حافظ در زبان و ادبیات آلمانی / محمد تقی‌پور - بخش اول
|۸:۳۲,۱۳۹۸/۴/۱۲| بازدید : 136 بار

 

 

پیشینه آشنایی آلمانی‌ها با ادبیات ایران به سده هفدهم میلادیر یازدهم قمری بازمی‌گردد. آن هنگام که آدام اولئاریوس (Olearius) مترجم یک هیأت سیاسی ـ اقتصادی که به فرمان فریدریش سوم، فرمانروای هولشتاین به ایران سفر کرده بود، به آلمان بازگشت. وی ضمن آنکه در سفرنامه‌اش درباره ادبیات کهن فارسی مطالبی نوشته و به این وسیله آلمانی‌ها را با شعر و ادب فارسی آشنا کرده بود، نخست گلستان سعدی را در ۱۶۵۶ در هامبورگ و سپس بوستان را در ۱۶۹۶ در همان شهر به یاری یک ایرانی به نام حق‌وردی به آلمانی ترجمه کرد. با این حال، پس از آنکه اروپایی‌ها با ترجمه غزلیات حافظ به انگلیسی توسط خاورشناس نامدار، سر ویلیام جونز با حافظ آشنایی یافتند، خاورشناسان آلمانی‌زبان نیز در این راه گامهایی برداشتند و یکی از آنان، رویچسکی اتریشی بود که دوستی عمیق با جونز داشت. او نخست در سال ۱۷۷۱ شانزده غزل حافظ را به انگلیسی و لاتین در وین منتشر کرد و اولین ترجمه آلمانی تعدادی از غزلیات حافظ را در ۱۷۸۳ منتشر ساخت. با این حال نخستین ترجمه کامل دیوان حافظ به زبان آلمانی، که از قضا اولین ترجمه کامل دیوان به یک زبان اروپایی هم هست، به دست دیپلمات و خاورشناس مشهور اتریشی، یوزف فون هامر پورگشتال که در مدرسه زبان‌های شرقی، زبان‌های فارسی و عربی و ترکی را آموخته بود، در ۱۸۱۲ انجام پذیرفت.

 

پورگشتال که در کنار ویلیام جونز انگلیسی و سیلوستر دوساسی فرانسوی، یکی از سه خاورشناسی بود که در پیدایش خاورشناسی لائیک (بیرون از حوزه خاورشناسی روحانیون مسیحی) سهم داشت، در پی آشنایی با کنت رویچسکی مذکور، به خاورشناسی علاقه‌مند گردید و با وی در این کار به همکاری پرداخت. او پس از آشنا شدن با ادبیات فارسی و بررسی ترجمه آلمانی بعضی قطعات دیوان حافظ که کنت مذکور انجام یافته بود، به دیوان حافظ علاقه‌مند و به ترجمه آن به آلمانی برانگیخته شد. در سال ۱۷۹۱ در استانبول به پژوهش در مورد حافظ پرداخت و به مرور یکسره همت خود را به تفسیر «سودی بسنوی» از دیوان حافظ وانهاد. ترجمه او در دو جلد در ۱۸۱۲ـ۱۸۱۳ در شهر اشتوتگارت منتشر شد. شایان توجه است که پورگشتال روی جلد کتاب، در کنار اسم کامل حافظ، واژه «دیوان» را نوشت که تا آن زمان در زبان آلمانی لغتی بیگانه بود. روی نخستین صفحه در هر جلد در کنار اسم محمد شمس‌الدین حافظ، لغت «دیوان» و سپس نام مترجم نوشته شده است. برگردان بیت زیبایی از شاعر بزرگ ایران نیز روی این صفحه نقش بسته است:

کس چو حافظ نکشید از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف عروسان سخن شانه زدند

 

مترجم در پیشگفتار ابتدا به شرح سرگذشت حافظ، سبک شعر و ترتیب دیوان او می‌پردازد. نه تنها در عصر حافظ، بلکه پس از درگذشت وی فرقه‌های گوناگونی او را «بی‌دین» خواندند و از این طریق سعی در لکه‌دار کردن نامش داشتند. هامر به شرح این مسائل می‌پردازد و پس از نگرشی کوتاه به سرگذشت سیاسی و تاریخی زمانه حافظ، سبک شعری او را شرح می‌دهد و علاوه بر غزل، به بررسی قصیده و قطعه و رباعی نیز می‌پردازد. مهمترین موضوع در این مقدمه، شرح مضمون‌هایی است که غزل حافظ در بر گیرندۀ آنهاست. عرفان، عشق، رندی، ساقی و ساغر که در مکتب شاعر ایرانی در مقایسه با شاعران اروپایی مقامی دیگر دارد، در پیشگفتار هامر بسیار کوتاه عنوان می‌شوند.

 

پس از پیشگفتار، مترجم به ترتیب‌بندی غزلهای ترجمه شده می‌پردازد. با توجه به اینکه بعضی از شعرهای حافظ در آن زمان به زبان لاتین با شرح وزن و قافیه برگردانده شده بود، هامر آنها را الگوی خود قرار داد و بر اساس آنها شعرهایی را که خود ترجمه کرده بود، با ذکر وزن و قافیه تقسیم‌بندی کرد. ترتیب قرار گرفتن شعرها مطابق نمونه فارسی دیوان حافظ است و به کمک حروف الفبای لاتین آوانویسی کرد و آن را در ابتدای همان غزلها قرار داد، به گونه‌ای که به‌راحتی می‌توان به کمک آن مصرع یا نیم‌بیت آوانویسی شده، به اصل غزل پی برد. او با به کار بردن این روش‌، همه غزلها را به ترتیب حروف الفبا تنظیم کرده است.

 

مجاهدت‌‌های فکری ویلیام جونز بود که نخستین مستشرقان آلمانی همچون پورگشتال را به ترجمه حافظ برانگیخت. همچنین پیوند فکری نزدیک فون هامر با رویچسکی، این گمانه‌زنی را تأیید می‌کند که ممکن است شرق‌شناسان آلمانی ترجمه‌ها و مقالات جونز را درباره حافظ و ادبیات فارسی مورد تعمیق قرار داده باشند. حتی ادیب بزرگ آلمانی، گوته نیز که نه عربی می‌دانست و نه فارسی، مطمئناً از ایده‌های جونز و دیگر مترجمان انگلیسی در خلق «دیوان غربی‌ـ شرقی» بوده است. ترجمه پورگشتال از دیوان حافظ با اینکه منظوم است، ترجمه‌ای است خشک و بی‌روح و سست و شتاب‌زده و دارای اغلاط چاپی فراوان.

 

فون هامر طرفدار تفسیر ساده دنیوی از حافظ است و معتقد بود «اشعار حافظ در مدح شادخواری و حظّ و نشاط است. اگر چند غزل عرفانی و اخلاقی را کنار بگذاریم، اغلب اشعار او به غنیمت‌شماری لحظه و لذت‌بردن از زندگی می‌پردازد. باده و عشق و ساقی و معشوق، گل و بلبل، بهار و جوانی، اشتیاق وصال و اندوه فراق، ریا و تزویر، هجو عزلت‌گزینی منفعلانه، مدح زیبایی، خودستایی شاعر، محورهایی هستند که شعر حافظ پیرامون آن می‌چرخد. شاید در شعرهای او، وحدت یک «کل» زیبا را نیابیم، ولیکن اگر این چهارچوب را کمی گسترش دهیم و ابیات او را تک‌تک در نظر بگیریم، هر بیت را همچون درّی گرانبها خواهیم یافت. آنگاه به قول معروف، اندام شاعر را حتی در بدن تکه‌تکه‌ شده‌اش نیز خواهیم شناخت».

 

ترجمه‌های پورگشتال به‌رغم کاستی‌ها و سستی‌های فراوان، منشأ الهام شاعران و ادیبان اروپایی، چه در زبان آلمانی و چه در زبان‌های دیگر اروپایی شد؛ برای مثال در زبان انگلیسی، رالف والدو امرسن که علاقه‌ای دیرینه به مشرق‌زمین داشت، ترجمه حافظ را به انگلیسی از طریق ترجمه هامر به انجام رساند و از جمله دو شعر با عنوان‌های «از پارسی حافظ» و «غزل ایرانی حافظ» در مجموعه اشعارش در ۱۸۴۷ منتشر ساخت. از همه مهمتر آنکه ترجمه پورگشتال منشأ الهام گوته ـ شاعر بزرگ آلمانی ـ شد که تصمیم داشت تا میان شرق و غرب، گذشته و آینده، و شعر آلمانی و فارسی پیوند برقرار سازد.

 

گوته

گوته حافظ را از طریق ترجمه فون هامر شناخت و تشابه جالبی میان واکنش اولیه گوته و امرسن به حافظ وجود دارد. گوته «دیوان غربی‌ـ شرقی» را در ۱۸۱۸ نوشت؛ زیرا با روحیات و حال و هوای اشعار حافظ همزبانی و همدلی می‌کرد؛ او در این اثر حافظ را مستقیماً خطاب قرار می‌دهد و او را «آیینه خویش» می‌نامد و برای دیدن خود در مقابل آیینه می‌ایستد، همچون امرسن که با شور و اشتیاق فراوان شعرسرایی درباره حافظ را آغاز کرد و در شعرهایش از این شاعر بزرگ ایرانی بارها یاد نمود. افزون بر علاقه مشترک گوته و امرسن به حافظ، هر دو نیز موضع مشابهی راجع به بُعد مذهبی و عرفانی اشعار او داشتند و طرفدار خوانش عرفانی از شعر وی نبودند. به عقیده گوته نباید شعرهای حافظ را همیشه عرفانی و یا برعکس غیرعرفانی تفسیر کرد. او مخالف آن است که انسان «عشق حافظ» را همیشه عشق به ایزد و شراب او را شراب بهشتی توصیف کند. گوته تمایل به این عقیده دارد که در حافظ هم عشق به خدا وجود دارد و هم عشق به مخلوق خدا. شراب او هم شراب بهشتی است و هم دنیوی و این خواننده است که باید به کمک شناخت خود از حافظ، شعرهای او را چنان که هستند، درک کند و نه صرفاً به میل خود. به این ترتیب گوته در برابر افرادی قرار می‌گیرد که شعرهای حافظ را یا از طریق دین و مذهب تشریح می‌کردند و یا او را به خاطر شعرهایش که با اخلاق و مرام مذهبی مطابق نبود، سرزنش می‌کردند.

 

گوته در شصت و چهار سالگی (۱۸۱۴)، در حالی که از علوم و تمدن اروپایی ملول گشته بود، از طریق این ترجمه آلمانی از آشوب و غوغای اروپا روی برتافت و با پر و بال خیال به سوی شرق پرواز کرد و در گلستان شعر حافظ آشیانه گزید. در این سال «کوتا»، ناشر آثار گوته، برای وی ترجمه‌های پورگشتال از دیوان را فرستاد. او این کتاب را با میل و اشتیاق پذیرفت و مثل سایر آثار ادب شرق، به خواندن آن پرداخت؛ ولی هنوز صفحه‌ای چند نخوانده بود که بی‌اختیار بانگ تحسین سر داد و خواندن کتاب را از نو آغاز کرد؛ زیرا به گفته خودش، ناگهان دریافت که «با اثری روبرو شده که تا آن روز نظیرش را ندیده است».

 

روز هفتم ژوئن ۱۸۱۴ که گوته برای نخستین بار در دفتر خاطراتش نام حافظ را برد، در زندگی وی روزی بزرگ بود؛ زیرا او در این روز، آن «جام جم» را که سالها دل از او طلب می‌کرد، یافت و در خیال به ایران سفر کرد و دیوان خویش را ارمغان این سفر روحانی قرار داد. از آن پس، وی خود را با این تصویر سرود که با کاروان‌های مشک و ابریشم، سفر می‌کند و از کوره‌راه‌های ناهموار به سوی شیراز می‌رود و به گوش خویش می‌شنود که راهنمای سفر، ترانه شورانگیز حافظ را می‌خواند: «آهنگ سفر شیراز کردم تا این شهر را منزلگه ثابت خود قرار دهم و از آنجا چون اتابکان و امیران فارس که هرچند یک بار به عزم سفرهای جنگی رو به اطراف می‌کردند، گاه‌گاه راه سفرهای کوچک در پیش گیرم و باز به شیراز خودم برگردم».

 

وی در ۱۸۱۴ «دیوان غربی‌ـ شرقی» را آغاز کرد و در ۱۸۱۸ به پایان برد. بدین وسیله هم یکی از شاهکارهای ادب آلمانی را به وجود آورد و هم موجب شهرت و معروفیت حافظ و مترجم آلمانی او پورگشتال، در اروپا شد. دیوان غربی‌ـ شرقی که به تعبیر زرین‌کوب، «از ذوق تازه‌جوی شاعر پیر آلمان حکایت می‌کرد»، مورد پسند و اعجاب نسلهای بعد قرار گرفت. نه فقط گویندگانی مثل تامس مور انگلیسی و ادگار آلن‌پو آمریکایی و بسیاری از شاعران بعد تحت تأثیر جاذبه و افسون این کتاب، به تاریخ و هنر مشرق متوجه گشتند، بلکه ویکتور هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و پس از یک دهه از انتشار دیوان گوته، در ۱۸۲۹ «شرقیات» را منتشر کرد و در آن از حافظ سخن گفت. گوته قبل از حافظ با ترجمه گلستان (۱۷۹۲) توسط هردر (۱۷۴۴ـ۱۸۰۳م)، ترجمه لیلی و مجنون (۱۸۰۸) هارتمان و غیره آشنا شده بود، اما آشنایی با حافظ به گونه‌ای بر او تأثیر گذاشت که مابقی عمرش را صرف مطالعه برای شناخت بیشتر حافظ و اشعار و اندیشه‌هایش کرد. او برای شناخت بهتر حافظ که نزد او بازنمود مفهوم شرق تلقی می‌شد، خود را بیش از پیش به شرق مشغول داشت و خواندن تمامی منابع قابل دسترس را آغاز کرد.

 

گوته قبل از آشنایی با حافظ، با ترجمه گلستان (۱۷۹۲) به قلم هردر (۱۷۴۴ـ۱۸۰۳م)، ترجمه لیلی و مجنون (۱۸۰۸) هارتمان و غیره آشنا شده بود؛ اما آشنایی با حافظ به گونه‌ای بر او تأثیر گذاشت که مابقی عمرش را صرف مطالعه در این زمینه کرد. او برای شناخت بهتر حافظ که نزد او بازنمود مفهوم «شرق» تلقی می‌شد، خود را بیش از پیش به شرق مشغول داشت و خواندن تمامی منابع قابل دسترس را آغاز کرد. از این میان می‌توان سفرنامه‌های پیترو دلاواله، اولئاریوس و کتاب تاریخ ادبیات ایران اثر پورگشتال و نیز نخستین مجله تخصصی شرق‌شناسی را که به زبان آلمانی هامر پورگشتال و دانشمندانی دیگر به چاپ می‌رساندند، نام برد. یکی دیگر از منابع مورد استفاده گوته که از ارزشی والا برخوردار است، کتاب «تأملاتی درباره آسیا»ست که سیاستمدار پروسی، هاینریش فریدریش فون‌دیز (دیتس) به رشته تحریر درآورد. گوته در این مجموعه از جمله با «قابوسنامه» آشنا شد. «دیوان شرقی» محصول مشغولیت ذهنی گوته با این منابع بود که در هیأت نهایی‌اش دیگر منحصر به حافظ نماند، بلکه تمامی آنچه را در بر دارد که ممکن بود ذهن گوته از شرق ایرانی و اسلامی تأثیر بپذیرد. با این حال، حافظ به عنوان نخستین انگیزه تألیف دیوان گوته در محور اصلی باقی می‌ماند.

 

گوته بخشهای نخست این مجموعه را «حافظ» می‌نامد و عنوان کنونی «دیوان» را بعدها برمی‌گزیند. حافظ تنها شاعری است که فصلی از این مجموعه به نام اوست. از حافظ بیش از هر شاعر دیگری در اثر گوته سخن می‌رود و کسی نیست که این‌چنین مورد تحسین گوته قرار گیرد: «حافظا، این چه جنون است، [آرزوی] با تو یکسان بودن؟» با این حال، «گوته در آواز بلبل شیراز [حافظ] تصویر خودش را می‌دید. گاهی احساس می‌کرد روحش در کالبد حافظ و در مشرق‌زمین زیسته است». او و حافظ لذتهای زمینی مشابه، شور و شوق معنوی، سادگی کلام و عمق معنایی، جامعیت و وسعت اندیشه همانندی داشتند، هر دو آنها شأن و منزلت خود را در برابر فاتحان بزرگ زمانه حفظ کردند و توانستند در روزگار آشوب‌زده با تحمل سختی‌ها به شعر بپردازند. افزون بر این، گوته خود را با حافظ در عرفان، عشقبازی، و در نبرد با «خرقه‌پوشان»، «زاهدان»، «عالم‌نمایان»، «نیمه‌انسان»ها و «راهبان بی‌خرقه و دستار» هم سهیم می‌یابد و همچون او از دست «زاهدان ظاهرپرست» فریاد می‌کشد و مانند حافظ رنجاندن دیگران را تنها گناه انسان می‌داند. «بازی نیم‌شوخی و نیم جدی با مفاهیم دینی که در برخی اشعار حافظ هست، همانند خود را در دیوان غربی ـ شرقی گوته می‌یابد».

 

دیوان غربی ـ شرقی گوته به دو بخش متمایز از یکدیگر تقسیم می‌شود، بخش نخست مشتمل بر شعرهایی است که گوته به تقلید از سعدی در دوازده «باب» یا «کتاب» گردآوری کرده است بخش دوم یعنی قسمت نثر را موضوع‌های تاریخی و فرهنگی و مذهبی در بر می‌گیرند. ترتیب باب‌های دیوان از این قرار است:

باب نخست: «مغنّی‌نامه ـ کتاب شاعر»، شعرهایی درباره شرق، اشاره به ایران و زادگاه حافظ و شیراز، بیان عشق و شراب به عنوان سه موضوع اصلی شعر، نگرش مختصری به موضوع و مطلب بابهای آینده و شعرهایی به یاد حافظ.

باب دوم: «حافظ‌نامه ـ کتاب حافظ»، شعرهایی در ستایش حافظ و درباره عشق و عرفان او، شعری به تقلید از غزل و توضیح فرم غزل در آن شعر.

باب سوم: «عشق‌نامه ـ کتاب عشق»، درباره عشق و شیوه عشق‌ورزی با توجه به الگوی شرقی، اشاره به لیلی و مجنون.

باب چهارم: «تفکرنامه ـ کتاب نگرش»، شرح رنجها و نارضایتی‌های شاعر و احساس و تمایل روحی او.

باب پنجم: «رنج‌نامه».

باب ششم: «حکمت‌نامه ـ کتاب مَثل‌ها»، دربارۀ ضرب‌المثل‌های شرقی و نکته‌های آموزنده آنها.

باب هفتم: «تیمورنامه ـ‌ کتاب تیمور»، که همان‌گونه که از نامش پیداست، در مورد تیمور و شرح جهانگشایی اوست.

باب هشتم: «زلیخانامه ـ کتاب زلیخا»، که از طولانی‌ترین کتاب‌های دیوان است، در بر گیرندۀ شرح حال داستان عشق گوته و معشوقش است. درد عشق و امید به وصال عاشق و معشوق از جمله موضوع‌هایی هستند که به پیروی از حافظ و داستان یوسف و زلیخا شرح داده می‌شوند.

باب نهم: «ساقی‌نامه ـ کتاب ساقی»، که حکایت از ساقی و ساغر، شاهد و شراب و مطرب دارد. گوته در زمینۀ مستی و جوانی و عشق، چه عرفانی و چه انسانی، از حافظ بهره می‌جوید و او را سرمشق خود قرار می‌دهد. نام این کتاب تقلیدی از «ساقی‌نامۀ» حافظ است.

باب دهم: «مَثل‌نامه ـ کتاب پند و اندرز»، که موضوع آن شعرها و پندهای آموزنده است.

باب یازدهم: «پارسی‌نامه ـ کتاب پارسیان»، دربارۀ ایرانیان باستان و بزرگداشت دین و تاریخ آنهاست.

باب دوازدهم: «خُلدنامه ـ کتاب پردیس»، کتابی است شامل مطالب مذهبی و اسلامی، به‌ویژه دربارۀ بهشت و جهنم و روز بازخواست.

 

نکتۀ قابل توجه اینکه گوته به کتاب‌های دیوان نخست نام فارسی می‌دهد و سپس همان نام را به آلمانی برمی‌گرداند. این شیوۀ نامگذاری دوبعدی، که در عنوان دیوان نیز به چشم می‌خورد، بیانگر تمایل شاعر آلمانی به ارتباط با ادبیات فارسی است. او سعی دارد از این طریق چهره‌ای تازه به اثر خود بدهد؛ زیرا تا آن زمان آثار نظم و نثر خود را چنین ننامیده بود. این دوازده دفتر از حیث موضوع هر یک به غزلی از غزلهای حافظ شبیهند و از حیث موضوع مکمل یکدیگرند، همچنان که اشعار هر کدامشان نیز در یک توالی هدفمند، برای یک روایت دوم، و فراتر از هر تک قطعه بستری را می‌سازد و بدین‌سان میدانی فراخ فراهم می‌کند تا شاعر در بیان موضوعات و عواطف گوناگون و پرداختن به زوایای مختلف زندگی از دید فرهنگ شرق و غرب دستی باز داشته باشد.

 

یادداشت‌ها و بررسی‌ها نیز به تقریب در شصت بخش جداگانه، جنبه‌های گوناگون شرق از تاریخ و ادبیات گرفته تا آداب و رسوم شرقی‌ها را برای خوانندگان غربی مورد بررسی قرار می‌دهد. این یادداشت‌ها با مقاله‌ای کوتاه دربارۀ ویژگی عبریان و اعراب و ایرانیان آغاز می‌شود سپس نکاتی تاریخی دربارۀ پیامبر(ص) و خلفا را در بر می‌دارد و بعد از آن فردوسی، انوری، نظامی، مولانا، سعدی، حافظ و جامی را که به اعتقاد پورگشتال بزرگترین شاعران فارسی زبانند، مورد بحث قرار می‌دهد. در مقالات بعدی بیش از هر چیز تحلیلی از کیفیت شعر شرقی در مد نظر گوته است. گوته با خلق این اثر مهمترین گام را در شناساندن حافظ به جهان برداشت و نام حافظ را جهانی کرد. در واقع دیوان گوته کوششی است برای تلفیقی خالقانه از شرق و غرب و بیش از هر چیز تلفیقی از ساختار ذهنی حافظ و گوته و سرانجام تمجیدی بی‌مانند است که نبوغ غرب از نبوغ شرق می‌کند.

 

روکرت

اما از مکتب هامر پورگشتال، شاعری نابغه در ترجمۀ ادبیات فارسی نیز ظهور کرد که توانست قرآن کریم، رباعیات خیام، شاهنامه فردوسی، هفت‌پیکر نظامی، دیوان بوستان و گلستان سعدی، مثنوی مولانا و دیوان جامی را به آلمانی ترجمه کند. نام این شاعر و استاد زبان‌های شرقی دانشکدۀ ارلانگن، فریدریش روکرت (ruckert) بود، همو که در انواع شعر به‌خصوص غزل و حماسه مهارت داشت. او در ۱۸۱۸ به وین آمد و پس از فراگیری زبان‌های عربی و فارسی و مختصری ترکی، به ترجمۀ مجموعۀ دلاویزی از غزلهای مولوی اقدام کرد. در این اشعار دلکش که در ۱۸۳۰ انجام شده‌اند، او نخستین بار طرز «غزل» را در زبان آلمانی به کار برد. سپس آن را در آثار دیگر خود تکرار نمود تا آنجا که این طرز از شیوه‌های معروف و مقبول در ادبیات آلمان گردید. در سال بعد، روکرت اثری به نام «گلهای شرقی» نشر کرد که دربردارندۀ ترجمۀ ۴۰ غزل از حافظ به آلمانی بود.

 

روکرت در دیوان گلهای شرقی بر مبنای پاره‌ای از طبع‌آزمایی‌هایی که پورگشتال در ترجمۀ اشعار حافظ داشت و همچنین درسهایی که خود در زبان فارسی فرا گرفته بود، ‌توانست متجانس‌ترین قالب، یعنی غزل را در زبان آلمانی برای ابیات حافظ پیدا کند. این سروده‌های آلمانی به خوانندۀ آلمانی‌زبان این امکان را می‌دهد که از همان روح و هماهنگی کامل که بین صوَر خیال برای خوانندۀ فارسی زبان هنگام قرائت اشعار حاصل می‌شود، بهره‌مند شود. اهمیت گلهای شرقی آن اندازه بود که فرانتس شوبرت (schubert) نیز قطعات زیبایی از آن بسازد.

 

حافظ همصحبت دیرینه‌ای بود که روکرت از خواندن اشعارش هیچ‌گاه سیر نمی‌شد. او چندین سال بعد از نشر مجموعۀ مزبور، حدود هشتاد غزل و سی رباعی از دیوان شاعر شیراز را به نظم ترجمه کرد و این ترجمه به گفته آنه‌ماری شیمل، بهترین و معتبرترین ترجمۀ اشعار حافظ در زبان آلمانی بود. شیمل بر این نکته تأکید می‌کند که: «هیچ‌کس به خوبی روکرت رمز و راز شعر حافظ را درست انتقال نداده است. ما وفادارانه‌ترین ترجمۀ غزلیات او را مدیون روکرت هستیم.» هرچند این ترجمۀ نفیس فقط بعد از وفات روکرت و به دست یکی از شاگردان او به طبع رسید؛ یعنی پل دولاگارد که در ۱۸۷۷ ۴۳ غزل و ۲۸ رباعی را به چاپ رساند و ۴۵ غزل دیگر نیزدر سال ۱۹۲۶ توسط هرمان کراین بورگ و رباعیات حافظ نیز در سال ۱۹۴۰ م توسط ویلهلم آیلرس (Eilers) به چاپ رسید. البته ترجمۀ او را بعضی به دلیل گزینش حروف و واژه‌هایی که متوجه حفظ موسیقی شعر حافظ در ترجمه‌اند، ترجمه‌ای تصنعی تلقی کرده‌اند.

منبع: دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما