ ما در طول تاریخ است نیز عاریّتی از دیباچۀ جامع و گردآورنده دیوان اوست که در بیتی مربوط به رحلت حافظ گفته است: به سوی جنت اعلی روان شد.

 

فرید عهد شمس الدین محمد۳

 

در اینجا باید توضیح داد،از آنجا که در منابع گوناگون خطی اسامی و صفات متفاوتی به خواجه حافظ نسبت داده شده است،اشاره به برخی موارد آنها رهگشای یافتن نام حقیقی او خواهد بود. بر این پایه به چند مورد از دواوین و تذکره‌های مهم اشاره می گردد:

*- نسخه قرن هشتم- شماره ۸۱۶۷ کتابخانه مجلس:«شمس مله و الدین محمد حافظ علیه رحمه».

*-نسخه ۸۰۱ نورعثمانیه- چاپ عکسی میراث مکتوب: «دیوان املح الشعرا شمس مله و آل محمد حافظ شیرازی».

*- نسخه نیمه اول قرن هشتم که بسیار نزدیک به زمان حیات حافظ است و تحت عنوان«کهنه دیوان» توسط استاد ایرج افشار به چاپ رسیده است در‌هامش صحیفه ۱۴۹در آغاز غزلیات: «دیوان مولانا شمس الله محمد حافظ».

*- جُنگ خطی قرن هشت به شماره ۷۸۵۲۰ کتابخانه مجلس: «لمولانا محمد حافظ».

*- دولتشاه سمرقندی در تذکره معروف دولتشاه:«ملک العلما و شعرا خواجه حافظ شیرازی».

*- تذکره مجمع النفایس :«شمس الدین حافظ شیرازی».

*- تذکره هندی شاه جهانی:«نام وی شمس الدین محمد» است.

*- تذکره آذر خواجه شمس الدین محمد حافظ و غیره. با این همه یکایک منابع فوق متأخر بر دوران حیات حافظ هستند و بعد از ارتحال شاعر تدوین شده اند امّا نسخه خطی جُنگ وبیاضتاج الدین احمد وزیر که در سال ۷۸۲ هجری قمری و زمان حیات حافظ در شیراز تدوین شده در واقع معتبر ترین منبع برای احراز نام دقیق شاعر ماست و توسط تاج الدین، وزیر دربار شاه شجاع گردآوری شده است.

 

این نسخه هم اکنون در کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان محفوظ است و در بر دارنده نظم و نثر پراکنده از نویسندگان و شعای گوناگون به فارسی و عربی است و در سال ۱۳۵۳ به صورت عکسی به اهتمام استاد ایرج افشار به چاپ رسیده است.

 

صاحب این بیاض با توجه به نزدیکی حافظ به دربار شاه شجاع، او را بی تردید به نیکی می‌شناخته و در صدر دو غزلی که از او در صفحات ۳۴۷ و ۷۹۷ آورده است در ذکر نام شاعر، یکی را «لمولانا شمس‌الدین محمد حافظ دام فضله» نوشته و در غزل دوم «مولانا شمس الدین فرماید»ذکر کرده است.

 

بر این پایه، درصحت نام و صفات«شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی»تردیدی وجود ندارد و با توجّه به سایر شواهد و قراین تکمیلی می توان شمس الدین حافظ شیرازی را در زمره القاب و صفات او و نام «محمد» را اسم راستین و واقعی وی دانست.

 

بنابراین بر خلاف دیدگاه استاد علینقی بهروزی، کتابت نام محمد بن محمد ملقب به شمس حافظ شیرازی در امضائات نهایی نسخه ازبکستان به هیچ وجه منافاتی با حقایق احوال شاعر نداشته و نمی تواند مردود به شمار آید.

 

امّا جدیدترین کتابی که به دستخط حافظ است و تاکنون در هیچ منبع فارسی به آن اشاره ای نشده، نسخه شماره ۳۷۷ کتابخانه ملی فرانسه است که تا به امروز از مطمح نظر پژوهشگران ایرانی مغفول مانده است. این نسخه کتاب مصوّر کلیله و دمنه ای است کهبه گزارش کتابداران سابق و لاحق فرانسوی اندر سنوات ۷۸۵-۷۸۰ توسط شمس‌الدین حافظ شیرازی کتابت شده است۳٫

 

کتابداران مذکوردر فهرست خود نام کاتب را «آقا شمس الدین محمد بن کمال الدین حافظ شیرازی»ساکن در دارالملک شیرازذکر کرده اند،امّا مشخص نیست که منبع آنها برای این نام و صفات مرتبط با آن از کجا است. زیرا این اسم در هیچ برگهای از این کتاب نوشته نشده است.

 

ترقیمه یا همان محل امضای نسخه، در قرون بعد برگه ای را با دستخطی متفاوت و از نوع نستعلیق احتمالاً برای اجتناب از خوانده شدن نام حافظ در صفحه پایانی بر روی ترقیمه چسبانده اند؛ اما بخش‌هایی از آن باز و پاره شده و از پشت این پرده جعلی، بخشی از دستخط حافظ که شباهتی تامه با دستخط نسخه ازبکستان دارد،به خوبی نمایان است.

 

در نسخه فرانسه نیز حافظ همانند سایر امضاهای خود در کتاب خمسه ازبکستان در ختم کلام نیمه آشکار مذکور نوشته است:«و سلم تسلیماً کثیرا». چنین کلماتی با این توالی به هیچ وجه در ختم تمامی کتب قرن هشتم هجری مرسوم نیست و تنها در امضائات حافظ مشاهده می گردد.

 

بنابراین وجود آن در نسخه فرانسه، یکی از اماره‌های محکم در صحّت معلومات کتابدار فرانسوی در انتساب دستخط نسخه به حافظ است.

 

در حاشیه صفحه Folio-V114) ) نسخه کلیله و دمنه چند بیتی از حافظ به مطلع «از من جدا مشو که تو ام نور دیده ای»با دست خطی متفاوت نوشته شده که معلوم نیست چه کسی و در چه زمانی آنها را نوشته است. خوشبختانه اخیراً در سال جاری میلادی این کتاب به صورت آنلاین در وبگاه کتابخانه ملی فرانسه با کیفیّت و رزلوشن بسیار خوب قابل مشاهده و دانلود است و جا دارد تا نسخه شناسان و پژوهشگران ایرانی در خصوص نسخ فرانسه و ازبکستان و تطبیق آنها تحقیقات جامع و کاملی را با سفر به این دو کشور و مطالعه میدانی به انجام رسانند.

 

از آنجا که پس از فروپاشی شوروی، کتابخانه ملی ازبکستان همکاری و مساعدت چندانی با پژوهشگران ایرانی برای دسترسی به هزاران نسخه خطی ارزشمند فارسی محفوظ در آن کتابخانه نمی‌نماید، لازم است تا دفتر رایزنی فرهنگی ایران در ازبکستان، با پیگیری و مذاکرات سازنده؛ تصویر کاملی از نسخه ۲۱۷۹ و سایر نسخ موجود در کتابخانه ملی این کشور را برای محققان و فرهنگ دوستان ایرانی تهیه نماید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پی‌نویس‌ها:

۱- ادوارد براون- تاریخ ادبیات ایران جلد سه-از سعدی تا جامی- ترجمه علی اصغر حکمت – نشر ابن سینا – ص ۴۱۷

 

۲-لازم به ذکر است که مرحوم بهروزی به دو امضای دیگر با نام حافظ شیرازی در منابعی غیر از نسخه ازبکستان اشاره کرده اند؛ یکی از منبعی گمنام و بدون تاریخ و دیگری به نقل از کتاب ((خاطرات و خطرات)) مهدی قلی هدایت مخبرالسلطنه که تصویر آن با کیفیّتی بسیار پایین و ناخوانا در صفحه ۹۴ کتاب مذکور چاپ شده است. مخبر السلطنه در باب این تصویر می گوید که در حاشیه برگه ای که دربردارندۀ امضای حافظ است نوشته شده؛ (( این قطعۀ شریفه که خط مرحوم خواجه حافظ علیه رحمه است از نفایس روزگار به شمار می رود که جناب میرزاعلی کازرونی به یادگار داده اند و انا عبد العاصی فرهاد بن ولیعهد طاب ثراه سنه ۱۲۹۸)).

 

۳- کتاب مذکور و اطلاعات جامع مربوط به آن در نشانی اینترنتی ذیل که در سایت کتابخانه ملی فرانسه می باشد قابل دسترس و مشاهده است.نکتۀ قابل توجّه در خصوص کتابخانۀ ملی فرانسه(BNF) این است که کتابدار این نهاد به دو نسخه تحت شمارگان

 

Persan276 و Supplémentpersan 745 در این کتابخانه اشاره می کند و آنها را قابل تطبیق و قیاس با نسخه کلیله دمنه می داند. متأسفانه این دو نسخه هنوز به صورت دیجیتال در وبگاه کتابخانه مذکور قابل مشاهده نیست و اطلاعاتی از آنها در دسترس نمی باشد. تنها اخبار موجود از این دو نسخه در فهارس فرانسوی این است که نسخه ۲۷۶ کتابی در باب طب و استنساخ شده در قرن هشتم هجری است و شماره ۷۴۵ که در سنه ۱۳۸۴ میلادی معادل با ۷۸۶ قمری در شیراز کتابت شده در بر دارنده اشعارعماد فقیه کرمانی می باشد. بعید نیست که این دو نسخه نیز توسط حافظ استنساخ شده باشد و او در دوران کمرنگ شدن یا قطع ارتباطات فرهنگی و ادبی خود با دربار و پادشاهان وقت از راه کتابت امرار معاش کرده باشد. اما فهرست نگار فرانسه اشاره ای به نام کاتب این دو نسخه نکرده است و تحقیقات میدانی در ارتباط با آنها اهمیّت بسیار خواهد داشت. آنچه در ادامه می آید انعکاس بخش‌هایی از اطلاعات کتابدار کتابخانه ملی فرانسه در خصوص کلیله و دمنه شماره ۳۷۷ است که به دستخط حافظ شیرازی می باشد.

 

دریافت مقاله

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما