نگاهی به ادبیات فارسی در دوره متوسطه
|۱۰:۱۰,۱۳۹۷/۹/۲۸| بازدید : 205 بار

 

عبدالرضا قنبری: پس از ده‌ها سال از تاریخ آموزش و پرورش نوین در ایران، هنوز از رشته تحصیلی علوم انسانی در دوره متوسطه در نظام آموزش و پرورش که پیش از این «فرهنگ و ادب» و «اقتصاد» و اکنون «ادبیات» نامیده می ‏شود؛ تعریف جامعی که جنبه کاربردی و عینی داشته باشد، ارائه نشده و بالطبع کتاب‌ها و سرفصل‌های آن نیز با توجه به اهدافی که برای هر درس بیان شده، با قابلیت‌های این رشته و متناسب با نیازهای جامعه علمی ارائه نشده است. تغییر کاربری در کتاب‌های درسی، تنها برای پاسخگویی به نیازهای مقطعی یا موردی یا اینکه کاری صورت گرفته و قصد تحولی و تغییری است، می‏ باشد. بی‌نظمی و آشفتگی در شکل و محتوای درس‌ها بویژه در مهم‌ترین رشته علوم انسانی، یعنی ادبیات فارسی، نشان از نا‌آگاهی و دانش تغییردهندگان است و موجب دلزدگی و خستگی دانش‌آموزان می‏ شود. روی آوردن دانش‌آموزان به رشته‌های دیگر، بویژه رشته‌های علمی و کاربردی نشان از این تصور در بین آنهاست که، ادبیات کاربردی و علمی نیست، این مشکل در بین آموزش متوسطه برخی از نظام‌های آموزشی دیگر کشورها، در گذشته نه چندان دور نیز وجود داشته است و اندیشمندانی چون «ویلهلم دیلتای» (1833-1911) Wilhelm dilthey، تلاش نمودند تا از فاجعه پیش رو و آسیب‌های آن جلوگیری کنند. ویلهلم دیلتای تلاش نمود با ارائه ضابطه‌هایی نشان دهد علوم انسانی نیز در ردیف علوم طبیعی به همان اندازه عینی و ارزشمند و معتبر و واقع نماست.

او در کتاب «تشکل جان تاریخی» The Formation the historical ادبیات را در حوزه واقعی علوم انسانی قرارداد و تلاش کرد آن را علمی کاربردی معرفی نماید. بی‌اعتنایی به قابلیت و توانمندی‌های رشته‌های شاخه علوم انسانی همچون ادبیات، تاریخ و علوم سیاسی... یا نیازهای آن و تعاریف غیر علمی، آسیب‌هایی را به جامعه علمی و آموزشی وارد کرده است و می‌تواند عمیق‌ترین خسارت‌ها را در آینده ایجاد کند.

در شاهکارهای ادب فارسی، قابلیت‌هایی برای زندگی بیان شده است که نمی‌توانیم نسبت به آن بی‌توجه باشیم. با زدودن خرافات و مسائل غیر علمی، می‌توان ادبیات را کاربردی نمود و فرصت‌هایی به دانش‌آموزان داد که استعدادهایشان را به نمایش بگذارند و تجربیات ارزشمندی را به نسل‌های آینده منتقل کرد. ادبیات اعم از شعر و نثر، منبعی غنی و ارزشمند از تجربیات زندگی‌اند.

شعر فارسی بازگو‌کننده وضع زندگانی اجتماعی و روحیات مردم سرزمین‌مان در روزگاران پیشین است. با مطالعه این اشعار می‌توانیم برای زندگی آینده بهره بسیاری بگیریم. آموزش پویا و پیشرونده و زنده از درون همین شاهکارها و متون ارزشمند ادب فارسی به‌دست می‌آید و اگر ایستایی و رکود و مسکونی وجود دارد، مشکل از آثار به جا مانده و متون گرانسنگ نیست، بلکه در بی‌توجهی و بی‌دانشی است. حتی خود سانسوری یا سانسور متون مانع از آن نمی ‏شود تا نهفته‌های درونی آن به نسل‌های بعد منتقل نشود.

نادیده گرفتن جایگاه ادبیات، فساد روحی و تباهی و رکود را برای اجتماع در پی دارد و در واقع نادیده گرفتن واقعیات زندگی است. ادبیات درس زندگی است. با نگاهی به متون تازه تألیف ادبیات فارسی در دوره متوسطه، اگر از چند استثنا بگذریم، آنچه با عنوان ادبیات ارائه شده است، از ذوق هنری و ادبی تهی است و حتی می‌توان تعدادی از درس‌های این کتاب‌ها را به کتاب‌های تعلیمات اجتماعی منتقل نمود. بودن این درس‌ها در کتاب‌های ادبیات در واقع دهن کجی به متن‌های ارزشمند ادبی است.

آشفتگی در ارائه درس‌ها در کتاب‌های درسی تازه تألیف ادبیات فارسی را نیز نمی‌توانیم نادیده بگیریم. در این کتاب‌ها جریان‌های ادبی و ترتیب تاریخی رعایت نشده است و نوعی آشفتگی سهوی را می‌توان مشاهده نمود. این آشفتگی و بی‌نظمی، دانش‌آموزان را از درک واقعی جریان‌های ادبی باز می‌دارد و در دراز مدت انگیزه‌ها و ذوق ادبی آنها را از بین می‌برد به شکلی که در پایان تحصیلات از نوشتن متن ساده نیز عاجزند و حتی با ورود به مقاطع بالاتر از نوشتن مقاله یا گزارش باز می‌مانند و این گونه می‌شود که بازار «مقاله فروشی» رونق می‏ گیرد.

منبع: روزنامه ایران

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما