ورودی تخلفات مجلس شورای ملی / زهره روحی – بخش دوم و پایانی
|۱۱:۵۸,۱۳۹۸/۴/۱۶| بازدید : 110 بار

 

تأملی بر ورودی تخلفات مجلس و تقلبات انتخاباتی در حکومت مشروطه و حکومت رضا شاه

در برابر وضعیتهایی از این دست ، همواره این پرسش قرار می گیرد : چگونه می شود هم از آرایی جلوگیری کرد که به نفع صاحبان قدرت و یا فرمان اربابان و بزرگ مالکان زمین به عوام و یا کشاورزانِ نا آگاه  تحمیل می شود و هم از حق رأی همگان ، و در اینجا به طور مشخص حق رأی کشاورزان حمایت کرد و شأن حقوقی آنان را به مثابه «ایرانیِ دارای حق رأی» محترم شمرد و از آن دفاع کرد!؟ این وضعیتها در کشورهای جهان سوم و در حال رشد ، به واقع تجربه های پارادوکسیکالی هستند که ضمن آن که در عمل ، آزادی انتخاباتی برای همگان را نابهنگام و نامناسب نشان می‌دهد (نگرش نخبه گرایانه بهار و بهارها)، به همان نسبت ناگزیر است ، آن را به مثابه اصلی بنیادی برای ایجاد حکومتی دموکراتیک ، اصلی ضروری به شمار آورد (نگرش دموکراتها ، البته صرف نظر از عملکردهای تخلفاتی شان )؛ صحبت در خصوص آزادی ای است که در «گرگ و میش بیداری» ملتها ، می تواند به سادگی از سوی بسیاری از صاحبان قدرت و نفوذ ،  به تصرف درآید و ضربه ای مهلک بر بنیانهای دموکراتیک جامعه زند؛ چنانچه در تاریخ ایران زده شده است و در خصوص زمان رضا شاه بر علیه خودِ حکومت مشروطه عمل کرد و کلیه آزادیهای دموکراتیک و دستاوردهای بالفعل و بالقوه آنرا منحل ساخت. 

 

به لحاظ آسیب شناسی ، قانون مخفی و مستقیم و بدون سلسله مراتبِ حق رأی برای همگان (یک درجه) ، هیچگونه ضامن اجرایی دموکراتیک نداشته است. چرا که (چنانچه در بحثها دیدیم) خودِ ارکان صاحب قدرت در جامعه (از هر قشری ) ،  به دلیل رقابت های سیاسی و جناح بندی های گاه تا حد ترور یکدیگر ، عملا نشان دادند که قصدشان نه برقراری حکومت دموکراتیک بلکه به نظر می رسد، خواهان حکومت به شیوه سرپرستی بر مردم هستند : شیوه ای که بتوانند بر اساس منافع و مصالح گروهیِ خود ،  به جای مردم تصمیم گیرنده باشند ؛ از اینرو با وضعیت غیر قابل دفاعی مواجه می شویم . زیرا فقدان باورِ حقیقی به حق همگانی و دموکراتیک (و نه وانمودی و شعارگویی) ، از  هر سو در جهت پس زدن و به عقب راندن توده ها از درک و فهم حق دموکراتیکشان عمل کرده بود ؛ چنانچه در گزارشات تاریخی آدمیت دیدیم . و وزیر مختار انگلیس ، با لحنی طعنه آمیز آنرا فرموله کرده بود .   

 

باری ، به لحاظ تصرف قدرت و نزاعهای غیر پارلمانی ، این بقایای حکومتهای فئودالی و قبیله ای نبود که خود را به درون حکومت مشروطه پرتاب کرده بود ، بلکه «استتار شدن» آن (روشِ قبیله ای و فئودالی)، در پوسته ی حکومت مشروطه ـ و در نتیجه نفوذ کرده در ساختار و مدیریت دولتی ـ بود که عامل و سبب سازِ بسیاری از تخلفات و تقلبات در مجلس و انتخاباتی می شد.  زمانه ، زمانه ی کُندِ  بیداریِ روستاییان بود که رعیت وار ، از ساختار فئودالیسم اجدادی خود پیروی میکردند . مسائل روزمره آنها ، بیانگر موقعیت و کلیه توجهاتشان به قلمروی بود که از روستا و فرهنگ روستایی خود و همچنین  مناسباتی که با اربابان و مالکین زمین داشتند ، خلاصه می شد . بنابراین  با سبکی از زندگی مواجه ایم که «در ـ قلمرو عینیت» های قابل دسترسی و پیش رویشان ، نمی‌شد ارتباطی مستقیم با مطالباتی یافت که در شهرها ، خصوصا شهر تهران ، از سوی طبقه متوسط باسواد دیده می شد و به همین منظور مسائل و مباحث مجلس را از طریق مطبوعات دنبال می‌کردند. و احتمالا با وجود تمامی تخلفات و تقلبات مجلس ، می توانستند حامیانی باشند ، برای گروههای در حال  نزاع و کشمکشِ همان مجلس  .  

 

سبک زندگی به شیوه فئودالی ، به معنی «وابستگی به زمین» و مناسبات اجتماعیِ بین «کارِ  زارع بر زمین » و «مالکان بزرگ زمین» است ؛ البته «کاری که توأم با بیگاری» است   . به واقع این روابطِ عینی و واقعی در آن ایام است که هستی اجتماعیِ زارعین و کشاورزان خرده پا را رقم می‌زد. و در این رابطه اگر بزرگ مالکان، فی المثل سپهدار و یا فرمانفرما و غیره ، تصمیم میگرفتند تا به عنوان یکی از بازیگران اصلی رقابت و مبارزه بر سر قدرت سیاسی، در انتخابات شرکت کنند، رأیی که گروه زارعین و کشاورزان خرده پا در صندوقهای انتخاباتیِ مناطق خود می‌انداختند، مسلماً برآمده از روابط واقعی زندگی روزمره شان بود ؛ یعنی رأی به مالک بزرگی که «کار» ، «تولید» و «محصولات»ی که این گروه از زارعین به بار می‌آوردند ، همگی در ارتباط با آن بزرگ مالک بود ؛  و ناگفته نماند که این مجموعه ،  خود مبتنی بر سبک و شیوه تبعیت از نمادهای وفاداری به جامعه فئودالی کشاورزان بود . بدین معنی که تا زمانی که اصلاحات و بازنگری ای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی در خصوص مناسبات بین کشاورزان و مالکان صورت نگرفته باشد ،  پای فرهنگِ سرنمونیِ تاریخی و اجتماعی (به منزله امری برساختنیِ) مبتنی بر «ارباب ـ رعیتی » در میان بود .  و زمانی هم که سردار سپه یا همان رضا خان زورگو در بین بزرگ مالکین سری تو سرها در آورده بود ، رأی روستائیان و یا عوام شهرها  به او و متحدینش اختصاص اختصاص می یافت .

 

ناگفته نماند که بحث «حق انتخاب زارعین و روستائیانی که از خود ملکی نداشتند» ،  از همان نخستین مجلس ، مطرح شده بود ؛ طرحی که در  نظامنامه انتخاباتیِ نخستین مجلس، آنها را از دادن حق رأی محروم کرده بود . و نمایندگی آن طبقه، تماماً به انحصار عمده مالکان منطقه واگذار شده  بود. که البته چنانچه دیده شد ، بالاخره در مجلس سوم ، به تصویب رسید و با توجه به نتایجش ، مشخص شد هیچ تفاوتی در اتخاذ آراء روی نداده بود و همان روال مجلس اول در پیش گرفته شده بود : آراء با روشی به ظاهر دموکراتیک، به عمده مالکان منطقه داده شد .

 

  آدمیت در خصوص محرومیت زارعین و روستاییانِ فاقد ملک  می‌نویسد: «از گفتگوی مجلس بر می‌آید که دشواری عمده در انتخاب نماینده زارعین این بود که طبقه زارع هنوز هشیاری اجتماعی نیافته ، از دایره فعالیت سیاسی دور مانده بود . این درست توجیه می کند عدم مشارکت طبقه برزگران و روستانشینان را در تکوین حرکت مشروطه خواهی» ( 9  ). پس ، آدمیت یک بار دیگر، «هشیاری اجتماعی» در آن ایام را ، به معنای درک روابط اجتماعیِ خارج از مدار فئودالیسم تعبیر می کند.

 

وانگهی یحیی دولت آبادی نیز به فساد و تقلباتی اشاره می‌کند که از دوره چهارم مجلس یعنی زمانی که وثوق الدوله نخست وزیرِ وقت بود ، پایه گذاری شد . وی (وثوق الدوله)  همان کسی است که پنهان از دولت و مجلس ایران با دولت بریتانیا وارد مذاکره شد و  تلاش کرد قرارداد 1919 را که در جهت منافع بریتانیا بود ، به ایران تحمیل کند. این قرارداد از آنجا که بدون آنکه به تصویب مجلس برسد ، وثوق الدوله سعی در اجرا و عملی کردنش داشت ، تا آنزمان ، به منزله عمده ترین تخلف و تقلب مجلس به شمار می آمد. هر چند که از آن پس ، تخلفات و تقلبات چنانچه در مجلس پنجم و ششم شاهد بودیم ، با روشی دیگر ، قانون اساسی را زیر پا گذاشتند. و بدین ترتیب مجموعه ای از ورودی های تخلفات و تقلباتی بسیار بزرگتری را برای حکومت رضا شاه و مجالسش از هفتم گرفته تا به آخر گشودند. دولت آبادی ضمن تأییدِ از دست رفتگی و فروپاشی آزادیهای دموکراتیک و مصونیت نمایندگان مجلس در تمامی دوره های سلطنت رضا شاه، به فسادِ  دولت و مجلس آن ایام اشاره کرده است : «این رویه دولتیان در مجلس چهارم به دست تدبیر وثوق الدوله برای گذرانیدن قرارداد ایران و انگلیس شروع شد و در هر مجلس کم و بیش انجام می گرفت اما در مجلس هفتم به طوری کارش به فضاحت کشید که حتی اشخاصی که دارای استقلال رأی بودند و به مصلحت انتخاب شدند ناچار گشتند استعفا بدهند . در موقع انتخابات، نظمیه دارالتحریری تشکیل داده [و این دارلتحریریه ، ] هزارها اوراق مطابق فهرستِ دولت نویسانده حاضر میگذارند و آنها را به توسط سردسته ها به افراد میدهند که در صندوق انتخابات بریزند در اینصورت نتیجه قطعی است که مطابق دستورِ دولت انتخاب شده است [به طوری که] گاهی اهل محل به هیچوجه نمایندگان و یا نماینده خود را نمیشناسند بلکه شاید اسمش را هم نمی دانند» . (10) . و نیز از فسادی می‌گوید که از مجلس هفتم به بعد ، بدون استثناء در ساختار دیوان سالاری و مجلس رواج یافته بود : « بدون استثنا اول باید رضایت دربار پهلوی را تحصیل کنند و شنیده می شود که هر یک مبلغ معینی هم در خفا باید به وزیر دربارِ [وقت] (تیمور تاش) بدهند و شرط معین را هم که رأی دادن به هر لایحه ای که از طرف دولت بیاید به مجلس،  بدون اعتراض تقبل کنند . آنگاه نام آنها داخل فهرست نمایندگان در آن دوره شده با تعیین آنکه از چه محل انتخاب شوند و آن فهرست به دست نظمیه مرکز و ولایات داده شده ، آنها هم تکلیفشان معین است و همه چیز در دست خودشان و کارکنان مخصوصی است که دارند (11) . بدین ترتیب در دوران حکومت رضا شاه ، هم با دیوان سالاریِ غیر دموکراتیک و به شدت فاسد مواجه ایم و هم با ساختار نظامی و ارتش خود فروخته ای که نه تنها در فساد از دستگاه دولتی چیزی کم نداشت، بلکه اصلا همزاد تؤامان و کامل کننده آن بود. به طوری که هر دو نهایتِ خواست و تکلیف و وظیفه خود را در جلب رضایت رضا پهلوی می‌دانستند. و این یعنی سقوط کامل حکومت ملی؛ به واقع با سقوط حکومت مشروطه ،  حکومت ملی نیز از هستی خویش ساقط شده بود.

 

تجربه دوران حکومت رضا شاه ، ما را رو در روی این پرسش قرار می‌دهد که در برابر شرایط تاریخی و اجتماعی آن ایام (که بهار را وادار به موضعی اشراف گرایانه کرده بود) ، و نیز نگاهِ معطوف به رهیافتهای دموکراتیک ، چگونه می شد در آن ایام عمل کرد و یا امروز می توان عمل کرد ؟! آیا می‌بایست به آرمان دموکراتیک وفادار بود ؛ چیزی که به لحاظ نظری و تئوری حتی ایده آل امروز نیز است و یا با توجه به واقعیات زمانه، می‌بایست عمل گرا بود و به نخبه گراییِ بهار، روی آورد !؟ این پرسش، در زمان خودش ، «گفتمانی» روشنفکری بوده است؛ که پاسخش را با توانایی ها و یا حتی بی‌تجربگی های خود داده اند؛ و این یعنی ما در زمانه خود ، قادر به ارائه راه حل برای روش زندگی و تصمیم برای گذشتگان مان نیستیم .  همانگونه که نمی‌توانیم نسخه ای برای آیندگان بپیچیم و بخواهیم با زور برنامه ای را به آنها تحمیل کنیم. آگاهی پرهیزانه ای که هم به اصلاحات پارلمانی باور دارد و هم به آزادی های دموکراتیک انتقادی در قلمرو عمومی ؛ به نظر می رسد شاید با اتخاذ چنین روشی ، بتوان سردرگمی های برخاسته از شرایط اجتماعی را به وضعیتی برای اصلاحات و تجدید نظر و بازاندیشی موقعیت هایی تبدیل کرد ، که دیگر مطابق با آنچه قبلا بودند ، نیستند. روشی که راهی به قطعیتها ندارد و همواره در حال اندیشیدن و پرسش گری است. به واقع ، گاهی بیشتر نیازمند «اندیشیدن» هستیم تا  کپی برداری از سرنمونهای نخستین (از هر شکل و فرمی : مذهبی و لائیک) ؛ وضعیتی که به «پرسش» از ماهیت وجودیِ مبتنی بر شرایط اجتماعی ، سیاسی و تاریخیِ خاصی که در آن «هستیم» راه می برد . در این روش ، رویکرد به پاسخهای تاریخیِ گذشتگان ، صرفا می باید به منزله ابزار شناختیِ وضعیت گذشته و ابزار سنجی آن در مقایسه با امروز به کار آید ؛ فقط همین و نه کُپی برداری ؛ که در صورت استفاده از کپی برداری ، کار  به تحریف های پروکراستی می انجامد . وانگهی اهمیتِ «پرسش»، در اندیشیدن و «هشیار شدن» است ؛ تا بتوان از ساحتهای تک بُعدیِ معمول در عادت واره ها بیرون آییم  و به سطحِ ارتباطی دیگری از مناسبات اجتماعی با خود، دیگری و جهان مان آگاه شویم . به نظر می‌رسد مهمترین حُسنِ بررسیِ «مسائل و معضلاتِ» تاریخی و اجتماعیِ مربوط به گذشته ، در این باشد که ما را به تأمل فرامی‌خوانند ، و از دایره تنگ روزمره ،  فراتر برده و نگاهی هشیارانه و فراختر به جهان و مسائل مان می دهند .

  اصفهان ، آبان 1397

منابع :

  9. آدمیت ، فریدون  ، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران ، انتشارات پیام ، 2535 شاهنشاهی ، ص 351 ـ 353

10    . دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی ، تهران: انتشارات عطار و فردوسی، 1362، ج4، ص 404 .

11.    یحیی دولت آبادی ، همانجا .

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما